بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

درک شب قدر مساوی با خیر و برتر از درك يك عمر بالاتر و برتر است . " ليله القدر خير من الف شهر "

كسي كه شب قدر را درك مي كند در واقع بيش از هزار ماه را درك كرده است.

از مسائل و مشكلات بزرگ ما كه در اسلام و احاديث و روايات به «دنيا» معروف است، اين است كه وقتي آدمي مشغول به زندگي مي شود، براي اينكه امروز را به فردا برساند، هدف از جلوي چشمانش محو مي شود و شايد يكي از دلايلي كه سفارش مي شود، در شبهاي قدر سوره دخان خوانده شود همين رفع روزمرگي ها باشد. دخان به معني دود است، دود وقتي جايي را فرا بگيرد، تشخيص نور از ظلمت را سخت مي كند و چقدر كار درستي خواهد بود كه انسان جلوي اين دود و غبار دروني خود را بگيرد. اين وصف دنيا زدگي محسوب مي شود و مصيبت بزرگ همه انسانهاست و دقيقا مساوي با عدم درك زندگي است.

 انسانها در راه رسيدن به هدف و مقصودشان متفاوت هستند؛ بعضي فقط هدف را نگاه مي كنند، جلوي چشمان خود را نظري نمي اندازند، يك متري يا ده متري را نگاه نمي كنند، فقط هدف و هدف؛ بعضي ديگر بالعكس، به هدف توجهي ندارند، و فقط مقابل ديدگان خود را نگاه مي كنند و اگر نگاهشان عميق تر باشد، تا نه متري و نهايتا تا نزديكي هدف را مي بينند، ولي به هدف تو جهي ندارند، اما براي رسيدن به يك مقصود بايد همزمان هر دو نگرش را با هم داشت هم به جلوي پا و هم هدف، اگر اين توجه باشد در واقع به درك رسيده و به كاري كه انجام مي دهد واقف خواهد بود.

ليله القدر تعاريف متعدد دارد؛ از جمله آن اين است كه آنچه كه در سال آينده بر ما خواهد گذشت نوشته مي شود و بر ما و امام زمان (عج) ابلاغ و تفسير مي شود. چرا كه او صاحب امر و زمان و ولي خدا بر روي زمين است. در اين مقطع هدف تنها درك ليله القدر است.

بر اساس روايات مختلف شبهاي قدر به شبهايي خاص اتلاق مي شود در دسته اي از روايات (شبهاي هفدهم، نوزدهم، بيست و يكم، بيست و سوم، و بيست و هفتم)؛

دسته اي ديگر ( هفدهم، بيست و هفتم )؛

گروهي ديگر ( نوزدهم، بيست و يكم، و بيست و سوم) ؛

و بر اساس روايتي ديگر  (بيست و يكم و بيست و سوم ) را در كنار هم شب قدر مي دانند ؛

و برخي هم ليله القدر را فقط به يك شب بستگي مي دانند.

در هر صورت از اين ليله القدر تا ليله القدر بعدي كه  يكسال به طول مي كشد، دقيقا همين مسير وجود دارد. كسي كه ليله القدر را به اندازه درك خود بفهمد، مانند اين است كه شب قدرش را در يك كاغذ نوشته شده به دستش مي دهند و حال خود بايد تصميم بگيريد كه يا حفظ كند و يا از آن يادداشت بردارد و يا اينكه بي تفاوت باشد. با اين ديدگاه  به شب قدر بعدي خواهد رسيد.

 يعني در مقابل دنيا زدگي و فريب دنيا را خوردن و سر به هوايي بدون برنامه پيش نمي رود و همه هدف او اين نخواهد بود كه همت خود را به اين بگذارد كه فقط امروز رو به فردا برساند مي داند چه كند و براي هر چيزي حساب و كتابي خواهد داشت و در صورتي اين هدف تحقق پيدا خواهد كرد و واقعي خواهد بود كه ما خود به آن برسيم.

اين حرف درست است كه مي گويند ليله القدر را نوشته شده به امام زمان (عج) تحويل مي دهند و هر كس هم كه مومن واقعي باشد وي هم اطلاع پيدا خواهد كرد. اما اين نوشته از روي سال قبل است؛

در قرآن داريم كه ما هم صاحب حكمت هستيم، در هر صورت اين نامه نوشته شده در صورتي واقعي است كه ما هم از آن مطلع باشيم و خود مان به آن برسيم.  اين بازيابي از ليله القدر قبل تا بعد است؛ يعني هر كاري كه در اين يك سال و در روزهاي مختلف از عقيده گرفته تا هر چيز ديگر همه در يك سال گذشته، يك برنامه جديدي را براي ما در سال آينده درست مي كند؛

مثلا اگر در تاريخ خاصي در سال گذشته در شرايطي رفتار خاصي را از خود بروز داده ايم با وجود همان شرايط و همان اتفاقات در سال آينده هم قائدتا همان رفتار را خواهيم داشت جز به جز اين را كه متذكر شويم، يك سال برنامه تهيه مي شود. اين معناي محاسبه  است. ما نمي دانيم كه در آينده چه اتفاقي مي افتد و علم به آن نداريم، اما از گذشته اي كه اطلاع داريم، وقتي به آن فكر مي كنيم آهسته آهسته علم پيدا مي كنيم و هر چه ميزان آگاهي ما نسبت به سال گذشته محكم تر باشد علم ما هم يقيني تر مي شود و بيشتر از سال آينده مطلع مي شويم؛ به اين علت كه نامه زمان گذشته ما يا همراه با خوبي بوده و يا بدي و يا هر دوي آنها اگر ما به ليله القدر و دين و نماز و امام زمان و حساب و كتاب و آينده نگري چه آينده نگري نزديك كه شب قدر بعدي است و چه ليله القدر حقيقي كه قيامت است را قبول داريم؛

وقتي كه اعمال خود را مرور مي كنيم، به خوبي ها كه بر مي خوريم شكر خدا را به جا مي آوريم و از خداوند طلب مي كنيم كه آن را براي سال آينده هم براي ما قرار دهد و به اعمال زشت و بد مي نگريم توبه مي كنيم و مي خواهيم كه روزي را كه ما با وجود خودمان آن را بد كرديم را براي ما قرار ندهد؛

امام رضا (ع) فرمود: از روز و روزگار شكايت نكنيدف روزگار نعمت خداست، خداوند شري را براي كسي قرار نداده است؛ اينكه مي گويند روزگار فاسد است، حرف اشتباهي است، اين كارهاي بد ماست كه روزگار را اين گونه نشان مي دهد؛ پس گله از زمانه معني ندارد. اين دو حالت پيدا مي كند يا خداوند آن كار را براي ما انجام مي دهد و يا ما خود بايد دست به انجام آن بزنيم. كاري را كه ما دخالتي در روي دادن آن نداريم، مانند مرگ يكي از عزيزان و يا عارض شدن يك مريضي كه مقدماتش دست ما نبوده است؛ از خداوند مي خواهيم كه عمر ما را طولاني قرار دهد و در مقابل مرگ هایي كه در سال قبل قرار داده بود، در روزهاي پيش رو  صحت و سلامتي به ما عطا فرمايد، وسعت رزق دهد.

در مقابل اموري وجود دارد كه اختيارش با خود ماست مقدمات آن را ما درست مي كنيم يا در آن شب توبه مي كنيم و يا سال بعد هم تكرار مي كنيم، چون سابقه داريم، گناه ازسال گذشته، اگر داشته باشيم خوب، بدتر ميشود، ولي با توبه مي توان مشكل را حل كرد و طلب عفو از خداوند كرد و سال آينده خود را تضمين مي كنيم.

تضمين اينكه ما به آن نتيجه مي رسيم  و ديگر چشم ما باز خواهد بود مانند روز خواهد بود. منظور از روز، روز تاريخي نيست، منظور روز است كه اتفاق در آن مي افتد، مانند شادي آشنايان، مرگ عزيزان، روزي كه به جاي خاصي مي رويم، روزي كه مي خوريم، روزي كه مي خوابيم و....

تمام اين موارد حساب شده خواهد بود. مشخص است كه همه اين رسيدگي به امورمان از عهده ما بر نخواهد آمد، تنها كسي كه قدرت فهم اين همه مطالب را دارد امام زمان (عج) است، به همين علت هم صاحب الامر نام دارد و گره كار به دست او باز مي شود.

پس درك ليله القدر يعني مولود سال آينده برنامه اش بر اساس سال گذشته نوشته ميشود. مانند امور كامپيوتري كه وقتي نرم افزار جديدي  خلق ميشود از روي نسخه قبلي برداشت مي كنند، اين گونه نيست كه از ابتدا دوباره همه چيز را بسازند. در مورد وضعيت ما هم به همين شكل است، خوشبخت، خوشبخت خواهدبود؛ بدبخت هم همينطور؛ كافر، كافر و مومن، مومن؛ اين امور از روز اول مشخص است و كسي دخالتي در موجوديت آن ندارد، به همين دليل است كه هر كس كه به سن تكليف نزديكتر است يعني تازه از سن تكليف رد شده است، شب قدر را خيلي بهتر درك مي كند و تاثير گزاري براي او بيشتر است، چون قلبش پاكتر است. كسي كه پانزه يا شانزده سال از سن تكليف او گذشت است در واقع به همان ميزان سابقه دارد، يا خوبي و يا بدي و اينكه بخواهد در يك شب همه اين بدي ها را جبران كند و از آن توبه كند خيلي سخت و مشكل خواهد بود، نسبت به كسي كه سال اول است و سابقه اي ندارد و بدا به حال كسي كه سالها از او گذشته باشد و نداند كه چه كرده او ديگر از  ليله القدر خيلي فاصله خواهد داشت.

اما ليله القدر معاني ديگري هم دارد:

1 – ليله القدر شب اول خلقت است

2 _ ليله القدر شب اول سال است

3 _ ليله اقدر شب اول ولایت امير المومنين (ع)

4 _ ليله القدر شب نزول ملائكه و روح است

اگر كل عالم يك روز باشد، اين شب شبي است كه همه چيز بر آن نازل مي شود. اگر برون نگري داشته باشيم و توجه به اينكه مي گويند، يوم القيامه يك روز است يعني يك روز دنيا و يك روز آخرت، در آن روز، شب قدر در واقع شب آن روز است. به اين علت بزرگ است، چون قرار است، معنويت به ماده تزريق شود و به آدم هاي زميني برسد، روح دميده شود و اين وسعت زماني زيادي از ديد دنيا و ظرف دنيايي دارد و به همين خاطر " خیر من الف شهر" است؛ آيه هاي زيادي در قرآن داريم كه اشاره به اين دارد كه چند هزار سال اين دنيا تنها يك روز دنياي ديگر است. ما در واقع يك شب را مي بينيم ولي به به اندازه هزار ماه وسعت دارد اين امر ديگر بسته به درك انسانها دارد.

دهه سوم ماه مبارك رمضان سفارش هاي بيشتري به عبادت و طاعت شده است، زيرا تفكر و دقت بيشتري در روزه داري وجود دارد و دعاهاي اين روزها هم تغيير مي كند اول به دليل اينكه ماه رمضان رو به اتمام است و دوم اينكه بيست روز روزه داري باعث پيدايش كمالات شده است و حال دعاهايي را مي كنيم كه نشانگر اين كمالات است البته نيايش هاي دهه قبل تكرار مي شود ولي اينها هم اضافه بر آن مي شود.

 يكي از ادعيه اين است كه، خدوندا، براي ما بدهكاري باقي نگذار، براي طلوع و مطلع فجر از ليله القدر الحاضر. با تحقق و تفحص در آيات قرآن به اين نتيجه خواهيم رسيد كه آيه آخر سوره قدر اشاره به ظهور امام زمان (عج) دارد ما از خدواند در اين شب مي خواهيم كه دراين شب ما را جز ياران امام زمان (عج) قرار دهد، ما در اين زمان در شب قرار داريم، نسبت به صبح ظهور وليعصر؛

حضرت مي فرمايند هدايت و خير رساندن من به شما مثل خورشيد پشت ابر ديده نمي شود اما انرژي خود را مي رساند كار خود را مي كند، ولي نوري ندارد و ديده نمي شود. قبل از آمدن امام زمان (عج) ما طلب عفو گناهان خود را مي كنيم كه اگر ايشان بيايد ديگر نمي شود. و ديگر اين كه مي خواهيم از خداوند كه به گذشته بد ما توجهي نكند و براي سال بعد سابقه محسوب نكند و سال بعد ما را دوباره گرفتار همان اعمال نكند.

به اشكال مختلف مي توان به ليله القدر نگاه كرد؛ اگر بخواهيم تدبر عميق داشته باشيم، عالمي از علوم را در آن مي بينيم كه احدي از آن چيزي نمي فهمد و اين درك از شب قدر مربوط به پيغمبر و انسان كامل است، نه ما انسانهاي معمولي كه در درك امور روزمره زندگي خود هم دچار مشكل هستيم .

از ديدگاه ديگر، شب قدر شب شهادت امير مومنان هم هست. علي (ع) قرآن ناطق هستند، يعني هر چيزي را كه خدواند متعال و قرآن امر فرموده اند، امير المومنين عامل و قائل به اوست، خدا امري را به مردم سفارش مي كند كه نمونه انجام دهنده اش هم در روی زمين براي مردم عادي وجود داشته باشد كه اين الگو امير مومنان و البته همه معصومين (ع) هستند و اين به نزول قرآن ناطق ارتباط دارد.

ديدگاه ديگر در مورد ليله القدرنزول قرآن است؛ " انا انزلناه ُ" « هُ » بر اساس تفاسير مختلف به معناي قرآن است در سوره.

يا چند جاي ديگر قرآن اشاره دارد كه اين قرآن را در ماه رمضان نازل كرده ايم؛ " شهر رمضان الذي انزله فيه القرآن " و در جاي ديگر مي فرمايد، شب قدري كه در ماه رمضان قرار داده نازل كرديم و  يا مي فرمايد ماه رمضان شد تا قرآن نازل شود.

نزول قرآن دو بحث دارد اول به معناي پايين آمدن از محلي به محل ديگر است و دوم اينكه معنا پايين آيد.

هر دو اين اتفاقات در ليله القدر رخ داده است، اما مورد ي كه تاكيد اين بحث است روش نزول قرآن است. تنزيل در بيست و سه سال براي همه بوده است، ولي براي پيغمبر تنها در يك شب و آن هم شب قدر است؛

مخاطب سوره قدر رسول اكرم (ص) " انا انزلناه في ليله القدر و ما ادراك "  « ك » به معني تو و اشاره به پيامبر دارد، خداوند، براي فهم انسانها قرآن را كوچكتر و ساده تر كرد و در ليله القدري كه نه وسعت زماني دارد و نه چيز ديگر، تنزيل كرد، يعني بايد جنگي پيش مي آمد تا آيه اي نازل شود، بايد كسي خطا كند تا آيتي بيايد، هجرتي رخ دهد و ...و اين  بيست و سه سال طول مي كشد. ابتداي قرآن " با اقرا بسم الربك الذي خلق " و انتهاي ان " با اذا جا نصر اله و الفتح " ( كه اشاره به ظهور امام زمان  (عج) است ) اين دو اتفاق در ليالي قدر همزمان براي پيغمبر رخ مي دهد، اما براي ساير مسلمان و براي كل عالم در طول بيست و سه سال به طول مي انجامد.

كلمه قرآن به معناي خواندني است، خواندني يك كلمه وصفي است، ولي قرآن در واقع يك اسم است. قرآن يعني خود خواناست و به چيزي متكي نيست و پيرو " هدي للناس " و همه مي فهمند و باب درك آن بسته نيست، هر كس كه بخواند به درك نائل مي گردد. ابتداي آن هم با كلمه " اقرا " شروع شد و اين معناي قرآن است و ليله القدر نزول قرآن است و بر قلب پيغمبر يكباره نازل مي شود و هر كس كه به طور معنوي به پيامبر نزديك باشد قرآن بيشتري نيز بر قلب او هم نازل مي شود.

مردي از امام صادق (ع) پرسيد: ماه رمضان را مي خواهم درك كنم، چه كنم؟ ماه رمضان هنوز آغاز نشده بود؛

فرمودند: از شب اول ماه مبارك تا شب بيست و سوم هر شب صد مرتبه سوره دخان را بخوان بعد از آن چشمت به حقايقي باز مي شود كه ديگران نمي فهمند. و تازه در واقع باب ليله القدر بر روي تو باز مي شود و كليد اين باز شدن سوره دخان است.

بايد آهسته آهسته به فهم رسيد، اينكه يكباره بخواهيم قرآن را درك كنيم يعني اينكه يكباره نسبت به امام زمان معرفت پيدا كنيم و اينكه يكباره ليله القدر را بفهيم و اين ممكن نيست فهم محتوا از توان ما خارج است و مخصوص پيغمبر است.

پيوستگي امير المومنين (ع) و هر عصري امام زمان خود و قرآن ناطقش، نزول قرآن و تنزيل قرآن و ليله القدر و همه اينها با هم مطابقت دارد و همه يك حقيقت است و انساني كه بتواند ارتباط بين همه اينها را با هم پيدا كند به شناخت ليله القدر رسيده است. هر كدام از اين گزينه ها را اگر پيگيري كنيم به يك نكته اي مي رسيم و تلفيق همه اينها با هم دري بر روي ما باز مي كند و بعد يكي از اين گزينه ها را انتخاب مي كنيم يا فهم قرآن و يا معرفت امام زمان (عج) در واقع هر دو اينها يكي است.

در شب قدر همه اتفاقات مي افتد اينكه همه ملائك و روح تنزل پيدا مي كند و خدمت امام زمان (عج) مي رسند يعني همه چيز نزول پيدا كرده و  خدا را درك مي كنيم.

روح علت زنده بودن است؛ ابوالبشر از خاك درست شده است، وقتي آدم مي شود كه روح در كالبد وي دميده شود. به همين علت براي شب قدر شب احيا هم نام گزاري مي كنند. يعني شب زنده شدن مرده هاي معنوي و قلب، شب معرفت پيدا كردن به امام زمان، شب فهميدن قرآن، شب شناختن امير المومنين (ع ) و  كسي كه قلبش زنده است امشب را درك مي كند.

از ديد ديگر، شب قدر شب شناخت قرآن ناطق است. قرآن ناطق آخرين حد و تجلي خدا درمورد امام علي (ع). از جمله مشكلاتي كه بر سر راه ما در شناخت معصومين ايجاد مي كند، اين است كه ما دو شخصيت ائمه را با هم تداخل مي كنيم. همه معصومين خصوصا اميرالمومنين (ع) دو شخصيت دارند: اول شخصيت حقيقي و معنوي آنها كه بر اساس روايات مختلف ايشان از نور آفريده شده اند، قبل از خلقت آدم و دوم اينكه شخصيت واقعي آنهاست، يعني انساني  كه از پدر و مادري متولد مي شود كه براساس نص قرآن " بشر مثلكم  "...

اين تداخل در شناخت شخصيت معصوم سد راه كسب معرفت خواهد بود.

يعني وقتي ما بررسي  كينم زندگي امام علي (ع) و اينكه كار سخت را در زندگي بشري خودش انجام مي دهد، ما متوسل مي شويم به اين شخصيت ايشان و بگوييم علي ست و از همين الان كار مي كند؛ اين جا نبايد راه معرفت را بر خود ببنديم امام علي (ع) در همين جا تقوي كسب كرد، اينجا عادل بود و عدالت را بدست آورد؛ در همين جا با مومنين خصوصا يتيمان مهربان بود، اگر غير از اين راه را برويم سد معرفتي ايجاد خواهيم كرد. فقط بايد به اين امر توجه داشته باشيم كه او هم مانند ما يك انسان بوده از يك پدر و مادر خوب زاده شده پدر و مادر ي كه هيچ بدي در وجودشان نبوده و بت پرستي آن زمان را قبول نداشتند و پيرو آيين ابراهيم (ع) بودند و وقتي دين جديد ارائه شد به دليل همين پاكي قبول كردند و اولين كسي كه ايمان آورده محسوب مي شود و بيشتر از اين كه به دنبال كارهاي ديگر برود بيشتر به دين خدا خدمت مي كند. اين زندگي دنيايي امام علي (ع) است و بحثي در آن نيست و چون ما از آن يواش يواش فاصله گرفته ايم برايمان نامفهوم است.

 آن سطح ازمعارف ناب ايشان كه خصوصا در خطبه البيان وجود دارد و كلمه « انا » را مطرح مي كند، فهم آن را براي ما مشكل كرده و اينكه حضرت مي فرمايد عذاب بر قوم خاص، منم؛ نعمت اگر نازل شود، منم؛ كسي كه كشتي نوح را در تلاطم نجات داد، منم؛ يوسف را اگر از چاه نجات يافت، منم؛ يونس در دل ماهي رهايي يافت، منم؛ وهزاران مورد ديگر؛ اينها همه از قدرت ادراك ما خارج است، هيچ كس جز پيغمبر، علي را نمي فهمد و متقابلا هيچ كس پيغمبر را همچون علي نمي فهمد، تلاش ما دراين وادي راه به جايي نخواهد داشت. بايد اين دو شخصيت علي (ع) را از هم تفكيك كرد او حق است و شكي هم در اين نيست و ما به اين امر ايمان داريم. علي ولي الله است؛ براي شيعه و اهل تقوي و هر كس كه در اين مسير قدم مي گذارد؛ دست يافتني است. از همين شخصيت علي مي توان الگو گرفت، از به دنيا آمدن، زندگي، كودكي، نوجواني، ازدواج، دين، فرزند و ..... وقتي كه يقين پيدا كرديم كه ايشان هم يك انساني است كه يك زماني به دنيا آمده و زماني هم به همين شمشير هاي زميني به شهادت رسيده، همين براي درك ما كافي خواهد بود. قرار نيست كه حقيقت عالم بودن علي و وجهه الله بودن او را با هم اشتباه بگيریم؛

نقطه انحرافي در  اين مسير اين است و از همين جا ست كه گروهايي منحرف شدند و به بيراهه كشيده شدند. اينكه علي هم انساني است مثل همه ما كه راه مي رود و غذا مي خورد و مي خوابد، منافاتي با حقيقت وجودي عالم بودن او ندارد، او هم مي خوابد ولي كم مي خورد، ولي تقواي الهي او زياد است؛

برعكس آن چيزي كه دنياي امروز تبليغ مي كند كه اگر بيشتر بخوابي و بخوري سالم هستيم، هشت ساعت كار مفيد در روز كافي است! كه همه اينها نقطه مقابل تفكر اميرالمومنين است كه شصت و سه سال با آن زندگي كرد؛

ايشان مي فرمايد كمتر بخوريد تا در ضعف ضعيف را بشناسيد و كمك كنيم كمتر بخوابيم تا كسي را كه آرامش و آسايش ندارد را درك كنيم و به ياري او برويم كمتر از امكانات مادي استفاده كنيم تا بيشتر توليد كنيم و ديگران استفاده كنند.

علي (ع) خود از دانه خرما درخت نخل به عمل مي آورد، صدها چاه مي كند و هزاران نفر از آب آن استفاده مي كردند، اگر مي خواست تنها به خواب و خوراك توجه كند كه حال و هواي كار كردن نداشت؛

اما ديد مادي گرايانه كه امروز بر دنيا حاكم است، همه اينها را نفي مي كند، برعكس اين را تجويز مي كند كه اگر نخوريم ضعيف مي شويم، اگر خوب نخوابيم قدرت فكري را ضعيف مي كنيم؛! اينها همه خلاف تفكرات اسلامي است؛ ادامه اين راه  يعني محافظت شدن، مگر اينكه به اين حرفها اعتقاد نداشته باشيم و هدفمان مادي باشد؛ اما اگر ايمان داريم، امام داريم، علي را پيشواي خود مي دانيم، شيعه هستيم؛ مي توان تجربه كرد، البته بر اساس اصول؛ نتيجه اش را خواهيم ديد؛ كسي كه روزه مي گيرد و تقوي پيشه مي كند، قدرت جسماني او بيشتر است يا كسي كه به اين حرفها توجهي ندارد، در ابتدا شايد چند روزي ضعيف شود و لاغر شود و كاري را مي خواهد انجام دهد توان آن را نداشته باشد، اينجا بايد فكر كرد كه اگر اين كار براي خدا باشد، قدرت خدا به كمك مي آيد و اگر غير الهي باشد بايد طرد شود.

روايت است كه اميرالمومنين (ع) نان جو تناول مي فرمود و به قدري اين نان سفت و سخت بود كه براي دو نيمه كردن آن با زانوي خود آن را نصف مي كرد، كساني كه اين دو شخصيت انساني و نوراني حضرت را با هم اشتباه مي كردند درك نمي كردند، مي پرسيدند كه پس چگونه است كه علي در خيبر را از جا كند، حضرت پاسخ مي دهد خوب من چيزي نمي خورم توان ندارم، ولي آن قضيه متفاوت است، آنجا كمك خداست، يد خداست، عند من الرحمه است، كار خدايي است و متعلق به خداست و الا من هم مانند شما انسان هستم و ضعف بر من چيره مي شود.

اگر فعاليت غير الهي و مادي باشد، مانند معركه گيران كه عملشان هيچ سودي براي جامعه ندارد، بايد براي يك زنجير پاره كردن غذاي زياد بخورند، چون اساس عملشان دنيايي و مادي است، اعتقاد مادي عمل مادي را هم مي طلبد؛

ما كه اعتقاد داريم و بايد داشته باشيم و متكي به دين و ولي الله و ولي اعظم و امير المومنين هستيم، بايد اعمالمان مطابق ايشان باشد، روزه گرفتن در ماه مبارك رمضان همان طور كه توان ما را براي انجام كارهاي الهي زياد مي كند، فهم ما را هم براي قرآن و مسائل معنوي زياد مي كند؛ ولي براي درك مسائل مادي تعطيل مي كند، حساب و كتاب دنيايي را نمي توان انجام داد و مي خواهد ما را به سمت دنيا بكشاند؛ اما نسبت به قرآن بصيرت پيدا مي كند، صدها آيه قرآن خوانده مي شود، همه را درك مي كند، گرسنگي و تشنگي مي كشيم و نتيجه آن را هم مي بينيم چون فهم معنوي بوده است و نتيجه الهي هم دارد؛

پس مي بينيم كه همه اينها به هم ارتباط دارد و پيوسته است به شرطي كه به اين معرفت درست توجه كنيم و اين نقطه كليدي است كه براي صدها بار بايد براي خود تكرار كنيم كه حقيقت وجودي علي ربطي به اينكه او انساني است كه به دنيا آمد و در اين دنيا زندگي كرد و به دست ملعوني به شهادت رسيد ندارد؛ در لحظه آخر كه حضرت وارد مسجد شد فرمود شما به من نياز داريد ولي خودتان نمي فهميد من به اين دنيا نياز ندارم جز سختي براي من چيزي به همراه ندارد، شما رگ حيات خود را قطع مي كنيد؛ بعد از هضم اين قضيه به اين درك مي رسيم كه اين همان علي است كه تنزل پيدا كرده در ليله القدر تا ما به آن فهم برسيم و چيزي را از اين دنيا بفهميم و در غير اين صورت منحرف مي شديمغ

زنده بودن و نبودن علي فرق مي كند، اما حقيقت وجوديش تفاوتي نمي كند، امير زنده است، اما همين جسمش هم كاش الان در ميان ما بود، شجاعت او الان لازم است، امام زمان كه ظهور فرمايند با شجاعت علي ميايد با شمشير او با ترسي كه علي در دل كفار ايجاد مي كرد، در جاهايي حتي امام زمان را از علي نمي توان تشخيص داد؛

پس بايد كليد معارف را بايد در دست گرفت تا راه باز شود. در آن زمان است كه به درك شخصيت علي و شب قدر به اندازه خود خواهيم رسيد و گرنه ما هم مانند كساني مي شويم كه زنده بودن و نبودن آنها هيچ تفاوتي نخواهد كرد. بسیاری از اشخاص هستند كه  اگر مي بودند، بودنشان در اين زمانه براي ما مفيد فايده بود، مثل ملاصدرا كه اگر بود بسياري از مسائل فلسفي ما را پاسخ مي گفت يا خيلي هاي ديگر را مي توان نام برد كه اينگونه بودند؛ البته نقطه مقابل هم وجود دارد، در اين دوره هستند كساني كه نبودنشان بهتر از بودنشان است، چون فساد در زمين مي كنند دنيا را به فلاكت كشيدند و لعن هر روزه براي مرگ ايشان مي شود، شايد گروه كوچكي نباشند، از صهيونيستها شايد به تعداد انگشتان دست، ولي طوري اين دنيا را در قبضه خود  در آورده اند با انواع فسادهاي اخلاقي و اعتقادي و عملي تا خودشان راحت زندگي كنند و مورد لعن هستند مرگ آنها بهتر از زنده بودنشان است.

پس بايد اين مسير عرفاني و سير الي الله را درست طي كنيم كه زنده  و مرده مان فرق داشته باشد. در زيارت عاشورا داريم كه  « اللهم اجعل محيای محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد » چون اينها بودن و نبودنشان براي اين دنيا ضرورت دارد، نه در حقيقت وجوديشان، بلكه در بودنشان به عنوان انسان. اگر ما هم اين مسير را درست بشناسيم هم به درك ليله القدر رسيده ايم، هم زنده بودن و مرگمان فرق خواهد كرد.

درك ليله القدر يعني سر فصل هايي كه اشاره كرديم به سمت آن برويم هر كس كه نزديكتر است به قرآن و اهل بيت هر دو يكسان هستند از هم تشخيص داده نمي شوند هر دو توضيح يكديگرند؛ هر آيه قرآن را كه باز كنیم، وصف اميرالمومنين است و يا نهي از رفتن به مسير مخالف ايشان يا چيزي كه حق است و انسان كامل را به طور كامل معرفي مي كند.

در مقابل هم امير المومنين غير از قرآن چيزي را مطرح نمي كند، هر كس به اندازه فهم خود بايد عمل كند حتي به اندازه يك استغفار گفتن در اين صورت است كه آدمي بر رحمت خدا وارد مي شود و اينگونه است كه خيرات ماه مبارك به انسان رسيده مي شود.

مسير تريبت و تزكيه شدن بسيار طولاني است، نمي توان ادعا كرد همه صحبتها در مورد ليله القدر را شنيديم و ما هم همه چيز را فهميديم، اگر صدها ليله القدر عمر بكينم، صدها حرف جديد مي توان زد و صدها فهم جديد داشت و صدها عمل بهتر و بيشتر داشت؛ راه كمال بسته نيست بايد سعي كنيم ليله القدر را به ليله القدر بعدي برسانيم و نخواهيم كه دعاهايي را ولي الله براي ما مي كند و استغفار مي كند و مستجاب مي شود و به سمت ما مي آيد پس بزنيم و دست رد بزنيم.

اصلاح خود و طلب عفو براي گناهان گذشته راه خير و كمال و درك شب قدر را براي ما باز خواهد كرد.

 

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group