بسم الله الرحمن الرحیم
پس از کودتای ترکیه تحلیل های متعدد و متفاوتی در حال ارائه ست که بسیاریشون قابل توجه و دقیق و صحیحه اما به نظرم ابعاد این اتفاق عجیب گسترده تر و عمیقتر است و شاید در گذر زمان شناخته شود که البته فردا برای درک این اتفاق دیر است.
فعلا این موارد به نظرم رسیده:
1-کودتا کاملا واقعی اما مهندسی شده بود
2-یک معامله بُرد-بُرد بین امریکا و اردوغان در به راه انداختن کودتا و سرکوب آن محتمل است. بدین معنا که در شرایط سخت و پیچیده موجود که امرکیائی ها قادر به مهار کامل ایران نیستند و همچنین نمیتوانند روسیه را هم بطور کامل با منافع خود هماهنگ کنند و از طرفی دیگر کشورهای منطقه خصوصا عربستان، از عهده رهبری جریانات به نفع امریکا عاجز هستند، لذا اردوغان میتواند عهده دار چنین نقشی باشد. یعنی مُصلح منطقه ای با شعار اسلامی تا فتنه شام و منطقه را به نفع امریکائی ها مدیریت کند. بنابراین او از سوی ارتشیان ناراضی که در ساختار جدید ترکیه شدیدا مورد سلطه اردوغان هستند، در قالب یک کودتا تحت فشار قرار میگیرد. نتیجه این کودتا اگر پیروز شود، تشکیل یک دولت نظامی خشن و لائیک و شاید ضد اسلامی ست و اگر سرکوب شود در ضمن ایجاد محبوبت برای اردوغان، قاطبه سلفی های ترکیه تحت عنوان مردم، عهده دار تحولات اجتماعی میشوند. تفکرات سلفی و اخوانی، بیشترین پتانسیل ورود به عرصه تقابلات منطقه ای و خصوصا فتنه شام رو دارند. به عبارتی میشه گفت، با پررنگ شدن نقش سلفی ها با مدیریت اردوغان، داعش نه تنها حامی خود را از دست میدهد بلکه انشعاب جدید در آن و به رهبری ترکیه ایجاد میشود تا از این رهگذر دقیق تر و موثرتر، مدیریت و محدود شود.
3-نشانه های صحت این تحلیل، نزدیکی همزمان ترکیه به رژیم صهیونیستی، روسیه و حتی سوریه و همچنین فاصله گرفتن از داعش و عربستان است. در واقع اردوغان برای ماندن در قدرت، ترکیه را فراتر از اختلافات و بحرانهای موجود فعلی، رسما به سمت تجزیه ای پیچیده سوق داد. در این مدل از تجزیه که شاید نوعی جنگ داخلی تلقی شود، سلفی ها، ارتش - به همراه ملی گراها- و عموم مردم غیر سیاسی، به اضافه کردها و مابقی ناراضی های سنتی، تقریبا در هیچ زمینه نقطه اشتراک مهمی نخواهند داشت و بطور خاص در دخالت نظامی ترکیه در فتنه شام وضعیت خاصی رخ خواهد داد. بدین صورت که ارتش نسبتا یک دست شده، تحت تسلط تفکر سلفی قرار خواهد گرفت و به پادوی بی اختیار تبدیل خواهد شد.
4-با توجه به این مطالب، بعید نیست در فاصله ای کوتاه، ارتش ترکیه رسما و بطور گسترده وارد خاک سوریه شود تا عملا داعش زمینگیر و کنترل شود. این ورود قریب الوقوع نه تنها به تجزیه سوریه رسمیت بیشتری میبخشد، بلکه از یکسو اردوغان را به عنوان یک مُصلح اسلامیِ صاحب عقل و تدبیر و با پشتوانه دموکراتیک و مردمی، معرفی میکند و از سوی دیگر تکلیف ساختار جدید عربستان را نیز مشخص تر میکند. چراکه صدارت طلبی اعراب و بطور خاص عربستان، با سرکوب یا محدود شدن داعش، شدیدا زیر سوال رفته و شکاف حاکمیت دوگانه موجود در عربستان بیشتر خواهد شد که ممکن است به فروپاشی نظام پادشاهی حجاز ختم شود. لذا یا سعودی ها نیز به نقشی همانند ترکیه روی اورده و در مقابل داعش قرار می گیرند که تجربه و نمونه های موجود این احتمال را بیشتر تقویت میکند و مطابقت بیشتری هم با منافع امرکیا در منظقه دارد. یا اینکه دو رقیب دیرینه با دو قرائت مختلف از اسلام، در ابتدا بطور نیابتی و سپس بطور مستقیم در مقابل یکدیگر قرار خواهند گرفت.
5-به نظر میرسد این سناریوی پیچیده در ادامه مابقی سناریوهای منطقه ای،همچنان به دنبال تقابل با هلال شیعی و محدود کردن جمهوری اسلامی ایران است. از این طریق سرعت یکدست شدن منطقه بیشتر شده و یک جبهه واحد و گسترده ی منطقه ای در برابر ایران صف آرائی خواهد کرد که با سابقه تقابل با تروریسم و مقبولیت مردمی و ژست دموکراتیک، میتواند تاییدات بین المللی و رسمی را نیز برای خود فراهم آورد. تبلغات گسترده رسانه های منطقه ای-عمدتا تحت تسلط سعودیها- در خصوص نقش ایران در مدیریت داعش و گروههای تروریستی، دخالت در امور کشورهای منطقه ای و حمایت از حزب الله از یکسو و ایجاد مشکلات امنیتی خصوصا در شمال غرب کشور از سوی دیگر نیز نشانه های زمینه سازی برای این رویاروئی بزرگ است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group