بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

نشاط، توان و تحرک از بارزترین خصیصه های جوانی است که هریک از اینها بنحوی تقویت می گردد که این تقویت کننده احتمال دارد عامل جسمانی یا عامل روحانی باشد . بعبارت دیگر این خواص جوانی یا مربوط به جسم اوست یا روح او و هم برای جسم غذایی است هم برای روح .

 اصولاً تداوم سلامت و تکامل جسم و روح بسته به تغذیه ، پرورش و آموزش آنها دارد. یعنی غذای روح، پروریدن روح و آموختن روشها ، فنون ، آداب و رسوم و اخلاقیات ودیگرآموختنیها وبرای جسم ، تغذیه ، ورزش و تحرک و تعلیم اعضاء وجوارح مثل چگونه راه رفتن و چگونه صحبت کردن و...

نشاط آورنده ها می توانند طبیعی یا مصنوعی باشند . مثلاً طبیعت گیاهی یا جانوری با ایجاد صحنه های جذاب و دیدنی و یا تولید صداهای دل انگیز نشاط و سرزندگی خاصی را برای انسان فراهم می نمایند اما  در کنار نشاط آور طبیعی ، مصنوعاتی بوجود آمده که در ایجاد نشاط برای انسان بکار گرفته می شود و حتی در قالب علوم  و یا رفتاری خاص شکل گرفته اند.

 همچنین است در تقویت توان و رشد و تعالی آن نیز عواملی طبیعی و عوامل دست ساز بشر  ...

بیاری او

می شتابند. مثلاً تغذیه های طبیعی که از گیاهان و جانوران بدست می آیند و یا نیروزاهای ساخت بشر. در ایجاد تحرک نیزعوامل طبیعی و دست ساخته ی فراوانی موثر و مفیدند. همچون فراز و نشیب راهها و مسیرها که طبیعی است و یا ابزار آلات مصنوعی که ایجاد تحرک می نمایند . که هریک از این عوامل مذکور برای جسم یا روح مفید و موثرند.

جوانی بعنوان مقطعی از عمر بشر مجالی است که این امکانات در حد کمال خود بروز و ظهور دارندو این به دو دلیل است :

اول : شرایط جسمی و روحی خود انسان در این سنین خاص مثلاً بین 15 تا 35 سال .

دوم :عوامل و تاثیر گذارنده های بیرونی که تاثیری بمراتب مفید تر و نافذ تر از دیگر سنین بر جوان دارند. مثلا جوان بانشاط پرتوان و با تحرک هم خود طالب و مشتاق نوایی خوش است و هم نوای خوش بیشترین تاثیر را بر جوان می گذارد تا سنین دیگر . و به بیان دیگر این مشتاقی و آن غمازی لازم و ملزوم یکدیگرند . پس جوان بخاطر نشاطی که خصیصه ی سنین فعلی اوست هم مشتاق نشاط و سرزندگی است و هم نشاط آورنده ها بیشترین نفوذ را بر شخصیت و جسم و روح او گذارده و او بیش از همه استفاده می نماید . حالا فقط باید دریافت چه انگیزشهایی در جوان وجود دارد و چه تاثیرگذارنده های  خارجی وجود دارد که این امیال جسمانی و روحانی را ارضا نمایند.

دنیای کنونی که تاثیرات فرهنگ هایی با منشأ انسانی (منتج از قوانین و تصورات انسانهای ممکن الخطاء ) است ، بسیاری از جوامع و بالتبع جوانان آنها را از مسیر اصلی تعالی انسانی به بیراهه کشانده . بیان کششهای درونی مشترک بین تمامی جوانها (برای جوان که از طرفی دو بطن وجود دارد و از طرفی با تاثیرگذارنده های خارجی ارضا می گردد) بدون توجه به نوع عقاید و فرهنگ حاکم بر جامعه آنها تقریبا امری غیرممکن است و فقط با توجه و تعمق در تعالیم الهی است که می توان امیال و کششهای درونی انسان و شرایط متفاوت از جمله جوانی را شناخت و فقط با هدایت  دستورات آسمانی است که می توان بهترین

 ارضاء کننده ها را شناسایی نموده و ندای باطنی را لبیک گفت .

دین مبین اسلام بعنوان تنها شریعتی که از تحریفات ، خرافات، بدعتها و دیگر آسیبها بیشترین مصونیت را داشته و قرآن کریم تنها تنزیلات الهی بدون تحریف بیانگر این دین اتم و اکمل است ، بهترین مرجع در شناساندن انسان و تمایلات او و برآوردن این خواسته هااز بهترین راهها می باشد . خداوند متعال در قرآن

می فرماید :

«فطرۀ الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ...»

انسان نیز مانند دیگر موجودات بهترین هدف زندگی را در رسیدن به کمال می داند. بهترین و کاملترین انسانها منظم ترینها هستندو نظم از بزرگترین شاخصه های انسان کامل است .

جوانی که به امر الهی در سنی خاص مکلف می شود و سن او آن مقطعی است که فطرتش به حالت طبیعی و خلقت اولی خداوند باقی مانده و اگرچه تبدیل ناپذیر است ولی جرم و کدورتی هم بر او ننشسته هر یک از خواهشهای فطری او که امری لازم برای زندگانی رو به کمال اوست فقط با ارضاکننده هایی که از همه لحاظ مطابق امیال او باشند همخوانی و تلازم دارند. یعنی بهترین ارضاکننده کامل ترین آن هم هست . یعنی در یک تاثیرگذار وجود تمام خصیصه های خوب که موجب کمال است بهترین و موثرترین عامل در ایجاد اثربرهریک از خواهشهای انسانی است .مثلا در حس زیبایی دوستی که از امیال فطری انسان است اگر شیء در بیرون  بعنوان یکی از مصادیق زیبایی مورد توجه و خواست انسان قرار می گیرد اگر از تمامی جوانب زیبایی برخوردار باشد یعنی در کمال زیبایی باشد با احساس آن زیبا میل و خواسته ی او به بهترین نحو ممکن ارضا می گردد و گرنه او مجبور به انتخابات بعدی برای اجابت خواسته فطری خود است . در میل به پرستش نیز چنین است . انسان آن هم جوان با نشاط با توان با تحرک بهترین پرستشی را که این میل فطری او را به بهترین شکل جواب گو باشد را کاملترین عبادت و پرستش می داند و می خواهد. پس  این  تعادل وجود دارد که خواسته ی فطری فطرت الهی برای رفع نیازهای جسمی و روحی انسان کامل است . یعنی در ضمن ایجاد و اعلام این میل درونی تمام ابعاد و جوانب آن خواسته ( در صورت برآورده شدن ) برای انسان حاصل می گردد و همچنین آن ارضاکننده   می بایست با کمال و نظمی که در خود دارد بتواند در مقابل فراگیری آن میل خاص قرار گیردو نماز از بارزترین این تعادل هاست و کاملترین عبادات و پرستش ها . یعنی میل به عبادت  در انسان بگونه ایست که این میل ابعاد و جوانب متعددی دارد و بهترین پاسخگو را عبادتی می داندکه آرامش آور ، تسلی بخش ، روح افزا ، نشاط آور ، نیروبخش ، معنی دار، هدایت گر ، برطرف کننده الم ها ومواردی دیگر باشد که موارد مذکور به تمامی در عبادتی همچون نماز هویداست . انسان با خواندن نماز یک میل پرستشگری را که در برگیرنده جنبه های متعددی از خواسته های او در این زمینه است را به نحوشایسته و مطلوب ارضاء می نماید . عضلاتش را با حرکات  موزون پرورش می دهد، شنوائیش را با موسیقی آرام بخش تسلا می دهد و ذهنش را با ادراکات عالیه که پرمعنی و هدایتگر است راهنما می شود . توان و قدرت جسمانیش را با محکی گران سنگ که خود خالق قدرت و توان است می سنجد و اوج تحرک جسمی که مفیدترین و بیشترین حرکات جسمانی و عضلانی در یک عمل و حیطه خاص و اوج تحرک روحش را در پرواز از ملک به ملکوت می یابد و خلاصه احساس نیاز خود را در تمامی ابعاد وجودی خود که مربوط به حس عبادتگری است را به بهترین نحو ممکن ارضاء می نماید .      

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group