بسم الله الرحمن الرحیم

 

بحثها به مبحث حجاب رسید. بخش اصلی و کلیات حجاب درجلسه قبل مطرح کردیم. حال وارد جزییات می شویم که بعضی از آن فقهی است که نظر مراجع با هم متفاوت است، بعضی ها هم که عمومی است. عنوانینی که باید در مورد آن بحث کنیم،

به ترتیب:

- حداقل و حداکثر حجاب در هر کدام از سطوح آن ؛

- حجاب بین زنها و بین مردها در نبود نامحرم؛

- حجاب زن نزد کودکان؛

- حجاب مرد نزد کودکان؛

- خصوصا فرزندان خودشان؛

- حجاب زن در خانواده، یعنی بودن اعضا به طور کامل؛

- حجاب مرد در خانواده؛

- بحث مستقل دیگری که روایات و تعالیم زیادی در این باره هست، بحث « بو» است. که در محیطهای مختلف حد آن چقدر است؟ کدام جایز است و کدام درست نیست؟ چه مقدار برای زن و چه مقدار برای مرد جایز است؟

من بیشتر مسائل فقهی را مطابق با نظر حضرت امام خمینی(ره) بیان می کنم. امکان دارد افراد مراجع دیگری داشته باشند ولی اختلافات چندان فاحش نیست، ولی گاهاً پیش می آید که با هم اختلافاتی دارند. مثل حداقل حجابی که باید زنان داشته باشند. حضرت امام، تا مچ پا (قوزک)کافی است. تا روی پا باید پوشانده شود، نامحرم باشد یا نباشد، اوایل انقلاب می فرمایند اگر نامحرم باشد باید کل پا را هم بپوشانید. اینها فرعیاتی است که هر کس باید به مرجع خود رجوع کند تا اگر مسئله ای پیش آمد بتواند رفع کند.

زن ها نسبت به هم محرم هستند ولی نوع محرم بودن ایشان، با آن محرمیت معروف متفاوت است. مردها هم  با هم محرم  هستند ولی نوع محرمیت با هم فرق دارد. در جایی محدودیت (کسب) وجود دارد و در بعضی موارد این محدودیت( کشف)  را بر می دارد. اینکه چون مرد هستند در بین خودشان محرمیت بر داشته می شود، و یا زن هستند لزومی برای حجاب نیست،  اینگونه نیست.این ها بحثهای دامنه داری است.

مباحث اخلاقی، تربیتی و عرفی با حداقل و حداکثر شرعی فرق دارد. گاهی باید همه اینها را با هم جمع کرد، گاهی باید به چند مورد آن اکتفا نمود، لزومی ندارد وجود یکی دیگری را نقض کند. مسائل شرعی پایه همه موارد است. چیزهای دیگر اگر به اصل، ( مسائل شرعی اسلام) لطمه نزند، و کمک و تقویت هم کند، نوبت آنها هم می رسد. اگر هم این طور نباشد، مشکل زاست. مثلا حداقل حجاب برای مرد، توسط شرع تعیین شده ولی عرف و اخلاقیات آن اجازه را نمی دهد، ما هیچ عارفی را سراغ نداریم که حتی، در محیط خانواده اش آستین کوتاه پوشیده باشد. یا حتی موقع وضو گرفتن بیش از اندازه آستین خود را بالا بزند. با اینکه اینها خود فقیه بودند و حداقل حجاب را خود اینها تعریف کردند. اما گاهی اخلاقیات تکمیل کننده می شود، به خاطر همین ایشان کاملترین را رعایت می کنند. یعنی حداکثر را رعایت می کنند مبادا به حداقل لطمه وارد شود. ( این الگوی جامعی است) که مبادا حق الله یا حق الناس رعایت نشود.

یا در سایر عبادتها بنا را بر اکثر می گذارند. در این جا هم وقتی بحث وارد خانواده و تربیت و تابلوی یک مومن می شود دیگر، نمی شود به حداقل ها اکتفا کرد، چون کوچکترین، خللی که وارد شود، یکی از ضروری ترین های دین که حجاب باشد، ضایع می شود. اما وقتی حد بیشتر از معمول را رعایت می کنید، که البته آن هم دستور دارد و اختیاری نیست، مثل پوششی که بعضی از زنها برای خودشان قاعلند، مثلا مومن هستند و از حد می گذرانند، در نماز و غیر نماز، با پوشیه و... دارند. این را باید شرع هم اجازه دهد، درست است که حداکثر خوب است، ولی نباید تفسیر به رأی کنیم، یا هر کسی نظر خود را اعمال کند، بلکه آن مورد هم قانون مند است. اخلاقی باشد دارای قانون است. اگر عرفی باشد، یا عرف مومنین، عرف متشرعین، عرف عمومی مردم، عرف عقلا، هر کس در هر جایگاهی که هست، سر جای خود باید استفاده کند. اگر این امور سلیقه ای باشد می شود همین وضعیت حال جامعه ما؛

حجاب نه تنها در نوع پوشش بلکه کیفیت پوشش را هم در بر می گیرد. چه جنسی، چه رنگی چه اندازه ای چه مد و چه مدلی باید مستند باشد. اختیار و نظر و ابداع هم محدود نیست، ما یک الگو داریم که تعریف شده است. که مثلا جنس لباس دارای تعریف خاصی است. اما اینکه پوشش، چسبان، گشاد، .... باشد اینها نظرات شخصی ماست.این را باید جستجو کرد و دستورالعمل آن را پیدا کرد و حد آن را هم مشخص کرد. فلان لباس با فلان رنگ با فلان کیفیت با حد مجاز؛ مثلا رنگی نپوشید که جلب توجه دیگران را داشته باشد، در بقیه رنگ ها آزادید. اما در حد اختیار بهترین رنگ  بدترین رنگ مشخص شده است. شرع ما جزییات را هم در نظر گرفته است. ما نمی توانیم حتی کوچکترین و ریزترین انتخابی را داشته باشیم که شرع در آن مورد حرفی برای گفتن نداشته باشد. شرع ما بسیار توانا است.

مثلا اگر رنگ زد 10 درجه دارد، باید مشخص باشد کدام درجه را ما انتخاب کنیم. در مورد مدی که الان وجود دارد، اینگونه نیست که شارع یا عالم بر حسب سلیقه نظری را داده باشد بلکه اینها هم بر روی اصول و دستورالعمل های فقهی است. دین، در تمام موارد؛ بیان شده است. ما باید به دنبال این دستورالعمل ها برویم. البته در چند سال اخیر، فضای فکری که در جامعه حاکم شده،( اکثرا درک نمی کنند) از مزیت هایش این است که یک نوع تفکر و صاحب فکرهایی درست شده اند که، که اینها هم عمیق فکر می کنند و هم خوب برداشت می کنند، با عنوان اجتهاد جدید، که بسیار پویا، و قدرتمند است. ولایتی هستند و مشکل عقیدتی اسلی هم ندارند. چون قبلا هم بوده کسایی که قرآن را توانستند وجه علمی آن را روشن کنند. مثلا هندسه قرآن را بشناسانند. یا رنگ را در قرآن پیدا کنند. اما اینها اعتقادی مشکل داشتند و به اصطلاح روشنفکر بودند و هنوز هم هستند. اما این طیف جدیدی که محصول انقلاب بودند و الان بر روی کار می آیند ( نه مسئولیت سیاسی، که تولید فکر می کنند)، جوان هم هستند، به تولید فکر می پردازند . الان کسایی هستند که همان روش سنتی حوزه های علمیه را دنبال می کنند ولی وارد جزییات ریز می شوند، و مستحکم بیان می کنند.  مثلا «خانه» از دیدگاه اسلام، و با استناد با آیات قرآن که چند اتاق باشد، به چه شکلی باشد، کجا ساخته شود، اینکه غربی ها می گویند خانه باید ضد زلزله باشد، نور گیر آن چگونه باشد و..مهندسی آن را کشف کردند.

در مورد حجاب هم همین گونه است ما نقطه مبهم و تاریک و سلیقه ای و تفسیر به رأی نداریم. ممکن است یک عالمی سلیقه خاصی داشته باشد و اعمال هم می کند، کسانی هم که مقلد ایشان هستند، سلیقه شان را هم بپسندند، اما این شرعی نیست، فعل حرام هم انجام نمی دهد، بلکه باید به گونه ای حرکت کند که شرعی باشد. که البته قریب به اتفاق علمای طراز اول، در هر کدام از رشته های علمی، این مورد را رعایت می کنند. یعنی لباسشان متکی به سنت الهی است به آیات قرآنی؛ حال چه دیگران بفهمند یا نفهمند، چه روزگار مدرن شود و همه فکر کنند آن سنت، را باید رها کرد،( که می بینم لباس روحانی مدرن هم داریم، که در شیعیان و خصوصا ایران خیلی کمتر است، در کشورهای دیگر هستند، مثلا مصریان، یک کراوات می زند، و یک عمامه هم به سر دارد) اما علمای ما سر خم نکردند وآن سنت را چون یقین دارند، چون درست است همان را طی کردند؛

این موارد همه مستند و دقیق است. دلیل دارد و موجود است. اهل بیت هم به این موارد عمل کردند. اهل بیت هم خانواده و فرزند داشته اند. و زن و فرزندشان همه اهل بیت معصوم نبوده اند، آن ها لباس می پوشیده اند، در بین مردم حضور داشتند. آنها هم مانند حضرت زهرا(س) معصوم نبوده اند که ما نتوانیم سمت ایشان برویم و درک کنیم نوع زندگی کردن ایشان را؛ 

این خانواده ها هم فامیل و قوم و خویش داشته اند، اهل بیت حداقل برای ایشان بیان می کردند اگر چه برای همه عالم بیان می کردند. نوع رفتار و کردار بین اقوام باید چگونه باشد. و نزدیکان هم در این موارد سطحی رعایت می کردند و اگر مشکلی بود، در مسائل معرفتی و شناخت امام زمان  خودشان بوده است؛ اما در مسائل ظاهری، امام صادق(ع) به نوعی لباس می پوشیده، همسر،پسر، دختر، عروس، داماد، قوم و خویش داشته اند، و همه از ایشان الگو می گرفته اند. و ایشان نیز آنقدر خوب بیان کرده است که در تاریخ ماندگار شده باشد. اگر تفسیر آن نباشد، تعریف آن تفسیر هست. و این نشان می دهد هیچ چیز در آن سلیقه راه ندارد. سلیقه یک محدوده مشخصی است که به افراد بر می گردد که آن هم نظام مند است. کسی که به کمال می رشد و یک انسان کامل می شود، قطعا سلیقه اش هم نسبت به دیگران کامل است. اگر با سلیقه ما هماهنگ نباشد، این مشکل از فهم ماست. سلیقه ما، با آن سلیقه اصل هنوز مطابقت نکرده است.چه بسا اگر معارف ما تکمیل شود، دید ما هم نسبت به مادیات و ظواهر، کاملتر شود، ممکن است سلیقه ما هم گسترش پیدا کند و آن سلیقه اصل را درک نماید. و بعد مثلا همان رنگی را بپسندیم که الگو قرار گرفته شده است. این طور نیست که شرع و دین ما سطحی عمل کرده باشد. برای هر چیزی که وجود دارد تزی داده شده است. البته این که تمام جزییات حاکم شود حرف دیگری است، الان بیشتر کارها به صورت فردی انجام می شود، اگر اینان به طور خاص لباس می پوشند چون مومن هستند، این کارهای فردی و فرعی است که افراد را وادار کرده است. از یک هیئت و از یک گرایش فردی بوده است. این جمعی و اجتماعی نیست که مثلا یک مرکز متفکری داشته باشیم، که روی مدل لباس کار کند و ابزار و منبع اینان قرآن و احکام اسلامی باشد. یا مثلا رنگ لباس. چون بسیار وسیع تر از این است که یک نفر، اذعان کند که رنگ سفید مستحب است و رنگ سیاه مکروه؛

 اینها جواب گو نیست و شاهد این امر هم این است که میلیاردها مدل لباس تولید شده است. با اینکه می شد از شرع یک اسلوبی را استخراج کرد، و بر اساس آن الگو لباسهای مختلفی  برای موارد مختلف را طراحی نمود. وقتی این اتفاق رخ ندهد، خواهش درونی انسان، نفس، شهوت، انسان را به سمت الگوهای دیگر می کشاند. آن کسی هم که جامعه جهانی را کنترل می کند و غیر الهی فکر می کند، این نقطه را می شناسد و سریع مد تولید می کند. رنگ هفته، هفته، شخصیت هفته، مدل هفته، ... او می داند که این نیاز درون بشر هست، البته ما هم می دانیم، ولی باید آن را استخراج کرد. الان ما در مرتبه تزکیه قرار داریم. در مرتبه تعلیم نیستیم. یعنی اول باید یک چیزهایی را بدانیم و یک چیزهایی را کنار بگذاریم. یک دیدگاه پیدا کنیم و بعد آموزش ببینیم و بعد درست شود. تا تزکیه نشده ایم و چیزهایی را که نباید، داریم، و بایدها را نداریم، دیدگاه نداریم، " یزکیهم و یعلمهم" این امور عملی نخواهد شد. پس حداقل و حداکثر حجاب هم در همین وادی معنا می شود.

 

حجاب زن برای مرد و حجاب مرد برای زن، و اگر در این بین بچه ای در بین باشد با توجه به حضور،

فضاهایی که در خانواده وجود دارد به نسبت فضای زناشویی دو گونه است:

یک فضاهای عمومی و دو فضاهای زناشویی

حجاب را می توان نسبت به این دو به سادگی سنجید و بیان کرد. یعنی حداقل برای آن محدوده و حداکثر برای همه خانواده در هر کدام از سطوح.

در این جا فضای سلیقه باز است ولی کلیات را شرع تعیین می کند. نمی توان همان لباسی را که در اتاق خواب می پوشید در فضای خانه هم همان را بپوشید. البته در بودن فرزند حتما این گونه است اما اگر بچه هم نباشد باز هم همین است و فرقی ندارد. ما باید به گونه ای خود را منظم کنیم به فرموده امیرالمومنین(ع) " و نظم امرکم " باشد که این یک حرف برای یک سطح خاص نیست. برای همه امور مطرح است.

مثلا اگر جایی اتاق نشیمن است باید همه چیز با اتاق نشیمن هماهنگ باشد، اگر اتاق خواب با آشپزخانه و ... تداخل پیدا کند، " نظم امرکم" بهم می خورد. ملاک ما کمال و انسان کامل است. می شود تا یک جایی پیش رفت و همه چیز را رعایت نکرد ولی وقتی حرف دین را می زنیم، باید حدکمال آن را در نظر بگیریم. حد کمال هم این است که نظم حاکم است و شرایط حاکم بر اتاق خواب که برای امور زناشویی است به هیچ جای دیگری نباید سرایت کند. چه کسی باشد در خانه چه نباشد. وقتی دیگران هستند یک الزامی برای ما به وجود می آید که مثلا ما مجبور به رعایت هستیم. که البته این یک شاخه از شرک خفی می شود. والا اگر ما دیندار هستیم و دستور الهی را اجرا می کنیم، خدا شاهد و ناظر است. و دستور داریم که محدودیت محرمیت مطلق، بین زن و شوهر است و این امور تنها در اتاق خاصی و محدوده خاصی صورت می گیرد. اگر رعایت نمی کنیم یعنی برای دیگری خود را آماده کرده ایم. به خاطر فرزند، به خاطر نگاه دیگران، ...

اینها اگر دلیل انجام عمل ما شود همه مراتبی از شرک محسوب می شود. اما کسی که خدا را در نظر می گیرد دستور خدا را عینا به خاطر او انجام می دهد؛ زن و مرد اگر در خانه تنها باشند باز هم رعایت می کنند. البته وقتی این بین فرزندی هم وجود داشته باشد چون بحث تربیت و مسائل دیگر نمود پیدا می کند، که به گونه ای هم حق الناس است و بحث دیگران هم این وسط مطرح می شود، حتما باید رعایت کند. اما اگر عقیدتی به موضوع نگاه کنیم چون بنده خدا هستیم طبق دستور الهی باید همه جا رعایت کنیم. چه کسی باشد چه نباشد، چه جامعه به قول امروزی ها باز باشد که همه چیز را اوپن می کنند، آشپزخانه و اتاق و ... حتی خانه اوپن! در را برداشته اند و پنجره گذاشته اند. دوربین ها به داخل خانه ها راه پیدا کردند، عکس گرفتن و .... این باز شدن درب خانه است، اگر ما هم انجام داده ایم خطا کرده ایم. عکسی که گرفته می شود چه کسی چاپ می کند؟ محرم؟ چه کسی نگاه می کند ؟ محارم؟

این خطاست و از مبنا ایراد دارد و غیر الهی است.کسی با حجاب کامل ( چه زن و چه مرد) عکس نمی گیرد! اینها رعایت نکردن حجاب است. رعایت نکردن آن نظمی است که خدا برای زندگی مومنین امر کرده است. و رعایت نکردن آن موجب ضربه خوردن در جاهای دیگر زندگی می شود. اگر عقیدتی نگاه کنیم مشکلی پیش نمی اید ولی ما بخواهیم درست شویم چندین هزار سال طول می کشد!!! ولی باید بدانیم و فضای آن در ذهن ما ایجاد شود که راه باز است، و فاصله تا کمال خیلی زیاد است و ما چندان رعایت نمی کنیم. تنها کلیاتی را رعایت می کنیم که در ذهنمان دهان شرع را ببنیدم! ولی خوب که می نگریم می بینیم که فاصله بسیار زیاد است. حتی  با همین وضعیت موجود که مثلا خانه ما اسلامی نیست. بعضی چیزها غیر اسلامی است و بر ما تحمیل شده است، با این حال باز هم رعایت نمی کنیم. اگر بخواهیم رعایت کنیم، خیلی جای کار کردن و فکر کردن است.

اگر فضای خانه را به دو بخش محرمیت مطلق، است و کلا فضا برای امور زناشویی باشد، مثلا رنگی که برای اتاق خواب باید باشد تا تاثیر بیشتری داشته باشد، اگر قرار است فرزندی به دنیا بیایید در آن اتاق، هم تصویری که زن و مرد موقع همبستر شدن می بینند، در شکل و شمایل و عقیده و جنسیت ان بچه تاثیر دارد. الان غربی ها از این الگوها استفاده می کنند. اگر ما بی توجه هستیم مشکل از ماست.

برای مثال چندین سال پیش، ازمایشی انجام داده بودند که زن و مردی که قصد بچه دار شدن، داشتند، در اتاق خواب ایشان عکس فرد سیاه پوستی را گذاشته بودند، در طول دوره زناشویی این تصویر مدام در جلوی دید اینان بود. بعدها آزمایشاتی که انجام دادند روی فرزند متولد شده، متوجه شدند که پوست این کودک تیره تر نسبت به حالت معمولی است.

حال اگر مقابل دیدگان یک آیه قرآن باشد یا یک آدم زشت یا زیبا بنا بر سلیقه ما، اگر یک ظرف باشد اگر یک رنگ نامناسب باشد، اگر تاریک، تاریک باشد، اگر روشن، روشن باشد،... اینها همه موثر است اگر ما رعایت نمی کنیم دلیل این نیست وجود ندارد، علم خدا همه جا هست، همه چیز در حساب و کتاب است. ساده ترین جواب برای همه این سوالات ساده بودن است. وقتی همه چیز را در لایه ای از تجملات قرار دهیم تبعات بعدی را هم به دنبال دارد. وقتی اساس را بر سادگی بگذاریم بسیاری از مطالب حذف می شود. باید در ساده بودن الگو پیدا کرد که این هم بسیار ساده است و دیگر پیچش ندارد. اما وقتی تجملات مطرح می شود مثل وسایل خانه، که فراوان و غیر ضروری است، ولی وقتی ما پذیرفتیم و بر ما تحمیل شده، باید نظر دین مان را هم بدانیم. وقتی قرار است وسیله خاصی را خریداری کنیم، چه رنگی باید باشد، که به تأیید شرع رسیده باشد، چیدمان آن در خانه چگونه باشد. و... همه اینها اگر خوب نگاه کنیم و تفکر کنیم موثر است.

ان چیزی که برای فضای اتاق خواب است مختص آنجاست، چه زمان چه مکان و چه فرد آن؛ حجابی که در اتاق خواب رعایت می شود حداقل حجاب است؟ حتی ممکن است وقتی انسان خود تنها است اینقدر بی حجاب نشود نسبت به زمانی که با همسرش هست؛ چون آن مکان و آن زمان را برای همین کار قرار داده اند و هم عقلی است و هم شرعی و حیا در آن راه ندارد. هر کس در این جا حیا وارد می کند یا ضعف عقل دارد، یا ضعف دین؛ که بسیاری متأسفانه دین را بر عکس فهمیده اند،

ما روایات زیادی داریم که پیامبر اکرم(ص) به زن علاقه زیادی داشت. و یکی سری انسانهای بی عقل و بی دین قضیه را شهوانی می کنند، و بعد انحراف تاریخی ایجاد شد  که بر این مبنا بود و بعد پیامبر را زیر سوال برد، اما وقتی درست نگاه می کنید، می بینید که پیغمبر کامل است و درس کمال می دهد، و خود نیز حرکت می کند، در مقابل هم، می بینید زن هایی که خودشان را به پیامبر اهداء می کردند، یعنی وقتی انسان به کمال می رسد و انسان در خط کمال حرکت می کند، دیگران هم این را می فهمند، نهایت منکرند و می خواهند با او مقابله کنند ولی با این حال می فهمند که این با همه فرق می کند.

در چند آیه قرآن داریم که زنی می آمد و به پیغمبر می گفت که حلال تو هستم و اگر قبول کنی و لیاقت داشته باشم همسر شما شوم  اگر نه اختیار من باشماست، این نشان می دهد که این موضوع دو طرفه است نه اینکه پیغمبر فقط، این نظر را دارد بلکه زن هم این را می فهمد، چون او در حد کمال و عالی و حدی که خدا قرار دارد می فهمد، در نتیجه دیگران هم این موضوعات را می فهمند، چه خوبان و چه بدها، آن همسر بد (عایشه) پیامبر است، که آن بلاها را بر سر پیامبر می آورد، تهمت ناروا به پیامبر و به همسران دیگر حضرت، می زند، که وقتی امام زمان(عج) تشریف بیاورند، حتما بر او حد جاری می کند، و زن خوب، حضرت خدیجه (س)، است که ایشان هم این حرفها را درک می کند، زن، زن است و مرد هم مرد، فرقی ندارد، پیامبر هم مرد است، اینکه وارد این الگوها شوید، و تجسم آن را ببینید، متوجه می شوید اصلا بحث شهوت، نفسانیات و این (کثافتکاریهایی) که زمانه الان بر ما تحمیل می کند، نبوده است بلکه واقعا صادقانه و بر اساس الگوی الهی بوده است.

با این تعریفی که الان است مثلا می گویند، این شخص انسان شهوت پرستی است، زن باره است، این فضایی است که حاکم شده است، اما دین چنین تجویزی را نمی کند، دین هر چه را دستور داده دقیقا مطابق میل زن و مرد است و حتی ذره ای کم و زیاد نیست. چون او خود خالق است و خود نیز دستورالعمل آن را می داند. کسی که به آن عمل می کند و به آن می گرود، انسان کامل است، و کسی هم که عمل نمی کند بعد از مدتی دچار خلاء می شود، و به یک الگویی گرایش پیدا کند، وقتی گرایش پیدا کرد دین را زیر سوال می برد،  بعد از مدتی ادعای اشتباه بودن و سنتی بودن این افکار را می کند و در آخر مدعی می شود که اینها شهوت پرست بوده اند.و این نسبتهای ناروا را حتی به پیغمبر و ائمه (ع) می دهند با اینکه آنها اینگونه زندگی نمی کنند. اما متأسفانه جامعه، و کلا جامعه جهانی به شکلی شده که بسیاری از انسانها را به این نظر می رساند، گرچه شیعه هم هستند، سوادی هم ندارند، اما در ذهنشان وقتی ائمه را تجسم می کنند، و تعداد زن های ایشان را می بینید،  زود بحث را به این قضایا می کشانند، البته در ذهن خودشان، چون توانایی بیان آن را ندارند. اما اینگونه اصلا نیست. اهل بیت انسانهای کامل هستند و هر چه رعایت کردند الگوی همه انسانهاست و زن و مرد هم ندارد.

پس اگر نخواهیم وارد تک تک جزییات این قضایا شویم، این که فضای خانه را ما اینگونه ببینیم، همه چیز را حل می کند، چه برای مرد و چه برای زن، چه در بودن بچه که الزام آور است، چه در نبود بچه، باید بین این دو فرق باشد، سه یا چها ریا چندین فضا نیست که مشخص باشد در اتاق خواب چگونه باشیم، حال در فضای عمومی خانواده مثلا، از حداقل حجاب یک مقدار بالاتر، مثلا با یک لباس خیلی کوتاه، بدون آستین و یا ... زن یا مرد فرق نمی کند، غیر از این ما فضای دیگری نداریم، که محرم شما باشد یا بچه در خانه باشد، بعد شما بخواهید در آن فضا، لباس مناسب بپوشید. دو فضا بیشتر نیست. جز اتاق خواب، مابقی آن فضای کلی است. باید یک پوششی باشد که همه این ها (زن و شوهر، بچه) و محارم دیگر( که بعضی با اذن می توانند وارد شوند و بعضی بدون اذن هم می توانند وارد شوند) اگر باشد را جواب دهد. حداقل حجاب در محیط عمومی خانواده، آن مقداری است که زن نزد، برادر و پدر و پدرشوهر و دایی و عمو.. بتواند حرکت کند.  و مرد جلوی آن زن هایی که به همین نسبت به آنها محرم است.اگر کمتر از این رعایت می کند در واقع خود را گول زده است. کمتر از این برای اتاق خواب است که مختص آن حداکثر محرمیت به همسرش است. فضای دیگری وجود ندارد.

در بین زنان هم همین موارد جاری است. در بین مردان هم همینطور؛ یعنی حد وسط حجاب، نه آن شکلی که تنها و با محرم خود هستید، محرمی که مطلق است، نه آن حدی که پوشش مطلق وجود دارد.

 مثلا حمام عمومی، حرام نیست ولی شرعی هم نیست. شرع توصیه به حمام عمومی نکرده است ولی در طول تاریخ شکل پیدا کرده، یا استخر،( که جدیدا فیلمبرداری هم می کنند) این ها مبنای شرعی ندارد. شما بر اساس دین خدا، حرف می زنید، نه این چیزی که در جامعه وجود دارد. نبود تسلط فقها بر امور اجتماعی، مشکلات زیادی را ایجاد کرده است و چیزهایی را به وجود آورده که قابل کنترل نیست.

بحث بعدی، « بو» است که بسیار مهم است.  روایات زیادی داریم که واقعا هم تأثیر گذار است. بیشترین جاذبه ای که دو جنس مخالف بر هم ایجاد می کنند، از طریق بو است. البته به طور طبیعی، نه بوهای مصنوعی که هر کس ممکن است استفاده کند. این موضوع حتی بر حیوانات و گیاهان هم صدق می کند که از طریق انتشار بود از خودشان، جنس مخالف خود را فراخوان می کنند. این موضوع بین زن و مرد هم هست و چون زن جلوه گری می کند و مرد دنبال اوست بخاطر همین همه نهیات به زن وارد شده است که به زن دستور داده شده که این بو را متصاعد نکن، تا طرف شهوت انگیز نشود. شرع جلوی سرچشمه را می گیرد و به دنبال عوامل دیگر نیست.

دعایی در قرآن است که به زن ها می گوید که به غیر از این که خود را  در جامعه می پوشانید، به مردها نگاه نکنید.

نگاه مرد به زن مشخص است که دستور داده شده که نگاه نکنید، نگاه زن به مرد هم با اینکه پوشیده است و برای یک لحظه است، اما با یک نگاه تمام سیستم یک مرد را به هم می ریزد. حال آن مرد هم در هر شرایطی ( از لحاظ اعتقادی)که باشد، بو هم دقیقا همینطور است. چون از آن نقاطی است که بو تحریک کننده مرد است.

اگر فکر کنیم و آیه و روایات را جستجو کنیم ما سه گونه « بو» داریم:

1.    بوی طبیعی که هر کسی دارد و بدون استثناست و کاملا از هم متمایز است و مثل مو اثر انگشت شبیه هیچ کس نیست. و چه زن و چه مرد داراست و کاملا منحصر به فرد است.

2.       بویی که استفاده می شود، عطر و ادکلن و...

3.    بویی که برای مسائل جنسی به میان می آید. موقعی که دو نفر ذهن شان به مسائل جنسی سیر می کند، برای زن و برای مرد یک بویی از بدن شروع به تصاعد می کند.

که این هم بحثهای پزشکی زیادی دارد که چه جور آدمهایی، چه مقدار بو از خودشان ساطع می کنند.  هر چقدر هر دو محفوظ تر هستند، این بو بیشتر متصاعد می شود و دوست داشتنی تر است و آن ارتباط جنسی کاملتر اتفاق می افتد و لذت دو نفر بیشتر می شود. به همین جهت کسانی که اهل زنا هستند، هیچ وقت سیر نمی شوند، چون لذت نمی برند، بدن عادت می شود و هر دو تبدیل به یک دستگاه می شوند. این که غربی ها جلوی زنا را نمی توانند بگیرند، هر گونه هم منطقه آزادی می گذارند، خانواده را سخت می گیرند و مجازات ها را سنگین، نمی شود چون طرف لذت نمی برد و فقط یک حالت غیر انسانی به هر دو دست می دهد و نهایت چند دقیقه، چند ساعت، و بعد دوباره به حالت عادی بر می گردند. لذتی که همه وجودشان را تحت تأثیر قرار دهد، خصوصا عقایدشان را، آن حاصل نمی شود.

 این به چه دلیل است؟ یکی از این دلایل بو است. زن فاسد به خاطر تکرار این کار، با افراد مختلف، دیگر آن جلوه گری خاص خودش را از دست می دهد، آن بویی که کاملا یک مرد را به خود جلب می کند، کاملا از دست می دهد و همه لذتهای جنسی او به این حالت بی روح در می آید. یعنی نه آن لذت می دهد و نه آن لذت می گیرد. برای هر دو عادی می شود. و بعد از چند روز دنبال بعدی می گردد. چه شغلشان این باشد و چه نباشد. چه در حد عمل زناشویی باشد، چه در حد دیدن باشد.

پس حجاب زن اینگونه مرد را کنترل می کند. وقتی زن در محیط عمومی خانه، نزد محارم، مقداری از حجاب خود را بر می دارد و در اتاق خواب، کاملا همانگونه که شوهرش میل دارد،  فیزیک بدنش چیزهایی از خودش متصاعد می کند ، مثل نور( عکس برداری کرده اند)، بو ( که هر کسی می تواند استشمام کند) و یک جذابیتی از خودش که این مرد، به چیز دیگری توجه نمی کند. تا برای دفعه بعد که بخواهند رفتار زناشویی خودشان را تکرار کنند. که در اینجا هم ما دستور داریم که چندشب یک بار باشد و چه مقدار و چه اندازه باشد... یعنی این لذت بردن مرد و لذت دادن زن، و بلعکس، در این حجابشان نهفته است، هر چه بی حجاب تر می شود لذت دادن و لذت گرفتن، کمتر می شود، و اجتماعی تر می شود. بی حجاب تر، آزادتر می شود. تا آن آدمهای فاسد که می بینید. که بالاخره، فیزیک بدن توانای محدودی دارد، معلوم می شود که اینها نه لذت می دهند و نه میگیرند، چون خودشان را، نمی پوشانند، و نرم افزار بدنشان طوری طراحی شده است که، به موقع لذت دادن، لذت کامل می دهد،البته لذت می دهد، ولی کامل بودن این لذت مهم است که بویایی، این مرد را هم تکمیل کند. دیدار و شنوایی این مرد را هم تکمیل کند. بدن او را هم تکمیل کند.

دریافت این موارد شاید برای ما کمی سخت باشد. چندین متخصص در رشته های مختلف فعالیت کنند، و چکیده آن را ارائه دهند تا ما بفهمیم چه میزان موثر است. اما در واقع این مسائل وجود دارد.

این نوع سو از بو است و وقتی یک زن خود را معطر می کند و از خانه بیرون می رود که بسیار نهی شده است، نهی هایی با کلمات شدید و خشنی شده است به این دلیل است که او، دو بوی بعدی را به همراه خودش می آورد.

جلب توجه، نزدیک شدن، بوی معمولی زن، حس شهوت جنسی را بین هر دو زنده می کند و آن بوی خاص به فساد کشیده می شود. همه این ها از یک بوی معمولی شروع می شود. به همین جهت کاملا نهی شده است از هر دو طرف، که مرد استشمام نکند و زن هم معطر نکند.

الان غربی ها برای این که هیچ فضای سلامتی را باقی نگذارند، این بو را در همه چیز گذاشته اند، لباسی که بو دارد، فقط عطر و ادکلن نیست، هر لوازم آرایشی که زن استقاده کند حتی مسائل پزشکی، مثل پماد و کرم و ... درآن هم یک بویی گذاشته اند، که وقتی از کنار مردی رد می شود، به گونه ای مرد را تحریک کند. و چون جامعه دارای افرادی زیادی هست این موضوع عمومی می شود. همه برای هم عادی سازی( اباحه گری) می کنند، یک نفر ممکن است خطا کرده باشد اما این مرد، دومی را هم مثل اولی می بیند، در واقع یک حق الناس بسیار پیچیده ای را به وجود می آورد. که یک نفر یک خطای اجتماعی می کند، اما کسی که از خاطی اولی به خطا افتاده دهها نفر دیگر را هم مثل فرد اول می بیند. مگر این که طرف در حجاب خودش مستحکم باشد که کسی جرأت نکند به او نگاه کند.

در همین حد وسع ما برای گفتن بیشتر نیست. شاید هم علم و تجربیات ما ناقص است.

بو از قوه های اصلی ماست درست است که کمتر از آن استفاده می کنیم، ولی این مشکل ماست، پیغمبر یک سوم از هزینه زندگیش به خوشبو کردن خودش تعلق داشت چون می خواهد از آن قوه ای که خدا به او داده استفاده کند. ولی الان برای ما ناشناخته است و برای ما به حساب نمی آید. با اینکه بسیار مهم است و در معنویات هم بسیار پر اهمیت است. انسان را زود وصل می کند. و زود فضا را پیدا می کنیم، زود حرام را تشخیص می دهیم، آدم های گناهکار را زود تشخیص می دهیم ( بو دارد)، بو زودتر و بیشتر از اعمال و چهره به ما انتقال پیدا می کند، بو فاصله زیادی از او می گیرد، ( تصویر را باید از نزدیک دید ولی بو را از دور هم می توان تشخیص گناهکاری دارد).

بو امکان مهمی در هدایت انسان است. چه بوی خوب و چه بوی بد، چه بوی گناه، چه بوی ثواب و کار خوب، انسان خوب و انسان بد؛ که متأسفانه ما بیشتر از چیزهای دیگر به این قضیه غفلت داریم.

  والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group