بسم الله الرحمن الرحیم

 

صورت نورانی اش که با خاک گرم خاکریز آشنا شد، قطرات خون پاکش بود که مسیر زندگی عزتمندانه در زمین سرد و تاریک را ترسیم می کرد و اینگونه بود که شهید ثابت کرد در بلندای زمین و زمان به نظاره نشسته و نورافشانی کریمانه اش را از کسی دریغ نمی کند.
براستی تا از این زندگی چسبناک جدا نگردی چگونه می توانی شهید را بشناسی؟! شهیدی که خود معنابخش زندگی است؛ پا در زمین و سر در آسمان دارد و سر به آستان دوست سپرده و دل از زمین ستانده!

51106915693636271463

شهید، شاهدی است که از میان خاک برخاسته تا ما بدانیم می توان تا آسمان پرواز کرد در حالیکه زمینی هستیم. شهید، مظلوم زیسته است و مظلوم پرکشیده است تا شاید کسی پیدا شود و بفهمد خاکی بودن ضامن افلاکی شدن است و گاهی خنده های بهشتی در میان همین گریه های خاک گرفته دنیا گم می شود تا هرکسی نتواند بی بها راه شهید را پی بگیرد.
آری شهید خاکی زندگی می کند و ناشناخته باقی می ماند تا دنیازدگان در اوهام خویش او را در آسمانهای خیالی جست و جو کنند در حالیکه او در زمین و در میان زمینیان بی آنکه ردی از خویش بجای بگذارد، مظلومانه زندگی می کند.
اطرافت را نگاه کن! هر یک از شهیدان را که سراغ بگیری پیش از شهادت جز مشی و مرامی مردمی و سادگی و افتادگی چه داشتند با اینکه ما کوتاه دستان از شهید و شهادت، واقعیتهایش را به کناری گذاشته و خیالات خام خویش را ضمیمه اش کرده ایم! اما نه اینکه بخواهیم بلندی مقام او را بنمایانیم! نه! می خواهیم بیش از این خود را بفریبیم که شهید و شهادت، دست نیافتنی است و آنها که شهید شدند همچون ما زمینی و دنیانشین نبوده اند! پس ما کجا و شهید؟! و ما کجا و شهادت؟!
آری خون پاک شهید جاری می گردد تا همین پرده اوهام را بدرد و همین کاخهای خیالی را فرو ریزد تا من و تو بالهای پرّان مان را باور کنیم؛ باورکنیم می توان از همین زمین به آسمان رفت و از همین زندگی دل گرفت و به دوست سپرد!
ارواح شهیدان راه حق، راه نمایانی هستند که جز خودفریبان را به سرمنزل ابدیت و ماندگاری رهنمون می شوند و هر لحظه انتظار دل بریده ای از دنیا را می کشند تا بر سفره خدایی خویش همنشینی اش را جشن بگیرند.
از میان خویش برخیز و بگذار شاهدِ شهیدان شوی تا آنگاه تو هم راه شهود را پیدا کنی!
خاکی باش و خاک از دل و دینت بتکان تا آب حیات را به لبان خشکیده ات بنوشانند که آنها "احیاء عند ربهم یرزقون" اند!
و بدان تا جرعه ای از جام حیات بخش شهود ننوشی، به ظاهر زنده، اما مرده ای!
دیده ی دل بگشا و نام و ننگ را به گمنامی شهیدان و عزت راهشان از خویش دور ساز که فرصت رو به پایان است و آنها که خود دل از دنیا نگیرند و با پای اختیار به سوی دوست نروند لاجرم به زمین گرمی خواهند خورد که زمینیان بر سر دور انداختن جسم متعفنش دعوا می کنند و زمین بر سر نپذیرفتنش!
و آخر اینکه اگر هر روز و بارها شهادتین را می گویی بدان شهادت اول به شاهد و شهادت دوم به مشهود اشاره دارد و ما واماندگان وادی حیرت باید بدانیم که راهی جز پیوستن به اتحاد شاهد و مشهود پیش روی مان نیست.
ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
یاعلی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group