بسم الله الرحمن الرحیم

در زندگی ایمانی و رو به کمال، خستگی و به دنبال آن، کم کاری و بی فایدگی از آفات ویرانگر ایمان و اخلاق است. بر این اساس مؤمنان حقیقی می بایست مراقب رسوخ این آفت خطرناک در دل و جان خویش باشند چه اینکه خستگی و بی حوصلگی، بی صدا به سراغ انسان می آید و به توجیه خویش می پردازد.
گرچه ریشه یابی این حالت زیانبار محتاج فرصت و مجالی فراخ است اما می توان به اختصار مهمترین عوامل پیدایش و استمرار خستگی و بی حالی و تنبلی و راه های مقابله با آن را به اختصار برشمرد:
اول: خوراکی های ناسالمی که اساسا سرد و سریع پز هستند و بخاطر چربی فراوان و همچنین لذتهای غیر طبیعی، بدن را با سستی و افتادگی روبرو می سازند. اکثر خوراکی های کارخانه ای، فسدفودها و انرژی زا های غیر طبیعی از جمله این خوراکی های مضر هستند. بر این اساس خوراکی باید حلال و طیب و مطابق طبع فرد و طبیعت فصل و زمان مصرف آن باشد تا نه تنها به تنبلی و خستگی منجر نشود بلکه بر نشاط و سرزندگی انسان بیافزاید.
به یاد داشته باشیم قرآن کریم مکرر، سفارش به خوراک حلال و طیب می کند و همانطور که پیداست، حلال بودن خوراک به منشاء در آمد انسان و همچنین کیفیت تهیه و ماده اصلی خوراک باز می گردد اما "طیّب" بودن که کمتر مورد توجه قرار می گیرد یعنی خوراک با طبیعت انسان، چه به طور عام که اشرف مخلوقات است و چه به طور خاص که هر فرد از طبع و مزاجی خاص بهره مند است، از حیث ماده، طرز فرآوری و همچنین هماهنگی با فصلی که تولید و مصرف می شود، مطابقت کامل داشته باشد. روایات صادره از سوی معصومین نیز به پیروی از قرآن کریم و در تبیین و تفسیر دقیق آیات الهی، به مسئله "طیّب" بودن اهمیت فراوانی داده است.(1)

دوم: همانگونه که خوراک باید مطابق طبع انسان باشد، لباس، وسایل شخصی و لوازم کار و زندگی نیز می بایست با طبع فرد تناسب داشته باشد. اگر کسی طبعی گرم دارد برای حفظ تعادل طبع خویش می بایست از رنگهای سردتر استفاده کند و در مقابل، آن کسی که طبع سردی دارد باید رنگهای گرم را بیشتر مورد استفاده قرار دهد تا طبع و مزاجی سالم و متعادل داشته باشد. چه اینکه محیطی که مملو از رنگ ها و نقش های طبیعی باشد یکی از مهمترین عوامل مقابله با خستگی و تنبلی بوده و نشاط را برای انسان به ارمغان می آورد.(2)
سوم: باید توجه داشت خستگی معمولی جسم پس از چند ساعت کار، امری طبیعی و بی اشکال است اما خستگی مورد اشاره در این نوشتار بیش از آنکه منبع جسمی داشته و در اثر کار فراوان ایجاد شده باشد، بخاطر بی حوصلگی، اراده سست و تنبلی مضاعفی است که بر جسم نیز اثر می گذارد، لذا همانطور که جسم برای رفع خستگی به استراحت و خواب نیاز دارد، روان انسان نیز با گوش سپردن به صداهای زیبا، دیدن منظره ها و تصاویر بکر طبیعی و همچنین خواندن نکات ادبی و شعر، به وجد آمده و خستگی و بی حوصلگی را از بین می برد.(3)
چهارم: ایجاد روابط حسنه و دوستانه با اطرافیان و برقراری دوستی های سالم و سازنده نیز از مهمترین عواملی است که با خستگی، بی حوصلگی و نهایتا تنبلی مقابله می کند؛ چه اینکه انسانهای تنها و منوزی بسیار بیشتر از دیگران خسته و بی نشاط هستند. پس ایجاد و حفظ روابط سالم و مفید با اهل خانه و دوستان و همکاران و عموم مردم، از مهمترین عوامل از بین بردن خستگی و تنبلی است.

پنجم:خواندن قرآن و اقامه نماز و همچنین خواندن ادعیه مستند و سفارش شده، اگر با فهم و توجه همراه باشد و در حین قرائت، انسان به نوعی به درددل کردن با خدای خویش مشغول باشد و از فرصت معنوی پیش آمده استفاده بهینه و درست بکند، از ورود کسالت و سستی به قلب و جان انسان جلوگیری خواهد کرد. همچنان که انجام امور دینی واجب و مستحب از روی عادت و بدون فکر و توجه، بر سستی و خستگی و بیحوصلگی می افزاید. والسلام

پاورقی --------------------------------------------------
1-ماده "طیب" در قرآن کریم و منابع روایی شیعه از اهمیت فراوانی برخوردار است. حدود 40 آیه از قرآن کریم که بیشتر به مطابق طبع بودن خوراک اشاره دارد، آن را امری ضروری بر می شمرد و جمع کثیری از روایات نیز خصوصا در مباحث خوراکیها، تندرستی و طب اسلامی، بر "طیّب" بودن خوراک در کنار حلال بودن آن تاکید و اصرار دارند.
2-قرآن کریم و پیرو آن، روایات صادره از سوی معصومین پس از خوراک، موارد مختلفی را برای "طیّب" بودن متذکر می گردند که مهمترین آنها عبارتند از: قول طیب، فعل طیب، مکان طیب، روابط طیب، صدای طیب و...
3-قال علی علیه السلام: "إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِکْمَةِ / دلها نیز همانند بدنها پژمرده می شوند، پس برای سرزنده ماندنشان به دنبال سخنان حکمت آمیز و نغز بروید." نهج البلاغه حکمت 188

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group