رهیافتی از مدیریت امام محمد باقر (ع) در عرصه پیشرفت و تولید علوم

 

 

طلوع و گسترش شعاع حقیقت اگرچه یخ های کفر و انحراف را نابود می سازد اما در کنار خویش با مصبتهایی دست به گریبان خواهد شد که عدم شناخت آن به غفلت از بزرگترین دشمنان حقیقت خواهد انجامید و دیری نمی پاید که چشمه های جاری معارف ناب به پلیدی ها و آلودگی های فکری و اعتقادی سست عنصران منتصب به جبهه حق، آلوده می گردد و پس از چندی انحرافات فکری مشتی مدعی به جای تعالیم ناب آسمانی، گوش مردمان بی بصیرت را پر خواهد کرد.

امامان غاصب، جامه حق مداری بر تن کرده و ظالمان با شعار عدالت، بیشترین ستم ها را بر مظلومان روا خواهند داشت. برای درک و شناخت چنین خطر بزرگی که همواره جوامع اسلامی را در راه پیشرفت و تولید علم بومی تهدید می کند؛ مرور برهه یی از تاریخ صدر اسلام که به مجاهدت بی بدیل یکی از فرزندان رسول الله (ص) به عبرتی همیشگی برای رهپویان راه حق مبدل گردید، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

 

 

امام محمد باقر علیه السلام که در شرایط سخت و پیچیده یی ردای امامت را بر دوش گرفت، گرچه به تولید علم ناب اسلامی موفق گردید اما در کنار تولید فکر و علم اسلامی با دو خطر بزرگ مواجه گشت و به مبارزه همه جانبه علمی و فرهنگی و حتی سیاسی با این دو دشمن خطرناک پرداخت.

 

نخستین دشمن، هجوم علم و فرهنگ بی حساب غربی بود که در اثر نهضت عظیم ترجمه بنی عباس رایج شده و پیشرفت علم بومی در جامعه اسلامی را مورد هدف قرار داده بود و در کنار افق های جدیدی که در علوم مختلف ایجاد کرده بود، آسیبهای خطرناکی را نیز متوجه روند علمی جامعه اسلامی می کرد.

 

خطر و دشمن دوم که بسیار بزرگتر و موثر تر از تهاجم علمی و فرهنگی غیر مسلمانان بود، احادیث مجعول و تعالیم به ظاهر دینی اما انحرافی و بی اساسی بود که از سوی عالمان خودباخته در برابر قدرت حاکمان بی رحم بنی امیه و تازه به دوران رسیدگان بنی عباس، تولید و ترویج می گردید.

 

البته تندروی برخی شیعیان، سرکوب شدید علویان از سوی بنی عباس، فرقه گرایی گسترده در بین مسلمین نیز از دیگر مشکلات کلانی بود که امام باقر علیه السلام در زمان امامت خویش با آنها روبرو بود و در مقابله با هریک، اقدامات مختلفی را سازماندهی و اجرا می فرمود. اما آن دو خطر پیش گفته خصوصا خطر احادیث مجعولی که حتی از سوی برخی عالمان با تقوا برای توجیه قدرت عباسیان، تولید شده و از یک سو جدایی دین از سیاست را ترویج کرده و از سوی دیگر بسیاری از مسلمانان را دچار گمراهی می کرد، همواره مهمترین دغدغه امام باقر (ع) و معدود شاگردان و یاران خاص ایشان بود.

 

امام (ع) در مواجه با خطر اول به پایه گذاری مکتب فکری و علمی مستقل شیعه مبادرت ورزید و برای نیل به این هدف بلند، در زمینه های مختلف علمی به سخنرانی و تربیت شاگرد پرداختند تا در سالیان بعد فرزندشان امام جعفر صادق بتوانند رسما مذهب و مکتب حقه شیعه را بنیانگذاری و ترویج نمایند.

 

امام باقر (ع) در مواجه با خطر دوم نیز به افشای ماهیت فکری بسیاری از این دست عالمان که در آن برهه، رهبران و بزرگان فرقه های مختلف اسلامی بودند، همت گمارده و بیش از آن، افکار انحرافی آنها، خصوصا احادیث مجعول و سخنان بی پایه و اساس آنها در تایید حاکمان جور و مفسدان و منحرفانی که حتی به غصب خلافت رسول الله افتخار می کردند را بر ملا ساخته و عملا احادیث نبوی را احیاء کردند.

 

امام باقر علیه السلام در یکی از سخنان روشنگرانه شان به این دو مصیبت و دو آفت ویرانگر صریحا اشاره می فرماید: "و حتى صار الرجل الذي يذكر بالخير و لعله يكون ورعا صدوقا يحدث بأحاديث عظيمة عجيبة من تفضيل بعض من قد سلف من الولاة و لم يخلق الله تعالى شيئا منها و لا كانت و لا وقعت و هو يحسب أنها حق لكثرة من قد رواها ممن لم يعرف بكذب و لا بقلة ورع / تا جایی كه كسانی كه به خیر و صلاح معروف بودند و شاید هم واقعا اشخاص پرهیزگار و راستگویی بودند، احادیث شگفت انگیزی در زمینه برتری برخی از حكام گذشته روایت كردند، چیزهایی كه نه خدا چیزی از آنها آفریده بود و نه چیزی از آنها به وقوع پیوسته بود. راویان بعدی حقانیت این مطالب را باور داشتند، زیرا این نوع مطالب به كسانی نسبت داده شده بود كه به كذب و كم تقوایی معروف نبودند" 1

 

با دقت در این فرمایش امام (ع) که دقیق ترین و صحیح ترین تحلیل از اوضاع جامعه اسلامی در برهه یی است که از حیث پیشرفت علمی به دوران درخشان اسلامی شهرت یافته، این حقیقت آشکار می شود که امروز جوامع اسلامی خصوصا جمهوری اسلامی ایران که پله های پیشرفت علمی را طی می کنند با چنین مخاطراتی مواجه هستند و اگر بنای بر تولید و ترویج علم ناب اسلامی است، توجه و دقت در دستگاه فکری و مدیریت علمی امام باقر علیه السلام، بهتریین رویکرد نجات بخش برای جامعه اسلامی در عرصه پیشرفت علم بومی و اسلامی سازی علوم خواهد بود.

 

گرچه امروزه پیشرفت علمی ضرورتی انکار ناپذیر است اما به جهت سرعت تحولات علمی و ارتباطات وسیع موجود و همچنین ارتباط کانون های قدرت و ثروت با مراکز تولید فکر و علم، با دو آسیب خطرناک روبرو است.

 

اول بی توجهی به علم بومی و غرق شدن در علوم ترجمه ای و وارداتی است که بی شک مبانی اعتقادی دیگران و حتی دشمنان اسلام و انقلاب را از طریق مباحث علمی و فنی، تئوریزه و توجیه کرده و به سرعت رواج و گسترش می دهد.

 

دوم خطر تولید تعالیم و معارف انحرافی در حیطه تولید علم بومی خصوصا علوم دینی است که مصرف زمانی و موقعیتی داشته و تحت تاثیر کانون های قدرت و ثروت در داخل و خارج تولید و ترویج می گردد.

 

بنابر آنچه گذشت، امروزه که ضرورت تولید علم در ایران اسلامی به برترین اولویت ها تبدیل گردیده و سرعت رشد علم رو به فزونی نهاده با تبعیت از نهضت علمی و فرهنگی امام باقر علیه السلام می توان و می بایست اولا در مقابل نهضت ترجمه و علوم وارداتی تسلیم نگشته و حتی الامکان به تولید علم بومی همت گمارد ثانیا اسلامی سازی علوم خصوصا علوم انسانی از خطر افکار و تولیدات دینی انحرافی مصون نیست و عده یی تلاش خواهند کرد برای جلب نظر صاحبان زر و زور افکار انحرافی و توجیه گر ظلم و فساد را در قالبهای به ظاهر صحیح و مقبول دینی، به جامعه عرضه کنند. پس پیشرفت علمی در جامعه اسلامی با وجود تبادل و تعامل با دیگران، می بایست بومی بوده و از حیث دینی نیز برخوردار از معارف ناب و اصیل اسلامی باشد و الزاما هرچه رنگ و نام دین داشت، حتما و جزما اسلامی نبوده و محتاج بحث و محک و سنجش است.

 

------------------------------------------------------

 

1-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد11 صفحه 44

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group