بسم الله الرحمن الرحیم

" وَالضُّحَى (1) وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى (2) مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى (3) وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى (4) وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى (5) أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَى (6) وَوَجَدَكَ ضَالّاً فَهَدَى (7) وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَى (8) فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ (9) وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ (10) وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ" (11)

 

سوره مبارکه ضحی از سوره های کوتاه اما مورد نیاز ماآخرالزمانی هاست.

درازل پرتو حسنت زتجلی دم زد            عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

ازل زمانی است که مخلوقات نبودند و خدا بود.پرتو یعنی امتداد نور. پس در ازل نوربوده است.

پیامبر(ص)فرمود: نورمن وعلی هستیم.

(حُسن) میتواند امام حسن(ع)را تداعی کند و پشت سر او هم نفر بعدی. از بین نورهای مقدسه نوبت به امام حسن(ع)رسید. (عشق پیدا شد) وبعد امام حسین(ع) (آتش به همه عالم زد) در دل تمام شیعیان حرارتی از محبت امام حسین(ع) است که خاموش نخواهد شد تا قیامت واین همین آتشی است که به همه عالم زد.

در این سوره( ضحی) یعنی اوج روشنایی و طلوع خورشید و روز مطلق و( لیل) یعنی شب موقع ظلمت فراگیرش. (دو قسم:یکی به روز روشن و یکی به شب تاریک)

 

" مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى" (3)

خدا تو را رها نکرده است. این سوره موقعی نازل شد که چند روزی بود آیه ای بر پیغمبر نازل نمی شد و همه طعنه می زدند. پیامبر هم از این حرفهای ناروا دلگیر شده بود که این سوره نازل شد.این اتفاق در طول تاریخ برای امام رضا(ع)می افتد.

 

" وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى" (4)

امام رضا(ع) فرمودند امیدوار کننده ترین آیه در دیدگاه ما اهل بیت همین آیه است. یعنی خدا اینقدر به تو عطا میکند که راضی شوی. بلکه به مقام رضا برسی. بلکه به رضا برسی. دیدگاه اعتقادی که ما باید داشته باشیم و در آن شعر و در این آیه است این است که پیامبر(ص) اشرف مخلوقات خدا و از همه مقربتر و کاملتر و خلق اول و صادراول است. ازاوهرچیزی گرفته می شود (از نورش نه جسمش) نوراول درازل است.

بعدازخدا اولین بوده اما به پرتو نمی رسد. پرتو بعد از پیامبراست. پرتوامیرالمومنین است که همه جا را می گیرد. بعد هم حضرت زهرا(س). پیامبرهمه چیز درونش هست. با خلقت پیامبر(چه نورش و چه جسمش)نیاز به هیچ کس دیگر نیست. به هیچ هدایتگری. چون همه کمالات را درون خودش دارد و نقطه ضعف ونقصی ندارد که نیاز به دیگری باشد.

پس چرا بعدش امیرالمومنین و حضرت زهرا و ائمه هستند؟ این را باید پیدا کرد. روایت و حدیث داریم که( کلهم نور واحد):14 معصوم یکی اند. شما متفرق می بینید. در طول زمان یکی بعد ازدیگری آمده است و پدر و پسرهستند. اینها همه یک نورهستند و آن نور واحد هم پیامبر(ص) است. امام علی (ع)درون پیامبر(ص) است. حضرت زهرا(س) درون پیامبراست. فقط تجلی لازم دارد تا سرموعد رو شود و از وجود پیامبر بیرون بیاید. همه از پیامبرند. گویی اینکه پیامبر(ص)14 چهره دارد. یکی خودش است وهر یک از ائمه تجلی یکی از چهره های پیامبر است. علوی، فاطمی، حسنی، حسینی،.....، رضوی،...

 (فترضی ) یعنی جلوه کردن آن وجه رضا. یعنی تو پیامبر هستی و کامل هستی اما حالا نوبت رضاست.

بهمین دلیل می گوید) فلسوف)خدا به تو رضا را عطا می کند؛ نه اینکه خلق کند و رضا را بوجود آورد. رضا جزء همان نور واحد است و از اول در آن هست. او مثل ما نیازمند پدر و مادر نیست. او نور الهی است. جسم اوست که از پدرو مادر زاده می شود. اینها آن جلوه حقیقت پیامبر را می خواهند در آن آیات نشان دهند که وجه رضا از تو به موقع جلوه گری می کند و نشان داده میشود.

حال این رضا کیست؟ در آیات بعدی نشان میدهد. هیچ چیز به اندازه این آیات نمیتواند امام رضا را توصیف کند. او همین است نه کمتر و نه بیشتر. نه چیزی بیش از این هست که کسی وصف کند و نه کمتر از این شایسته است.

                  روز مطلق، منظور آن موقعی است که اسلام تجلی کرد و لیل موقعی که اسلام غروب کرد.

وقتی امام حسین(ع) درغروب عاشورا به شهادت رسید، غروب اسلام بود.یعنی علنا ولی خدا و خلیفه بر حق خدا را به شهادت رساندند. امام سجاد(ع) 35 سال فقط دعا می خواند که مقداری به دست ما رسیده است. از امام باقر(ع) به بعد بحث از سیاست جدا شدو به وادی علم رفتند. امام صادق(ع) همان را ادامه دادند و مقداری جرئت سیاسی پیدا شد که تشیع را بعنوان یک مذهب معرفی کنند. البته بی طرفدار.کسانی هم بودند که فقط در وادی علم بودند و فقط به قضایا،علمی نگاه می کردند .(عالم بی عمل) که بدرد دین نخوردند، و گرنه امام صادق (ع) فرمودند که من اگر به تعداد انگشتان دست یار داشتم قیام می کردم. این 4000 نفر آمده اند علم یاد بگیرند. جو علمی آنها را گرفت. و توجهی به امامت و ولایت نداشتند و از آنها سر در نمی آوردند.

بعد هم که موسی ابن جعفر علیهما السلام در شرایط سختی آمد. علم شکلی پیدا کرد چون ازمرزهای خارج اسلام، علوم جدید وارد دنیای اسلام میشود و تحت تاثیر قرارمیدهد و آن افراد هم دنبال ابداعات و اکتشافات علمی خود می روند و شیعه دوباره رها می شود و موسی ابن جعفر مدام به زندان و مصیبت می افتد و "شب" بطور کامل اتفاق می افتد.

فقط می ماند امام رضا(ع) که این اشاره به این شب و روز دارد و البته به امام زمان(عج)  (والضحی اشاره به ظهور امام زمان دارد)و لیل، غروب دین است. موقعی که تاریکی و ظلمت و گمراهی همه جهان را گرفته است، تا آن طلوع اساسی.

 

" أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَى" (6)

بی کس بودی ما به تو پرو بال دادیم. ما تو را رها نکردیم. الان هم اینقدر به تو میدهیم تا راضی شوی. تو ناشناخته بودی ما تو را شناسا کردیم. (نه به معنای گمراهی در مقابل هدایت که در برخی آیات هست) به این معنا که پیامبر در بین قریش و اعراب ناشناخته بود.

ضال یکی از معانیش یعنی کسی که راه را بلد نیست و یک معنی دیگرش کسی که نا شناخته است و دیگران او را نمیشناسند. ناداری تو را تبدیل به دارایی کردیم. این باب رحمت است.به هیچ یتیمی قهرو غضب نکن و از در خانه ات نران و هیچ گدایی را از در خانه ات بی نصیب نگردان؛ این وجه رضایت پیامبر(ص) است. امام رضا(ع) هم اینگونه است و حتی حیوانات هم به او پناه میبرندو هیچ سوال کننده ای نهی و رد نمی شود .هیچ یتیمی. یتیم یعنی بی کس و کار.

 

"وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ" (11)

پس این را بیان کن. امام رضا(ع) پدرش موسی ابن جعفر است. در روایات داریم که حضرت موسی کلیم ا... وقتی مراحل و مقدمات را پشت سر گذاردند به جایی رسید که گفت خدایا کاری کن که من ببینم (رب ارنی)بعد نوری درخشید و موسی غش کرد. گفتند چه شد؟ فقط با دیدن نور؟ روایت داریم که آن نور امیر المومنین بود که موسی نتوانست تحمل کند.

اما یک موسی هم ما داریم. این نامگذاریها بی دلیل نیست و جهاتی دارد که شما این موسی را ببینید و آن موسی را. آن موسی در مقابل نور علی جسم و روحش تحمل نکرد و غش کرد. اما این موسی علی به دنیا می آورد (علی سوم)علی، علی است. همه نور واحد هستند. تشخیص داده نمی شوند. ما معرفتمان کم است. اما همه اینها یکی هستند. اول و آخر و دوم و هشتم ندارد. اما به خاطر اینکه رحمت خدا در طول تاریخ وسعت پیدا کند و همه را شامل شود،خدا آن را در طول زمان تجلی میدهد و گر نه خود پیامبر اسلام، تمام خلایق را منفعت می رساند و نیازی به دیگری نبود.

اگرحقیقت وجود پیامبر را در نظر بگیریم که قبل از خلقت بوده پس همه خلقت از نور پیامبر است.ما باید معرفتمان را به جایی برسانیم که زیارت با معرفت نصیبمان شود. یعنی وقتی به زیارت آ نها میرویم همه معنویات را در آن محوطه ببیینیم. البته این مسئله زمان و مکان بردار نیست. اما برای اینکه راه گم نکنیم. برخی تعالیم دینی محدود به زمان یا مکانهای خاصی است. مثل لیله القدر یا کعبه. که هر دو سر جای خود هستند و تغییر نمی کنند. تو باید خودت را به آنها برسانی به لیله القدر، کعبه، مسجد و....این به خاطر اینست که راه را گم نکنیم و حساب و کتاب و نظم حاکم باشد و گرنه معنویت بر خلاف مادیات نه زمان دارد و نه مکان. هیچ بعدی ندارد. بی نهایت و بدون بعد است. اما ممکن است بدون در نظر گرفتن این مکانها و زمانها راه را گم کنیم. چون توهمات وتخیلات بشر بقدری زیاد است که از این مشابه سازیها زیاد میکند. (با وجود  مشخص شدن زمانها و مکانها اینهمه دکانهای دیگر باز شده اگر نبود معلوم نبود چه می شد) با وجود این مکانها و زمانهای ما اینهمه کعبه و حرم و مسجد و اعیاد خاص و روز های خاص وساعتهای خاص و... بوجود آمده است. گاهی کتاب، زمان را مشخص می کند (مثل نماز) و گاهی مکانرا(مثل حج).

امام رضا (ع) نقطه حساس و تعیین کننده ایست. بارها،هم درروایات خصوصا روایات ناب عرفانی و هم درتحقیقات امروز مادیگراها و تجربه گراها آمده است که هر چیزی بر اساس عدد 7 است. تا 7 نسل صفات آدمها به بچه و نوه و... انتقال پیدا میکند.

امام رضا (ع)نسل هفتم پیامبراست. تمام است. بهمین دلیل هر کس امامت امام رضا(ع) را قبول دارد، هر 14 معصوم را قبول دارد و هر که او را قبول ندارد، نه قبل و نه بعدش را قبول دارد. آدمهای بی اعتقاد گر چه ظاهرا شیعه هم باشند، کسانی اند که به امام رضا اعتقادی ندارند و در این سری نهفته است. مهم اینست که انسان اینگونه به عقایدش نگاه کند، به پیامبر اکرم و معصومین و کل خلایق و آیات و امام رضا و تولدش و پدرو مادرش و... اینگونه معرفت ساز میشود.

در غیر اینصورت مثل خیلی از کسانی میشویم که شخصیتهای افسانه ای یا حتی واقعی در ذهن دارند و قبولشان دارند. که این معرفت بدرد نمی خورد. امام رضا را باید با تمام عظمت شناخت. راه هم باز است. این که آنجا خودت رابا طناب ببندی این حداقل معرفت است. باید تمام صفات الهی را در وجود امام رضا ببینی. کامل است. هیچ نقصی ندارد فقط از خدا آمده است و گرنه با خدا تفاوتی ندارد. هر چه خدا دارد او هم دارد. همه معصومین همینطورند. ولی امام رضا (ع) دم دست تر است و ما باید بیشتر تلاش کنیم و البته بحث رضایت هم خیلی مهم و مورد نیاز ماست.

بارها در روایات شنیده شده که کسانی که قیام امام زمان علیه السلام را سرو سامان میدهند و شروع میکنند و ادامه میدهند و کمک خواهند کرد و عالمگیر خواهند بود، خراسانی هستند. سید خراسانی و یا کسانی از خراسان اند.

در روایات هم خصوصا خطبه البیان حضرت امیر فرمودند که تعداد زیادی از یاران امام زمان از خراسان خصوصا نیشابور هستند.

رضا یعنی رضایت کامل. انگار که رضایت درون خودت است و لازم نیست بپرسند یا ازقیافه ات بفهمندکه رضایتمندی. امام رضا رضایتمند است. اما نسبت به که و به چه؟ راضی از خدا ؟ راضی از شیعه ها؟ راضی از زندگی؟

یکی از جهاتی را که به ظهور امام زمان بر میگردد را می گوییم. امام رضا تنها امامی است که در کاخ زندگی می کرد. کاخ مامون. وارد سلطنت شد. اما کارسیاسی نکرد.(طبق قراردادشان) امام رضا تنها امامی است که علی الظاهر با جائر و ظالم زمان خود ساخت. امام حسن گر چه بیعت کرد اما در کاخ معاویه نرفت و نساخت تا به شهادت رسید. امام حسین هم که جنگید، ما بقی اهل بیت هم به همین ترتیب. ظالمین آنطرف بودند و ائمه اینطرف. اما امام رضا داخل رفت.رضایت تا چه حد؟ سعه صدر زیادی لازم است تا بتوان با مامون در یکجا زندگی کرد و ولیعهد او شد. از لحاظ اعتقادی، معرفت زیادی می خواهد که خدا چگونه به ظالمان مهلت میدهد. خداوند متعال از طریق معصومین خدا گری خود را ارائه می دهد و امام رضا یک بعدش است. بعد رضایت خدا از همه چیز غیر از خودش چون خدا که رضایت بردار نیست. خداوند چگونه با طاغوتها و ستمگران می سازد؟ 

واین ساختنش را چگونه نشان میدهد؟ امام رضا(ع). این وجه کامل الهی است. یعنی از جهتی خداوند 14 وجه دارد.البته تنها وجه او وجه ا... است. اما بطور محدود تر و از دیدگاه ما 14 وجه داردکه در نهایت باید به همان یک وجه برسیم. (از 14به 7بعد به5بعد 2 و بعد1) ما از 14 منظر میبینیم و یک منظرش امام رضاست.  رضایت خدااز هر کس و هر چیز. حیوان و انسان و ظالم وحق و خوب و بد ندارد. امام رضا این را زندگی کرده ست، با مامون که غصب خلافت کرده است. و این فقط یک بحث سیاسی نیست.ناتوانی امام نیست. امام حسین یک وجه دیگر را نشان داد. و این آیه خدا(آیه ا...الکبری)در روی زمین است. هر کدام از آنها با وجودشان، زندگیشان، آمدو رفتشان یک وجهی را از وجه ا... نشان دادند (صبر، شجاعت...)و وجه ا...(صورت خدا) را برای ما پررنگتر کرده اند. همان چیزی را که ما می توانیم ببینیم  وگرنه خدا(ذات ا...)را که ما نمی توانیم ببینیم یا درک کنیم. ما حتی صفات را هم درک نمیکنیم، مگر از طریق اهلبیت. بهمین دلیل است که هر کس امام زمانش را نشناسد جاهل میمیرد؛ انگار که اصلا اسلام و دین و معرفت خدا ندارد.

پیامبر (ص)فرمود:  یار ناب این دین ایرانی است. اعراب به جاهلیت و تعصب خود مانده اند و به همین هم گرفتار می شوند. هرچه عذاب و بلا و مصیبت درطول زمان و آخرالزمان، برسر اعراب می آید. هر چه تفرقه و خیانت است بین آنهاست. (از نظر نژادی)آیه قرآن است که جاهلیت و تعصب عربی از همه اقوام بالاتراست.

پیامبر(ص)میفرمودند: که فارسها (اقوام سلمان) دین را زنده خواهند کرد. اینها یار فرزندان من(مهدی)هستند. و امام رضا هم این را میداند. دانستن با خبر داشتن فرق میکند. دانستن یعنی شما هم جزئش هستی. باید آن کار را شکل دهی وحرف پیامبر را به عالم نشان دهی. با توجه به فرموده پیامبر و از طرفی اجبار مامون برای آمدن به توس، امام رضا زیر بنای این قضیه را شکل می دهد تا هر چند سال دیگر که خدا صلاح بداند، یاران امام زمان حول محوری در ایران جمع شوند.

وگرنه امام میتوانست در مدینه بماند و یک صلحنامه یا تعهد نامه می نوشت و یا جنگ میکرد و به شهادت میرسید. اما قبول میکند تا:

1)رضایت خدا و ولی ا... را که یکی است نشان دهد

2)حرف پیامبررا تحقق بخشد (در خراسان پاره تن من خواهد بود که مردم زیارتش می کنند)

امام به سخن پیامبر عالم است و مطابق نقشه پیامبر حرکت می کند (مانند بقیه اهلبیت) اضافه حرکت نمی کنند، در دین بدعت نمی کنند. بدعت در دین کار خلفای اول و دوم است.مردم فکر میکننند قال الصادق و قال الباقر داریم در حالیکه جز قال رسول ا... چیز دیگری نداریم. خود امیرالمومنین در چند ین خطبه نهج البلاغه میفرماید من چیزی ندارم. من همان را که پیامبر فرموده می گویم؛  قال علی در اصل همان قال رسول ا... است.

همان حرف اول والضحی. ائمه تجلی پیامبر را در جهان نشان میدهند. به این دلیل پیامبر از همه بالاتراست. امام رضا به اخبار، والضحی، و فرا گیری نور به همه عالم (یظهره علی الدین کله)عالم و آگاه است. او دراین نقشه حکومت ا... که از صفر شروع می شود و به 100میرسد (همه گیر شدن دین خدا)یک نقطه تعیین کننده است. آن نقطه یار سازی است. یار خراسانی، یا کل یاران متفرقی که یکروزی به هم میپیوندند و کمک امام زمان میکنند. امام رضا قبول می کند و عملا یک پایگاه درون ایران زده می شود.

اما خیلی مستحکم است.هر کس بخواهد در ایران کار معنوی انجام دهد حتما به امام رضا متکی است. امام رضا وسعت دید و بصیرتش خیلی نافذ و قوی است؛ اینگونه برنامه ریزی کرده که وقتی برود، هر کس به او بستگی دارد (فامیلها، برادرزاده ها،...)دنبال او بطرف توس می آیند. اگربرسند که آنجا کمکش می کنند و اگرهم نرسند هر کجا قرار بگیرند درایران خواهند بود. بهمین دلیل امام زاده های ایران چند برابر سایر دنیاست. که اغلب آنها از جمله حضرت معصومه برای دیدن و یاری امام براه افتادند. به این ترتیب با این حرکت سنجیده امام رضا پایگاهی برای امام زمان درست شده است. این نسل هفتم پیامبراست و باید به نسل هفتم خودش (امام زمان)برساند. یک پایه گذای خیلی قوی ازلحاظ ژنتیک بدون هیچ مشکل که به 7نسل بعد چیزی که باید انتقال پیدا می کند.

نسل هفتم امام رضا که امام زمان است عین پیامبراست. امام رضا به ایران می آید وبعد هم یاران و اقوام و منصوبینش می آیند و پایگاههای زیادی در ایران ایجاد می شود و ایرانیان شیعه می شوند. و اینها اتفاقی نیست. این از طرفی خواست خدا و رضایت او و ازطرفی هنر امام رضاست که در یک منطقه اینهمه شیعه باشند. آنهم شیعه ای که پای کار می ایستد.

بهمین دلیل فقط کسانی امام دوازدهم را قبول دارند که، امام رضا را قبول دارند.در آن زمان کسان زیادی بودند که از طرف پیامبر ادعای خلافت می کردند (علاوه برعباسیان)و امام رضا در شرایط سختی امامتش را اعلام کرد و ادامه داد. ایشان پسر نداشتند. در حالیکه همه ائمه پسر بزرگ داشتند و از روز اول او را بعنوان جانشین اعلام میکردند. اما بسیاری به این دلیل ایشان را بعنوان امام قبول نداشتند.

ایشان از لحاظ معرفتی بسیارغریب بودند و حتی نزدیکترین یارانش او را نمیشناختند و با او فاصله زیاد داشتند. امام غریب بود و کسی را نداشت. اما کسی که با مامون میساخت با همه، حتی حیوانات ارتباط معنوی داشت. امام حسین(ع) در آخرین لحظات می فرماید (رضا برضائک) اما امام رضا(ع) خودش رضاست. یک رضایت بیشتر نیست. رضایت خلق و رضایت خدا هر دو در یکجا جمع است. (طبق آیه ای که میفرماید خدا از آنها راضی است و آنها هم ازخدا راضیند) وسعت دید ایشان تا جایی است که میداند درسالیان آینده امام زمانی خواهد آمد و یار لازم خواهد داشت(1300سال پیش)و حال دراینجا حرم و آستان قدسی بوجود آمده و دربدترین شرایط مردم و رهبر جامعه از آنجا مدد میگیرند و این میرساند که امام رضا(ع) صاحب علم الهی است.

هر کس به امام رضا(ع) نزدیکتر شود به امام زمان نزدیکتر میشود. هیچکس امام زمانی نمی شود مگر اینکه امام رضایی شود. اگر می خواهیم امام زمان را ببینیم و سر و سری پیدا کنیم، راهش امام رضا(ع)است.

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group