اگر به قرآن کریم و تاریخ ادیان و انبیاء عظام مراجعه کنیم، میبینیم که اگرچه "شرک" و "کفر" طرف مقابل باعث دشمنی و مقابله با راه حق بوده اما عامل پنهان و مهمی همواره بسیار موثر خطرناک همه جوامع و افراد رو تهدید میکرده که حتی از "شرک"و"کفر"بدتر و مخربتر و در مقابله با جبهه حق و ولی خدا، اثرگذار تر بوده.
با اینکه در روایات ما تحت عنواین مختلفی به این مصیب بزرگ پرداخته شده و بعضا "لجاجت" یا "تعصب" نام گرفته اما با کمی دقت متوجه میشیم پیوند این اخلاق رذیله با عقاید باطل بسیار گسترده تر و عمیقتره و حتی اگر فرد منحرف و کسی که در اشتباه قرار داره، راهی برای نجات پیدا کنه، تازه سر و کله این صفت بد پیدا میشه و نه تنها اون روزنه امید رو مسدود میکنه، بلکه فرد رو تا مرحله تقابل علنی با ولی خدا پیش میبره.
البته بحث تعصب کور یا لجاجت ابعاد گسترده ای داره و در مباحث اخلاقی مفصل بهش پرداخته شده اما چیزی که مرتبط با ظهور هست و لازمه همواره آویزه گوشمون باشه و سعی کنیم از درونمون پاکش کنیم، به ظاهر صحیح و حق میاد اما در واقع، کاملا باطل و ویرانگره.
با یک نظر و گذر کوتاه بر تاریخ اسلام و بلکه همه ادیان، پی میبریم عصر ما همه مراحل و انواع دیدنداری ها و مسلکها و فرقه ها رو پشت سر گذاشته و تجربه کرده و تنها عصری هست که هر دو جناح حق و باطل، بر موضع خودشون بدون پنهان کاری، اصرار میورزند و اتفاقا طرفین مدعی حقانیت خودشون هستند.
به نوعی میشه گفت، "نفاق" از بین رفته و دو گروه بد و خوب تقریبا از هم جدا شدن و کاملا مشخصه چه کسی در چه جبهه ای فعالیت میکنه. البته در مسائل ریز و کم اهمیت تر، افراد با عذر و بهانه های مختلف، اشتباهات و نقص و انحرافاتشون رو توجیه میکنند اما در موراد و مسائل مهم و کلان تقریبا همه بر مواضعشون مستحکم هستند و طرف مقابل رو منحرف و بد میدونند.
با این مقدمه کوتاه حالا نگاهی به داخل جبهه حق بکنیم.چه کسانی که رسما مسلمان و موحد هستند چه جمعیت کثیری از انسانهای روی زمین که بطور ریشه ای با حق و ادیان الهی و خدا و معنویت مشکلی ندارند-گرچه در جزئیات مشکلاتی هست- میبینیم که خود این اجتماع عظیم طبقات و اقسام مختلفی داره. و اگر در کی دایره بزرگ فرضی قرار بگیرند، برخی به مرکز ایمان و هدایت نزدیکتر و برخی دور تر هستند.
حالا اون مصیبت بزرگ و اون خطر عظیم که نوع خاصی از تعصب نسبت به حق و خوبی و هدایت و... است در این دایره فرضی، شکل خاصی به خودش میگیره. یعنی گرچه هرکس در دایره ایمان به مرکز نزدیکتر باشه، بهتر و هدایت یافته تر هست اما به همین میزان بیشتر و عمیق تر دچار تعصب هست!
و شاید اقلیت محضی هستند که در عین نزدیکی به مرکز دایره ایمان و صراط مستقیم اما تعصب کوری هم ندارند و در مقابل اکثریتی هم هستند که علیرغم دوری از مرکز هدایت و ایمان اما برعکس گروه اول تعصبی بر روی اشتباهات و انحرافات و مشکلات اعتقادی خودشون ندارند.
به عبارت دیگه میشه گفت گذشته از تقسیم بندی حق و باطل که همیشه بوده امروز و در عصر ما یک تقسیم بندی پنهان دیگه ای بوجود اومده که اتفاقا هرچه به ظهور نزدیکتر بشیم این تقسیم بندی ست که تعیین کننده خواهد بود.
این تقسیم بندی بر اساس تعصب نسبت به عقاید شکل گرفته. چه اونهایی که در جبهه حق هستند چه اونهایی که در جبهه باطل هستند.
بطور واضح این تقسیمبندی به این شکل بوجود اومده و تا لحظه ظهور ادامه خواهد داشت:
1-افراد و گروههای برحق اما بدون تعصب و لجاجت بر حقانیت خود.بلکه مستدل و منطقی و با رعایت حدود و حقوق انسانی بر حقانیتشان پافشاری میکنند
2-افراد و گروههای بر حق اما متعصب که برای اثبات حقانیت خود، حدود و حقوق انسانی و اخلاقی رو زیر پا میذارند
3-افراد و گروههای باطل که متعصبانه از بدی و انحراف خودشون دفاع میکنند
4-افراد و گروه های باطلی که علیرغم بدی و اشتباه و موضع غلط، اما اهل تعصب نیستند و همواره حدود و حقوق انسانی و اخلاقی رو رعایت میکنند
حالا ارتباط این تقسیم بندی با ظهور که اصل این بحث هست جالبتر، عجیبتر و مهمتره
اگر به ابتدای بحث و مروری بر سرگذشت ادیان و انبیاء عظام و مخالفینشون برگردیم، به وضوح میبینیم که 2 گروه نهایتا اهل نجات شدند و 2 گروه نهایتا در برابر حق ایستادند
عجیب اینکه یکی از گروههای نجات یافته که اتفاقا از نظر عددی در اکثریت بودند، در ابتدا اهل حق نبودند و در جبهه باطل تعریف میشدند اما اهل تعصب ورزی کور کورانه نبودند.
و عجیب تر اینکه یکی از گروه های هلاک شده کسانی بودند که در ظاهر جزو جبهه حق بودند اما اهل تعصب کور و رعایت نکردن حدود و حقوق انسانی و اخلاقی
بعد از این مرور تاریخی وقتی به سراغ علائم و شواهد نزدیکی ظهور-چه نقلی چه واقعی- میریم میبینیم که این اتفاق عجیب تاریخی در زمان ظهور بطور گسترده تری تکرار خواهد شد! یعنی دو دسته به امام گرایش پیدا میکنند:
دسته اول: اقلیت برحقی که اهل تعصب نبوده و نسبت به همه حدود و حقوق انسانی رو رعایت میکنند
دسته دوم: اکثریتی که حتی ظاهرا جایی در جبهه حق نداشته اند اما اهل تعصب بروی اشتباه و انحراف خود نبوده اند
از این توضیحات و مقدمات 2 نکته مد نظر هست :
1-سعی کنیم برای عقاید حق و درستمون و همچنین برای اعمال صحیح خودمون، ادله عقلی و نقلی داشته باشیم اما در عین حال و به موازات تحقیقی بودن دین و رفتارمون، از اخلاق و منش های انسانی غفلت نکنیم. یعنی حتی حدود و حقوق کسانی که در جبهه مقابل ما هستند رو هم رعایت کنیم.
2-حواسمون باشه هرچه به ظهور نزدیکتر میشیم، این تعصب در طرفین حق و باطل بیشتر میشه و بعید نیست ما تحت تاثیر این جو قرار بگیریم و بخواهیم اصول اخلاقی و حقوق انسانی رو نادیده بگیریم. پس در ضمن تقویت ایمان و درست کردن اعمالمون، قدرت انعطاف رو در خودمون ایجاد و تقویت کنیم.
مطابق آیات قرآن و البته روایات متعددی که به ما رسیده، ظهور امام عصر علیه السلام مصادف با پیوستن اکثریت مردم حتی با ادیان و مذاهب غیر حق به انقلاب ایشون هست و در مقابل اقلیتی از طرفین حق و باطل به مقابله با انقلاب ایشون اقدام میکنند و هدف از این بحث اینه که اگر ما جزو جبهه حق هستیم مبادا از متعصبین باشیم!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group