بسم الله الرحمن الرحیم

 

سوال : در آیه 29 گفته اونهایی که انبیا را می کشند هیچ موقع از عذاب بیرون نمی آیند بعد شما یکسری گفتید خود امام علی ( ع ) قاتل را شفاعت می کنه پس اینجا مگه این آیه شامل حال نمی شه ؟ اولین موردی که ما در استفاده از منابع اسلامی خصوصا قرآن توجه به به عین عبارت همونی که قرآن هست نه ترجمه اش نه توضیح دیگران نه نقل قول این و اون اونها مطلق پذیرفته نیست الان شما موردی را که می گی اگر عین آیه است بریم رو اون صحبت کنیم اگر ترجمه منظورته اول باید ترجمه کنیم ببینیم این ترجمه ای که زیرش نوشته عین ِآیه را ترجمه کرده یا کاملا میخواهد یک مطلبی را انتقال بده معمولا ترجمه های فارسی این ضعف را دارد چون قرآن حتی به عربی هم ترجمه کردنش سخته یعنی برای عربها وقتی بخواهی توضیح بدی ترجمه کنی کلمات ساده تر خیلی سخته قرآن خودش ترجمه خودش است رو این حساب باید عین عبارت خود عبارت قرآن را ملاک قرار داد بعد در موردش صحبت کنیم .
قل ان تخفوا فی صدورکم او تبدوه یعلمه الله و یعلم ما فی السموات و ما فی الارض و الله علی کل شی قدیر
بحث از اول آیه 21 شروع می شود "
" ان الذین یکفرون بایات الله "
این بخش اولشه اولین کاری که می کنند نسبت به آیات قرآن به آیات الله کفر می ورزند
" و یقتلون نبیین بغیر حق "
انبیا را می کشند پیغمبران را فرستاده ها را خبر گویان الهی را می کشند به غیر حق
" و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس "
اینم سومیش کسانی که بین مردم در راه عدالت پراکنی تلاش می کنند اینها اونها رو هم می کشند
" فبشرهم به عذاب الیم "
اینها رو اهل کفر را که این دو کار دیگر را هم در کنار کفرشون انجام میدن خبر بهشون بده که عذاب الیم برای اینهاست . عذاب که مشخصه معناش " الیم " از سه تا حرف ء . ل . م . میاد یعنی اندوهگین ، اندوهبار ، سخت بیاد به روح و روان عذاب الیم . بحث خالدین فیها نداره جاهایی هست که میگه فلان گروه " خالدین فیها " در جهنم باید ببینی اول منظور کدوم جهنمه چون بهشت ها و جهنم ها ما داریم . حالا جهنم ها طبقاتی هم داره . اما بهشت ها مکان ها معانی مختلف در مورد بهشت ، بهشت یه دونه نیست بهشت های متعددی داریم برای مومنین و مسلمین که دردرجات مختلفی قراردارند در هر کدام از بهشت ها دوباره خودش هم طبقه بندی خاص خودشو داره حالا موردی که شما می گی باید بین اینها جستجو بشه
لایتخذ المومنون الکافرین اولیا من .... تا پایان آیه 32
موردی که پیش از این هم گفتم در مورد ارتباط بهتر با قرآن و معارف قرآن اینه که چینش های مختلفی از لحاظ هندسی برای قرآن تا حالا کشف شده و وجود داره بنابر عدد ، بنابر فرمول ، بنابر سوره ، بنابر تاریخ یکی از آن چینش ها بنابر عقیده است . قرآن کریم یک جوری چینش داره که ابتدا اوج معارف ما رو میگه در مورد الله صحبت می کنه بدون صفت خود خدا . هر چی به آخر میره این توضیحات گسترده تر میشه عوامانه تر میشه . سطوح اجتماعی خانوادگی فردی ، بیشتری را پوشش میدهد یعنی در ابتدای قرآن معارف بعدا به اخلاقیات و احکام تبدیل می شود البته اونجا هم معارف هست اما درصد بیشتر در ابتدای قرآن هست . هر چی به سمت آخر قرآن می ریم این چینش این سوره مبارکه آل عمران خصوصا این آیات ابتدایی پر از معارف نابی که کلمه طیبه " الله " به کرات اینجاها هست که لفظ جلاله هست . خب هم ترین آیه عرفای ما اولین آیه عرفانی ما عمیق ترین آیه عرفانی ما که هیچ سالک و فانی فی لله نیست مگر به این آیه می رسه آیه شهد الله آیه 18 که حالا توضیحش تقریبا می شه گفت به درد ماها نمی خوره نه من بلدم اونطوری که باید توضیح بدم نه بدرد می خوره این قطعا برای کسی سودمنده که خیلی معارف عرفانی را پشت سر گذاشته باشه لاقل به شهوذ در عالم خارج واطراف خودش رسیده باشه این بحث شهود را مطرح می کنه در یقین پیدا کردن به خداوند خوب ما همه قبول داریم خدایی که به کاره اما یقین فرق می کنه تا اینکه من فقط اغعتقاد دارم . خیلی چیزها روا ما اعتقاد داریم اما یقین نداریم بچه مثال خوبیه تو این زمینه بچه مطلعه بهش گفتن می بینه می شنوه می داند آتش داغه تا اولین باری که دستش بهش نخوره یقین نمی کنه این فقط یقین که حاصل میشه نسبت به اون چزهایی که می دانست شاید اون چیزی که خودش توان داره دید داره به اونم یقین پیدا نکرده باشه بچه هایی که میرن دوباره دست می زنن دستشون می سوزه دیگران فکر می کنن این بچه کودنه نه اون می گیره اما یقینی که پیدا کرد نسبت به حرف پدرش که شنیده بود . پیدا کرد به دید خودش به فهم خودش هنوز یقین پیدا نکرده یقین پیدا نکرده بسوزه ضرر دوباره بسوزه ضرره دنبال یک نقطه ای می گرده خودشو کاملا ارضا بکنه اقنا بکنه اینو بهش می گن یقین نسبت به خدا هم همینه همه قبول دارن مومنین و مسلمین این شکلی هستن اما پپیدا کردن یقین نسبت به خدا مهمه یقین هم پیدا کردنش حالا پیش از اینم یه مباحثی داشتیم نهایت شهوده که امیر المومنین فرمود خدایی را که نبینم نمی پرستم .
دیدن یعنی شهود .حالا این آیه شهود خود خدا را می گه نه شهود کسی که سالک الی الله بلکه شهود خود خدا را می گه " شهد الله " خدا شهادت میده یا شاهده که غیر از او خدایی نیست خدا نه غیر از او خدایی نیست غیر از او الله اینجا به کار نمی بره اینها همه سیرهای عرفانی که توی این منابع عرفانی که شما برید می بییند بر اساس این آیه چیده شده مثل اسفار اربعه که کتابهای خیلی بالایی هست یا مثلا فتوحات مکیه که اینها دیگه اوج مسائل عرفانی ما تو اینجور کتابا هست یا مثلا فصوص الحکم این کتابها اماشونو بدونید ان شالله و در آینده بهش بر بخورید که اینو دیگه از لحاظ عرفانی بالاترین سطوح علمای ما در عرفان این کتابها را نوشتن که ابن عربی معروفترین اونهاست در ثبت مسائل عرفانی . عرفایی شاید داشته باشیم از ایشون مقامشان بالاتر باشد اما اینکه بتونی حالت عرفانی را به کاغذ و کلمه و نوشتار تبدیل کنی این خودش یه چیزی در حد اعجاز ه چون اونجا بحث فقط معنویه دیدن و شنیدن مادی به کار نیست که بشه بنویسی گزارشش را بنویسی جایی نیست که ببینه و گزارش ما را تایید بکنه یعنی قدرت علمی بالاتر از حد بشری معمولی میخاد که شما بتونی عرفان را به نوشتار تبدیل کنی و ابن عربی این کار را کرده و مهم ترین منابع عرفانی ما هم به ایشون دیگه یعنی هر کس که این سیر عرفانی را بره چه علمی چه عملی بالاخره به ایشون بر خود می کنه و ایشون و همه عرفا ملاک کارشون از مهم ترین ملاک ها و مشخصات کارشون شاخص تهای کارشون این آیه است . آیه شهد الله
" انه لا اله الله هو و ملائکه و اوالعلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم "
این آیه این وسط هم اومده ها نه به قبلی هاش مربوطه می شه نه به بعدی هاش ربط کلی داره اما این آیه استثنایه و آیات دیگه و دو سه تا آیه ای که الان شما خوندی هم مثل همین اینها می مونه و عبارت " یخرکم الله نفسه "
خدا اینجا نمی گه پیغمبر اصلا جایی می گه پیغمبر اینها را بترسون بر حذر بدار از خطاکاری اینجا می گه الله شما را بر حذر می دارد از خودش یعنی اینجا دیگه اوج ارتباط بنده و خداست بنده های معمولی البته ها ما بحث را ... و کلا گفتم دیگه این ابتدا مسائل عرفانیه خیلی معرفتیه خیلی در باب توحید و عدله و آهسته آهسته هر چی می ریم تا به سما انتهای قرآن که می ریم دیگه عمومی تر می شه موضوع اگر چه این مسائل هم اونجا هست
یه مورد هم این آیه 31 " قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی " می گه شما اگه خدا را دوست دارید منو تبعیت کنید
" یحببکم الله " اولین خاصیتش اینه که خدا هم شما را دوست خواهد داشت
دوم اینکه " یغفر لکم ذنوبکم " بحث به غفران را که مغفرتی که شب جمعه گفتیم که باید حتما اون بحث را ادامه بدیم چون خیلی مطلب داره خیلی هم به درد ما می خوره یعنی کاربردی کلیه این دومین خاصیتش هست
" والله غفورا رحیم " اینها مفهومه از ترجمه اش هم پیدائه
اما می گه " ان کنتم تحبون الله فتبعونی " تبعیت ما بالاتر تبعیت هم داریم بالاتر از تبعیت بزرگتر نیش خود این کسی که ما باید ازش تبعیت کنیم می گه اگر خدا را هم دوست داشته باشد از من تبعیت کنید پیغمبر داره می گه کسی رو خدا دوست داره که از پیغمبر تبعیت کنه یعنی رابطه پیرو پیغمبر با خدا رابطه حب هست حالا رابطه پیغمبر با خدا چی میشه ؟ که خودش صاحب این مسلکه یا کسی که پیغمبر شده پیغمبر نیست معصومین مثلا یا " فنا " مثل سلمان شده اون چی میشه ؟ اون از حب دیگه می گذره میره بالاتر که اونم داریم البته تو قرآن اگر بهش رسیدیم این از اون موارد خیلی جالبیه که اینجا هست که میخاد بگه که خداکسی رو که دوست داره آخرش نیست که خیلی چیزای دیگه هم بعدش هست اما اون که در حد ما می گنجه اینقدر دیگه
ان الله ... از آیه 33 تا پایان آیه 44
خیلی موارد زیبایی اینجا هست فقط باید دقت زیاد کرد آیه 26 فرمود : بگو الهم مالک الملک
خدا اون کسی هست که صاحب ملکه
" توتی الملک من تشاء "
ملک را به کسی می دهد که بخواهد
" و تنزع الملک ممن تشاء "
از کسی هم که بخاد می گیره
یکی در میان هست این صفتها
" و تعز من تشاء و تذل من تشاه بیدک الخیر انک علی کل شی قدیر "
میگه خدا را اینجوری بخونه که خدایی که اینطوری هست
آیه بعد دوباره صفات الهی را می گه که در آخرین جمله میگه
" ترزق من تشاء بغیر حساب "
یعنی کسی که خدا بهش ملک بدهد ، عزت هم بدهد ، لیل و نهار در اختیارش قرار می گیره نتیجا رزقش به غیر حساب میشه
این روند این دو آیه و اینو تو آیات بعد توضیح می دهد لابه لای مطلبی که حالا داره داستان می گه نمونه نهایش کیه ؟ آیه 37 نگاه کنید
" قالت هو من عند الله " وقتی می اومد می دید که حضرت مریم در حال عبادت و عذایی آماده است می گفت از کجا این آمده می گفت از عند الله بحث الله بود بحث صفت نیست . خود الله بحث شهود ارو میخاد روشن بکنه که چی جوری میشه " ان الله یرزق من یشاء به غیر حساب "
یعنی حضرت مریم ابتدا صاحب ملک از جانب خدا صاحب عزته از جانب خدا صاحب خیر از جحانب خدا لیل و نهار در خدمتش از جانب خدا زندگی و مرگش دست خداست رزق به غیر حساب بهش می رسه و موردی که این دو تا را به هم پیوند میده که چرا مریم اینگونه است جوابش در آیه 28 هست
" لایتخذ المومنون الکافرین اولیا ء من دون المومنین "
مومنین اجازه ندارند کافر را دوست خودشون بگیرن یار خودشون بگیرند در صورتی که مومنین دیگری هستن
" من یفعل ذلک فلیس من الله فی شی " این خلاصه کار صحیحی نیست
" الا ان تتقوا منهم تقه "
یعنی این بین کنار هم قرار داره کفار کی بودن ؟ صفحه قبل توضیحو دادیم
" ان الذین یکفرون ...
این الان بین اونها دنبال ولی می گرده کسی که کمکش کنه خدا گفت اجازه نداری از کافرین یار برای خودت بگیری اول آیه گفت که " لای تخذ المومن ...
اما بین کافرینی هستی که آیات خدا را رد می کنند بلکه پیغمبران را هم می کشند یعنی تو در خطری اما اینجا باید تقوی پیشه کنی یا به عبارتی چون بین کافرین هستی تقوی شخصی تو میشه تقیه اجتماعی یعنی با اونها علی الظاهر همراهی اما علی الباطل با الله هستی چون اینجا کس دیگه نیست تو به اون متوسل بشی یعنی نمونه کامل تقوی و تقیه حضرت مریم هست که همه اون چیزهایی که گفت برخورداره بخاطر همین میاد بحث رو اول کل قضیه رو میگه آیه 33
" ان الله اصطفی ادم " خوب اولین انسان و پیغمبر ، نوح آدم ثانی موقعی که ظلم و فساد اینقدر زیاد شد و دیگه این زمین واجد شرایط هدایت پذیری نبود عذابی نازل شد که آب بود همه جا را فراگرفت الا نوح و هر کس که همراه او زنده موندن این به قول معروف سانس دوم زندگیه بشر سانس سوم آل ابراهیم که مقدمه ای است بر بیت الله کعبه ، حج و تکامل اسلام به دین حضرت ابراهیم دیگه صراحتا گفته میشه اسلام دین ما دین ابراهیم اسلام و آل عمران که تلقی این دو تا با همه یعنی یهودی که قرار درست بشه الله هست ملائکه هستن آدم خلق می شه دستور میده سجده کنید یه کسی از راه پیدا میشه اسمش شیطان یعنی اول میسیر هست روشنایی هست حق هست بعد مانع درست میشه اگر از این مانع رد شدی موفقی آل ابراهیم هست آل عمران حقن اما ناحق هم توش داره این مانع بعد از حقه اگر با یهودی ها در افتادی یعنی اونجا گفت " ان الذین کفروا " و اهل تقوی را هر دو را توضیح داد اهل تقوی گفت مریم و ادامه میده اونا هم داره میگه همزمان ایناها کسانی هستن که مریم را رد می کنن بهتان می زنن بعد با عیسی در می افتن بعد یکی یکی میاد وارد میشه یعنی ببین چقدر زیبا یه داستان چقدر دوربین کار گذاشته همه قضایا را داره روشن می کنه به شرطی که آدم ببینه اگر نبینه داستان می بینی و تموم میشه میره اما اگه هی برگردی و یه ربط دیگه را پیدا کنی می بینی چه تصویری هست . بی نهایت بعد داره دیگه سه بعدی و چهار بعدی ده بعدی نیست هر طور نگاه کنی اعتقادی هست الله را داره توصیف می کنه تو بفهمی الله کیه ارتباط با الله را می گه کار اللعه را می گه که چه کارا به عهده اوئه و داره انجام میده بندگان برگزیده را می گه مخالفین رو میگه صفن اینها را هم می گه در ضمن داره من انباالغیب از خبرهای غیبی هم داره یه خبری رو هم بیان می کنه ببین نگاه کنید این نشون میده کار یه آدم نیست هیچ انسانی نمی تونه این کار را بکنه این فقط قدرت مطلقه می تونه این کار را بکنه همه چیو می تونه تو چهار تا کلمه بیان کنه ما الان این کار را بخایم بکنیم همین چند تا موردی که من گفتم باید ده جلد کتاب بنویسم همینو فقط می گم اونم تازه کی می تونه همه اینها را با هم مطابقت بده انطباق بده تو یه صفحه مگه ما چقدر مطلب خوندیم الان ؟ چند تا آیه خوندیم " آل عمران علی العالمین " اینها تسلط داشتن بر عالم " ذریه بعضها من بعض و الله السمیع العلیم : خدا حاضر تو این جاها سمیع و علیم " اذ قالت امراه عمران " حالا داستان او اهل تقوی در بین اهل کفر که هیچ کس رو به یاری نطلبید دوستی نگرفت الا الله شروع می کنه از صفر می گه که اینو خدا اصلا اینگونه برای خودش قرار متولد بشه از پیش مد نظر خداست اینکه ما تو اون مباحث خانوادگی خصوصا دستورات کلی دین و معارف کلی داریم که یه ادم خوشبخت ، عاقبت بخیر از شکم مادرش و قبل از تولدش نوشته شده است این دلیلشه دیگه میگه شما فکر می کنید این انسان برگزیده اهل تقوی میاد میان کفر می مونه پابرجا استقامت می کنه خدا را رها می کنه .. فکر کنید این یه دفه خودش فهمیده و دونسته و این کار را می کنه نه این به پدر و مادرش مربوط میشه اصلا این هنوز به دنیا نیومده بود خوب وبده حالا خوبیشو شما دارید می بیند
" ان نظرت لک ما فی بطنی محررا "
اینکه امام حسین می گه که دینم ندارید آزاده باشید چون اگر آزاده باشید دین هم خواهید داشت اما اگر دین داشته باشید آزاده نباشی فایده ای نداره امام حسین را می کشی اونا دین داشتن امیر المومنین به قول خودشون داشتن همشون و کلی هاشون حافظ قرآن و احادیث پیغمبر بودن وضو داشتن روزه بودن نماز نذر داشتن ... دین داشتن اما این آزادی رو نداشتن اینجا ایشون به عنوان شرط اول می گه اگر اینو آزاد قرارش بده آزاد از چی ؟ هیچ قیدی نداره نفس اولیشه چون آدم اول گرفتار نفسه یعنی خودشه خودش خودشو نگه میداره بعد از خودش همه اگر نجات پیدا کنه گرفتار دیگران میشه یا پول یا خواسته ای دیگه یا هر چیز دیگه ای که ممکنه آدمو از اون فراغ بال آزادی نگه داره و محبوس کنه یعنی ببین ریشه های سعادت یک انسان را میگه از کجا داره درست میشه شانسی نیست که همینطوری بزنی بشه یا نشه آدمها که منحرفن یا برحقن و هدایتن شانسی نیست که حتما عواملی موثره در تولدشون در خوراکشون در افکار پدر مادرشون الا استثنا که همه جا هست اما رویه کلی رو این شکلی می گه اون نذرش بود
" انی نذرتم لک ما فی بطنی محرر فتقبل منی "
آیه بعد از اون
" فتقبلها و قبول حسنه "
نذرش قبول شد
" واثبتها نبات حسنا "
اینکه جاهای مختلف خوندیم که خدا میخاد تا به یه نفر حالی کنه که چی جوری ممکنه یه نفر هدایت بشه زو مثل زمین آماده ، باران ، گیاه و رشد رو می زنه اینجا اصلا خودشو به کار برده مثال هم نزده میگه مثل یه گیاه ما پرورشش دادیم
" و کفلها زکریا "
یکی از بهترین بنده ها هم کفیلش قرار دادیم که مراقبش باشه و هر کارش را انجام بده
" کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا
اونایی که در راه خدا کشته میشوند
"و لا تحسبن الذین قتولوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء هم عند ربهم یرزقون "
رزق و عند _ ربهم _ اینجا میخاد بگه چی ؟ بحث چیه ؟ بحث همراهی الله با بنده است تو این آیه ای که در مورد شهداست میگه اینهایی که شهید می شن مرده نیستن مپندارید زنده اند اما عندهم یرزقون قبل از اینکه شهید شوند اگر اهل تقوی باشند و این ویژگی هایی که آیات فرمود چی ؟ رزق میاد پیششون الله میاد _ و هو معکم _ اینه معناش که تو سوره آیه 4 حدید می خونیم سفارش شده که آخر الزمان اینو بخونید و آخر زمان فهمیده میشه یعنی این دیگه نمخیاد اینجا بشینی تو حالا بگه ما رفتیم بهشت عند ربهم یرزقون اونجاست . نه همین جا هم میاد نمونه اش هم ایناهاش که بعد عبارتو کامل می کنه خودش فکر نکنید این یه حدس و گمان و تفسیر به رای خودش کامل می کنه
" قال یا مریم انا ان لک هذا قالت هو من عند الله "
عند الله اصلا خود کلمه اش هم میاره عند ربهم یرزقون _ عغند الله _ رزق هم که هست
" ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب "
پس می بینید اهل تقوی واقعی خدا باهاشه _ و هو معکم _ از پیش قدم هست او با شماست این ما کنتم ؟ شما کجایید ؟ شما هم اگر جای خودتونو پیدا کنید اون جایگاه که ماه مبارک بحث کردیم شما اگر جایگاهتونو پیدا کنید جایگاه فقیر خدای غنی را می بینه جایگاه گنه کار الله بخشنده را می بینه غفور و هر کدوم از جایگاههایی که ممکنه یه بنده پیدا کنه یا همه اینها رو در راس همه اینها انسانهای کامل که کل جایگاه انسانی را داره یعنی جایگاه انسان کامل و خوب الله را می بینه دیگه بخاط همین امیر المومنین یمیگه من خدایی را که نبینم نمی پرستم چون همه جایگاهها را داره کامل و مطابق همون جایگاه خدا را هم می شناسه دیگه یک دونه جایگاه داری به همون یه دونه خدا را می شناسی یکی از صفات الهی درکت می شه نه شناخت علمی که رو کاغذ بخونی اونکه مرتبه خیلی پایین هست اونی که در وجود آدم و با اون ارتباط بر قرار می کنی مثل اینکه الان حضرت مریم را داره می گه تا گفت گفت الله خدا میده از جانب خدا میاد حالا ما بودیم چی می گفتیم ؟ اگه مثلا یه روزی حالا به غیر حساب بدون مقدمات مادی به ما می رسید چی می گفتیم ؟ می تونستم جایی رو کسی رو چیزی رو تصور کنیم ؟ به نام الله مادی هم نباشه ؟ و بگم این از اونجا اومده ؟ کسی یه همچین عقیده ای داره ؟ یقینی داره ؟ بحث شهد الله اینا همه تحت پوشش اون آیه ان مریم به اونجا رسیده الله را قبول کرده و داره و یقین داره خودش در مادیاته الله معنویت مطلقه اما اینقدر یقین داره میگه از اون معنویت مطلق برای من غذا میاد من یقین دارم اینها جلومه غذا همیشه هم میاد ما چقدر یقین داریم ؟ اینکه میاد میگه وسط کفر قرار گرفتین کسی رو برای خودتون دوست نگیرد وقتی مومنی هم نیست چون من دون المومنین می تونست این عبارت نیاد حالا نمیخام وارد جزییات پیچیده بشم اما آیه 28 می گه " لا یتخذ المومن الکافرین الاولیا " اینجا مطلب تموم میشه اهل ایمان ، مومن کافرین رو دوست و یار خودشون نگیرن خوب تمومه اما میگه من دون المومنین این یک نکته خیلی حساسیه گاهی آدم را به اشتباه می اندازه گاهی هم البته یه دستور العمل شرعی هم هست که اگر شما با دو تا کافر درگیرن دو تا کشور مخالف اسلام می تونی با یکیش دست بدی اونو بزنی بکن این کار و این دون المومننیه اونم مومن نیست جفتشون کافرن اما این حالا به دلایلی با تو که این کار ما الان با تو جمهوری اسلامی این کار را می کنه کلی اینا دشمن ما هستن اما درجه دو و سه هم هستن یا فعلا بی خطرن با این اتحاد می کنیم تا با اونی که با خطره بجنگی این ملاک رو هم به ما میده و تو مسائل اعتقادی و سیرسلوک هم اگر فکر کنی دشمن ها کافرین کسایی که مقابل تو هستن و می تونی باهاشون بسازی رو این قاعده ها ، دوستی نه اولیاش ولی تو چون ولایت یه رابطه دو طرفه اس بر روی م مدیریت کردنه این اتفاق نیفته اختیارات دست اون نیفته ازش سواستفاده کن به قول معروف تو بگیر تو چنگت تو سیر و سلوک هم همینه خیلی چیزها را می تونیم بهش متوسل بشیم این برامون کار انجام بده خودش شاید منفی باشه اینا رو باید هر کی خودش پیدا بکنه نمی شه وارد تو ضیحاتش شد .
سوال : کلمه را توضیح بدهید یا توجه به آیه ای که خوندیم خود کلمه توعربی وقتی می گن کلمه چی می فهمه طرف؟ اشتراکات منفی را شما بیاد در نظر بیگری ( کلمه ) یک بحث ادبیاتی داره از دید ادبیاتی کلمه یعنی چند تا حرف به هم پیوسته با معنا که این کلمه ممکنه اسم باشد ممکنه فعل باشد و حرف در شرایط خاصی اینو داری می گی ؟ یا اونی که می گه کلمه الله و .. چیزهای دیگه که کلمه داره ؟ اول تکلیف اینو معلوم می کنیم بعد وارد اون که بشیم خودش دوباره تقسیماتی داره تو ذهن هر فرد عربی همه این معانی میاد ؟؟
نه اینجا سخته خودتو بخای جای یک غیر همزبان خودت بزاری چرا ؟ چون مثلا ما الان داریم در مورد شعر صحبت می کنیم یه دفه نمی ریم مثلا در مورد خرید و فروش ماشین هر لفظی اینجا به کار می بری همه ذهن ها آماده است و فعاله و قبول می کنه که در مورد ادبیاته اینجا هر کلمه ای به کار می بره تو این وادی ترجمه می شه این وای دیدها با هم قاطی نمی شن مثلا که بهضی کلمات مشترک هستند بین موضوعات مختلف اینجا این معنا را میده و چون ما در این موضوع داریم صحبت می کنیم همه همینو می فهمن اگر موضوع یه چیز دیگه بود همین کلمه را استفاده می کردیم اما اون چیز دیگه ای را می فهمه که در مورد اون موضوعه " کلمه " جز اینهاست که جاهای مختلفی داره اما در کل یک حقیقته فرقی نمی کنه سطوح مختلفی داره کلمه به عبارتی یک فرموله خدا راهکاریها و فرمول های متعددی بی تعدادی بی نهایت قرار داده که از پیوستگی اینها به همدیگه نظم عالم ممکن میشه کل عالم میشه کلمه چون تو این مسیر یه نقطه تعیین کننده ای شما ممکنه خودت تبدیل بشی یه موقع آدم داره هدایت میشه یه موقع داره هدایت می کنه یه موقع خودش هدایته وقتی هدایت شد میشه کلمه الله یکی از کلمه های الهی _ کلمه طیبه _ که این مال انسان کامله اما روندش این شکلیه یعنی یه جایی خود این طرف میشه فرمول هر کجا قرار بیگره اونجا برکته هر کاری این می کنه درسته هر جا میره اونحا خوبه هر جا میره خوب میشه هر جا این میره اونجا هدایت میشه مگر طرف مقابل که با اون تقابل کنه این یعنی خودش کلمه هست
یکی می بینی به این حد نرسیده خودش یه فرمول نیست خودش یه ملاک و شاخص و بدون تغییر و ثابت هنوز نشده خوب امیرالمومنین الان ملاکه شاخصه هر کجا امیرالمومنین رو در نظر بگیری جمعشو خودشو اگر در زمان حیات ایشون بودی یا الان اونچه که از ایشون به ما رسیده این ملاکه چون خودش کلمه است خودش فرموله اما یه عالم همه جا این کار رو برای ما انجام نتونه بده کلمه هنوز نشده شاید تو یه وادی ما اسمشو بیاریم نتونه ما رو هدایت کنه مشکل ما رو نتونه حل کنه جملشو فکرشو بیاریم هر چی سطحش بالاتره تاثیر گزاریش بیشتره اینقدر که میشه جز تاثیر گزاران عالم که این عالم نظم داره هدایت داره حرکت می کنه زنده هست جز اعضا زنده میشه " حی " که این از یه طرف به یکی از صفات الله میره از این طرفم که حالا تو همون جایگاهی که بنده پیدا می کنه به این برخورد می کنه یکی از دستورات عرفانی که ما داریم اینه که هر روز شما یا حی و یا قیوم را بگی اولش دو کلمه است اما بعد جایگاه خودتونسبت به این دو تا کلمه خصوصا حی پیدا بکنی یکیش همین اینه که کلمه تشخیص داده میشه من آهسته آهسته به سمتی میرم زنده میشم زنده هستم بعد خودم می شم زندگی امام رضا اگر دست بزنه به سنگ طلا میشه به یکی نگاهی بکنه هدایت میشود یه لمسی به یه نفر بکنه شفا پیدا می کنه چشممشو اینطوری بکنه این بهشتی میشه چون این خودش شاخصه خودش در این مکانیزم هدایت الهی خودشم جزشه خودشم هادیه خودشم هدایته خودشم هدف ابزاره هم دستگیره همه چی هست از صفر تا 100 خودشه همه چیو دیگه پوشش میده این میشه کلمه
اذ قالت ملائکه .... صراط مستقیم
دیدن تعریف کلمه رو ؟
" رسول الی بنی اسراییل " حضرت عیسی
" انی قد حعتکم بایه من ربکم انی من اخلق "
خلق می کنم
" لکم من تین کهیه طیر "
من از خاک برای شما یه چیزی شبیه پرنده درست می کنم به شمایل او من نفخ می کنم در او " و انفخ " فیکون طیرا این پرنده میشه می پره
" باذن الله " فقط اینجا اذن داره یعنی این کلمه شده دیگه کلمه کارش اینه زنده می کنه چی گفت ؟ نباید یادمون بره دیگه
" تخرج الحی من المیت "
اون اللهبود و گفت هر کس خدا یارش بشه
" معکم - معک _ کعه " بشه اونم همینطوری میشه اینم می بینی همینطوری شده دیگه مادرش اینم حالا خودش که خلق می کنه در او دمید در او زنده میشه پرواز می کنه پرنده این کار رو فقط نمی کنه بلکه " ابری الاکمه " شفا دادن همین کلامو حضرت رضا گفتن همون دیگه فرقی نداره
" و ابری الاکمه و الابرص و احی الموتی باذن الله و انبئکم بما تاکلون و ما تدخرون فی بیوتکم "
علم داره همه جا رو می بینه همه جا هست زنده می کنه شفا میده خلق می کنه الله شده دیگه به اذن الله اینکه منحرفین از مسیحیت به عنوان الله ایشون می شناسن و معرفی می کنن المسیح هو الله به این دلیل دیگه می گن خوب این خلق کرده روح هم درش دمیده اما به اذن الله رو اونا قبول ندارن یعنی تحریفی که در دین مسیحی کردن همینجائه دیگه می گن اینن پسر خداذه با اینکه این حرف بی اساسه
فلما ... عزیز الحکیم از ابتدای آیه 52 تا آخر ایه 62
یکی از اعجاز قران اینه وقتی یه مطلب رو می گه و ظاهرا می گذره و میره سراغ مطالب بعد این شکلی نیست بلکه در بین مطالب بعد با موضوعات دیگه همون مطلب اولی را هم داره توضیح میده اونجا چی فرمود ؟
" قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم والله غفورا رحیم "
اینو گفت آیه 31 بعد حالا داره یکی از مثال های او رو هم میگه که
" فلما احس عیسی منهم الکفر
اونجا مادرش این کار را کرد حالا خودش اونجا فرمود که از کافرین اولیا نگیرید دوست نگیرید یار نگیرید ایشونم وقتی دید اینا کافرن طرف مقابلش خواست رهاشون کنه بره
" قال من انصاری الی الله .. "
کی کمک می کنه با من به سوی خدا بیاد ؟
قال حواریون نحن انصار الله آمنا بالله و شهد
اونجا شهد الله اینجا شهادت نبی الله با نامسلمون تا اینجاش حله حالا ببینید ااین مثال و مصداق اون آیه ای که فرمود : یحببکم الله اینجا میاره " ربنا " اینا رو حواریون دارن می گن
" ربنا آمنا بما انزلت و تبعن الرسول "
اونجا گفت تبعیت کنید از رسول اینا هم تبعیت کردن و اعلام دارن می کنن یعنی محبت خودشونو به خدا و محبت خدا به اونا
" فکتبنا مع اشاهدین "
ما رو هم یک پله بالا ببر ما هم جز شاهدین باشیم حضرت عیسی بود " فشهد بانا مسلمون "
خدا هم که - شهد - می بیند چه روندهای مختلفی بین همین داستان داره توضیح میده هر کدومو بیای باقیش اینجا هست توضیح و تفسیر و مصادیقش اینجا هست .
" آیه 61 که می دونید آیه مباهله هست که در ذی الحجه اتفاق اقتاده
" فقل تعالوا ندع ابناء و ابناءکم پسرهای ما و پسرهای شما . امام حسن و امام حسین " نساءنا و نساءکم حضرت زهرا . انفسنا و انفسکم پیغمبر و امیر المومنین چون اینا یکی ان
" نفسا واحده " ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین " بعد جالب اینکه حالا تو آیه های بعدی که هنوز شما نخوندید ادامه ندادین تا آیه 62 تو آیه 64 بحث کلمه رو شروع می کنه به توضیح دادن .
قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا "
این کلمه است یک حقیقت مشترک بین ما و شما یک ملاک یک شاخص نه شما می تونی زیرش بزنی ما هم که معنقدیم که اونا زدن زیرش دیگه که کار به مباهله کشید و هنوزم که هنوزه اینو قبول ندارن دیگه میگن پدر پسر روح القدس خدای سه گانه هر سه رزو خدا می دونن البته این دروغ است مسیحی های مومن اینو قبول ندارن عملا خودا را خدا می دانند اما اینا به تعبیر خودشون ادامه میدن دیگه هنوز پس می بینید بحث کلمه رو میاد دوباره آموزش میده به ما که گکجا این کاربد داره کی هست ؟ چی هست ؟ واقعا اعجاز قرآن محیر العقوله یعنی هیچی عقلی بهش قد نمیده .
فمن حاجک از ابتدای آیه 61 تا پایان آیه
در مورد کلمه سوال کردن
فرقی نمی کنه خود پیغمبره جلوی اینها ایستاده پیغمبر موحده مسلم متقی همه اینها هست می گه قبول ندارید کلمه خدا را ؟ شما که باید قبول داشته باشید هم خودش پیغبره هم پیغام بر قرآن خودش هست قرآن ناطق هم هست پیغمبر اکرم با قرآن دو تا چیز نیست که یه چیزه اما اینها تفکیک شده علی الظاهر که همه انسانها بتونن بهره بگیرند ولی یه حقیقت بیشتر نیست چیزهای مختلفی که نداریم
پایان بحث قرآن و تفسیر
بحث در مورد مطالعه کتابه های که به فراخور شخصیت داده شد و خلاصه نویسی
ما روندی را که داریم باید به سمت کمال بریم با هر سختی که هست مطالعه نکردن از مهم ترین مشکلات مومنین است یعنی به نظر من اولین مشکل مومنین مطالعه نکردنه حتی قران نماز و گناه و... درجه اول نیست باور نمی کنید چون اگر نماز مشکل داره چون مطالعه نمی کنه اگر گناه می کنه مطالعه نمی کنه همه اینا اولش دونسنته وقتی ندانی دانستن هم از غیر خوندن هم ممکنه اما مستند نیست به اون سند است نیست اونی که نوشته شده خیلی مهمه کهآدم به ذهنش منتقل بکنه بالاخره من باید این مسیر رو هر چه بیشتر بریم الان با وجود اینکه این همه تولید علم و اطلاعات زیاده فکر نکنم کمتر از 500 صفحه در روز باید مطالعه بکنه مومن
اگر میخاد در راه بمونه بفهمهه دور نخوره چشمش باز بشه اطلاع داشته باشه رو به کمال بره تقوی رو ین مردم حفظ بکنه
سوال کسی که علاقه به مطالعه نداره چی ؟ چه کنه ؟
ایمان اولین کلمات قرآن کتاب خود قرآن رو داریم می گیم اهمیت داره خودش کتابه چه جور می شه ادم علاقه به مطالعه نداشته باشه البته خوب موضع مطالعه مهمه متن خوب مهمه یه وموقع اینقدر گیر داره که آدم خسته میشه شایدم زده بشه بیشتر کسانی که اهل مطالعه نیستن یه روزی به کیی از این دلایل به این گرفتاری اومدن والا بچه ها را دیدین اولین کاری که می کنن خوندن نوشتنه نه سواد داره نه چیزی هر کاغذی رو پشتش رو هم گرفته اصلا عکسه متن نداره اما یه چیزی می خونه شروع می کنه به نوشتن در و دیوار کاغذ یعنی کسی نمی تونه بگه نه من کودنم اهل مطالعه نیستم یه چیزهایی باعث شده خوب یکی از مهم ترین دلایل متاسفانه خانواده های ما هستن که اهل مطالعه نیستن هر کسی رو شما ببینی اهل مطالعه الا استثنا حتی پدر و مادرش هم اهل مطالعه بودن حالا هر چیزی اگر فقط طرف شفاهی هیییتی .. پیش رفته خوب این فضا رو تو خانواده ایجاد نکرده خوب اون بچه هم زمینه نداره مگه استثنا یکی می بینی واقعا وارد جامعه میشه حالا تو هر مقطع سنی اجتماعی خودش راهو پیدا می کنه به خانواده اش کاری نداره یه مسیری رو می گیره میره اما خوب اینا یه زمینه هاییه واقعا مهم حالا اینایی که مثلا در شرف تشکیل خانواده هستن یا تازه خانواده تشکیل دادن خیلی مهمه اینا رو تو خانواده خودشون رسم بکنن این زمان درحال گذره و این خانواده تکمیل میشه و نسل بعدی به وجود میاد و به نسل های بعدی ختم میشه ما هر فرهنگی را به اینجا حاکم کنیم در اصل به نسل آینده داریم انتقال میدیم اگر چه ما الان یک دونه بچه دارمی دوتا بچه داریم اما یه نسله نسل بعد از ما خب اگر شما اینهمه مطالعه بکیند که لازمه با تمام رسانه ها در ارتباط باشی به طور مفید نه کارتون فیلم بازی ... این یچه هایی که نسل آینده است چه خواهد شد معلومه کسی نمی تونه اینو دور بزنه این مومن میشه مومن حقیقی می شه سرپا مستحکم با منطق با معلومات اما ماها خب اینطوری نبودیم دیگه اگر یکی هم هست با زحمت استثنا این چیز تعیین کننده و اصلی هست شانسی و دل بخواهی و جو گرفته است دیدین بعضی ها یهو به سرشون می زنه ده تا کتاب می گیرن این دیگه جز اثاثیه خونشه اما وقت ادم احساس نیاز بکنه الان شما نبینید ما با چقدر موضوعات در گیریم الان بحث رایانه برای کاربرد شخصی چه به عنوان ابزار اصلی و رسانه اصلی جناح مخالف خدا چیزی که که ما باید بشناسیمش کسی که نمی شناسه نمی تونه به همه حقایق ایمان پی ببره تو این زمانه نمیشه گفت ما 50 سال پیش چه کسایی داشتیم خوب 50 سال پیش رانه نبوده اما تو زمان خودش با وسیله ای که اون موقع بوده شما یک فقیه رو نگاه کنید یه کتاب فقهی 50 سال پیش رو پیدا کنید ابزار موسیقی لعب و لهو قمار... همه را توضیح داده خب معلومه اون عالم خبر داشته چیه قمارباز نبوده خبر داره از قمار بای از ابزاز آلات قمار و رشته های ورزشی مسائل پزشکی خب مومنین هم همینن دیگه اگر ندونند از گردونه خارج می شن الان عالم باید به همه جواب گو باشه چرا یه مقدار مردم رو نیوردن سست شددن در روی آوری به علما چون علما همه جانبه نوبدن کمتر توشون همه جانبه پیدا میشه و جامعه علوم ست باید باشه و الا اسم عالم دین رو نباید رو خودشون بزارن لا اقل تنباید بسته باشه نسبت به این قضایا خوب خیلی از مراجع الان هستن شاید متخصص علوم کامپیوتری نباشن اما بسته هم نیستن خودش شایت داره خودش استفتائات مردم و سوالات شرعی را از طریق اینرنت جواب میده خوب این یه دنیای بزرگی از مراجعین رو به ایشون وصل می کنه کسایی که نه دیدن و نه شنیدن یعنی اینا دیگه الان جز لوازم اینا چیزی نیست که بشه ازش گدذشت خب فرضصت هم که بی برکتیش ثابت شده دیگه اینقدر سریع داره می گذره شما الان فقط بخای یه روزنامه یه مقاله یکی دو ساعت تو اینترنت سیر کنی همان 500 صفحه می شه و الا کم میاری الان تو زمینه سیاسی شما اطلاعات نیاز داری و این اطلاعات به روز میشه حتی ساعت و دقیقه میشه حالا ما کلی داریم می گیم که جمع بندی بشه تو مسائل اقتصادی ... مگه اینکه آدم بخاد واقعا عوام بمونه یعنی خیلی سطح پایین باشه و الا اگر بخای خودت در عمق این قضایا قرار داشته باشی باید از همش مطلع باش داخلی مسائلی داریم خارجی داریم اعتقادی داریم به روز میشه نیازه دنبالش بریم عرفانی مسائلی داریم احکام مسائلی داریم اخلاق مسائلی داریم اطلاعات عمومی زیاده اگر خانواده داریم در مورد خانواده اگر مسائل شخصی خودمونه مسائل روانی هست ورزش .. یا همه با هم می تونه پیش ببره دیگه حالا به اندازه فرصت و امکانات هر کدوم جای خاص خودشو پیدا می کنه اما نسبت به هیچ کدومش من میشه بی اهمیت بود خب الحمد الله ما روزنامه های خوب زیاد داریم چرامن حتما گفتم روزنامه بخونید چون چکیده همه اینها در اون هست از قرآن تا سر بریدن به عنوان حادثه تا آگهی و الا ما همه جانبه گر نمی شیم گنگ آدم باقی می مونه الان با زمان های قبل ادم فرق می کنه الان اطلاعت داره غوغا می کنه اینقدر تولید میشه و عرضه میشه بچه ها دیگه از همه چیز سر در میارن خوب این تفاوت تو معارف هم هست دیگه نمی شه شما از هیچی سر در نیاری بعد هم بخای راهو مستحکم بری نمیشه نتیجه نمیده می شه اما خیل ضعیف و بد حالت انزوا مطالع واقععا خیلی ممه ادم باید هر روز چند تا مقاله در زمینه هیا مختلف بخونه نزاره شخصیتش زود تحمیلی بکنه به یه سمتی الان بشتر کسانی که من می بینم مومنین میاد مثلا تو یه جلسه بعد یه مدت می بینی این شخصیتش شده فلان جور به یه جایی گرایش پیدا کرده به یک کسی به یه اخلاقی به یه عقیده ای چرا اینجوری شد ؟ یه بعدی شده ؟ چون تو زمینه ای دیگه اطلاع و آگاهی نداره این فقط گیر داده مثلا به مداحی فقط به قرآن فقط به شناخت انواع مدل اتومبیل و ... دید دیگه آدم های مختلفی که هستن تو مومنین هم که وارد شی این بحث ها هست بعضی ها گیرشون فقط نسبت به امیر المونینه عزا باشه عروسی باشه شب باشه روز باشه هییت باشه من دم از علی می زنم این با اون حقیقت فرق داره همه چی در امیرالمومنیه اما این بابا اصلا اطلاعی نداره اگر بگی امام صادق اصلا نیمونه امام چندمه اصلا امام هست یا نیست خوب این معلومه اطلاع نداره اما دو تا بحث اخلاقی فقهی فلسفی عقیدتی بیاد وسط میگه همه چی علی این داره فرار می کنه این یه بعدیه این کامل نیست به معرفت نمیرسه فوقش آدم نمی دونه اما شروع به دانستن که می کنه کم میدونه اما یهو سرش گیج نمیره الان خیلی از ماها همینیم دو تا کلمه رو که مثلا من بعضی وقتها میرم خارج از بحث های معمولی سرها گیج میره چیزی نیست که ما باید مطلع باشیم الانم که دیگه امکان اطلاع رسانی و اطلاع یابی مجانی فراونه در و دیوار و اطلاعات داره می ریزه کامل شدن سخته تو زمان ما خصوصا حالا زمان های قبل واقعا اینطور نبوده یک کتاب هم اگر بوده دست به دست میدادن الان که دیگه اینجوری نیست الان در روز نمی دونم صد تا دویست تا عنوان جدید تو هر کدوم از این موضوعات داره فقط تو بازار نشریه ضعیف ایران اضافه میشه به اون چیزی که بوده خوب ما باید اطلاع داشته باشیم نباشیم که دیگه به همون اندازه ضعیفیم دیگه شناخت نیاز مهمه اینکه چه نیازی داره نا بره سراغش این که گفتم نهایت تلاش مائه این تقریبا برای بیشتر ما ممکن نیست یا علاقه نداریم یا نمیدونن کجا برن چی بخونن کلی مسائل را نمی دونن شاید مقاله اقتصادی بخونن اما وقتی چیشو نیمدونن ؟؟؟ این بیشتر ادمو گیج می کنه منظورم اینه که شروع کنیم تو این مسیر راهی رو به خودمون نینیدم یعنی وقتی مجموعه ای از اطلاعات را بهمون دادن حالا یا روزنامه یه سایت تلویزیون چیزی ازت کم نمونه نفهمی بزنی کانال دیگه ...
والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group