در خصوص ارتباط با معصومین و اولیاء الهی نکات مهمی وجود داره که می بایست بهش توجه و دقت کافی داشته باشیم تا توسلاتمون اثر داشته باشه. سعی میکنم بطور مختصر مهمترین هاش رو عرض کنم:

 

اولین و مهمترین نکته اینه که همه انسانها و بلکه همه موجدات چه بدانند چه ندانند و چه معتقد باشند چه نباشند توسط امنا و واسطه هایی که خدا پیش از خلقت مادی مامور کرده با خدا در ارتباط هستند. چه ان چیزهایی که از خدا دریافت میکنند چه دعا و درخواستهایی که به سوی او میفرستند.

 

در این خصوص داستان معتبری از حضرت موسی کلیم الله علیه السلام وجود داره که خیلی عبرت انگیزه. نقل شده ایشون روزی در حال گشت و گذار در اطراف شهری بودند و از بیابانی مسطحی عبور میکردند. ناگاه متوجه بلندی و تپه ای ناهمگون شدن و نزدیک رفتند تا ببیند جریان چیه.

 

ایشون مشاهده کردند مردی خاکهای بیابون رو روی بدن خودش ریخته و فقط سرش و مقداری از دستهاش بیرون از خاکه. بسیار متعجب شدند و از فرد پرسیدن که بنده یخدا این چه وضعیتیه که میبینم؟ فرد گفت: دست از سرم بردار و برو . وحی اومد که ای موسی پیگذ شو تا حرف دلش رو بزنه و علت این کارش مشخص بشه. حضرت کلیم الله پرسید آیا تو به عذاب و سختی گرفتار شدی که در این حال میبینمت؟ فرد گفت: خیر اتفاقا من در عبادت خدا بسیار سخت کوش بودم. روزها به روزه و شبها به تهجد میگذشت.

 

حضرت موسی پرسیدند پس این چه وحالی ست که داری؟ گفت حقیقتش اینه که از فقر و فلاکت حتی ناچار شدم لباسهام رو بفروشم و در ازاش غذا بگیرم تا از گرسنگی نمیرم و از روی حیا با شنهای بیابان بدنم رو پوشوندم.

 

ایشون از جواب فرد بسیار متعجب شدن و این سوال براشون پیش اومد چوطر کسی بندگی خدا رو انجام داده و اینطور به فقر گرفتار شده؟! وحی اومد ای موسی ازش بپرس شیوه عبادت کردنت چیه؟

 

ایشون پرسید و فرد جواب داد: شیوه خاصی ندارم. مطابق دریافتهای خودم سعی کردم با خدا در ارتباط باشم و کارهای بد رو ترک کنم و کارهای درست رو انجام بدم. اما هرچه بیشتر گذشت اوضاعم بدتر شد و نتیجه ای از عبادتهام نگرفتم. حضرت موسی پرسیدن خب از کجا به دریافتهای خودت و شیوه ای که داشتی اطمینان داری؟ مگر خدا کسی رو برای راهنمایی بندگان نفرستاده؟

 

فرد گفت من نیازی به راهنما ندارم و خودم تشخصیم درسته. وحی اومد که ای موسی به این بنده بگو اگر به این فقر و فلاکت گرفتار شدی بخاطر اینه که گمان میکنی میتونی بطور مستقیم و با درک شخصی خودت با ما در ارتباط باشی در حالیکه ما بندگان برگزیده مون رو برای هدایت مردم مبعوث کردیم.

 

از این داستان و دیگر مواردی که در طول تاریخ وجود داشته میشه مطمئن تر شد که راه رسیدن به خدا محتاج راهنما و واسطه هایی است که از جانب خدا تعیین شده باشن و هرکس برداشتی-حتی درست- از سیر و سلوک داشت نمیتونه راهنمای ما قرار بگیره. چرا که اگر از نظر علمی و حتی عملی هم بتونه راهنمای ما باشه اما آیا ماکن متصل کردن ما به خدا رو هم داره؟

 

پس برای اولین نکته و مقدمه در توسل صحیح باید به این یقین برسیم که اولیاء الهی یعنی انبیاء و جانشینان ایشون جملگی درهای ورود به مسیر رسیدن به خدا هستند و امکان ورود از دیوار وجود نداره.

 

در عمل هم یعنی وقتی شما دعا میکنید یا خدا رو میخونید باید یقین داشته باشید این کلمات و این دعاها، گفته های اولیای خاص خداست و روشی هست که بطور یقینی از جانب ایشون ارائه شده که به همراهش تضمین اجابت هست و هر دعا و خواستی تضمینی برای بالا رفتن و دریافت پاسخ نداره چون از مسیر خارجه

 

دومین نکته مهم در خصوص توسل ترتیب و اولویت اولیای الهی است که متاسفانه در این خصوص بسیار نقص و ضعف در بسیاری از ماها وجود داره.

 

همه ما بر اساس آیات متعددی از قرآن کریم و اصول دینمون می بایست ابتدا به انبیاأ الهی ایمان بیاریم بعد به اوصیاء ایشون و ائمه اطهار و حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیهم اجمعین. این اولویت به این معناست که راه هدایت از آدم علیه السلام شروع شده و نسل به نسل و با تلاش اونها به حضرت خاتم رسیده و نمیشه و نباید این سلسله جلیل رو حذف کرد اونم به این دلیل که ما گمان میکنیم یا مطمدن هستیم مقام 14 معصوم از همه اولیاء الهی بالاتره

 

اینجا لازمه داخل پرانتز مطلب مهمی رو عرض کنم بعد توضیح بیشتری برای نکته دوم خواهم دادم. اوم مطلب مهم اینه که در سده های گذشته اسلام ناب و تشیع به 2 آفت بزرگ گرفتار شده که هنوز آثار مخرب اونها در عقاید و اعمال ما باقیست و شاید اکثر گرفتاریهای فردی و اجتماعی مسلمین و خصوصا شیعیان از همینجا ناشی میشه.

 

این 2 آفت و انحراف. اول قشری گری و اخباری گری است یعنی اکتفا کردن به ظواهر دین که مثال واضح و مشهورش همون قران بر نیزه کردن خوارج در صدر اسلامه که هنوز با شیوه های مختلف ادامه داره.

 

دوم هم صوفی گریه یعنی برداشتهای شبه عرفانی از تعالیم دینی که به دستورات عجیب و غریبی هم منجر میشه

 

حالا اگر قرار باشه اسلام و تشیع رو از این انحرافات پاک کنیم و به کی تفکر ناب دسترسی داشته باشیم- همانند تفکرات امام خمینی رحمة الله علیه- به این نتیجه میرسیم که اول باید به نبوت انبیاءالهی ایمان داشته باشیم و اگر این ایمان کامل بود و حقیقی بود بعد امکان تبعیت از اوصیاء ایشون میسر میشه. شما از باتدای قران کریم تا انتها مکرر به این بحث بر میخورید که : "لانفرق بین احد من رسله" یعنی هیچ فرقی بین فرستادگان الهی نیست. اما صوفی به نحوی در این عقیده خلل ایجاد کرده و قشریون به شکل دیگه و نتیجه ش این شده که ما برای یک امام زاده- که قطعا محترم هست- بیش از انبیاءالهی حتی صاحبان دین و کتاب ارزش و اعتبار قائلیم.

 

در حالیکه لسانا همه ما اصول دینمون رو اینطور میشمریم:

 

·         اول توحید

 

·         دوم عدل

 

·         سوم نبوت

 

·         چهارم امامت

 

·         پنجم معاد

 

اما در عمل نبوت یا کلا از عقاید ما حذف شده یا اعتبار و اثری نداره

 

پس دومین نکته توجه داشتن به انبیاءالهی است که لااقل از نظر زمانی بر اوصیاء و ائمه اطهار اولویت دارند هرچند با دقت در آیات و روایات مستند خواهیم دید که از هر حیق اولویت دارند و صرفا بحث تقدم زمانی نیست و در که ما از اعتقاد به اولیای الهی دچار ضعف و نقص هست/ فقط به عنوان یک نمونه فعلا عرض میکنم که حضرت حجة که قیامشون رو آغاز میکنند در اولین پیام جهانی خودشون رو جانشین انبیاء و بلکه همانند آنها معرفی میکنند و امانتهای مهم انبیاء سلف در نزد ایشون هست که برای اتمام حجت با پیروان ادیان حاضر یک به یک اون امنتها رو اراده میدن/

 

بعد از اینکه لازمه اولیای الهی رو واسطه بین خودمون و خدا بدونیم و یقین داشته باشیم تنها راه اتصال به خدا هستند و بدون اونها هرگز ارتباطی برقرار نمیشه و اینکه انبیاء الله از حیث رتبه بالاتر از اوصیاء هستند و نباید بخاطر احترام به ائمه اطهار نسبت به اصل مهم نبوت و ارادتمندی به انبیاء عظام کم توجهی صورت بگیره ، سومین نکته که بسیار مهم و تاثیرگذاره و متاسفانه در جامعه شیعی از مصائب بزرگ محسوب میشه رو عرض میکنم.

 

همونطور که همگی مطلع هستند در روایات ما بخش قابل توجهی به تشریح و تعریف شخصیت والای امام علی علیه السلام پرداخته و تشیع و شیعه رو با عقیده به ایشون معرفی کرده و همه ما بطور ناخوداگاه و تاریخی خودمون و تشیع و مذهبون رو به حضرت امیر منتسب میکنیم با اینکه بعد از ایشون 11 امام دیگه هم اومدن و حتی آخرینشون حی و حاضر هستند و یا در خصوص گستردگی رحمت الهی که با اتصال به امام حسین و توسل به ایشون معنا میشه و ما هم همگی اولویت خاصی برای سیدالشهداء قائل هستیم چه در برپایی عزای حسینی چه امور دیگه / و نهایتا برای ما شیعیان ایران سومین امامی که ارجحیت و اولویت داره امام رضا علیه السلام هستند و احتمالا به این دلیل که مرقدشون در میهن ماست

 

خب در ظاهر توجه به این 3 امام بزرگوار از میان 12 امام و بلکه 14 معصوم و حتی امامی که هم اکنون زنده است و سالیانی درازی رو منتظر یارانی برای مقابله با ظلم و فساد در شرایط سختی میگذرونه، مستند و صحیحه؛ اما در حقیقت هم همینطوره؟ و میشه بین معصومین تبعیض قائل شد؟ جواب به این سوال میتونه گره های معرفتیه زیادی رو باز کنه و صدالبته توسل ما رو به یک توسل حقیقی و موثر تبدیل کنه بنابراین بطور مختصر بهش میپردازیم

 

در خصوص امام علی علیه السلام و توجه ویژه ای که به ایشون هست چند نکته وجود داره:

 

اول بحث خلافت بعد از نبوت و جانشینی پیامبر که با حوادث تلخ و مصائب و مشکلات فراوانی مواجه شد و غاصبین حق مسلم امام علی و در واقع همه مسلمین رو ضایع کردند لذا ذر روایات برای اثبات این مظلومیت و حقانیت امام علی توجهات خاصی داده شده و شیعیان همواره بر روی این مسئله حساس بودن اما لازمه به این نکته هم توجه کنیم که با الان و باتشکیل نخستین دولت شیعی و رسیدن قدرت به شیعیان، زمینه بازگشت حق به اهل بیت فراهم شده و دقیقا به همی دلیل هست که جمهوری اسلامی رو زمینه ساز ظهور میدونیم و برای خودش بطور مستقل، جایگاه حقی در نظر نمیگیریم .

 

دومین نکته در خصوص امام علی علیه السلام، یک ویژگی خاص و منحصر بفردی درباره ایشونه که فراتر از بحث امامت و خلافت و حتی دایره خلقت مطرحه که برخی آیات و روایات بهش توجه دادن و متاسفانه بخاطر کمکاریهایی که صورت گرفته این مسئله بدرستی تبیین نشده و بلکه به نوعی لوث شده و مورد سوء استفاده قرار گرفته لذا ما به عنوان یک شیعه نمی بایست این مسئله که حقیقت وجودی امیرالمومنین فراتر از دایره خلقت موثر هست رو با مسائل مذهبی و ایمانی قاطی کنیم

 

 به همین ترتیب در خصوص وجود مقدس امام حسین علیه السلام هم ملاحظاتی مطرح شده که باید بهش دقت کنیم و بخاطر رعایتشون نمی بایست از مسیر حق جا بمونیم. مهمترین نکته در این زمینه گستردگی جذب و گره گشائی توسل به سید الشهداست که علتش هم بیان شده و واضحه. در واقع کیفیت قیام و شهادت امام حسین و خانادن و یارانش و اسارت کسانی که باقی موندن به نوحی بوده که لایه های مذهب و دین و قومیت رو برای هر مخاطبی کنار میزنه و صحنه ای انسانی ایجاد میکنه تا مخاطب و شنونده مصائب حسین علیه السلام به صحنه ای روشن از برخودر اوج انسانیت و کمال ایمان و اخلاق با پستترین انسان نماها مواجه بشه.

 

دیدن صحنه کربلا برای هر انسانی فارغ از دین و نگرشی که داره احساسات و عواطف انسانی او رو درگیر میکنه تا زمینه دریافت نور هدایت مهیاتر بشه لذا انسانهای مختلفی در طول تاریخ اسلام حتی بدون اشتراکات مذهبی و دینی به واسطه امام حسین علیه السلام به راه حق دعوت شدن و از ماندگارترینها بوده اند. خب حالا ما به عنوان یک شیعه که از بدو تولد با این مسائل آشنا هستیم الزاما برای همیشه باید در همون سطح یک انسان عادی که ممکنه حتی مسلمان هم نباشه، باقی بمونیم؟

 

یعنی ما هم هنوز و همواره محتاج جذب هستیم و باید احساساتمون مدام تحریک بشه تا شاید زمینه هدایت و جذبمون به راه راست فراهم بشه؟ پس این همه سال در هیئتها و با این همه توسلات چه کرده ایم و به کجا رسیدیم؟... خیر جواب این نیست ما الان باید در این سیستم و مسیر جای خاص خودمون رو پیدا کرده باشیم و پیام نهضت حینی رو دریافت کرده باشیم و راه رو با جدیت ادامه بدیم و بلکه زمینه حضور دیگران رو فراهم کنیم. همانند شهدایی که از این هیئت رفتن ها و توسلات به سید الشهداء راه زندگی امروز خودشون رو پیدا کردن و به رهبری دینی و ولایی لبیک گفتن و از دین و میهنشون دفاع کردند و اگر اینطور نبود اونها هم می بایست هنوز در هیئت ها میبودند و برای دفاع نمیرفتند و...

 

در خصوص امام رضا علیه السلام هم جز اینکه مرقد مطهر ایشون در ایران هست و بالطبع برای ما زیارت ایشون راحتتره اولویت دیگه ای مطرح نیست هرچند نگاه سلطنتی و شاهانه که از دوره صفویه آغاز شد و احترام به ائمه رو در مزین کردن بارگاهشون به طلا و نقره و تشریفات و تجملات معنا کردند و رفته رفته وارد فرهنگ عمومی ما شد هم در این مسئله بی تاثیر نیست/ همچنان که آستان قدس درصدی از توجهی که به ظواهر داره به افکار و سیره امام رضا نداره و طبیعتا در حرم مطهر نیز بجای رشد معرفتی معمولا به در و دیوار و امکانات و رنگ و لعابها توجه داریم

 

پس از این توضیحات میشه فهمید نمی بایست بین اولیای الهی تبعیض قائل بشیم و توسل به هریک برابر با توسل به دیگری است الا اینکه یکی از این بزرگواران همکنون زنده و ناظر اعمال ماست و اتفاقا منتظر ساخته شدن ماست تا به او یاری برسونیم بنابراین اگر قرار بر اولویت و ارجحیت بین معصومین باشه فقط و فقط امام عصر اولیت دارند چه اینکه ادله فراوانی از قران و روایات و صدالبته اصول عقلی این اولویت رو تجویز میکنه

 

پس بعد از اینکه اولیای الهی رو تنها واسطه های خدا دونستیم و انبیاء الهی رو محترم شمردیم و بی توجهی نکردیم سومین نکته در توسل حقیقی و موثر اینه که بین 14 معصوم فرق و تبعیضی نیست و اگر هست منحصر به حضرت حجة علیه السلام هست که زنده و منتظر ما هستند و منحصرا ایشون در همه عالم امکان واسطه فیض الهی هستند و توسل به هریک از انبیاء و اولیاء که صورت بگیره در حقیقت بدست ایشون انجام میشه حتی اگر ما متوجه نشیم. همونطور که خدا یکی است، ولی و خلیفه و جانشین خدا هم یکی ست و در یک نظم و انضباط دقیق امور مادی و معنوی مدیریت میشه و هرکس که بی توجه به محوریت امام زمان خودش باشه، قطعا از یک توسل موثر و مطلوب محروم میشه و از دعا و انابه و توسل جز خستگی چیزی نصیبش نمیشه/

 

نکته اخر هم اینکه اگر توسل بدرستی انجام بگیره، شفاعت محقق شده که متاسفانه خیلی از ما اینطور نیستیم؛ مکررا کسانی که خدمت حضرت حجة شرفیاب شدن و نقلهاشون موجوده، ناراحتی ایشون رو از شیعیان و متوسلین بیان کردن که اینها فقط برای روا شدن حاجاتشون اسم ما رو میارن و به ما متوسل میشن!

 

پس توسل حقیقی یعنی خواستن اولیای خدا برای خودشون و برای خدا نه برای بدست اوردن خواسته های کوچک و بی ارزش دنیایی / البته این به این معنا نیست که حاجتی نداشته باشیم نه! اما اولویت و نیت اصلی می بایست پیوستن به امام باشه تا ما رو به خدا متصل کنه و کسی که متصل به خدا شد از روا شدن حاجت دنیایی خودش شک و ترسی نداره و مطمئنه که خدا تامینش میکنه/

 

مثل توسل به امام مثل نماز جماعت میمونه که در واقع نماز جماعت یک نماز بیشتر نیست که توسط امام انجام میشه و مامومین بخاطر اعتمادی که به او دارند به او اقتدا میکنند/ پس اقتدای به امام معصوم در همه زندگی اخروی و دنیوی به معنای عبادت کردن او نیست بلکه چون او کامله و متصل به خداست و مامور متصل کردن ما به خداست به او اعتماد و ایمان داریم و از او پیروی میکنیم و این پیروی جنبه زبانی هم باید داشته باشه که میشه توسلات مرسوم.

 

از طولانی شدن توضیحات عذرخواهی میکنم. اگر سوال ضروری بود بفرمایید وگرنه این بحث بیش از این ادامه پیدا نکنه بهتره چون به اندازه کافی طولانی شد

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group