Leader
05 فروردين 1396 ساعت 18:04

شرح مناجات شعبانیه 10

...إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ إِلَیْکَ إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ أُوَاجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّهِ اسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِکَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِکَ

 

در این 2 فراز به هم پیوسته از 2 نکته معرفتی و ایمانی سخن به میان می آید که مهم بوده و در سیر بندگی تاثیر فراوانی دارد.

نکته اول اینکه گرچه معرفت و دین داری حقیقی، می بایست از روی تحقیق باشد و ارثی بودنش بی فایده است، اما نکته مهمی در این بین وجود دارد و آن اینکه چون پدر، یکی از مجاری تسرّی، تجلّی و اِعمالِ ولایت خداست، از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. پدر نه تنها به عنوان به وجود آورنده انسان، بلکه به عنوان اولین و مهمترین کسی که مجرای رسیدن ایمان به قلب انسان است، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. به همین علت، در ادعیه ی فراوانی، بنده به پدرش و اینکه او نیز بنده خدا بوده به نوعی افتخار میکند و البته گاهی برای تاکید و احترام و دقت بیشتر به مادر و بندگی او نیز اشاره گردیده است. همچنین سابقه داشتن در ایمان و بندگی نیز از چنین عبارتهایی فهمیده میشود یعنی وقتی کسی به خدا می گوید من بنده تو و فرزند بنده تو هستم، میخواهد بگوید بندگی ما در نزد تو خانوادگی و سابقه دار است، همچنان که در فارسی و در تعارفات می گوییم: ما بنده زاده هستیم!

نکته دوم اما نکته بسیار مهم، کلیدی و حساسی است ؛ حیاء که در تربیت الهی و رشد معنوی، بیشترین تاثیر را دارد در این فراز دستمایه نجوای عارفانه و عاشقانه ی بنده با خدا، قرار میگیرد. حیاء مطابق روایات فراوان اخلاقی و تعالیم تربیتی بزرگان دین، قوّه، حس و نیرویی درونی است که پیش از ارتکاب خطا و گناه، فعال شده و از انجام کارهای بد و نادرست جلوگیری میکند. البته مراتب و اقسامی برای حیاء وجود دارد اما در این فراز به "حیاء بنده از خدا" اشاره دارد. اما با اشاره ای که به قلّت و کمی حیاء میکنند میخواهند اینطور توضیح دهند که: خدایا ریشه گناهان و گرفتاریهای من کم حیائی من بود وگرنه همان حیاء مانع میشد که با دستورات تو مخالفت کنم و اینگونه گرفتار شوم!

نکته جالب و عجیب اینکه امام علیه السلام، هر دو مطلب فوق را به "کرم الهی" مرتبط میدانند. یعنی هم وقتی از ایمان سابقه دار و خانوادگی خویش سخن به میان می آورند و اعتراف به جایگاه و ولایت پدر میکنند، هم وقتی ریشه گناهان و مشکلات را کم حیائی، معرفی میکنند، در هر دو به کرم الهی متوسل میشوند . منظور از کرم، گستره ی بی نهایتی ست که پسندیده و برازنده خداست. یعنی وقتی خدا را با اسم و صفت کرم، خطاب میکنیم میخواهیم بگوئیم آنگونه با من رفتار کن که پسندیده خدایی و برازنده ی توست؛ و این وسیعترین نگاه طمعکارانه بنده به خداست!

خدای من! من بنده تو و فرزندِ بنده تو هستم که در پیشگاهت ایستاده و به کرم و بزرگواری تو دست حاجت و طلب دراز کرده ام{ تا با برخورداری از کرمت} به تو برسم!

خدای من! من بنده ای هستم که از کم حیائی خویش می گریزم {چرا که اشتباه و گناهم این بود} که با همین کم حیائی به نظر و نگاهت، با تو روبرو شدم و {اینگونه است} که از تو درخواست بخشش دارم چراکه بخشش نشانه ی بزرگواری توست!

Template Design: