بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقدمه؛

 

تجلیل از بزرگان دین و مذهب از برترین شعائر اسلامی و ایمانی است و به هر نحو که انجام پذیرد دو منفعت کلان را تامین می کند اول این که بر عمق ایمان به راه حق می افزاید و دوم این که در شناخت دشمنان راه حق و دین اسلام یاری رسان است.

 

تجلیل از مفاخر دینی که می تواند صرفا به برگزاری مراسمات معهود و مرسوم منحصر باشد اما در عصر حاضر که در مقابل اوج توحّش غربی و انسانیت ستیزی سلطه گران، ترویج معارف الهی و گسترش اخلاقی اسلامی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، عینیت یافته است؛ قطعا توجه به اسوه های دینی و مذهبی فراتر از تجلیل های مرسوم می بایست به ضرورتی ساختار ساز برای جامعه اسلامی بدل گردد.


 

بی شک از اصول بنیادین جامعه سازی اسلامی، ساخت، پرداخت و ارائه نمونه های زیستِ اسلامی از اقشار مختلف جامعه است تا از این رهگذر و با ساخت فرد اسلامی، هدف عالی ساخت جامعه اسلامی قابل حصول باشد؛ بنابراین جدای از اینکه منویّات و آثار برجا مانده از بزرگان دین و مذهب در کنار قرآن کریم، منبع اصلی و مرجع بی بدیل جامعه سازان ما است؛ تجلیل عملی از ایشان که در بهترین شکل به ساخت نمونه هایی از زیست الهی و توحیدی منجر خواهد شد؛ از ضرورت های مدیران و نخبگان جامعه اسلامی است.

 

وجود مقدس حضرت زهرای مرضیه (س) فراتر از اینکه یکی از 14 معصوم و برگزیدگان الهی است از جهات دیگری نیز می بایست مورد توجه خاص قرار گیرد؛ جهاتی که مستقیما در ساخت الگوهای انسانی و رفتاری و اساسا در ساخت جامعه اسلامی و توحیدی نقش تعیین کننده ای دارد.

 

نقش اساسی خانواده فاطمی در ساخت جامعه اسلامی؛

 

برای ورود به این بحث مهم ناگزیر از طرح مقدماتی معرفتی و اعتقادی هستیم تا در پی آن به ویژگی های منحصر به فرد حضرت فاطمه (س) و نقش بی بدیل آن در ساخت فرد و جامعه اسلامی دست یابیم. در معارف توحیدی ظهور حقیقت در ساحات مختلف خود محتاج "سرّ" و "باطن" نا مشهود و موثری است که به "غیب" تعبیر می شود. این معرفت ناب گرچه در حیطه مباحث "توحید" مورد مداقه اهل معرفت قرار می گیرد اما در یکی از جلوات خود که به گسترش عدل و تجلی توحید در اجتماع می انجامد، تامین مهمترین زیر ساخت جامعه انسانی و توحیدی را عهده داری می کند. بدین معنا که اگر ساخت جامعه منوط به ساخت فرد اسلامی است و لوازم مختلفی در این ساختار دخیل و موثر هستند اما نقش اصلی به نقطه نامشهودی بازگشت می کند که در صورت توجه و شناخت و بکارگماری صحیح، فراتر از محاسبات مادی و سریعتر و دقیق تر از هر اقدام نظام ساز، ما را به هدفمان در ساخت جامعه اسلامی نزدیک و موفق می سازد.

 

جامعه اسلامی که اساسا متکی به "خانواده" است در صورتی سرپا، مستقل و موثر خواهد بود که بتواند به زایش خانواده اسلامی موفق گردد و در این مرحله منظور از خانواده، ازدواج صحیح و محبت محور با هدف تعالی انسانی و ازدیاد نسل می باشد چه اینکه در مرحله بعد، تولد فرزند، محصول مرحله نخست و اولین نتیجه جامعه سازی ماست چرا که فرزند متولد شده در خانواده اسلامی، فرد مسلمانی است که با ایفای هر نقشی که بر عهده او قرار داده می شود بخشی از بار ساخت جامعه کامل توحیدی و اسلامی را بر دوش می کشد.

 

باید توجه داشت در یک ازدواج سالم و موفق و بر اساس مبانی اسلامی که خانواده را تشکیل می دهد شناخت و توجه به نقش مرد و زن ضرورتی اجتناب ناپذیر است و اگر از مسئولیت طرفین و مسئولیت پذیری زوجین غفلت شود؛ اساسا خانواده حقیقی شکل نخواهد گرفت؛ پس فرض و بلکه اساس این مرحله، ازدواج دختر و پسر بر اساس باورهای انسانی و الهی و با توجه به قبول مسئولیت هایشان در ساخت خانواده، فرد و جامعه اسلامی است. اما در این بین نقش اساسی زن و مرد کاملا متمایز و متفاوت است. نقش مرد بر اساس مسئولیت اجتماعی او و با بر دوش گرفتن بار اقتصادی خانواده با هدف تامین امنیت و جهت دهی به آن محقق می گردد در حالیکه نقش زن فراتر از جنبه های ظاهری و مشهود، اساسا بر محبت، عشق و جذب و تامین امنیت عاطفی، روانی خانواده، معنا پیدا می کند.

 

با این مقدمه در خواهیم یافت همچنان که تجلّی حقیقی توحید در بسط عدالت اجتماعی است و با وجود نامشهود بودن توحید که امری قلبی و از باورهای انسان است؛ عدالت کاملا مشهود و ملموس است در نظام اجتماعی اسلام نیز جامعه بر اساس خانواده ای ساخته می شود که زن در آن نقشی نامحسوس اما مولّد و محوری دارد و هر میزان که عشق و علاقه او به همسر و خانواده صحیح تر و ناب تر باشد، خانواده با ساختاری مستحکم تر شکل می گیرد تا در مرحله بعد انسانهایی پا به عرصه وجود بگذارند که با برخورداری از لوازم انسانیت و تعالی، نه تنها راه کمال فردی را بپیمایند بلکه در ساخت جامعه اسلامی بهترین نقش ها را بر عهده بگیرند.

 

اگر در مرحله نخستِ ساخت جامعه اسلامی، محتاج زن و عواطف انسانی و آرامش بخشی خالصانه او هستیم تا مرد بتواند در زیر این چتر از عهده وظایف اجتماعی خویش برآمده و برای استحکام خانواده خویش تلاش کند و در مرحله دوم زن در نقش "مادر" در حقیقت با تولد و تربیت فرزند، مسئولیت پذیری خود و شوهرش را به صورت یکجا در وجود فرزندش به ودیعت نهد و عملا راه کمال را پیش پای فرد و جامعه بگشاید؛ از حیث معرفتی و در راستای ساخت جامعه توحیدی، نیز مدیون دختر، زن و مادر آسمانی و بی نظیری هستیم که توحید و عدل معنای حقیقی وجود مقدس اوست.

 

حضرت فاطمه سلام الله علیها نقطه کانونی خانواده خویش است خانواده ای که مهبط وحی الهی و غایت خواسته عارفان و سالکان الی الله است. فاطمه (س) مادر فرزندانی است که حقیقت توحید و حقیقت عدالت گستری هستند یعنی جدای از اینکه ائمه هدی (ع) برگزیدگان الهی و منصوص و منصوب قطعی خداوند متعال هستند در علن نیز رشد یافته در دامن مادری هستند که جمع تمامی حقایق هستی و واسطه گسترش حقیقت در عالم است. اگر نبود فاطمه اساسا هدایت معنا نمی یافت چرا که هدایت بدون ارکان آن بی معنا و بی اثر است. اگر نبود فاطمه اساسا توحید وجود نمی داشت چرا که تجلی تمام و کمال توحید در گسترش عدل الهی است که به دست شوهر و فرزندان اوست؛ شوهر و فرزندانی که در سایه عشق آسمانی او بر هدایت خلایق همت گماشته اند و اگر نمی بود فاطمه رسالت و نبوت نیز نمی بود چرا که هدف از رسالت جز ابلاغ ولایتعهدی نبوده و نیست و اساسا مُنزَل الهی جز به دستان وصی رسول الله اجرا نمی گردد.

 

به حق باید گفت فاطمه نه تنها مادر امامان معصوم و هدایتگران آسمانی است و حتی پیامبر نیز او را مادر خویش ملقب ساخته است، بلکه او مادر انسانیت و مادر حقیقت است. اگر در این عالم تجلّی حق مشهود و موجود است؛ جز جلوه ای از حقیقت وجودی فاطمه سلام الله علیها نیست. فاطمه فراتر از روابط معهود انسانی و زمینی، پرورش دهنده هر انسان رو به کمال و هر خداجو و سالک راه حق است.

 

نتیجه؛

 

بر اساس آنچه گذشت بر مبنای معارف توحیدی، ساخت جامعه اسلامی منوط به ساخت خانواده اسلامی و ساخت چنین خانواده ای در گرو تبیین صحیح و دقیق نقش دختران جامعه اسلامی به عنوان زن و مادر است. زنی که با لبریز ساختن وجود شوهرش از محبت و رفع نیازهای او، پشتیبان محکم و قابل اعتمادی برای فعالیتهای اجتماعی مرد است و مادری که با انجام صحیح نقش "زن" در خانواده به تولد و تربیت فرزندی موفق می گردد که از بیشترین مایحتاج سیر انسان به سوی کمال بر خوردار بوده و با هدایتی درونی و الهی به قبول نقش های خود در زندگی پیش رو همت می گمارد؛ اگر دختر باشد، زن و مادری نمونه و اگر پسر باشد مردی موفق و پدری خانواده دار خواهد شد.

 

در این بین آنچه بر مدیران و رهبران جامعه ضرورت دارد توجه به ارائه الگوهای کامل خصوصا برای دختران است تا با توجه یافتن به جایگاه رفیع انسانی و الهی خویش به عنوان جامعه سازان حقیقی، به "زن بودن" و "مادر بودن" به عنوان سرمنشاء همه خوبی ها بنگرند و اساسا این دو را از هم جدا و نقش هایی تحمیلی نپندارند.

 

حضرت فاطمه زهرا (س) همان الگوی کامل و هدایتگردختر و زن مسلمان است که فراتر از نقشی بی روح که می بایست به سراغش رفت، به محض شناخت، خود به سراغ انسان می آید چه اینکه او خود مادر انسانیت و بزرگ جامعه سازِ جامعه ی توحیدی در همه عالم است. او گذشته از هدایتگری آسمانی که دیگر معصومان (ع) نیز انجام میدهند، "مادر" نیز هست او هدایتگری و اسوه و الگو بودنش مادرانه است و این یعنی آن کسانی که وظیفه ارائه الگوهای صحیح به جامعه اسلامی دارند باید بدانند معرفی زهرای مرضیه (س) به عنوان الگو، اساسا بر پایه محبت و جذب محقق خواهد شد. اگر حجاب فاطمه (س) می بایست تبلیغ و ترویج شود تا الگوی دختران ایران زمین باشد حتما باید با محبت و مهرورزی همانند مادری دلسوز و مهربان انجام گیرد. اینجا قالبهای خشک و رسمی و قواعد دست و پا گیر مطلقا کارایی ندارد. اینجا دل حکمرانی می کند پس مبلّغین و مروجّین سبک زندگی فاطمی بیش و پیش از هر چیز می بایست مهربان و با گذشت باشند و مهمتر از این در قدم اول به جای الگودهی های کاربردی از زندگی حضرت فاطمه (س) بهتر و لازمتر این است که دخترانمان را با عشق و محبت ایشان آشنا سازند. باید جوانان ایران زمین با شخصیت مهربان، پرعاطفه و به معنای حقیقی "مادرانه" فاطمه (س) آشنا شوند تا پس از آن با لطف و توجه آن بانوی بی نظیر خود به راه زندگی فاطمی گام نهند.

 

ساخت جامعه اسلامی منوط به ساخت خانواده اسلامی است و ساخت چنین خانواده ای منوط به شناساندن حضرت فاطمه زهرا (س) به دخترانمان، زن ها و مادران فردا و خانواده سازان و جامعه سازان حقیقی است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group