در ادامه شرح حدیث عنوان بصری به دومین شاخصه بندگی حقیقی یعنی تقدیر و تدبیر میرسیم که از مهمترین دغدغه های انسانه و همواره با اون دست به گریبان. ان شاءالله با توجه و دقت در این فراز سخن شریف امام صادق علیه السلام، افق جدیدی در زندگیمون گسترده بشه .
به بیان ساده خداوند متعال به عنوان خالق و تربیت کننده ی مهربان ما برای هر انسانی یک برنامه دقیق و یک سرنوشت تعیین کرده که بهترین وضعیت مادی و معنوی رو برای او رقم میزنه.
خداوند متعال برای اجرایی کردن همه سرنوشتها و اهدافی که از خلقت داره از راهکاری تحت عنوان "تقدیر" استفاده میکنه که بهش "قضاء و قدر" هم گفته میشه. منظور از "قدر" قوانین و دستورات حتمی و تغییر ناپذیره که همانند جدول کشی خیابان و ریل قطار عمل میکنه و زندگی برروی اون حرکت میکنه و در هیچ شرایطی تغییر نمیکنه و همواره ثابته اما "قضاء" دستورات و قوانین سطح پایین تری هستند که تحت تاثیر عوامل مختلف امکان تغییر دارند. مثلا: مرگ، تقدیر خداست و در هیچ شرایطی از بین نمیره و همه خواهند مرد اما زمان و مکانش قابل تغییره که میشه قضاء. یا مریضی که در زندگی بشر حتمی ست اما کم و کیفش تغییر پذیره. میزان عمر. میزان علم. میزان ثروت و برخورداری از نعمات مادی و معنوی و... همگی با قضاء و قدر تعیین میشن و جهت زندگی ما رو مشخص میکنند که بسوی تکامل و تعالی باشه و ما به آنچه خدا از روز نخست برامون تعیین کرده برسیم.
اما انسان فراتر از موجودات دیگه صاحب اراده و اختیار هم هست و این قدرت خودش برای برنامه ریزی استفاده میکنه. این مسئله هم طبیعی و پذیرفته است هم اینکه لازمه تا زندگی با نظم و البته رضایت و اشتیاق انسان رقم بخوره و پیش بره.
حالا مشکل دقیقا زمانی ایجاد میشه که هیچ رابطه ای بین برنامه ریزی انسان با سرنوشتی که خدا رقم زده وجود نداشته باشه. در این صورت تلاشهای انسان جز خستگی و درموندگی نتیجه ای نداره و مقدرات در اون اقتدار و استحکام کار خودشون رو میکنند و انسان درمونده و منزوی میشه.
از نظر تعالیم الهی برای اینکه انسان دچار این مشکل بزرگ و فرسایشی نشه، لازمه به موازات برنامه ریزی برای زندگی مادی و معنوی خودش، همواره نسبت به خواست خدا هم توجه داشته باشه و با مطالعه و تحقیق و مشورت و آموزش از یکایک خواسته های خدا مطلع بشه. دلیل این مسئله اینه که تصمیمات انسان صرفا از درون اون نمیجوشه و تحت تاثیر عوامل بیرونی هم هست پس اگر همه یا بخشی از عوامل بیرونی سالم و هدایت کننده باشند، تصمیمات صحیح و مطابق با سرنوشت خواهد بود و تلاشهای انسان بیجا و مضر نبوده و به هدر نمیره.
پس لازمه همواره به دنبال شناخت و فهم خواسته های خدا از خودمون باشیم که بهترین راهش مطالعه قران و اسناد قطعی و متقن دینه که عقل در این مسیر بسیار میتونه کمک کنه.
مهمترین نشانه انسانی که همزمان با تصمیم گیری و برنامه ریزی شخصی سعی در شناخت خواسته های خدا و سرنوشت خودش داره، اینه که با رضایت و اطمینان زندگی میکنه. آرامشی که همه انسانها بدنبالش هستند دقیقا از همین هماهنگی بین سرنوشت و برنامه ریزی حاصل میشه.
در دومین شاخصه از بندگی حقیقی امام صادق علیه السلام میفرمایند به تقدیر الهی راضی باش و تلویحا اینکه برنامه ریزی تو بر اساس خواست خدا و تحت تاثیر تعالیم الهی و دینی باشه تا به آرامش برسی و با اطمینان و رضایت زندگی کنی!
ان شاءالله که همگی به این مهم دست پیدا کنیم.
 
   از توضیحات جنابعالی متشکرم.من درباره مصادیق تقدیر مشکل دارم.آیا این  درسته که بعضی ها همه ناکامی های خودشون  ویابرعکس موفقیت هاشون رو به حساب تقدیر میذارن؟ميشه کمی بیشتر توضیح بدین.؟ 
 
مقدرات الهی مشکل ساز و نا امیدکننده نیستند و قطعا صلاح انسان رو تضمین میکنن .مشکل در درک نادرست ماست که عمدتا ریشه در خواسته های نادرست و نابجا داره. خواسته هایی که بخاطر برآورده نشدن باعث طلبکاری انسان بشن غلط و نابجا هستن و اصرار بر اونها نه تنها موجب گرفتاری میشه رفته رفته انسان رو نسبت به برنامه ریزی خدا(تقدیر) بدگمان میکنه.
 
      سومین شاخصه ی بندگی حقیقی در فرمایش امام صادق علیه السلام، فرمانبری و حرف شنوی از خداست.
متاسفانه یکی از نقاط ضعفی که اکثریت مدعیان ایمان بهش گرفتارند گوش نسپردن به دستورات خدا در عمله. یعنی با اینکه ما در حرف فرمانبردار و خداپرست هستیم اما موقع عمل فراموش میکنیم که خدایی هست و دستوراتی برای همه امور داره.
این مشکل گاهی اونقدر ریز و پیچیده میشه که تشخصیصش حتی برای خود فرد هم سخته.
اینکه انسان صرفا شعار نده و صرفا ادعای ایمان و دینداری نداشته باشه و واقعا موقع عمل هم دینداری کنه، امر بسیار مهم و حائز توجهیه. البته قطعا فرادی از مومنین هستند که اهل عمل هستند و امورات زندگیشون-چه مادی و چه معنوی-رو بر اساس امر و نهی خدا انجام میدن اما اگر کسی باشه که از این مشکل اساسی رنج میبره، راهکاری وجود داره که در ضمن تشخیص قطعی این مشکل، رفته رفته اون رو حل کنه و به یکی از مهمترین شاخصه های بندگی حقیقی خدا دس پیدا کنه.
راهکاری که برای این منظور وجود داره اینه که انسان خودش رو عادت بده همه کارهاش رو بدون استثناء با نیت و قصد انجام بده و هیچکار اتفاقی و بدون برنامه در زندگیش نباشه. از کارهای ریز و ساده گرفته تا امور مهم و تصمیمات حیاتی و تعیین کننده!
اینکه انسان بتونه برای راه رفتن، خوردن، خوابیدن، حرف زدن، روابط عادی، شعل و فعالیت روزانه ش و همه کارهای خرد و کلان زندگیش، نیت و قصد داشته باشه، بخش مهمی از معضل پیش گفته رو حل کرده.
میشه گفت تقریبا اکثریت ما از نداشتن نیت و قصد مشخصی برای انجام کارهامون رنج میبریم و ضربات مادی و معنوی فراوونی خوردیم در حالیکه با کمی صرف وقت میشه برای یکایک کارها نیت و قصد و هدفی تعریف کرد و در دفعات بعد اون نیت رو ارتقا داد.
یکی از محصولات و ثمرات نیت داشتن برای همه کارها همینه که دستورات خدا رو برای امور مختلف به یاد خواهیم آورد.
پس اگر جزو کسانی هستیم که نمیدونیم حقیقتا بنده خدا هستیم یا صرفا ادعای بندگی داریم، لازمه که همه کارهامون رو با نیت و هدف خاص انجام بدیم. البته در ابتدا ممکنه مواردی از دستمون در بره یا اینکه نتونیم نیت خاصی برای هرکاری به ذهن بیاریم اما با گذشت زمان و پافشاری و استقامت این مشکلات رفع میشه و پس از مدتی بدنبال بهترین نیتها و اهداف حتی برای کارهای ساده خواهیم بود و در این شرایطه که دستورات الهی به همراه فلسفه و علتشون، نمایان میشن و یکی از شاخصه های مهم بندگی حقیقی خدا محقق میشه. ان شاءالله
 
خسته نباشید عالی بود فقط یه سوال یه موقعهایی آدما خودشون رو خیلی مومن تصور می کنند ولی به قول شما در شرایط که قرار میگیرند خدا در امورشون جایی نداره یه راهکار اصلی بدید که بتونیم خدا رو در همه شرایط در نظر داشته باشیم.
مطابق این حدیث، یکی از راههای توجه همیشگی به خدا، داشتن نیت الهی و صادقانه برای همه کارهاست.
همه میدونیم برای فراموش نکردن خدا در زندگی می بایست اهل "ذکر" بشیم! بالاترین ذکر هم نماز، سپس قران و بعد از اون هم مابقی اذکار خصوصا صلوات و استغفار.

Template Design:Dima Group