Leader
30 آبان 1396 ساعت 07:42

شرح مناجات شعبانیه 2

...إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی. إِلَهِی أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَ حُلُولِ سَخَطِکَ

 

در ادامه مناجات شریف شعبانیه به این فرازها می رسیم که در واقع آغاز درخواست های امام از خداوند متعال هست. ابتدا نکاتی را که در خصوص همه این دعاها وجود دارد، مختصرا عرض میکنم و در ادامه شرحی کوتاهی از این فقرات مینویسم.

نکته اول اینکه بین این 40 درخواستی که یک به یک مطرح میشود، ارتباط معناداری وجود دارد که شاید فقط برای اهل سیر و سلوک قابل درک کامل باشد؛ چرا که بیش و پیش از آنکه جنبه معرفتی داشته باشد با اعمال عبادی محض و موحدانه در ارتباط است. البته برخی از این درخواستها از نظر ظاهری اشتراکی با درخواستهای عمومی و غیر سلوکی دارند اما باید توجه داشت که حتی آن موارد هم در اوج مرتبه خود مد نظر بوده و جز برای کسی که حقیقتا دل به خدا سپرده و واقعا به دنبال تقرب هست، قابل درک کامل نیست.

نکته دوم اینکه فضای حاکم بر این مناجات شریف، یک فضای عارفانه و عاشقانه است. گویی امام علیه السلام با سرمایه محبت نابی که به خدا دارد به عرصه دعا وارد شده فلذا یک نوعی از "غیرت"و یک نوعی از "ناز" که در یک ارتباط خالص می بایست مد نظر باشد، در همه فرازها به چشم میخورد. بدین معنا که هیچ عاشقی بخاطر تقرب زیاد به معشوق، تمایل به افشای اسرار و مراودات قلبی و عاشقانه اش ندارد و همزمان این حالت ظریف، جز با یک غیرت نسبت به معشوق و حتی نسبت به عاشق ممکن نیست. به همین علت، همه ی درخواستهای امام جنبه شخصی، درونی و منحصر به یک فرد مشخص داشته و همزمان بسیار لطیف پر از ابراز محبت است. این فضای حاکم بر مناجات از لفظ جلاله "الهی" که متشکل از "اله" و"ی" ست قابل فهم است. همچنان که در رکوع و سجود نماز در یک مرتبه دیگری از رابطه عارفانه از کلمه "ربی" استفاده شده است.

نکته سوم هم اینکه در این مناجات بزرگ، در یک سیر منطقی و البته شهودی، مراتب یقین کامل شده و یک سیر نورانی تا تجلی محض اتفاق می افتد که برای اهلش بالاترین و بهترین امداد ولی الله و همزمان بهترین محک در سیر خالص بسوی محبوب است.

اما آغاز درخواستها با این خواسته مبنایی و وسیع و عمیق آغاز میشود که:

بنده در رزق الهی غرق و غوطه ور است و اگر به هر نحو و به هر میزان این رزّاقیت کم و محدود شود، بنده احساس مرگ و حرمان و در تنگنا بودن خواهد کرد. شاید بهترین مثال برای این فراز، نحوه زندگی ماهی در آب باشد که هرچه از خوراک و نوشیدن و امنیت و لوازم ادامه حیات نیاز دارد در آب موجود است و به هر نحوی این آب از او دریغ شود خواهد مُرد. لذا امام علیه السلام اینطور عرض میکنند که:

خدای من اگر مرا محروم کنی{از آنچه دارم و بهره مندم} پس چه کسی می تواند روزی رسان من گردد؟! (یعنی هیچکس نمی تواند روزی رسان من باشد). این فراز شامل یک شکر مطلق و آگاهانه نیز هست. یعنی امام وضعیت موجود را از جانب خدا بهترین وضعیت میدانند و خود را ملزم به شکر عملی و پاسداشت و نگهداشت نعمات-مادی و معنوی. چه اینکه در آیات و روایات متعدد، از دست دادن نعمت جز به ناشکری ممکن نمیشود.

فراز و درخواست بعدی اتصال مدام و احتیاج مدام بنده به خدا را متذکر میشود؛ بدین معنا که در این دنیا و در این زندگی جز با نصرت و یاری خدا، زندگی ممکن نیست و عدم یاری خدا مساوی با مرگ حقیقی است لذا از خدای مهربان درخواست میکنند که:

خدای من! اگر مرا یاری نکنی و بی یاور سازی، چه کسی می تواند به یاری من بیاید؟ (یعنی هیچکس جز تو نمیتواند یاری ام کند).

اما فراز سوم به نوعی بیانگر علت دو محرومیت قبل است، یعنی امام علیه السلام با اشاره به این که محرومیت از رزق و نصرت الهی، ریشه در غضب و سخط خدا دارد، باز هم ناشکری را علت اصلی محرومیت از روزی و بی یاور ماندن در زندگی معرفی میکند. لذا عرضه میدارد:

خدای من! پناه می برم به تو از خشمت و از آنچه از آن بدت می آید!

ان شاءالله که همه ما مشمول ادعیه حضرت امیر المومنین علیه السلام و الطاف پدرانه شان قرار بگیریم و بتوانیم با معرفت از این دریای بیکران معرفت و علم و هدایتشان بهرمند شویم.

Template Design: