بسم الله الرحمن الرحیم

 

اینکه من حالش را نداشته باشم زیاد اتفاق می افتد اینکه قرآن در خانه ما باشد که هست و من طرفش نروم زیاد اتفاق می افتد البته دلایلش را ابتدا مطرح کردیم که ما را ترسانده اند از قران . یک بخشش هم بر میگردد به جناح مقابل و مخالف قرآن و پیامبر که ذهنیت ما را طوری درست کرده است که پیغمبر یک وجود غیر قابل دسترسی هست یک وجود افسانه ای ؛ قدرت زیاد علم زیاد ... یک چیزهایی ازش درست می کنند شما می ترسی به طرفش بروی , همچنین در مورد قران که مبادا دست به قران بزنی ! فلان چیز را نگویی که تفسیر به رای می شود و .. با اینکه تفسیر به رای برای کسی است که می خواهد حرف خودش را با کلمات قران نیت خودش را به دیگران تحمیل کند ما این کار را نمی خواهیم بکنیم می خواهیم از قران درس بگیریم چگونه زندگی کنیم ترجمه برای ما کافی است یک پیغام از قران بگیریم ما را بس است مفهوم عمیق از قران مورد نیاز نیست ؛ همان یک پیام را بگیر برای بار اول برای بار دوم دیگر به همین قانع نیستم و دنبال بیشتر و بیشتر می روم . این انس را باید بگذاریم به وجود بیاید .


یک موقع انسان مرده یک موقع مریض است یک موقع سالم است . ما مریض هستیم وسط این حال هستیم یک سری ها مرده اند از لحاظ روحی و عقیدتی و ایمانی دیگر شنیدن و نشیدن قران برایشان فرقی نمی کند . یک عده ای هم هستند که سلامتند . و این انس را دارند دقیق زندگی می کنند اهل تقوی هستند و اشکالی در کارشان نیست مستقیم دارند پیش می روند مثل علما که مطمئن دارند مسیر را طی می کنند . بدون ترس از شیطان و نفس و چه دشمن خارجی . همه سختی ها را با هم جمع می کند . کم خوردن را با زیاد کار کردن را با هم جمع می کنند . بیشترین روزه را می گیرند اما بیشترین ساعت کاری را هم دارد . مهربانترین و خشن ترین ادم هم هستند ( اشداء علی الکفار رحماء بینهم ) .


چرا امیر المومنین اینگونه است و جمع بین این تضادهاست چون شبیه پیغمبر است تربیت یافته پیامبر است این انس را با پیامبر بیشترین فردی که پیدا کرده است امیر المومنین است والا حضرت علی علیه السلام از خودش چیزی ندارد خودش بارها در نهج البلاغه و جاهای دیگه گفته که اشتباه نکنید من کسی نیستم هر چی هست پیغمبر است او انس را برقرار کرده اگر پیغمبر راه میرود نگاهش با راه رفتن پیامبر انس دارد . اگر یک کلمه از پیامبر می شوند گوشش و چشمش و قلبش با تک تک آن کلمات انس دارد برایش یک وجود مهربان است آن کلمه یک داروست . دکتر که مراجعه می کنیم اگر از خوبی های و تجربیات او چیزی شنیده باشیم یک محبتی از او به دل ما می نشیند هر چه که بده می خوریم . ما جزء سالم ها نیستیم مریضیم ولی هنوز نمردیم پزشک هم موجود است پیغمبر ( ص ) فرقی هم نمی کند . این انس و الفت اگر وجود داشته باشد ما راحت می توانیم آن دارو را بگیریم ؛ آن دارو همین آیه های قرآن است . آن دارو برای سرماخوردگی و سردرد و لباس پوشیدن ( چون ما در لباس پوشیدن هم مریضیم ادم سالم طوری لباس می پوشد که محفوظ باشد از لحاظ ظاهری ، بدنی و همه جوره آدمی که مرده بی خیال این حرفاست با جانور هیچ فرقی نمی کند .) در حرف زدن . یکی مرده یعنی مدام حرفهای زشت می زند و فحش میدهد ادب و شان برایش معنایی ندارد یکی هم سالم هست و همه چیزی را رعایت می کند حتی در تکلم و ادب و آیین بیان هم رعایت می کند . یکی هم مثل ما مریض هست و باید رفت سراغ طبیب ، اما پزشکی که مهربان است . پزشکان دو جورند اکثرشان باید بروی خدمتشان که این بدرد نمی خورد که اینها در اثر تعالیم غیر الهی است ؛ قبلا طبیب ها به خانه می آمدند از فرهنگ ماست و در دین ماست . طبیب می گشت و به خانه می آمد اما حالا دیگه اصلا چینش اجتماعی بر اساس ان تعالیم غلط عوض شده باید فلان بیمارستان و در فلان جا ببری . دلیلش ؟ مثلا چون دستگاه و وسایل و ... آنجاست . اما طبیبی که ما سراغ داریم خود به کنار ما می آید به خواب می آید با ما حرف می زند به ما محبت می کند چه ظاهری چه درونی امید به ما می دهد لازم باشد پول به ما می دهد همین طور که در زمان حیات ائمه و امام زمان ما الان زنده است می رفتند از امامشان پول می گرفتند . اما آنهایی که انس داشتند فرق می کردند با آنهایی که در این خط نبودند خیلی ها در زمان ائمه بودند ولی ارتباط نداشتند چرا ؟ چون قائل به این حرفها نبودند و می گفتند خوب این هم ادم خوبیه همین ! اما فکر نمی کردند که من انسانم نیازمند زندگی هستم و برای زندگی هم روش لازمه و روش آن زندگی سالم هم به دست اوست ؛ اگر من به خدا می خواهم نزدیک شوم باید به این آقا که از جانب خدا آمده است نزدیک شوم و انس بگیریم . اونایی که دورند اسمشون اصحاب است و یاران و صحابی و هر کی نزدیکتر بیشتر مورد اعتماد است . ما الان نسبت به حضرت ولی عصر اینگونه هستیم . امام زمان ظاهرا غایب است در واقع ما غایب هستیم ما اگر بخواهیم این انس را برقرار کنیم در اولین فرصت جوابش می آید ؛ شده در خواب در فکر در عمل ؛ قرآن هم سندش . اینها را نباید دو تا ببینیم تا موقعی که دوتا می بینیم یکی امام زمانی می شود که در بیابانهاست و یکی هم قرآنی که در خانه ماست . نه خیر آن بیان همین قرآن است و این هم سند همان امام است دوتا نیست . این پزشک حاذق و انیس و مهربان هست ما هم که مریضیم شک نداریم که ممکن است در بعضی موارد سالم باشیم بعضی موارد هم مرده باشیم اما در کل نگاه بکنیم بین حال هستیم نیاز داریم برویم به سمت این طبیب و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خلاصه همه اینهاست هر چه که هست از او ناشی شده .

* متن پیاده شده سخنرانی 7 اردیبهشت 1385

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group