... همانگونه كه آتش از خيمه‌ها شعله مي‌كشيد، بانوي بزرگواري را ديدم كه ايستاده است و آتش در اطرافش زبانه مي‌كشد و او پيوسته به اين سوي و آن سوي مي‌دود؛ دست بر دست مي‌زند و به درون خيمه‌اي در رفت‌وآمد است. با سرعت خود را به او رساندم و گفتم: اي بانو! چرا در ميان آتش ايستاده‌اي؟ مگر نمي‌بيني كه همه زنان فرار كرده‌اند؟ چرا به آنها نمي‌پيوندي؟!...


اما بانو ايستاد تا انتظار بالندگي اسلام را با شهادت‌طلبي خويش پايه‌گذاري كند: انتظاري پويا. آري او زينب است و زينب فراتر از واژه‌ها و معناهاست، وجودي لايتناهي كه فقط مي‌سزد زينت علي باشد.
اگر آن روز جسم حسين و يارانش به شمشيرهاي يزيديان پاره‌پاره‌ شد و آفتاب سوزان كربلا بدن‌هاي‌شان را سوزاند اما دختر علي پناهگاه امني بود بر فكر و راه حسين و بر دين خدا در هنگامه‌اي كه آتش ظلم دشمنان حق، شعله مي‌كشيد.
و امروز هم اگر آتش ظلم و فساد دشمنان دين خدا از هر سو راه حسين و فرزندان معصومش را نشانه گرفته باز اين زينب است كه سنگرهاي گريه بر شهيد كربلا را مادرانه مديريت مي‌كند و اين زينب است كه خطابه‌ها و نوحه‌ها را به جان‌هاي شيفتگان مي‌نشاند تا پرچم شهادت و شهادت‌طلبي همچنان در اهتزاز باشد و حسيني‌ها بدانند بايد مهدوي هم باشند. هيأت‌ها منبرهاي زينب‌اند و هركس براي ياري و حفاظت از ولي خدا هستي‌اش را در ميان شعله‌هاي ظلم، پناه و پشتيبان دين خدا قرار داده، رهرو راستين راه زينب است.
آري شهادت و انتظار، بال‌هاي كمال و عروج اسلام و زينب، الگوي شهادت‌طلبي، ايثار و انتظار پوياست. سلام خدا بر او و اجداد طاهرينش. شهادتش تسليت باد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group