بنام او


در بخش نخست این نوشتار دریافتیم مدیریت پنهان جهان امروز با تسلط بر دو مرکز اصلی "علم مدیریت" و "صنعت رسانه" ، هدایت همه تولیدات بشری را در دست دارد .


در عنوان مقاله دو واژه جلب نظر می نماید یکی ظهور و دیگری پیشرفتگی البته از آنجا که واژه هایی شناخته شده هستند بی مقدمه لغوی و ترجمه یی وارد بحث شدیم و بخاطر تقدم زمانی پیشرفتگی امروز بشر بر ظهور فردای منجی همکنون اشاره یی هم به مختصات ظهور می نماییم تا در انتها از ارتباط این دو مقوله ی مهم سخن بی میان اوریم و سه پیام مهم و راهگشا را برای منتظران گوشزد نمیاییم که عبارتند از ؛


1- زمینه ی ظهور منجی


2- شناخت دشمن منجی


3- چگونگی تقابل منجی با دشمن

 


البته نباید فراموش کنیم که مقصود این نوشتار بحثی نظریه یی می باشد و از ورود بر مصادیق حتی الامکان خودداری مکیند .


مقوله ظهور علیرغم تعریف نسبتا روشنی که در اذهان بسیاری از مردمان روزگار ما خصوصا مسلمین پیشرو از یکسو و مسیحیان و یهودیان بنیادگرا از سوی دیگر دارد اما به علل مختلفی بیشتر جنبه های ظاهری آن شاسانده شده و گویی روح آن ناشناخته و مغفول مانده است .


حق ، نور ، اخلاق و منجی ، حقایق نهفته یی است که از دیدگاه های مختلف مد نظر معتقدین و منتظرین بوده و به اختصار در واژه ظهور بازتاب می یابد .


آنچه از لفظ ظهور به ذهن متبادر می گردد اولا تقابل آن با واژه "غیبت" یا ناپیدایی است ثانیا ، هم ظهور هم غیبت حالاتی هستند که پس بودن حقیقتی در عالم واقع بر آن وجود حقیقی تحمیل میگردد یعنی چیزی و حقیقتی هست که ممکن است غایب یا حاضر باشد و ثالثا "غیبت" عقلا بر "ظهور" تقدم دارد پس همه ی ما ، حق ، نور ، اخلاق و یا منجی یی را در انتظاریم که حقیقتا وجود دارد اما غایب است .


روشن شد ما در پی حقیقتی هستیم که روزی ظاهر و امروز غایب است در جستجوی اخلاقی هستیم که روزی جهان بر محور آن میگردید و امروز از یادها و فکرها و اعمال جدا مانده است منتظران نوری را طلب میکنند که ظلمات امروز جهان را روشن کند و همه در انتظار منجی یی هستیم که روزی بود و امروز غایب است. پس بر اساس آنچه گذشت در می یابیم گذر از "جهان امروز " که یاد آور ظلمت ، ظلم ، بطالت و سردرگمی است را به امید فردای ظهور به انتظار نشسته ایم .


و در این بخش از مقاله به این نکته هم اشاره کنیم که منشاء ظهور و منشاء پیشرفتگی چیست و چه نتایج و محصولاتی به بار می آورند ؟ برای پاسخ به این دو سوال باید نظری به تاریخ زندگی زمینی انسان کنیم ؛ موجودی اجتماعی که از بدو حضورش در زمین در پی کشف و اختراع برای راحت تر زندگی کردن است . موجود متفکری که نو گرایی در ذات او به ودیعه نهاده شده و این منشاء تمام ساخت و سازهای فکری و صنعتی او بوده و هست . یعنی وقتی انسانی هست و بر روی زمین زندگی میکند لاجرم به دنبال تولید هم است تولید اندیشه و تولید هر آنچه او را در بهتر زندگی کردن یاری میکند . و در نمونه یی بزرگتر و کلی تر از وقتی اجتماع بشری بوده فکر جمعی و تولید جمعی هم بوده و گریزی از آن نیست اما با این اختلاف که انسان به عنوان یک فرد خود اداره کنند ی فکر خود و عامل اصلی و سازنده ی واقعی کالای مورد نظر خوداست ولی در اجتماع باید این مسوولیت به بخشی از جامعه بشری واگذار گردد تا پیشرفتگی و رفاه فراهم آید .


پس منشاء و محصول پیشرفتگی شناخته شد که بی شک به خودی خود عاری از ظلمت پراکنی ، ضدیت با اخلاق و رواج باطل است لذا باید ریشه وضعیت امروز جهان پیشرفته که به غیبت نور و اخلاق و حکمفرمایی حق انجامیده است را در نحوه مدیریت و عوامل تولید جستجو کرد .


اما منشا ظهور و محصول آن نیز با همین سیر تاریخی شناخته خواهد شد ؛ انسان از همان بدو زندگی زمینی از دو ناحیه مورد اندرز و راهنمایی قرار داشته است یکی خوبان و برگزیدگانی که در جامعه هرچند کوچک انسانی حضور داشته و همگان را از خودخواهی و بدکاری و انحراف و فساد بازداشته اند و از درون نیز همواره ندای عقل راهنمایی برای رسیدن به زندگی سعادتمندانه برای انسان بوده است ؛ و بی شک گوش سپاری به این راهنمایی ها موجب حق گرایی ، نورانیت و دمیدن روح اخلاق و کرامت در آحاد انسانها و در پی آن جامعه بشری خواهد شد و این منشاء و محصول ظهور است .


ادامه دارد ...

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group