Leader
31 شهریور 1396 ساعت 04:27

مقام شکر و رضا

-          فرمودید باید فاصله مان را با امام حساب کنیم.. امام (ع) طبق آیه قرآن از رگ گردن نیز به ما نزدیکتر هستند به قول فرمایشات شما، همه عالم را وجود ایشان فراگرفته پس ما فاصله ای با امام(ع) نداریم بلکه از درک ایشان عاجزیم..این ما هستیم که نسبت به ایشان بی توجه هستیم وگرنه ایشان از هرکس و هرچیزی به ما نزدیکتر است..آیا این مطالب می تواند درست باشد، لطفا راهنمایی بفرمایید

در منطق صرفا مادی هر 2 شیء نسبت واحدی به هم دارند یعنی اگر دورند هر2 از یکدیگر دور هستند و اگر نزدیکند هر 2 به هم نزدیکند اما اگر از مقیاسها و منطق مادی عبور کنیم دو شیء میتوانند رابطه متفاوت و حتی متضادی با هم داشته باشند یکی نسبت به دیگری نزدیک و در عین حال آن شیء دیگر به این یکی دور باشد. پس اینکه خدا یا امام به انسان نزدیک است دلیل بر نزدیکی انسان به امام نیست بلکه ممکن است او بسیار هم از ایشان دور باشد.

برای توضیح این دوری میتوان به عقاید و اعمال و البته بحث مهم "محبت"اشاره کرد. یعنی نزدیک بودن امام به یک فرد دلیل هم عقیده بودن فرد با امام نیست همچنان که در طول تاریخ مکرر اینگونه بوده.

همچنین اینکه امام علیه السلام از نزدیک بر امور انسانها اشراف دارد به این معنا نیست که اعمال این انسانها مطابق و همانند اعمال امام است و نهایتا اینکه امام بنابر جایگاه الهی خویش همه را دوست دارد اما بسیاری از انسانها از محبت ورزی به امام عاجز و محروم هستند.

پس ما باید بسنجیم چه مقدار عقایدمان همانند عقاید امام است

چه میران از اعمالمان همانند امام است

و نهایتا و مهمتر از همه اینکه ما چقدر امام علیه السلام را دوست داریم...بدون چشمداشت!

-          مدیریت داشته ها ونداشته ها چگونه امکان پذیره؟

معنای حقیقی شکر، سپاسگزاری در برابر داده ها و نداده هاست. پس خدا با دادن بعضی پیزها و ندادن بعضی چیزهای دیگه در حال پرورش دادنه ماست

-          تشخیص اینکه نداشتن چیزی ،ندادن از طرف خداست یا همان مصلحت خدایی است چگونه است؟

اگر این روند مختل شده اول بخاطر خوراکه ناسالمه دوم بخاطر اینه که بیرون نماز حواسش به بندگی کردن نیست

اگر کسی در همه حال شکرگزار باشه بعد از مدتی متوجه میشه چرا چیزی رو بهش دادن و چرا چیزی رو بهش ندادن

-          یعنی مصادیق بحمده که فرمودید؟

هرکس شکرگزار واقعی باشه اجازه ورود به مقام حمد رو پیدا میکنه

-          شکرگزارواقعی همیشه ودهمه شرایط راضی به رضای اوست؟

شکر ربطی به رضایت نداره

شکرواقعی یعنی مثلا شما علم دارید بابتش شکر میکنید و پول رو ندارید بازم بابت نداشتنش شکر میکنید . اگر این روند جاریه زندگی بشه شکرگزاری اتفاق افتاده

-          زبانی کفایت میکنه؟

ماها معمولا بابت چیزهایی که داریم شکر میکنیم و بابت چیزهایی که نداریم یا غر میزنیم یا نهایتا دعا و التماس میکنیم

اما در اصل باید برای هر 2 شکرگزار باشیم چون خدا حواسش به همه چیز هست و داده و نداده ش رو حسابه و به نفع ماست

زبونیشو انجام بدیم...باقیش طلبمون!

-          اگه تو دعا کردن اصرار داشته باشیم شاکر هستیم .یعنی این دو به هم مربوطه؟

دعایی که بعدش آدم از خدا طلبکار باشه دعای صحیحی نیست. اگر بعد از دعا کردن سبک شدید و انگار که حاجتتون روا شده، اصرار کردن بر این دعا خوبه اما اگر بعدش طلبکار شدید یا اینکه سرخورده شدید که چرا اینقدر دعا میکنم جوابم داده نمیشه، اساسا اون دعا صحیح نیست و باید تجدید نظر کنید.

-          هروقت صلاح دیدید درباره مقام رضایت هم توضیح بدین

مقام رضا تبعات زیادی داره... اگر اهلش هستید بسم الله وگرنه بذارید به همین مراتبی که بهمون نزدیکتره برسیم...اون مقامات هم باشه برای اهلش..بسم الله زبونی به درد نمیخوره...عملی!

-          الان باید عملی چیکارکنم؟

لااقل چند روزی بهش فکر کنید...بعد

-          این وسعت ظرفیت دقیقا یعنی چی؟یعنی تشنگی؟

تشنگی یعنی طلب. ظرفیت یعنی قبول. اینا باهم خیلی فرق میکنن

ما وقتی حواسمون داده هایی رو در اختیارمون میذارن، در ذهن ذخیره میشه و فراخور حال ازش استفاده میکنیم اما اگر این حواس صاحب روح و باطن شدن اون وقت داده هاشون جای بسیار وسیعتر، پاکتر و نورانی تر از ذهن نیاز دارن که اسمش قلبه! و این قلب باید وسیع باشه تا دیده ها و شنیده ها و همه دریافتهای باطنی رو بتونه در خودش جا بده1

-          چطور میتونیم تشخیص بدیم فقدان نعمتی خواست خداست و شکرگزار باشیم بابتش،یا از کوتاهی خودمونه(تا در جهت تغییرش تلاش کنیم)؟

راه عملیش اینه که مدتی بطور خالصانه بابت همه داشته ها و نداشته ها شکر کنیم-مثلاده روز- بعدش رفته رفت اون قدرته تشخیص بوجود میاد

-          مگر نه اینست که مخلوقات هم خدا را شکر میکنند؟مگر نه اینست که انسان ها در مقابل کاری که برای هم میکنند شکر و یا تشکر میکنند؟خوب فرق ذات باریتعالی و حضرت دوست با دیگر بندگان چیست؟

وقتی نعمتی بدست میاد که اتفاقا مورد نیازه اما در قبالش هزینه ای پرداخت نشده، گیرنده حالتی پیدا میکنه که بیانگر اعتراف به دریافت. اعتراف به نیاز. اعتراف به قدردانی هست. این حالت که در حقیقت استفاده صحیح از اون نعمته و ممکنه به زبان هم بیاد، شکر گفته میشه

اما حمد معنای وسیعتر.عمیقتر و البته عرفانی تری داره. حمد یعنی ستودن بدون چشمداشت و صرفا از روی شایستگی

باید توجه داشته باشیم که حمد از عهده ی انسانهای معمولی برنمیاد و شکر هم کار اهل معرفته و کسی مثل من همینکه ناشکریه عملی نکنه و نعمات رو هدر نده توفیق بزرگیه و البته اگر بشه دایره ناشکریها رو با استغفار و استفاده صحیح از نعمات محدود کنیم، امید میره امکان شکر هم پیدا کنیم

البته بدتر از ناشکری، کفران نعمته. یعنی از نعمت در جای نادرست استفاده بشه که از جمله مواردیست که انسان سریعا مواخذه میشه

این نکته هم مهمه که هرچه نعمت بزرگتر و مهمتر و غیرمادی تر باشه امکان کفران و ناشکریش هم بیشتر و نتیجتا خطرناکتره

-          منظور از سریع مواخذه میشه یعنی چی ؟

بیشتر ضربه ها و لطمه هایی که میخوریم در اثر همین مواخذه خداست

-          ایا بیماری هماز همین ناحیه است ؟

برخی از بیماریها بله. نشونه ش هم اینه که در اثر این بیماریها انسان از خدا و معنویات دورتر میشه

-          ولی بعضی از بیماریها باعث میشه انسان بیشتر به خدا نزدیک بشه؟

بیماری اگر علیرغم سختیهاش دل رو رقیق تر کنه و در مجموع انسان حس و حال معنویش و ارتباطش با خدا بیشتر بشه، بهش بلاء حسن میگن که خدا بوسیله ش بنده رو تربیت میکنه و اجر و مقام میده

-          گويا بيماري بحثش خيلي مفصله و علتهاش زياد گاهي از روي ضعف ما در نگهداري امانتيه كه خدا داده، گاهي ي امتحان و ازمايشه، گاهي به فرمايش استاد مواخذه، گاهي نعمته تا قدر سلامتيو بيشتر بدونيم، اين كه بيماري در حال حاضر علتش چيه سخته، كه به نظرم در هر حال با شكر چيزي از دست نميديم و علتشو ميفهميم

دقیقا همینطوره که فرمودید

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design: