بسم الله الرحمن الرحیم


چون بحث درمورد خانواده ،خیلی گسترده است و جوانب متعدد و نسبتاً پراکنده ای دارد ، حتماً باید موضوعاتی را بترتیبی خاص مشخص کنیم و شروع به توضیح دادن کنیم .
البته نمی خواهیم جنبه کلاسیک پیدا کند و فقط چندعبارت و کتاب و ... را یاد بگیریم . بلکه می خواهیم مثالها نزدیک به زندگیها باشد و بیشتر مسائل ریز و چیزهایی که هر روز ممکن است در خانواده اتفاق بیفتد (مثبت یا منفی و باید یا نباید) را مطرح کنیم . یعنی مصادیق را پیدا بکنیم . اگر بحث به آن سمت برود بیشتر قابل استفاده خواهد بود .


بالاخره انسانها از لحاظ فکری و عقیدتی انواع مختلفی دارند و ما معمولاً از لحاظ فکری در یک گروه اجتماعی می گنجیم و اگر چه بیرون از محیط خانواده خیلی از چیزهایی که باید انجام بدهیم بعنوان یک مومن ، بلد هستیم ، اما در محیط خانه چون تقریباً تمام انسانها چه معتقد و چه غیر معتقد،چه مومن و چه غیر مومن ،محیط خانه تقریباً شبیه به هم است ، الگو برداریها زیاد است .


الآن متأسفانه طوری شده که طرف فکر می کند وقتی که از در خانه داخل می آید ، دیگر مومنی تمام است،و آزاد است که هر طوری برخورد کند ،هر لباسی بپوشد،هر حرفی بزند .


همینطور خانمها که این مسأله بیشتر مربوط به آنهامی شود . مثلاً حجاب فقط مربوط به خارج از خانه است و یا این جور رعایت کردن ، این جور راه رفتن ، حرف زدن ، ارتباط برقرار کردن ، فقط برای بیرون از خانه است و در داخل خانه در دین تخته است !! در حالیکه اینطور نیست .


هر کدام از اینها یک حجم وسیعی از مطالب است که یا می دانیم و یا نمی دانیم . یا می دانیم و عمل نمی کنیم،یا می دانیم و عمل می کنیم و خوب است که هر چه را که می دانیم به آن عمل کنیم و گرنه دانستن زیاد ، مشکلات خیلی زیادی را بهمراه دارد .


تعداد کتابهایی که در مورد خانواده وجود دارد زیاد است . حالا اگر کسی ، توضیح بدهد و کتاب گویا باشد و علم ناطق باشد ، بهتر است . چون وقتی آدم یک کتاب را می خواند و نمی فهمد ، نمی تواند از کتاب سوال کند . اما اگر از کسی که علم ان کتاب را دارد بشنود ، می تواند سوالش را از او بپرسد.


متأسفانه حالا کسی حوصله ندارد که برود و ببیند که خدا و پیغمبر چه چیزهایی می گفتند . همینطوری یک چیزهایی را به عنوان مد می پذیریم و عمل می کنیم . حالا یکی مد لباس را قبول می کند،یکی مد آرایش مو را و یکی هم مد مومن و غیر مومن بودن را . آنقدر آدمهای خوب هستند که مدشان یعنی ظاهرشان آن چیزی است که مد غیر مومنی است ، اما خودشان آدمهای خوبی هستند.مثلاً اگر مرد است ، ریش خود را می زند و اگر خانم است ، آرایش می کند و مانتویی است . اما وقتی ده دقیقه با او صحبت کنی ، می بینی که واقعاً مومن است . اما بین مدهایی که در جامعه در بین آدمهای مختلف وجود دارد ، این مد را انتخاب کرده که به ایمان قلبی خودش شباهتی ندارد .


ما هم متأسفانه همینطور هستیم . «مومنهای از روی مد» .بین این تیپهایی که در جامعه هست ، مد مومنی را انتخاب کرده ایم . که سنگین تر،محجوبترو مومنانه تراست . اما تحقیقی نیست که برویم این مسائل و اینهمه آیه که در مورد ترساندن مومنین برای ما است را بیابیم . چون کسی که قبول ندارد که هیچ . اما کسی که قبول دارد ، به ظاهر اکتفا می کند و در درونش هیچ خبری نیست .


بهمین دلیل اینها در معرض خطر هستند (که ما هم جزء این افرادیم) یعنی افرادی که علی الظاهر مومنیم (چه خانم و چه آقا و چه کل خانواده های اطرافمان که به ما وابستگی دارند) اما به درونمان که وارد می شویم ، می بینیم که همه کاری می کنیم مخصوصاً درمورد مسائل خانوادگی .مثلا اگر همه به میهمانی می روند، ما هم باید برویم . اگرهمه فلان چیز را می خرند ما هم باید بخریم و....


الان اگر در خانواده ای که آقا ، محاسن دارد و اینحرفها را قبول دارد ،لباس ساده می پوشد و با زنها بگو و بخند نمی کند و این مسائل را رعایت می کند و خانم هم چادری و با حجاب است و مسائل ظاهری را هم مراعات می کند،اینها اگر با کسانی رفت و آمد کنند که این مسائل را رعایت نمی کنند ، خیلی وضعشان بدتر است از آنها .


مثلاً اگر پسر خاله من یا پسر دایی شما آدمهایی هستند که علی الظاهر مثل ما نیستند ، با همه فامیل رفت و آمد می کنند ، فرقی نمی کند که حلال خور است و یا حرام خور ،زنش اهل حجاب است یا نه،از لحاظ تربیتی صلاح هست که ما با آنها رفت و آمد داشته باشیم یا نه ؟ اگر رفت و آمد بکنیم چه فرقی می کند ؟ فقط زحمتمان این می شود که ظاهرمان یک ظاهر حزب اللهی است و آنها نه،آنها آزاد تر هم هستند ،اما ما خودمان را معذب کرده ایم و درونمان مانند آنها است .


اکثراین موارد برمی گردد به این که ما از این مسائل آگاهی زیادی نداریم .فکر نمی کنیم که آقای مومن باید خانواده مومنی هم داشته باشد . مثلاً همه خانواده ها ، بعنوان یک چیز تزیینی مجسمه دارند،اما ما نباید داشته باشیم . اجازه نداریم نگه داریم . حالا به هر اندازه که باشد و به هر شکل و هر بهانه ای هم که باشد.


اما دیگران رعایت نمی کنند . آنها هیچ چیز را رعایت نمی کنند . یا ما هم باید از این وادی بیرون بیاییم ، یا این که محیط خانه مان را هم مثل خودمان سالم نگهداریم.


حالا یک وسیله ای برای انجام کارهای خانه اختراع می شود یا در بازار مد می شود. آیا ما اجازه داریم بخریم یا نه؟اگر دین ما واقعی باشد باید برویم وببینیم که نظر دین چیست ؟


الان همه در خانه پلی استیشن ،دی وی دی دارند . ولی نمی دانند که چی دارند ؟ آیا قبل از اینکه این وسایل را بخریم ، نباید یک چند و چونی در آن بکنیم ؟ ایا ما که مومن هستیم و همه، ما را با انگشت نشان می دهند که این چادری است یا این حزب اللهی است و... آیا ما این اجازه را داریم که این وسایل را بخریم یا نه؟و اگر اجازه داریم باید با چه قیمت و کیفیتی؟


تا تمام جزئیات کارهایمان مطابق دین نباشد ، به ما منافق می گویند و ما فقط در این خطر قرار داریم. زیرا مثلا کسی که در خیابان خودش را نشان مردم می دهد ، چه مرد ، چه زن ، در خانه هر طور که باشد جای سوال ندارد. این سوال برای کسی است که در بیرون پوشیده باشد .آیا در خانه هم همینطورپوشیده است؟بیرون نوار گوش نمی دهد آیا در خانه هم همینطور است؟ بیرون غیبت نمی کند یعنی با مردم سر و کله نمی زند . آیا در خانه هم همینطور است؟ کسی که در بیرون او را میبیند ، فکر نمی کند که هر فیلمی که در داخل تولید می شود و یا از خارج وارد می شود می بیند. آیا در خانه هم همینطور است؟و خیلی چیزهای دیگر.


وارد جزئیات که بشویم می ببینیم که متأسفانه کمتر کسی رعایت می کند . بالاخره باید به این مسأله یک سر و سامانی بدهیم . مخصوصاً وقتی که پای بچه ها به میان می آید ، مسئولیت سنگینتر می شود .


الان شما نگاه کنید کسانی که جامعه را از لحاظ ظاهر به فساد کشیده اند،دخترانی هستند بین 13سال تا 20 سال . بالاتر از آن کمتر است . زیر این سن هم که قابلیت انجام چنین کاری را ندارد.


اینها دقیقاً 10 تا 15 سال پیش ، بچه های 2،3 ساله بوده اند که دست در دست پدرو مادرهایشان در خیابان راه می رفتند. ببینید که آنموقع چه لباسهایی می پوشیدند ،مثلاً یک دختر 3 ساله تقریباً می توانیم بگوییم که چیزی تنش نبوده . الان را که میبینید . آنموقع هم همینطور بوده است . او الان یک دختر 16،15 ساله شده که اینطوربه خیابان می آید و صد نفر را هم به فساد می کشد . یعنی عملاً80،70 درصد تقصیر مادر یا پدرش است .


یکی از این دخترها که خیلی وضع افتضاحی دارند ، کافیست تا مردها را و حتی زنها را به گناه بیندازد . اگر یک امکانی بود که از 15 سال پیش تا حالا فیلمبرداری می کردند ،می بینید که مادرش چادری است و اهل آرایش و این حرفها هم نیست . این بچه را با یک لباس نامناسب بیرون آورده است .البته در اطرافمان چه فامیل و چه همسایه از این آدمها زیاد می بینیم .


در کتابها اگر شما بروید و بخوانید ، می بینید که افرادی که به تحقیق در مورد این کتابها پرداخته اند، چه غربی و چه اسلامی، می گویند که زن بعد از ازدواج اگر با انتخاب خودش لباس و تیپ خودش را انتخاب نکند و مجبور باشد از طرف شوهرش و یا از طرف جامعه یا از طرف خانواده خودش یا خانواده شوهرش چادری باشد یا مجبور هم نباشد،تیپ چادری را می زند. اما در دلش این عقاید را قبول ندارد . نمونه اش اینکه وقتی پسر خاله و دختر خاله و پسر عمو و ... که دور هم جمع می شوند، دیگر زیاد برایشان مهم نیست . فقط یک چیزی روی سرشان می کشند - و از این موارد در خانواده هایمان زیاد داریم - در کتابها می گویند اولین نفری که تحت تأثیر حجاب زوری او قرار می گیرد، بچه اوست . یعنی اگر شما یک زن چادری را دیدید که بچه اش با حداقل حجاب،حالا بچه 3،2 ساله،که حجاب برایش معنا ندارد با این بلوز که دو تا بند دارد و یک تیکه پارچه که به آن لباس می گویند ، بیرون می آید ، تمام کسانی که در مورد انسان شناسی و رفتار شناسی تحقیق کرده ا ند ، می گویند که این دقیقاً خواسته مادرهایشان است . چون خودش با زور یا بر اساس مد ، چادر را قبول کرده و دیگر نمی تواند این لباسها را بیرون بپوشد ، مجبور است این لباسها را به تن بچه اش بکند و حتی این بلا را سر پسرش می آورد ،حالا در دختر بیشتر مشخص می شود .


یعنی ببینید که این بچه بیچاره اصلاًخودش مقصر نیست. اما الان شده یک نمونه فاسد در جامعه . اینهمه دختران فاسدی که در جامعه هستند، اینها قریب به اتفاقشان مشکل از طرف پدر ومادرشان است . خصوصا مادری که برای دخترها عملا الگو قرار میگیرد0 اینها همه از کجا ناشی میشود؟ از آنجا که آن خانم ، 15 سال پیش یا این مسایل را یا نمیدانسته یا اینکه اصلا دنبالش نرفته . فکر نمیکرده که اگر چادر سرش میکند ،این یک مسئولیت بزرگی است . باید مطابق همین چادر سرکردنش برود جزء به جزء دستورات دین را یاد بگیرد و عمل کند.


دینداری یک زن ، فقط چادر سرکردنش نیست . همه چیز را باید رعایت کند . اگر آن زن خودش را یک مسلمان واقعی بداند و کتاب بخواند یا بپرسد ویا بنشیند پای مباحثی که در رسانه ها و جلسات مطرح می شود و عمل بکند ، بعد آن بچه خواهی نخواهی درست از آب درمی آید.


بچه طوری نیست که شما اگر لباس خوب به او بپوشانی ،لباس ساده بپوشانی ،دیگر این ، بچه خوبی است . الان دراطراف خودمان می بینیم جوانها ی پسرو دختر ، خصوصا پسرها، ظاهرشان خیلی خوب است . شاید هیئت و مسجد هم می روند ، اما بدرد نمی خورند . نه کار می کنند نه فکر می کنند. دائم مزاحم پدر ومادرشان هستند . بخاطر اینست که بد تربیت شده اند. اگر چه ممکن است هیئت هم برود ، علی الظاهرهیچ مورد منفی نداشته باشد ، نوار گوش ندهد ،فیلم نبیند ، اما کار هیچ . رضایت بقیه هیچ . حتی نمی تواند با کسی دو کلام حرف بزند ،این بخاطر اینستکه بد تربیت شده است .


اصلا تربیت یعنی چه؟ یعنی اینکه آقا بکن ، نکن ، بنشین ، پاشو،...؟ نه این اصلا تربیت نیست . این اشتباه است که فکرکنیم تربیت یعنی اینکه این جوری راه برو ،این طوری بخور و... این که تربیت نیست . این شاید ده درصد تربیت است . تربیت اصلی عمل است . عملی که انجام میدهی ، بچه مطابق آن شکل می گیرد . هر کاری که شما می کنید، او در وجودش تأثیر می گذارد. اگر چه در ظاهرش این پیدا نباشد. چون ظاهر بچه ها به خیلی چیزها گرایش پیدا می کند . تصاویری که می بینند،صدایی که می شنوند،با کسانی که دوست هستند ، رویشان تأثیر می گذارد . خودشان خواسته هایی دارند. ممکن است آن رنگی که شما می پسندی را او نپسندد.


اما اینها هیچکدام تربیت نیست . اینها همه 5%،10%از تربیت است . اما 80%،90%تربیت ، آن خمیر مایه وجود این بچه است که از پدر و مادرش عملاً می گیرد. به خاطر همین شما میبینید ما چقدر خانواده های مومن داریم ، اما بچه های مومن کم داریم . چون ایمان سطحی است . فقط در جامعه چادری هستند و ریش دارند و حزب اللهی و مومن حساب می شوند،حتی مسجد و هیات می روند . اما در خانه که وارد میشوی ، می بینی هیچ چیز را رعایت نمی کنند.


مثلاً خانم شلوار قرمز می پوشد یا پیراهن قرمز،خوب این بچه در ذهنش تشخیص نمی دهد که این رنگ چه رنگ جلفی است،و تشخیصش این می شود که فردا 7سالش یا 10 سالش که می شود ، دیگر این رنگ قرمز برای لباس او یک خط ممنوع نیست . دیگر کسی نمی تواند فردا جلوی او را بگیرد . سرش را هم که ببرند باز رنگ قرمز می پوشد . دختری که امروز در خیابان شلوار قرمز می پوشد معلوم است که دیروز مادرش در خانه شلوار قرمز می پوشیده و در بیرون چادر سرش می کرده است .


مثلاً در خانه مادرش بدون رعایت همه جوانب ، آرایش کرده ،الان او در جامعه آرایش می کند . ما در جامعه یک بحث شرعی داریم که چه رنگهایی را می شود برای لباس استفاده کرد . مثلا رنگ لباس نباید تحریک کننده باشد و اگر تحریک کننده باشد ، پوشیدن آن چه برای مرد و چه برای زن حرام است. یک خانم که چادر مشکی ، جوراب مشکی و کفش مشکی دارد ، اگر شلوار سفید بپوشد ، ممنوع است . چون تحریک کننده است و توجه دیگران را بسوی خودش جلب می کند . با اینکه شاید مقنعه هم زده و رویش هم کاملاً پوشیده است و اصلاً با هیچ قصدی هم آن شلوار سفید را نپوشیده است . ولی این رنگ برای این آدم و در این شرایط مناسب نیست.


البته عرف چیزهایی را تعیین می کند. مثلاً پوشیدن رنگ سفید توسط مومن بد نیست . اما بعضی جاها واقعاً دیگر انتظارش نیست . و یا مثلا رنگ زردی که هر کسی می بیند به وجد بیاید ، این از جمله رنگهایی است که نمی شود لباسش را پوشید (لااقل خانمها) و برای مردها هم تا یک حدی نمی شود پوشید،البته زن و مرد ندارد. کلاً استفاده از هر رنگ یک قانون خاصی دارد که اگر جلب توجه کننده باشد، استفاده از آن حرام است ، پوشیدن کفش زرد مستحب است . البته حالا کدام زرد ؟ این چیزی استکه باید کار بشود . چون خود رنگ زرد ممکن است 50 شماره داشته باشد . در این 50تا شاید یکی همان صفتی باشد که دین ما گفته . حال باید روانشناس رنگ بنشیند و آن رنگ زرد را انتخاب کند . هر زردی را به دین نمی شود نسبت داد . حالااگر شما از زرد خوشتان می آید یا نه ، این یک حرف دیگری است .


یک موقع است که دین دستور داده ، مثلاً پیغمبر جزء مستحبات دستور داده که مثلاً پیاز بخورید دهان خوشبو می شود. اما پیاز که بوی گندش همه جا را برمی دارد، باید ببینیم کدام پیاز را گفته اند ؟ شاید 200 نوع پیاز داریم . کدامشان را پیغمبر گفته و کدام را عربهای عربستان استفاده می کردند.شما نمی توانید بیایید پشت بلندگو و بگویید که پیاز بخورید ، دهانتان خوشبو می شود!


در لباس و رنگ هم همینطور است . حالا در منزل محدودیتی که در جامعه هست، نیست و برای بچه باید حواس را جمع کرد . بچه محیط را می فهمد و تفاوت محیطها را متوجه می شود. در پوشش هیچ فرقی بین بیرون و خانه نیست . در اصل پوشش هیچ فرقی نیست . یعنی چه مرد و چه زن کسی که در بیرون از خانه پوشش دارد، باید در درون خانه هم پوشش داشته باشد .


البته تا یک حدی معقول است . یعنی اینکه مثلا کسی پیش محارمش با چادر در خانه اش راه نمی رود . یا مرد با کت و شلوار در خانه راه نمی رود. باید حد جایزش رعایت بشود. یعنی از آن حد تجاوز نکند. در مورد رنگ هم همین صدق می کند. بعضی از رنگها پوشیدنش برای یک انسان ممنوع می باشد . حالا چه در جامعه و چه در خانه و چه خودت تنها باشی . چون ما خودمان برای خودمان از همه عالم مهمتر هستیم.


یک کاری که غربیها بعنوان کسانی که مخالف جهت خدا هستند کرده اند ، این است که اول ، شخصیت انسان را جلوی خود انسان، خرد کرده اند. یعنی هیچ چیز برایش اهمیت نداشته باشد. گروهی از غربیها که در تلویزیون اسمشان را می آورند ، اصلاً لباس نمی پوشند. یعنی آنقدر هم برای خودشان ارزش قایل نیستند که لااقل بدنشان را با لباس زینت بکنند . یعنی هیچ چیز برای خودشان قایل نیستند . این نشان می دهد که از لحاظ فرهنگی اول خودش را جلوی خودش ضایع کرده اند. اما اسلام این اجازه را نمی دهد.حتی اگر هیچکس هم نباشد .


آیه قران است که می فرماید اگر در محیطی وارد شدی که کسی در آنجا بود سلام کن به آنهایی که آنجا هستند و اگر کسی نبود به خودت سلام کن. اصلاً لازم نیست کسی باشد . تو خودت از همه مهمتر هستی . چه مرد و چه زن . حال کسی که از همه مهمتر است، آیا می تواند هر رنگی را بپوشد ،حتی اگر هیچ کس نباشد ؟


این که من گفتم 5 تا سطح حجاب داریم همین است . شما لباسی که در اتاق خواب می پوشی نمی توانی در هال یا پذیرایی بپوشی . اگر چه هیچ کس هم آنجا نباشد. کارهایی که در اتاق خواب انجام می شود چه از لحاظ پوشیدن چه از لحاظ خوابیدن و چه حرفی که رد و بدل می شود ، هیچ موقع در محیط دیگری نباید انجام بگیرد و رد و بدل شود آن کیفیت و کمیت در پوشش فقط مختص همانجاست و حرفهای دیگر برای جاهای دیگر.


به خاطر همین ، لباسی که در اتاق خواب پوشیده می شود نباید در جاهای دیگر پوشید . این دستور اسلام است.آن جوری که در اتاق خواب هستی ،در حمام نیستی . اگر چه دیگران محرمت باشند. اصلاٌ به محرم بودن هیچ ربطی ندارد. مثلاً مادرها با لباسهای رکابی جلوی بچه هایشان راه می روند،می گویند محرم است . در صورتیکه این فعل حرام است.


مادر تا این حد به بچه اش محرم نیست . یک حدی دارد . همین طور پدر هم.البته یک محدوده هایی است بین زن و زن ، و مرد و مرد که یک محدوده ی تعریف شده ای دارد.و خانمها و آقایان می دانند و لازم به تکرار نیست . مثلا مادر نسبت به دختر و یا پدر نسبت به پسر،یا مادر نسبت به همسایه شان باشد ، فرقی نمی کند و یک حدی را به عنوان عرف باید رعایت کنند. آن حدود باید بین مادر و دختر رعایت بشود. حالا اگر پسر باشد که بیشتر باید رعایت شود. حالا اینکه بگوییم این مادر است و این بچه اش است و او را به دنیا آورده است، اینطور نیست .


مادرتا یک حدی محرم پسرش است . تا موقعی که پسرش 7،6 سال به بالا می رود و عقلش به این مسائل میرسد . یعنی زن آنطوری که باشوهرش هست نباید با پسرش باشد، زیرا هم محیطها تعریف شده اند و هم آدمها. آنقدری که این خانم به پدرش محرم است به برادرش نیست . به شوهرش بیشتر است و به بچه اش کمتر. هر کسی یک اندازه ای دارد.


یک خانم جوان نباید همانطوریکه جلوی پدرش راه می رود ، جلوی برادرش هم راه برود . یا آن طوری که جلوی شوهرش راه می رود جلوی پدرش هم راه برود یا طوری که جلوی شوهرش راه می رود در محیط خالی خانه هم راه برود . البته حالا آدم اینها را نمی بیند اما از وصف دیگران می شنود. مثلاً خانم وقتی کسی در خانه نیست ، بدون لباس راه می رود و یا با حداقل لباس مثلا لباس زیر . این اصلاً جایز نیست . ربطی به آدم ندارد . اول شخصیت خودش و دوم محیط خانه.انسان پر از انرژی است . البته همه نمی بینند. بعضیها انرژی آدم را می بینند ، یعنی اگر شما زنده باشی و نفس بکشی ، داری با محیط اطرافت انرژی رد و بدل می کنی. یعنی تاثیر میگذاری و تاثیر می گیری.چرا می گویند برو مسجد نماز بخوان؟ آن محیط برای عبادت است. هر کسی می رود ، برای عبادت می رود . وقتی برای عبادت می رود انرژی مثبت او روی در و دیوار تاثیر می گذارد. کمترین گناه در مسجدها می شود. بیشتر دعاها در مسجد مستجاب می شود. چون انسانها انرژی عبادت کنندگیشان را آنجا آزاد می کنند. در خانه هم همین است.اگر شما هیچ کس هم نباشد و شما با حداقل لباس حرکت کنید، این انرژی شما در در و دیوار خانه تاثیر می گذارد و نمی شود در این خانه یک بچه درست تربیت کرد . خودت را می کشی و همه چیز هم یاد بچه می دهی، ولی میبینی یک روزنه ای پیدا شد و این بچه منحرف شد . این به خاطر تاثیرات محیط آنجا است.


چرا مثلا عکس و مجسمه اشکال دارد ؟ به خاطر این است که در محیط خانه تاثیر می گذارد. بچه ای که با این جور چیزها چشم و گوشش پر می شود، کمی که بزرگتر می شود، این جور محدودیتها از جلوی ذهنش برداشته می شود. یک جور بت پرستی است و برایش مشکلی ندارد .مثلاً در خانه ها می بینید که عکس یک زن را زده اند به دیوار که موهای بلند دارد (مثلا بصورت کوبلن یا تابلو)این در فکر بچه کم کم عادی می شود،که همه زنها لازم نیست محرم او باشند. حالا بچه که این چیزها را نمی فهمد اما در ذهنش این شکل می گیرد که حتماً زنها نباید به او محرم باشند. به خاطر همین در جامعه هم که می بینید یکی مانتویی است و موهایش بیرون است ، عکس العمل نشان نمی دهد. اگر چه در گوشش پر است که این نامحرم است ،بعد فردا می رود سر چهار راه یک سوت یک چشمک و با هم دست هم می دهند و با همدیکر تا خانه بروند و او روسریش را بردارد. این پسری که 18،17 سالش است چرا با آن دختر راحت ارتباط برقرار کرد؟ اصلش به خاطر آن عکسی است که به دیوار بود .فقط هم که یک عکس نیست. می بینی مثلا در ظروف چینی ،عکس لیلی و مجنون است ،ظرف غذای بچه را می بینی همه عکس است . البته کسی که تولید می کند حساب شده کار می کند .مثلاً کارتون ها را نگاه کنید، همه دخترو پسرها را نسبت به هم درست می کنند. هیچ فیلمی نیست که یک دختر و یک پسر با هم در آن نباشند. چون دارند بچه ها را آنطور تربیت می کنند که وقتی این بچه بزرگ شد حس این را نداشته باشد که: بله، نامحرم هم هست. میگوید : نه! آن قانون اجتماع است ! زور آخوندها است! این اصلش از خانه درآمده ، از همان عکس که به دیوار است .در همان عکس که در ظرف است ،از همان مجسمه خانم یا اینها که آهنگ می زند و می رقصد . و بچه که دریافت خارجی ندارد بعنوان خوب و بد ،حرام و حلال . اما شخصیتش این جوری شکل می گیرد . اگر نقاط ممنوع ذهنش برداشته شود، کم کم بعداً همان کارها را خودش انجام می دهد و هیچ مانعی هم ندارد.


تربیت این چیزهاست . نه اینکه بکن و نکن و... آن، یک حداقل است که البته آن هم اسلام زیاد سخت نگرفته است . البته یک جاهایی می بینی بچه نمی فهمد و باید برایش الگو بشوی تا استقلال خودش را از دست ندهد. در حالیکه با این بکن و نکن ها استقلالش را از دست میدهد.


مهم این است که شما در اعمال و رفتارت او را تربیت کنی که مثلا دروغ از تو نشنود. الان نمی فهمد دروغ یعنی چه. فکر می کند جابجا کردن چند حرف است .چون خودش به سادگی این کار را می کند و کسی هم به او کاری ندارد. نهایتاً به او می خندند . اما یک بار ،دو بار ،ده بار . وقتی می بیند حرمت دروغ برداشته شده اگر چه در ظاهر دقت کند که دروغ نگوید ولی در اعمالش منافق به تمام عیار است . مثل کسانی که اول انقلاب آمدند اوج حزب اللهی گری بودند. کمی که گذشت چون آموزش به اینها داده نشد، به انحراف کشیده شدند . رادیو،تلویزیون،کتاب،مجله،مجله خانواده که یا درونش ماجرای پلیسی است یا داستان عشقی دختر پسرها یا دختر فراری است که رفته زندان و...، همه اینها انحرافی است . چند صفحه رنگی هم دارد که تبلیغ لوازم آرایشی و مربوط به مسائل آرایش زنان می شود .


اینها را همان مادر تربیت شده بیرون داده که الان کل جامعه را گرفته و هیچ کارش نمی شود کرد .


بعضی بچه های خوب واقعاًمومن هستند ولی ظواهرشان خراب است که یا به گناه می اندازند و یا به گناه آلوده می شوند . مثلاً می بینید رهبر انقلاب هر وقت صحبت می کنند می گویند این جوانهای ما مومنند. خوب راست می گوید اینها مومن هستند ولی ظاهرشان خراب است. چون تربیت نشده اند. چون محیط جامعه سالم نبوده وگرنه با ایمانند . آن کسی که چشم بینا دارد و نفس تاثیر گذار،راحت با این جوانها ارتباط برقرار می کند . مثل خود آقا . اما دیگران فکر می کنند این کافر است و باید سرش را ببرند. چون ریشش را این جوری زده یا موهایش اززیر روسری بیرون است.این بیچاره خودش زیاد تقصیر ندارد. هم محیط آماده بوده و هم پدر و مادرش آماده تر از محیط . مثلا پدرش هیچ موقع با حجاب کامل در خانه نبوده است. و یا مثلا تلویزیون شنا را نشان می دهد. آن تلویزیون که مربی نیست . ملاک اسلامی هم نیست . فقط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.معلوم نیست که اسلامی باشد . چون تلویزیون نشان می دهد ، پس مرد می تواند بدون زیر پیراهنی در خانه راه برود. چنین چیزی نمی شود.


فردا جور در نمی آید . بچه حداقل و حداکثر در ذهنش درست می کند،نسبت به کلمات ،نسبت به برخوردهایی که با هم می شود، نسبت به چیزهایی که در خانه خریده می شود ،نسبت به خرج کردن و خرج نکردن،و... یعنی شخصیت یک انسان، یک بعد ندارد.


چرا یک آدمی خسیس است ؟ خودش اینطوری شده ؟ نه ، اینطوری تربیتش کرده اند ،به او گفته اند خسیس باش و خسیس شده است . در این خانه همیشه یک پول کوچک خرج شده . مثلاً رفته اند در یک فروشگاه آنقدر چانه زده اند و همه اهمیت چانه زدنشان این بوده که کمتر پول بدهند . این بچه آهسته آهسته خسیس می شود چه بخواهد و چه نخواهد. اگر بزرگ بشود و صد ها میلیارد داشته باشد، باز هم خسیس است ،اگر از گرسنگی بمیرد ، باز هم خسیس است. بی پول هم که باشد باز هم خسیس است . او در اخلاق،در مسائل سیاسی ،مذهبی،ارتباط با دیگران هم ،همینطور است.این میشود تربیت عملی .


از همه اینها میتوان نتیجه گرفت وقتی پدر و مادر خودشان را درست نکنند و فقط شخصیت اجتماعی شان مومن باشد، و در داخل خانه شان مومن نباشند ، حداقل ضررش این است که حقیقتا خودشان و حداکثر اینکه بچه اینها دیگر مومن نخواهد شد، بلکه با تمام مومنها بد خواهد شد ،که الان هم همینطور شده است.


ما هم اگر بخواهیم با این جور مسائل برخورد نکنیم ،همینطور هستیم.امر و نهی در مورد تربیت تاثیر گذار نیست .فقط عمل مهم است . بچه هر چه در محیط خانه ببیند ، فردا در محیط جامعه عمل می کند.


ما ایمانمان، ایمان شخصی است . بحث سر این است که امکان دارد آدمی خودش خیلی آدم خوبی باشد ولی بچه هایش فقط اسمشان انسان است و با جانور اصلاً فرقی ندارند. پدر خیلی خوب است. اما فقط شخص خوبی است یک پدر خوب نیست . بلکه یک آدم خوب است و حتی نماز شب هم می خواند ولی بچه ها نماز هم نمی خوانند.


بعضی می آیند یک مسائلی را مطرح می کنند که فقط یکطرف مسئله را طرح می کنند . و همه بسمت آن می روند . مثلاً می گویند خانم باید برای شوهرش درون خانه آرایش کند . این فقط یکطرف قضیه است ، اما جنبه های دیگر هم دارد : چه موقع ؟چطوری؟در چه حد؟ در چه محیطی ؟ بابچه ؟ بی بچه؟ ....اینها را نمی گویند. فقط دستور را می دهند.( مثل همان پیاز است که پیغمبر گفت بخورید دهانتان خوش بو شود)


البته این یک امر مستحب است که فقط طرفین بخواهند و محتاج این مسئله باشند. چه شوهر و چه زن اما شما به خاطر یک چیز دلخواه نمی توانی بچه را خراب بکنی.عقل این اجازه را نمی دهد. چه برسد به دین که قطعاًهم همینطور است . حالا یکی می آید قسمت اولش را می گیرد و مابقی را ول می کند.البته هر عملی در جای خودش استفاده شود، خوب است . انسان کامل می تواند آنها را انجام دهد. ولی ما که کامل نیستیم . بهتر است به خاطر یک چیز کم ومزیت کم،،چیزهای بزرگ را از دست ندهیم . تربیت خودمان به صورت یک انسان ارزشمند و زن یا شوهر یا بچه مان ، خیلی مهمتر است تا لذت بردن از همدیگر.


چون اینها یک محیطی مختص خودشان را دارند. ولی اگر محیط بچه را بخواهی آلوده بکنی دیگر نمی شود. اینها همه در قرآن است که وقتی که خودتان تنها هستید، یک مواقعی اجازه بدهید بچه بیاید . سه موقع را اعلام کرده که بچه ها بیایند و پدر مادرها را با هم ببینند که این نشان می دهد اسلام مرز بندی دقیقی دارد و اینطور نیست که در خانه هر عملی را بتوان انجام داد که بچه به فساد اخلاقی یا اجتماعی یا اعتقادی کشیده بشود و منکر همه چیز بشود.


مثلا نمونه بارز آن پسری است که ازدواج می کند و زنش را عریان بیرون می آورد و می گوید زنم است و ما به هم اعتماد داریم.این پسر بد بار آمده است که نسبت به زن جوان خود غیرت ندارد و فکر می کند این یک تعصب عربی خشن است .


در صورتیکه این اخلاق، نشان دهنده انسانیت انسان است.که وقتی یک نفر محرم کاملت می شود ، باید نسبت به این تا زنهایی که محرمت بوده اند ، حساسیت داشته باشی.الان به محض اینکه دختر عقد کرده این پسر بشود ، دیگر آن یک ذره حجاب را هم رعایت نمی کند چه در خانه چه در بیرون.


اینها این الزام را می آورد که تک تک آدمها ، خودشان باید به خودشان احترام بگذارند و جلوی خودشان پوشش خود را حفظ کنند.مثلاً شما درون حمام یا دستشویی که می روید اجازه ندارید عورت خودتان را نگاه کنید . کراهت دارد. ما خودمان هم برای خودمان ارزش داریم . نمی شود که لخت لخت باشید. این اجازه را ندارید.اگر این قانون را رعایت نکنی ، خوب تربیت نمی شوی . بعداً نمی توانی دستور را قبول کنی و نسبت به زنت یا شوهرت رعایت کنی.


اینکه مادری بچه ای را تربیت می کند و بهشت زیر پایش است و اینهمه روایت و احادیث ، این جور مادر است و این جور پدرو گرنه این جور پدر و مادرها که ما هستیم ، جهنم زیر پایمان است.این که حضرت زهرا و امیر المومنین علیهما السلام بچه هایشان این مقام والای اعتقادی و عملی را دارند، چون صد در صد رعایت می کردند.حضرت زهرا سلام الله علیها اگر بیرون خانه میآمد ، هیچ نامحرمی هیچ جای بدنش را نمی توانست ببیند و داخل خانه که فقط محارمش بودند ، لباسی که ایشان می پوشید - به زبان امروز - جوراب و شلوار و مانتو ومقنعه پوشیده بود. یکبار که با همین پوشش درون خانه بود ، نا بینایی آمد که زود چادرش را سرش انداخت . از ایشان پرسیدند این نا بینا است. فرمود او نابیناست اما من که او را می بینم.


از اینها گذشته اگر ما رعایت نمی کنیم نباید زود بگوییم این دستور دین نیست، دین را اینقدر سخت می گیرید... نه، این دستور دین است و ما رعایت نمی کنیم. زنها از در خانه که می آـیند داخل ، انگارکه لوس آنجلس است . نه اینطوری نیست . بلکه حجاب در همه زمینه ها است . در بعضی زمینه ها برای خانمها سخت تراست و بعضی موارد برای آقایان.خلاصه تربیت خود خیلی مهمتر از تربیت دیگری است که ما را ملزم می کند که تمام جزئیات را بدانیم.


والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group