Leader
30 مهر 1396 ساعت 22:37

علل و درمان "زود رنجی" و "زود از کوره در رفتن"

آیا زود رنج بودن و زود از کوره در رفتن، مشکل و ضعف اعتقادی دارد؟ چگونه اصلاح میشود؟

مشکلات و به نوعی بیماری های نفسانی از دو بخش عمده تشکیل میشن. یک بخش بین همه افراد مبتلابه، مشترکه و یک بخش هم منحصر به فرد هست. بنابر همین اصل ست که نمیتوان از یک نسخه واحد و مشترک برای همه افرادی که مشکلات و بیمارهای های نفسانی به ظاهر مشترک دارند، استفاده کرد.

در عین حال زود رنجی شاید 2 ریشه اصلی داشته باشه. یکی که کمتر دیده میشه، ظلم زیاد به فرد و نادیده گرفتن جایگاه واقعی اوست که بخاطر تکرار و ادامه، او رو در یک لاک دفاعی و احساسی و ناتوان از دفاع فرو میبره.

اما یک ریشه دیگه میتونه این باشه که فرد بخاطر ذهن گرایی و نوعی از درون گرایی، در ذهن خودش جایگاه خاصی برای خودش فرض میکنه، در حالیکه دیگران از ذهن او و تصورات ذهنی او نسبت به خودش بی خبر هستند و عادی رفتار میکنند. در این مواقع هر نوع رفتار دیگران- با اینکه عادی هم هست- برروی چنین فرد ذهن گرایی، تاثیر منفی میذاره و او گمان میکنه مورد بی مهری و ظلم قرار گرفته در حالیکه واقعا اینطور نیست.

متاسفانه خیلی از افراد به چنین خود برتر بینی غیر واقعی و ذهنی دچار هستند و در مقابلش چون ادله و توان واقعی برای اثبات برتری فرضیِ خودشون ندارند، در یک حالت در خود رفتگی و مظلومیت غیر واقعی فرو میرن.

درمان اصلی و ریشه ای این بیماری نفسانی، آشتی کردن با واقعیت و فاصله گرفتن از ذهنیات خصوصا موارد مثبت و چیزهایی که به نفع خود فرد است، می باشه.

داشتن راهنما یا دوست صالح، یکی از بهترین راهها برای مواجه شدن به خود حقیقی ماست تا در دام ذهنیت گرایی ها نیفتیم.

نصیحت شنوی و عبرت گرفتن از تجربیات دیگران هم میتونه در این زمینه بسیار موثر و مفید باشه.

زود از کوره در رفتن هم چند حالت و چند معنا داره.

گاهی صرفا بخاطر ظرفیت کم فرد هست و رفتار خاصی بعدش از او سر نمیزنه، اما گاهی حالت آتشفشانی داره و با عصبانیت و پرخاشگری همراهه و گاهی هم ریشه در یک رذیله پیچیده ی دیگه داره که متاسفانه افراد زیادی دچارش میشن و اون مراقب دیگران بودن و قضاوت دیگرانه.

یعنی در این نوع سوم، افرادی که بجای دقت در امورات و احوالات خودشون، بر روی دیگران دقت و تمرکز میکنند و معمولا هم به عیوب و ضعفهای دیگران توجه میکنند، بعد از مدتی این حق رو به خودشون میدن که دیگران رو قضاوت و امتیاز دهی کنند. در این مرحله ست که ذهن فرد نسبت به دیگران پر از قضاوتهای درست و غلط شده و به محض اینکه با یکی از این افراد روبرو میشه و چیزی ازشون میشنوه یا میبینه، بخاطر قضاوتهایی که مبنای عملش قرار میده، به سرعت عکس العمل نشون میده و از کوره در میره.

انسان باید سعی که با هر سختی که هست خودش رو ملزم کنه به اعمال و رفتار دیگران بیش از اعمال و رفتار خودش ، دقت و توجه نکنه و سعی کنه وقت و نیرویی که میخواد برای تمرکز برروی دیگران مصرف کنه رو برای مراقبت از خودش و محاسبه اعمال و رفتار خودش خرج کنه. قطعا بعد از مدتی حجم زیادی از قضاوتهاش در مورد دیگران کم میشه و از این قبیل واکنشهای احساسی نجات پیدا میکنه.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design: