... إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَکَ جَهْرا.

 

گرچه در ابتدای دعا از خدا خواسته میشود که هروقت تو را خواندم مرا اجابت کن اما بعد از این فرازهای عرفانی و عاشقانه، کار دلدادگی به جایی میرسد که امام به خدا عرضه میدارد که مرا جزء کسانی قرار بده که آنها را میخوانی و به ندای تو پاسخ می دهند! اما جالب تر این است که از خدا میخواهد مرا از کسانی قرار بده که آنها را ملاحظه میکنی و آنها در برابر شکوه تو از خود بی خود میشوند و همچنین این درخواست مطرح میگردد که مرا از آنهائی قرار بده که تو با آنها به طور خصوصی و پنهانی، سخن میگوئی و آنها در آشکارا و با اعمال خویش تو را اجابت میکنند.

برای درک این فراز نکاتی را عرض میکنم:

1-انسان کامل که حجت و ولی خداست 4 سفر و سیر اصلی دارد که به اسفار اربعه مشهور است و البته به مدد او سالکان راستین نیز چنین میکنند . این 4 سیر عرشی اینگونه اند:

الف/ از خدا و مبداء هستی به زمین هبوط میکنند

ب/به مدد اسماء الهی از زمین و تعلقاتش جدا گشته و به خدا میرسند

ج/پس از تقرب به خدا، مامور هدایت انسانها شده و به زمین باز میگردند

د/با همه سعی و تلاش خویش انسانها را همراه خویش ساخته و به خدا میرسانند.

بر اساس این توضیح کوتاه، میتوان سیر عرشی این مناجات شریفه را نیز در همین قالب ملاحظه کرد. بنده ای که از اجابت نشدن خواسته ی خویش و نشنیده ماندن حاجت خود در واهمه بود پس از سیری الهی و توحیدی، به جائی میرسد که خدا با او سخن گفته و او اجابت کننده درخواست خدا میگردد.

2-امام علیه السلام در این فراز از 2 لفظ "صعق" و "جلال" استفاده میکنند که جای تامل و توجه دارد.

"صعق" به معنای غرش به همراه نورافشانی ست همچنان که برق آسمان که از برخورد ابرها ایجاد میشود را "صاعقه" می گویند اما در مباحث معرفتی و متون عرفانی وقتی از "صعق" استفاده میشود بیانگر این است که بنده به حد کمال صافی و زلالی و فناء رسیده که سراپا نشانگر نور الهی میگردد. همچنان که موسی علیه السلام که به طور سینا وارد گشت در برابر تجلی نور الهی، درخششی کرد که تمام و کمال نور الهی بود لذا قرآن آن صحنه را نیز با "صعق" توصیف میفرماید؛ در اینجا نیز نه تنها امام علیه السلام حالت بنده خالصِ مخلَص را با "صعق" توصیف میکند بلکه علت و جهت مقابل این عکس العمل موحد مطلق را نیز با وصف "جلال" الهی تبیین میفرماید و منظور از "جلال" حالتی ست که خداوند متعال به تمامی، صفات و مظاهر خود را آشکار و نمایان می سازد که محتاج ظرفی وسیع است.

لذا مجموع عبارت "فصعق لجلالک" این مفهوم را می رساند که خدا در اوج جلوه گری و بنده مخلَص در اوج خدا نمائی قرار گرفته است.

خدای من! مرا از کسانی قرار بده که آنها را فرا میخوانی و آنها پاسخت میدهند وآنها را مورد توجه و نگاه خاص خودت قرار میدهی و آنها در برابر شکوه تو از خود بی خود میگردند-و تو میشوند- و با آنها در نهان نجوا میکنی و آنها آشکارا برای تو کار میکنند!

Template Design:Dima Group