وقتی ما چیزی رو درک میکنیم و یا حس میکنیم از نگاه معرفتی چه اتفاقی رخ میده؟

مبانی و اصول ادراک رو میفرمایید.

انسان دو نوع یا دو سطح عضو و حس داره. سطح اول ظاهری. سطح دوم باطنی.

به عضو ظاهری "جوارح" گفته میشه

به عضو باطنی "جوانح" گفته میشه

در واقع هر یک از حواس پنجگانه انسان، به یک حس باطنی متصله! اگر بینائی ظاهری داریم که با چشم انجام میشه، یک قدرت بینائی باطنی هم داریم که با چشم باطنی انجام میشه.

فلسفه در اختیار داشتن و استفاده کردن از حواس ظاهری برای انسان-بر خلاف و فراتر از حیوانات، رسیدن به حس باطنی است. مثلا وسیله شنیدن -به شکلها و توانائی های مختلف- در بدن همه حیوانات وجود داره در بدن انسان هم گوش برای شنیدن قرار داده شده. اگر کسی صرفا از گوش برای شنیدن صداهای ظاهری که در طبیعت و از موجودات مختلف تولید میشه، استفاده کنه، فعلا فقط کاری رو انجام داده که بسیاری از موجودات من جمله حیوانات انجام میدن اما اگر بتونه صحیح و دقیق به عمق و معنای صدا هم پی ببره، در واقع از گوش باطنی و انسانی خودش هم استفاده کرده.

درک کردن و ادراک یعنی رسیدن به اصل و منشائ و حقیقت، پس میشه با استفاده از حواس ظاهری و باطنی، به حقایق اطراف دست پیدا کرد.

البته حواس باطنی از درون انسان و از فطرتش تغذیه و هدایت میشن، یعنی در واقع احساس بیرونی، همزمان به رساندن انسان به یک حقیقت، انسان رو با درونی ترین لایه وجودی خودش که فطرت است، نیز آشنا تر میکنه. در حقیقت هرکس که بهتر و بیشتر از حواس ظاهری و باطنی خودش استفاده میکنه، بهتر و بیشتر خودش رو می شناسه و بهتر و بیشتر تابع فطرت الهی خودش هست. نتیجه این تبعیت، حرف شنوی و قبول، حرفهایی کسانی ست که از جانب خدا برای هدایت انسان فرستاده شده اند.

در این خصوص و فعال شدن حواس پیشنهادی دارید؟

مثلا من به یک رنگ نگاه میکنم، صورت ظاهری اون رو درک میکنم آبی قرمز سبز و ...

اما  صورت باطنی اون رنگ رو چطور میتونم پیدا کنم؟ طبق فرمایش شما بایستی حواس ظاهری و باطنی رو باهم داشت تا حقیقت اون چیز به دست بیاد.

خوب در این رابطه دستور چیست؟ چه کنیم؟ یقینا هدف نهایی درک حقایق هستش که در حال حاضر از توان ما ساخته نیست.

گرچه مفهوم کلی مد نظر شما در این سوال صحیحه اما خودِ سوال دقیق و صحیح نیست چراکه بهرمندی از امکانات معنوی، امری حسی و مادی نیست که راهکار ظاهری داشته باشه. در ضمن اینکه رابطه ی ظاهر و باطن کاملا مشخصه که "باطن" درون و پس از "ظاهر" قرار داره نه اینکه در کنار و موازی هم باشند!

در هر صورت برای درک حقیقت توسط هرکس می بایست جوانح(اعضای باطنی) او به کار بیفته و این مسئله 2 شرط کلی داره:

شرط اول استفاده بهینه و صحیح و دقیق از حواس ظاهری

شرط دوم رعایت مسائل معنوی که عبارتند از:

1-خوراک حلال و طیب

2-تربیت یافتگی

3-رعایت تقوا

4-اخلاص

5-ارتباط با ولی الله

چند توضیح مختصر

اول اینکه شرط اول یعنی استفاده صحیح از حواس ظاهری، در حقیقت شکر عملیِ داشتن این نعمات هست و تا کسی قدردان حواسِ خدادادیِ خودش نباشه، امکان بهرمندی از قابلیتهای معنوی رو نخواهد داشت.

دوم اینکه 5 حس باطنی انسان در قلب او جای داره لذاست که خوراک حلال و طیب، تربیت، تقوا، اخلاص و ارتباط با ولی الله ضرورت داره. تا قلب کسی پاک و آباد نباشه، نمیتونه به حقیقت دسترسی پیدا بکنه. در واقع این الزامات معنوی برای کسب و دوام طهارت باطنیِ فرد هست و همچنین ارتباط قلبی و معنوی با امام معصوم به جهتِ گم نکردن راه و اشتباه نشدن مسیر هست. چرا که ممکنه کسانی دید باطنی پیدا بکنند اما حق نباشه و تحت تصرف شیطان ایجاد و مدیریت بشه.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group