Leader
02 مرداد 1396 ساعت 01:13

شرح مناجات شعبانیه 1

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یکی از مهمترین، غنی ترین و عمیق ترین ادعیه ما، مناجات شعبانیه است که همه ائمه علیهم السلام بر خواندنش مداومت داشتند. این مناجات که تقریبا بین همه ادعیه، بی نظیر و واجد مدارج و جلوه های عجیب عرفانی ست منسوب به امام علی علیه السلام است. در حد وسع سعی میکنیم شرح کوتاهی بر فرازهای این مناجات غنی ارائه کنیم. ان شاءالله که بتوانیم از سیر معنوی و عرشی این مناجات شریف بهره ی بیشتری ببریم.

این مناجات بلند مرتبه در واقع از 2 بخش تشکیل شده است، بخش اول کوتاه و مشتمل بر چند جمله است که یکی از راهکارهای مهم و اساسی اجابت دعا را متذکر میشود و در حقیقت موانع واقعی اجابت دعا را یادآوری میکند. سپس با مقدمه ای کوتاه وارد بخش دوم که ادعیه و خواسته های اصلی ست، میشود.

در این مناجات شریف حدود 40 خواسته از خدا مطرح میشود که به ترتیب، سیری عرفانی را رقم زده و گویی همچنان که حجابهای نورانی مومن را می درد، جلوات خاصی از معرفت الله را به نمایش میگذارد و البته جالبتر این که همه این 40 دعا با "الهی" آغاز میشود که برای اهل معرفت معنای خاص و اثر خاصی دارد.

بخش اول این مناجات شریف بعد از صلوات، از 4 قسمت تشکیل شده که برای سیر و سلوک و تقرب حقیقی بسیار به کار آمده و مهم و موثر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ

قسمت اول که مشتمل بر این 3 جمله است در ظاهر 3 دعا و خواسته را از خدا مطرح میکند؛ اما در حقیقت اینطور نیست و منظور امام از این 3 جمله این نیست که خدایا دعایم را بشنو و ندایم را گوش فراده و متوجه نجوا و سخنم باش! بلکه منظور این است که خدایا!

چه بسا دعا و دعاکنندگانی که تو دعای آنها را پاسخ نمیدهی

و چه بسا نداها و درخواستهایی که به آنها گوش فرا نمیدهی

و چه بسا نجواها و سخنهایی که به آنها التفات نمیکنی!

پس با من اینگونه مباش و به حرفهایم گوش بده!

اما امام - در قسمت دوم از بخش اول مناجات-، ادله ای را بر میشمرند که تا خدا با توجه به این دلایل، دعایشان را بشنود و اجابت کند.

دلایلی که امام بیان میکنند اینهاست:

فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ

وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ

مُسْتَکِینا لَکَ

مُتَضَرِّعا إِلَیْکَ

رَاجِیا لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی

به درستی که من بسوی تو گریخته ام

و خود را اسیر دست تو ساخته ام

در حالیکه سخت به تو محتاجم

و احتیاجم را با سربه زیری و خضوع بیان میکنم

و سخت به آنچه در نزد توست امیدوارم!

با کمی دقت در این جملات خواهیم فهمید که امام برای ارتباط قوی و موثر با خدا و تضمین شدن اجابت دعایشان، راهکار بسیار ظریف و لطیفی در پیش گرفته اند.

به زبان ما، امام میخواهند با این عبارتها، رگ غیرت خدا را تحریک کنند. چرا که خدا "غیور" است و اگر بنده ای بتواند پناهندگی اش را به خدا نشان دهد و صادقانه وضعیتش را تشریح کند، حتما خدا به دفاع و حمایت از او اقدام خواهد کرد، همچنان که از هر غیرتمندی چنین شایسته و بایسته است!

به همین دلیل امام میگویند من به سوی تو فرار کرده ام؟ از چه کسی؟ معلوم است که از همه...

من دیگر در بین دستان تو قرار گرفته ام... یعنی قصد رفتن ندارم و می مانم و هرچه کنی تسلیم امرت خواهم بود. به قول ما، از سر شکم سیری و تفریح هم نیامده ام بلکه از روی بی چیزی و فقر و احتیاج به تو پناه آورده ام. با گردن کلفتی و غرور هم نیامده ام...بلکه سرافکنده و سربه زیر و در کمال تواضع آمده ام... خب مشخص است اگر بنده ای با چنین حالی به درگاه خدا رو کند، خدای غیور، دعای او رو اجابت خواهد کرد و او را خواهد پذیرفت!

اما امام - در قسمت سوم از بخش اول مناجات- برای صدق حرفهایشان هم دلایلی می آورند، دلایلی از جانب خود خدا تا راهی برای رد و انکارش باقی نماند:

 

وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی

وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی

وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی

وَ لا یَخْفَى عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ

وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی

و تو میدانی در درونم چیست

و از احتیاجاتم با خبری

و از دنیا و آخرتم آگاهی

و اصلا نیازی به گفتن من نیست و تو از خواسته های من و امیدواری ام به تو مطلع هستی

 

این عبارتها به خوبی صدق حرفهای بنده را به اثبات میرساند. چرا که خدا را عالم و شاهد و ناظر همه این حالات و صداقت ادعایش بر میشمرد و به قول معروف: اگه غیر از اینهاست که گفتم خودت بگو!

اما امام - در قسمت چهارم از بخش اول مناجات- به این هم اکتفا نمیکنند وبرای ورود به دایره محبت و رحمت واسعه ی الهی، آخرین تیر را هم رها میکنند که البته این فراز نشان دهنده کمال یقین یک بنده است.

 

وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُکَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَکُونُ مِنِّی إِلَى آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلانِیَتِی وَ بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی

ای آقای من! مقدرات تو بر زندگی و تا آخر کارم و در همه امور آشکار و نهان من جاری ست و کم و زیاد شدن-نعمات- من و سلامتی و خسارت من همه به دست توست.

 

یعنی خدایا من تسلیم مقدرات تو هستم و خود را به هیچ اندازه و به هیچ وجه، موثر نمیدانم و همه آثار از توست و تو مطلقا موثر در وجودی!

با این مقدمه بسیار زیبا، منطقی و کاملا عارفانه، امام ادعیه اصلی را آغاز میکنند و نگاه و منطق آنقدر خالص و عرشی است که حتی در انتخاب لفظ جلاله دقت ویژه ای شده. امام همه خواسته های خودشان در این مناجات را با "الهی" شروع و مطرح میکنند. از نظر اهل معنا "اله" که مابین "الف" و "ه" است نه تنها اسم جلاله و مستجمع جمیع صفات و اسماء است بلکه از نظر جلوات توحیدی و تاثیر در وجود در حد تام و کمال است چه اینکه این اسم با "الف" که سرآغاز جلوات الهی و بسط خلقت است آغاز میشود و با "ه" که اشاره به کنه عالم وجود دارد ختم میشود.

Template Design: