...إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ الْأَبْهَجِ فَأَکُونَ لَکَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاکَ مُنْحَرِفا وَ مِنْکَ خَائِفا مُرَاقِبا یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما کَثِیرا.

 

اما فراز پایانی مناجات، اوجی عرشی گرفته و خواسته هایی ناب و بلند را مطرح میکند.

در عوالم عالی وجود که بالاتر از عوالم مادی خلقت هستند، عالم نور بالاترین عالم و مرتبه است. همان عالمی که پنج تن ایجاد کننده و معنابخش آن هستند. همچنان که در روایات شریف هست که پیامبر از این عالم، جلوه گری را آغاز کردند و اسماء الهی منتج از این عالم هستند. حضرت امیر سلام الله علیه در ابتدای این فراز گریزی به عالم نور میزنند و در عبارتی لطیف از خدا رسیدن به آن عالم را میخواهند اما جالب اینکه اوصافی را در ضمن دعا برای آن عالم مطرح میکنند که در زندگی عبادی مومنین موثر و راهگشا و پُر کاربرد است.

حضرت در ابتدا میفرمایند که این نور از "عزّت" خدا نشأت میگیرد همچنان که قرآن کریم، "عزت" را مختص خدا، رسول و مومنین میداند.

همچنین حضرت رسیدن به این عالم و زندگی در عالم نور را مایه شادی قلبی و معنوی میدانند، همچنان که در قرآن و روایات ، مکررا به این نشاط و شادی معنوی که از دیدن نور ایمان حاصل میشود، تاکید شده و اصلا سرّ نگریستن به اولیاء الهی و مؤمنین حقیقی، بهره بردن از همین نور و کسب شادی و شادابی حقیقی باطنی است.

جالب و عجیب اینکه، امام علی علیه اسلام، برخورداران از این نور را "عارف" می نامند. همچنان که در ادعیه مختلفی آمده، شناخت خدا جز با خدا و بوسیله خدا ممکن نیست "بِکَ عَرَفتُک" اینجا نیز امام با ظرافتی عجیب و عارفانه، هدایتگری عالم نور و نور چهره مؤمنین را به زیبائی توصیف میکنند.

به عنوان یادگاری بماند که هرکس نور چهره اولیاء الله خصوصا حضرت حجة سلام الله علیه را ببیند، مومن حقیقی خواهد شد!

نتیجه ی دیگری که امام برای رسیدن به این عالم و بهره بردن از نور عزّت خدا بر میشمرند، جدا شدن راه انسان از منحرفین و غیر خداست! چه اینکه بزرگترین گرفتاری انسانهای طالب حق، گرفتار شدن در دام کسانی ست که ادعای هدایتگری دارند و حتی از علوم و فنون مربوطه کاملا مطلع هستند اما عنصر و اصل و اساسی که ندارند، نور هدایت است و حضرت در اینجا، صریحا اشاره میکنند که اگر کسی به نور الهی و عالم نور ملحق شود، دیگر دچار انحراف نخواهد شد.

و آخرین اثر و نتیجه ای که برای این سیر نورانی بر میشمرند این است که انسانِ مومنِ سالک، از خدا، ترسی در دلش مینشیند که هم او را مراقب خود میداند هم خود مراقبت از وظایف و حقوق و حدود میکند. چه بسا اینکه خداوند ترسناک نیست و صرفا ترس از او حالتی ست که انسان را از لغزش و انحراف و سقوط نگه میدارد.

حضرت این دعای بلند و خواسته عرشی را به دو اسم خاص از خداوند متعال به پایان میبرد که ارتباط تنگاتنگی با این خواسته دارد. یکی "جلال" که بیانگر برتری و رفعت و اشراف خدا بر بنده است و دیگری"کَرَم" که مکرر در این مناجات به بزرگواری و بخشندگی خداوند متعال متوسل میگردند.

در پایان مناجات، صلوات بر محمد و آل محمد است و تاکید بر "سلم" و "سلامت" که معدن و منشاء ش پیامبر و آل او هستند.

خدای من! مرا به نور عزت خودت که شادی آفرین است، آنچنان که شناسای تو گردم و از غیر تو روی بگردانم و از تو بترسم ترسی که موجب مراقبت از حدود و حقوق تو شود! ای صاحب بزرگی و بزرگواری و درود و سلام بی شمار خدا بر محمد رسول خدا و آل پاک سرشت او

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

Template Design:Dima Group