...إِلَهِی بِکَ عَلَیْکَ إِلا أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِکَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِکَ فَإِنِّی لا أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعا وَ لا أَمْلِکُ لَهَا نَفْعا إِلَهِی أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوکُکَ الْمُنِیبُ {الْمَعِیبُ}فَلا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِکَ

 

در این فراز، شیوه سخن گفتن امام با خداوند متعال به طرز عجیبی تغییر کرده و به عبارت بهتر، صمیمی تر میشود تا جائی که به نوعی به جان محبوبش سوگند میخورد؛ گرچه در زبان توحیدی میتوان به حقیقت محبوب نیز اشاره کرد و این عبارت" بک علیک" را در حول محور حقانیت خداوند تشریح و تفسیر کرد، اما در واقع این اوج تقرب بنده به خداست که گوئی فراتر از اسماء الله در دایره ذات اقدس اله، طواف میکند. اما این قسم و این سخن بزرگ برای دریافت کدام خواسته مهم و بی نظیر به کار گرفته شده که به قول معروف ارزشش را داشته باشد؟ امام با ایراد این سخن نغز و عاشقانه از خدا میخواهد که او را به دو جایگاه رفیعِ طاعت و رضایت برساند و از اینجا مقام حقیقی انسان کامل فهمیده میشود که در اوج بندگی و مناجات نه تنها بدنبال خواهش های شخصی-چه مادی و معنوی - نیست بلکه علیرغم اینکه مطیع محض مولای خویش است اما باز هم از خدا طلب خدمت میکند و حتی فراتر از آن همواره و همیشه دغدغه ی اصلی اش جلب رضایت محبوب است لذا در این اوج عارفانه و عاشقانه و با آن قسم و کلام اسرارآمیز از خدا "اطاعت" و "رضایت" را طلب میکند و جالب تر و عجیب تر اینکه نه در مقابل اطاعت کردنش چیزی طلب میکند و در مقابل جلب رضایت معبود، خواسته ای دارد چراکه در بخش بعدی از این فراز، از ناتوانی و ناداری خویش سخن به میان می آورد.

اما در فراز بعدی آنچنان در مناجات با خدا غرق و مدهوش گشته که جز به فناء فی الله و ندیدن مطلق خویش، راضی نمیگردد لذا خود را بنده ای ضعیف و گنهکار و مملوک پر عیب و ناتوان معرفی و یادآوری میکند. گوئی امام هر مقدار که به خدا نزدیک تر میشود با یادآوری نقاط دور از خدا و آنچه در محضر او راه ندارد، نه تنها خود را به خود و به خدا بیشتر می شناساند بلکه مدام از خود تُهی تر شده و مظهر مطلق انوار الهی میگردد لذا در ادامه این فراز از خدا میخواهد که مبادا روی از من بگیری و یا کوتاهی و سهل انگاری هایم را مایه محرومیتم از بخشش خود قرار دهی!

بی شک درک این لطافتهای مناجاتی جز با سیر قلبی و کسب تقوا و دستگیری انسان کامل ممکن نیست و تا کسی دست از گناه نشسته باشد، دلبریهای عاشقانه انسان کامل و معصوم از محبوب بی همتا را درک نخواهد کرد.

 

خدای من! به حقی که خودت بر خودت داری، مرا در زمره اطاعات کنندگانت قرار بده و مرا در جایگاه کسانی که از ایشان راضی هستی مستقر بفرما، چرا که من قدرت برطرف ساختن چیزی را از خود ندارم همچنان که توان کسب منفعتی را برای خویش ندارم!

خدای من! من بنده ناتوان و گنهکاری هستم که مملوک و متوسل به توست پس مرا از آنهایی که روی از ایشان میگیری و بواسطه کوتاهی هایشان از بخششت محروم میسازی، قرار مده!

Template Design:Dima Group