نکاتـی چند از سخنرانی با موضـوع  " رابطه بین شخصیت ظاهری و باطنی امامان "

 

1- خداوند متعال یک نمونه کامل از خودش خلق کرده که خلیفه الهی است، همه انسانها خلیفه خدا هستند، ولی یکی از آنها کامل و برگزیده شده است.

 


2- بین انسانها افرادی هستند که فراتر از این ظاهرشان اثرگذاری دارند، تا جایی که اینها بی نهایت هستند و در ظرف زمان و مکان جای نمی گیرند.

 


3- آن چیزی که دیده نمی شود، ولی هست، حقیقت وجودی است، همه این را دارند ولی بسته به آثار وجودی شان رتبه بندی می شود. هر کسی که به حق نزدیک تر باشد، حق یعنی آن چیزی که به وقوع می پیوندد، حقیقت وجودی آن بیشتر است.

 


4- انسانها هرچه از وجود سهم بیشتری داشته باشند، سهم بیشتری از حقیقت خواهند داشت، و برعکس.

 


5- برای انبیاء و اولیاء الهی سهم شان از حقیقت بیشترین سهم، افکارشان، حرف هایشان حقیقی است و تحت تاثیر زمان و مکان نیست.

 


6- اکثر عقیده و حرفهای ما بر اساس حقیقت نیست، بیشتر حدس و گمان و در حقیقت وهم است. ولی وقتی انبیاء الهی حرفی را می زنند تا آخر همان است، در هر موقع زمانی و مکانی.

 


7- انسانهای بصیر وقتی دیگران را می بینند، دقت می کنند تا متوجه شوند دیگران تا چقدر از حقیقت بهره گرفته اند.

 


8- ما باید به خودمان نگاه کنیم، تا مشخص شود که چقدر #حقیقی هستیم و چقدر کارهایمان بر اساس حباب و وهم است.

 


9- اگر عمل انسان بر اساس حباب و وهم باشد، راه حرام و شیطان باز می شود.

 


10- کسی که حقیقت وجودی دارد در تصمیم گیری ها، به دین، عقیده و حرف خدا نگاه می کند.

 


11- خداوند از طریق #وحی و عقل حرف خودش را به ما می رساند.

 


12- عقل هفت مرتبه دارد که پایین ترین مرتبه آن،(مرتبه هفتم) همان عقل معاش است که با آن در طول زندگی محاسبه و اندازه گیری می کنیم. اولین و بالاترین مرتبه عقل، وحی است که همان پیامبر(ص) می باشد.

 


13- هنگامی که تجزیه و تحلیل مغز با عقاید ما گره می خورد و تلفیق می شود، فکر بوجود می آید، این مرتبه ششم عقل است.

 


14- کسی که وارد مرتبه ششم می شود، وقتی از بالا به انسانها می نگرد، آنها را در حال بازی و سرگرمی دنیا می بیند.

 


15- عموم مردم بخاطر بدست آوردن دنیا، وارد مرتبه ششم نمی شوند.

 


16- آن چیزی که در قلب امام وجود دارد، عین حقیقت است.

 


17- کسی که شیعه می شود، بهره زیادی از حقیقت وجودی می برد، گویا این که یک حساب بی نهایت دارد.

 


18- خدا حق مطلق بوده و جانشینی دارد که ظرف حق است و بعد از ایشان هرکس در هر مرتبه ای که قرار دارد به همان اندازه می شود آیینه امام.

 


19- هر چقدر که از حقیقت وجودی خودت بهره بگیری، می توانی بین شخصیت ظاهری امام و حقیقت وجودی ایشان رابطه برقرار کنی.

 


20- تمامی صفات خدا یک ظاهر دارند، یک باطن، هر کس بتواند بین این ظاهر و باطن ارتباط برقرار کند، می شود مصداق یومنون بالغیب.

 


21- کسانی که با پیامبر(ص) مخالف بودند، مخالف این ارتباط ظاهر و باطن بودند.

 


22- دشمنان علی(ع)، ایشان را قبول داشتند، می دانستند که حق با علی(ع) است، ولی نمی خواستند که قبول کنند بین این ظاهر علی(ع) و حقیقت ایشان رابطه ای برقرار است.

 


23- هر چه که به #حقیقت نزدیکتر هستیم، رابطه بین ظاهر و باطن امام را بهتر درک می کنیم.

 


24- ما باید فکر کنیم که چقدر از حقیقت سهم داریم، چقدر از کارهایمان حقیقی است، هر چقدر که حقیقی باشد، اعتبار پس پرده داریم، به همان اندازه هم دعایمان مستجاب می شود.

 


25- برای یافتن حقیقت، باید کمتر صحبت کنیم، کمتر ببینیم، و بیشتر فکر کنیم تا یقین پیدا کنیم که هر کاری انجام می دهیم همان حقیقت است، که به هیچ عنوان تغییری نمی کند.

 


26- درک حقیقت وجودی انسان کامل، در واقع همان درک حقیقت وجودی خودت است.

 


27- با گمان نمی شود حرکت کرد، باید یقین کرد، تا بتوان حرکت کرد، یقین نیز از طریق حس است، اگر انسان چشمش را به غیرحقیقت ببندد، خداوند حواس دیگر او را به حقیقت باز می کند.

 


28- انسانی که چشم، گوش و زبان خود را کنترل می کند، از حقیقت بهره بیشتری می برد.

 


29- اگر می خواهید چشم، گوش و زبان خود را کنترل کنید، تنها راهش کنترل خوراک می باشد.

 


30- کسانی نجات پیدا می کنند، که خوراکشان حلال و طیب باشد، باید هر دو تای اینها با هم باشد، یعنی هم حلال باشد و از راه حلال بدست آمده باشد و حرام نباشد، و طیب هم باشد، یعنی اینکه ناپاک نباشد، طبیعی باشد.

 


31- خوراک را درست کنید، تا حواس در اختیار شما بیاید، باید با همین اعضاء حقیقت را درک کنید و بیان نمایید. اینکه حقیقت یکدفعه، در یک شب به ما می رسد، چنین نیست، این حرفها جزو دین ما نیست.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group