بسم الله الرحمن الرحیم
امروزه و خصوصا پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران و با به صحنه آمدن دين اسلام و حضور در شؤونات مختلف زندگي ما و همچنين ويژگي ممتاز اين عصر كه توليد ، پردازش و انفجار سرسام آور انواع اطلاعات است ، بحث مهدويت و تبيين مختصات قيام مصلح آخرالزمان از جمله مقولاتي است كه در رسانه هاي مختلف ديداري ، شنيداري و مكتوب عرضه ميگردد .
فرهنگ ارج نهادن بر كتاب و نوشتار و خواندن و نوشتن كه ابزار مهم و تاثيرگذار در كسب علم و معارف الهي و گسترش آن است و كرارا مورد تاييد و تاكيد بزرگان دين ما قرار گرفته ، گمشده ي بسياري از مومنين است كه سيراب شدن ايشان از زلال معارف حقه را موكول به بهره بردن از رسانه هاي ديداري شنيداري ميكند كه طبعا ماندگاري كمتري دارند .
بر اين اساس پياده سازي ، ويرايش و نشر مباحثي كه در جلسات مستمر اين هيئت مطرح ميشود از جمله راهكارهاي گسترش معارف الهي و خصوصا بحث مهم مهدويت است .
نوشته حاضر برگردان جلسه اي است تحت عنوان (( شرح گزيده اي از خطبة البيان حضرت امير المومنين عليه السلام )) كه در ويژگي هاي آخر الزمان ، علائم قيام امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و خصوصيات ياران آن بزرگوار بيان شده است .
خطبه البيان كه در بعضي نسخ به «خطبه الافتخار» نيز نامگذاري شده در كتب شريفي چون «الذريعه الي تصانيف الشيعه» شيخ آقا بزرگ تهراني ، در المنظم محمد بن طلحه شافعي ، علائم الظهور سيد شبّر ، مشارق انوار اليقين حافظ رجب برسي ، بحر المعارف ملا عبدالصمد همداني ، الزام الناصب حائري بارجيني ، شرح حديث غمامه قاضي سعيد قمي ، الشيعه و الرجعه شيخ محمدرضا طبرسي ، جامع الشتات ميرزاي قمي و عجائب الاخبار سيد حسين كتكاني بحريني نقل گرديده است .
خطبه البيان از جمله سخنان گهرباري است كه منسوب به امام اول شيعيان حضرت علي عليه السلام مي باشد و در اواخر عمر شريف حضرت و در بصره يا كوفه ايراد گرديده است . اين خطبه چهار بخش دارد كه عبارتند از ؛
بخش اول ؛ حمدو ثناي الهي و شهادت به وحدانيت خدا و رسالت حضرت ختمي مرتبت
بخش دوم ؛ معرفي صفات محير العقول خويش
بخش سوم : علائم آخرالزمان و خصوصيات امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و يارانش
بخش چهارم ؛ قيامت و ويژگيهاي آن

لازم بذكر است اين جزوه برگردان سخنراني برادر سيد مهدي طباطبايي در شرح گزيده يي از بخش سوم اين خطبه شريف ميباشد .

اميرمومنان حضرت علي ( ع ) در خطبه اي معروف به خطبه البيان در قسمتي ازآن مي فرمايند :
پيغمبر اكرم بر من فرمود : تجتمع في امتي مع الخصلتي لم تجتمع في غيرها .
صد خصلت در امت من جمع خواهد شد در آخر الزمان ، كه در هيچ امت غير اسلامي اين صفات جمع نخواهد شد .
افرادي كه در آن جلسه حضور داشتند از حضرت در خواست كردند آن ويژگي ها را براي ايشان تشريح فرمايند . حضرت امير (ع) پس از حمد و سپاس خداوند متعال ، يادي از پيغمبر نمودند و بعد فرمودند : من شما را خبر دهنده ام به آنچه كه در بعد از من مي گذرد و به آنچه كه در آخرالزمان به وقوع مي پيوندد تا خروج صاحب الزمان كه بپا دارنده امر ما و از ذريه فرزندم حسين (ع ) است . اهل علم پرسيدند كه آن واقعه در چه هنگام است ؟ايشان فرمودند زماني كه اين خصلتها نمايان شود و آنها بدين شرحند :
زماني كه مرگ در فقها شايع شود ( حال يا مرگ طبيعي و يا مرگ فقه ) . امت محمد (ص ) نمازها را ضايع كنند و از شهوات پيروي كنند . امانتداري كم و خيانتها فراوان گردد . مسكرات را بياشامند . دشنام دادن به پدر و مادر شعارشان گردد . به سبب كينه و دشمني با يكديگر نمازي در مسجد به پا دارند و از آن بعنوان خورد وخوراك استفاده شود . در انجام گناهان زياده روي و در انجام كارهاي خوب كم كاري كنند . بركت از سال و ماه و هفته و روز و ساعت برداشته مي شود . آب و هواي در فصل باريدن باران آب و هواي تابستان باشد و باران نبارد. پسر كينه پدر و مادر را بر دل گيرد . اهل آن دوران چهره هاي پاكيزه و باطن هاي زشت دارند . هر كس كه آنها را مشاهده كند در شگفت شود و هركه با او معامله كند به او ستم روا دارند . چهره هايشان بسان آدميان و دلهايشان دلهاي شياطين است. آنان از گياه سدر تلختر و از مردار گنديده تر و از سگ نجس تر و از روباه حيله گرتر هستند . آز و طمعشان از مشعب (كه در عرب، ضرب المثل طمع است) بيشتر و از حيوان مبتلا به بيماري گري چسبنده ترند . آنان را از منكري كه انجام مي دهند، نمي توان نهي نمود. وقتي با ايشان سخن گوييد، تكذيب كنند و اگر امينشان دانستي به تو خيانت كنند و اگر از آنها رو برگرداندي عيب تو را گويند . اگر تو را مالي باشد به تو رشك برند و اگر در بذل مال بخل كني كينه ات را به دل گيرند . و در مقابل پند،تو را دشنام دهند . دروغ بسيار شنوند ومال حرام بسيار خورند . ربا را حلال مي دانند . خوردن مسكرات و سخنان شر و فتنه انگيزو
افسانه هاي دورغ و حرام وشادماني و نشاط و آوازه خواني به غنا و ساز و نوازها را جايز شمارند . فقير در ميانشان خوار و پست و مومن را ناتوان و پست دانند . دانا در نزدشان بي قدر است . و فاسق در نزدشان گرامي ، ستمكار در نزدشان بزرگ و ناتوان در نزدشان ناچيز و صاحب قدرت در نزدشان مالك و ثروت در نزدشان دولت است .
امر به معروف و نهي از منكر نكنند . امانت را غنيمتي دانند كه در تصرفش هيچ رد و منعي نيست . زكات مال خود را دفع كردن نوعي ضررميدانند. مردان كوركورانه از زنان خود فرمانبرداري مي كنند. در آن زمان فرزندان زنا فراوان گردد. پدران هر كار زشتي را از فرزندان خود ببينند، خوشحال و مسرور گردند و آنها را از انجامش بر حذر ندارند . مرد از زن خود عمل زشت را به راي العين ببيند و او را نهي نكند . اگر در موردشان سخن زشتي گفته شود ترتيب اثر ندهند . پس آنان ، آن بي غيرتاني هستند كه خدا نه سخني ازآنان پذيرد و نه كار درستي و نه عذر و پوزشي . خوراك چنين اشخاصي حرام و ازدواجشان ازدواج گناه است كه كشتن آنها در شريعت اسلام امري روا و رسوا كردنشان در ميان عام وخاص جايز شمرده مي شود . و در روز رستاخيز در آتش دوزخ جاودانه خواهند شد . و در مقابل پدر و مادر خود سر به نافرماني بردارند . در حقشان جفا دارند و همتشان را بر نابودي برادر خود گمارند . زنان همسري از زنان براي خود اختيار كنند و خودشان را براي همجنس خود بيارايند. آنچنانكه عروس خود را براي شوهرش مي آرايد . دولت كودكان در هر جا آشكار گردد. خواندن زنهاي خواننده و رقاصه و غناهاي حرام، حلال شود . اكتفا كردن مردان به مردان و زنان به زنان روا باشد . زنان بر زين ها سوار شوند . و بر شوهر خود استيلا داشته باشند . و در هر امري سلطه خود را اعمال كنند . در آن زمان نواي اهل فجور بلند شود .. مردم فسادوغنا را دوست دارند . وبه حرام و ربا معامله كنند . علمايشان سرزنش گردند. در ميان ايشان ريختن خون فراوان گردد. قضاتشان قبول رشوه كنند . مردم سه گونه حج را به جاي آورند: ثروتمندان براي گردش و استراحت، ميانه حال براي تجارت و فقرا براي گدايي . در آن دوران احكام باطل ، ناچيز و اسلام سبك شمرده شود . و دولت شريران و بدكاران آشكار گردد. ستمگري روا باشد و ستم پيشگي در تمام شهرها معمول گردد. در چنين زماني تاجر در تجارت خود دروغ گويد و زرگر در زرگري خود و هر صاحب صنعتي در صنعت خود. پس كسبها اندك شود و راههاي معيشت تنگ شود . در مذاهب و روشها اختلاف روي دهد . و فساد رو به تزايد نهد و رشد و هدايت كم شود . دلها سياه شود و پادشاهان ستمكار بر آنان حكومت كرده ميانشان داوري نمايند.
چون اين زمان پيش آيد، دانشمندان و دانايان مي ميرند و دلها فاسد مي شود . گناهان رو به فزوني مي نهند و قرآنها به كناري گذاشته مي شود. مساجد تخريب و آرزوها دور و دراز مي گردد. اعمال نيك تقليل مي يابد . حصارها و پايگاهها براي جلوگيري از حوادث بزرگ در شهرها بنا مي شود . در چنين زماني اگر كسي از آنها در شبانه روز نماز گزارد، چيزي در نامه اعمالش ثبت نمي شود و نماز از او پذيرفته نمي شود. زيرادر آن حال كه نماز مي گزارد در اين فكر است كه چگونه در حق مردم ستم روا دارد و چگونه با مسلمانان نيرنگ كند . آنان رياست را براي فخرفروشي و مباهات و وسعت دادن به دامنه ستمگران طلب كنند . مساجدشان تنگ
مي شود . و كافر در حقشان حكم مي كند. برخي بر برخي ستم روا مي دارند و بعضي از آنها بعضي ديگر را از سر كينه و دشمني مي كشند . آنان بر آشاميدن مسكرات فخر مي فروشند . در مساجد سازها و نوازها به صدا درآيد و كسي نيست كه آنان را از اين عمل بازدارد . بزرگانشان زنا زادگان و مردمان پستند . در آن زمان افرادي صاحب مال و منال هستند كه مالك آن نيستند . آنان افراد پست و پليدي هستند از فرزندان پست و پليد . روسا رياست را به كسي تفويض كنند كه در خور چنين مقامي نيست . سخناني جز دشنام بر زبان نياورند. كردارشان از سر توحش باشد و آنچه انجام مي دهند برآمده از جنس باطنشان باشد. يعني پستي باطن خود را نشان
مي دهند .آنان در زمره ستمكاراني هستند كه در ستمگري از چيزي فروگذار نكنند . بزرگانشان بخيلان و گدايانند. بدعتها آشكار شود .
فقهايشان آنگونه كه خواهند فتوا دهند . هر كس مكنتي دارد، نزدشان بلند مرتبه و هركه را دانستند فقير و بيچاره است، نزدشان خوار و پست مي شود . فقير و محتاج، نزدشان مهجور است و كينه اورا بدل مي گيرند . دارا و ثروتمند مورد محبتشان . آنكه شايسته است حلق و گلويش گرفته و و راهها بر رويش بسته است . هر كس سخن چين و دروغگوست، قدر بيند . اما خداوند اين دسته از مردم را سرافكنده و چشم دلشان را كور مي گرداند . خوراك آنها گوشتهاي فربه و تيهوست و پوشاكشان خز يماني و ابريشم . شهادت دادن را به يكديگر قرض مي دهند . و كارهاي خود را از سر ريا و خودنمايي انجام مي دهند . عمرهايشان كوتاه مي شود و سخناني جز گفتار سخن چينان نزدشان اعتبار نداشته باشد . كارهايشان زشت و ناپسند و دلهايشان نسبت به هم ناهمگون است . باطل را درميان خود آموزش دهند و از كارهاي زشتي كه مي كنند باز داشته نمي شوند .
نيكانشان از بدانشان در هراسند . در غير ذكر خداي تعالي پشتيبان يكديگرند .به آنچه كه در ميانشان حرام شمرده مي شود وقعي ننهند. با يكديگر نامهربان باشند و به هم پشت كنند . اگر شخص شايسته اي را ببيند در مقام انكار و ردش برآيند . اگر گناهكار و سخن چين ببينند او را استقبال كنند و كسي كه به آنها بدي كند او را تعظيم كنند .
بزرگان خود را خوار شمارند . مردمان پست و فرومايه به سهولت نردبان ترقي را بالا روندو پريشان عقلي و ديوانگي فزوني يابد . در آن زمان برادري به نيت تقرب به خداي تعالي بسي اندك و پولهاي حلال در نهايت ناچيزي است . مردم به بدترين حالت خود باز ميگردند . در آن زمان دولتها بر محورشياطين مي چرخند . و پيشه شان ظلم و ستم كردن به ناتوانان و گدايان است . يوزپلنگ لباس شكاري را كه شكمش را دريده است به تن مي كند . ثروتمند به آنچه دارد بخل مي ورزد و نادان آخرت را به دنياي خود مي فروشد . پس واي بر فقير و آنچه كه در آن زمان از زيان و خواري است كه بر او وارد مي شود . تا اورا بيچاره و ضعيف كنند . زود باشد كه فقرا در طلب آنچه كه برايشان حلال نيست برآيند كه اگر چنين شود زيانهاي بد به ايشان رو كند كه توان مقابله با آن را ندارد ،
آگاه باشيد كه اول فتنه از يك محلي به نام حجري و رقتي شروع مي شود و در آخر به سفياني و شامي منتهي مي شود . شما در هفت طبقه دسته بندي مي شويد : طبقه اول كساني كه در فزوني تقوي و پرهيز كاري سرآمدند كه تا سال هفتادپس از هجرت زندگي ميكنند . طبقه دوم اهل بذل و بخشش و مهرباني هستند كه تا سال دويست و سي هجرت يافت مي شوند . طبقه سوم اهل پشت كردن به يكديگر و بريدن از هم هستند كه تا سال پانصدوپنج هجري يافت مي شوند . طبقه چهارم اهل سگ صفتي و رشك بردن به يكديگرند كه تا سال هفتصد هجري وجود دارند . طبقه پنجم اهل باد به بيني افكندن و تكبر و بهتانند كه تا سال هشتصدو بيست هجري دوام آورند . طبقه ششم اهل خونريزي و اضطراب و صفتهاي بد و دشمني و.... هستند كه مردمان فاسق پيشه در اين برحه ظهور و بروز پيدا مي كنند . و تا سال نهصدو چهل هجري يافت مي شوند . طبقه هفتم مردماني هستند مكر پيشه و نيرنگ باز ، ستيزه جو ، فاسق و پشت به يكديگر مي كنند و از ديگران مي برند و كينه هم را بدل مي گيرند . آنان اسباب بازي هاي بزرگ فراهم آورده و مرتكب شهوات
مي شوند و به خراب نمودن شهرها ، خانه ها و انهدام ساختمان و قصرها همت دارند .
در اين طبقه لعنت شده اي از بياباني بديمن پديدار مي گردد و در همين طبقه هست كه پرده حيا به كنار مي رود و وضعيت بدين منوال است تا مهدي(عج ) ظاهر گردد .
در آن هنگام بزرگان اهل كوفه و عرب بپا خواستند و گفتند اي اميرمومنان براي ما زمان وقوع اين فتنه ها و امور بزرگي را كه ياد فرمودي ، بيان فرما كه هر لحظه ممكن است قلبهاي ما از شدت وحشت و اضطراب شكافته شود و روح ما از بدن ما مفارقت كند كه اگر چنين شود بر جدايي ما از شما بايد بسي تاسف خورد. اميدواريم كه خداوند از ما بدي و مكروهي را متوجه شما ننمايد . علي ( ع ) پس فرمودند : «قضا در آنچه شما در طلب آن هستيد جابجا شده است. هر نفسي طعم مرگ را مي چشد» . آنگاه همه از اين كلام حضرت به گريه افتادند . ايشان ادامه دادند آگاه باشيد كه بعداز آن فتنه ها ، امري بوقوع مي پيوندد كه خبر مي دهم شما را از امر مكه و مدينه از گرسنگي غبار آلوده و مرگ سرخ . اي واي بر اهل بيت پيغمبر وشريفان از گرسنگي و گراني و احتياج و ترس كه به آنها رخ نماياند تا آنجا كه در بدترين حالي بسر برند . از مساجد درآن زمان هيچ صدايي به گوش نمي رسد و هيچ دعايي در آن مستجاب نمي شود و هيچ خير و زندگي بعد از آن نيست . درآن زمان پادشان كفار زمام امور مسلمين را در دست گيرند و برآنان حكومت كنند . و هر كه نافرماني كند او را بكشند و هر كه فرمان برد دوستش بدارند . نخستين كساني كه زمام امر مسلمين را بدست مي گيرند و مالك برآنان مي گردند بني اميه اند و بعد از آنها بني عباس هستند و چه بسيار انسانهايي كه در ميان آنها به قتل رسيده و غارت
مي شوند . اي واي بر كوفه و آنچه برآن وارد مي شود از سفياني در آن زمان كه او از ناحيه حجر بيايد با اسبهاي قوي بتازد كه بر آن اسبها مردان همچون شيران دلاور و كركس هاي شكاري سوارند . و سر كرده آنان شخصي است كه نامش با حرف (( شين )) آغاز مي شود. جواني كه اشتراست( يعني پلك او روي چشمش افتاده و يك چشم است) و اميرمومنان داناي به نام اوست ، بيرون مي آيد و بزرگان بصره را كشته و زنان را به اسارت مي برد و چند جنگ در آنجا واقع مي شود و درغير اين سرزمين نبردهايي در ميان تل ها و پشته ها بوقوع مي پيوندد . پس شخصي گندمگون در آنجا كشته شود .
درآن سرزمين بت مورد پرستش قرار ميگيرد. مسير آن شخص از آنجا آغاز مي گردد و بر نميگردد مگر با زنهايي كه اسير كرده است. نشانه خروج سفياني تجديد بنا شدن پايگاهايي است در شهرها ، پايگاهي در شام ، در عجوز ، حران ، باسط ،بيضا ، كوفه ، شوشتر ارمينه ، موصل ، حمدان ، دغه ، ديار يونس ، حمس ، مطريه ، رطقا ، رهبه و هند قلعه خواهد بود . براي او وقايع و جنگهاي بزرگي خواهد بود. حمله اول او به حمس است . پس از آن به رقع و بعد به قريه صيبا ، راس العين ، نصيب العين ، موصل ، بغداد ديار يونس و تا لجمه كنار هم آيند و نبرد سختي واقع شود كه هفتاد و دو هزار نفر درآن كشته شود كه اين نبرد از فلسطين شروع
مي شود و تا سوريه ادامه دارد .
سفياني هركس را كه نامش محمد ، علي ، فاطمه ، حسن ، حسين ، جعفر ، موسي ، زينب ، خديجه و رقيه است، از روي بغض و كينه اي كه به آل محمد(ص) دارد به قتل مي ساند. آنگاه به تمام شهرها رسولاني مي فرستد تا بچه ها را براي او جمع كند. آنگاه روغن زيتون رابراي سربه نيست كردن آنها مي جوشاند. بچه ها به او مي گويند اگر پدران ما نافرماني تو را كردند ما چه گناهي
كرده ايم ؟ اما به سخنان آنان وقعي ننهاده و هر كه را كه همنام آن كساني كه نام برده شد در آن انداخته و مي جوشاند . آنگاه به جانب كوفه رهسپار مي گردد. شهر را دور زده در كوچه هايش بسان فرفره مي چرخد و با مردمان همان معامله كند كه با كودكان كرد . او بر دروازه كوفه هر كه را نامش حسن و حسين باشد بردار كشد . در اين هنگام خونهاي ريخته شده مردم كوفه به جوش مي آيد همچنان كه خون يحيي بن ذكريا به جوش آمد . او كه چنين امري را مي بيند يقين به هلاكت خود پيدا مي كند. از ترس به كوفه پشت كرده و آنگاه به جانب شام حركت مي كند. راهي را كه آمده برمي گردد و تا آن هنكام كه وارد شام شود كسي را كه مخالفت كند،
نمي بيند و چون داخل شهر شام شود به شرب خمر و انواع معصيتها مشغول گردد و ياران خود را به ارتكاب چنين گناهاني وادار
مي كند . پس از چندي ديگربار سفياني در حالي كه حربه اي بر دست دارد زني را به بعضي از ياران خود مي دهد تا با او زنا كنند.
او به يكي از يارانش مي گويد در وسط راه يعني جلوي چشم مردم چنين كاري را انجام دهد. آن شخص مرتكب چنين عمل قبيحي
مي شود و بچه اي را بدنيا مي آورد. اينان بچه را از شكم اين زن بيرون آورده و در راه مي اندازند . از چنين عملي
فرشتگان در آسمانها پريشان احوال مي گردند. از اين رو خداوند فرمان خروج قائم از ذريه علي (ع ) كه صاحب الزمان است
صادر مي كند . خبر خروج او در همه جا شايع مي شود در اين هنگام جبرئيل در بالاي صخره بيت المقدس فرود مي آيد
و اهل جهان را ندا كند كه حق آمد و باطل رفت .
پس از اين فرمايشات حضرت امير آه سردي از دل كشيده و ناله حزن آوري سر داده و اين اشعار را انشا فرمودند :
پسركم زماني كه طايفه ترك لشكرآرايي كرد منتظر ولايت مهدي ما باش كه به عدالت داوري مي كند . پادشاهان روي زمين كه
از آل هاشمند ذليل مي شوند وكساني كه لذت طلب و بيهوده گو هستند از ايشان بيعت گرفته مي شود .
از جمله كودكي كه هيچ رايي از خود ندارد و هيچ جديتي نكند و صاحب عقل و تدبير نباشد .
پس از آن قائم به حق راستي كه از شمايان است قيام مي كند و به كمك حق و حقيقت مي آيد .
او كه جانم به فدايش هم نام رسول خداست . اي پسرانم او را خوار مسازيد و بشتابيد به سويش .
پس جبرئيل دوبار ندا سر دهد. يكبار صبح و يكبار شب و گويد اي بندگان خدا بشنويد آنچه را كه مي گويم به درستي
اين است مهدي آل محمد ( ص ) كه از سرزمين مكه خروج كند پس او را اجابت كنيد .
در ادامه فرمايشات حضرت به موارد ديگر مانند وصف شمايل حضرت مهدي ( عج ) و اخلاقياتش ، نام بردن اسماء يارانش ،
چگونگي ياران امام زمان و چگونگي پيوستن سيصدو سيزده نفر به ايشان را مطرح مي كنند .
حضرت بعد از اينكه شب ظهور خودشان را به مكه مي رسانند، سه مرتبه از نظر ياران غيبت مي كند تا يارانش را
امتحان كند. بعد از آن خود را ميان صفا و مروه به ايشان مي رساند و مي فرمايد تا زماني كه با من بر سي خصلت
كه دائم بر آن خصال باشيد و چيزي از آن را تغيير ندهيد بيعت نكنيد. بر كاري كه بر انجامش پاي مي فشارم
مطمئن نيستم و در مقابل بر ذمه من است كه هشت نكته را در مورد شما رعايت كنم . ياران مي گويند برما ذكر فرما كه ما فرمانبرداريم .پس حضرت مي فرمايد :
بيعت مي كنم بر شما بر اينكه بر من پشت نكنيد. دزدي نكنيد. مرتكب زنا نگرديد .كار هاي حرامي از شما صادر نگردد . فحشا و منافي عفتي بجا نياوريد . احدي را مورد ضرب و شتم قرار ندهيد مگر به حق . طلا ، نقره ، گندم و جو را ذخيره و انبار نكنيد . مسجدي را ويران نسازيد . به دروغ شهادت ندهيد . به فرد مومن زشت نگويید . ربا نخوريد . در سختي ها صبر پيشه سازيد . فرد يكتا پرست را لعن و نفرين نكنيد . مسكر نياشاميد . طلا زيور خود نسازيد و ابريشم و ديبا نپوشيد . آنكه از مهلكه مي گريزد دنبال نكنيد . از سر حرمت، خوني را نريزيد . با مسلمانان نيرنگ نكنيد . به كافران و منافقان تمايل نشان ندهيد . جامه هاي خز بر تن ننماييد . سجده بر خاك كنيد . و تكيه بدانيد . بي عفتي و كار زشت را نا روا شمريد . فرمان به كارهاي پسنديده كرده و منكرات را نهي كنيد .
چون شما اين كارها را به انجام رسانيد، برمن است كه ياري غير شما بر نگزينم . نپوشم مگر آنچه كه شما مي پوشيد . نخورم مگر آنچه را كه شما مي خوريد . سوار نشوم مگر به آنچه كه شما سوار مي شويد . نباشم مگر آنجايي كه شما باشيد و نروم مگربه جايي كه شما آنجا مي رويد . و به اندك مالي از دنيا خوشنود شوم و زمين را از عدل و داد پركنم هر چند كه زمين از جور وظلم پر شده باشد . و همچنين تنها وتنها بندگي خدا كنم و به شما وفادار بمانم . آنچنانكه شما بر من وفاداريد .
آنان گويند بر اين امر خشنوديم كه با تو بيعت كنيم . آنگاه حضرت با تك تك آنان دست ميدهد و در چنين زماني است كه حضرت در ميان مردم ظاهر گردد . مردمان با ايمان بر او سر خضوع فرود آورند و شهرها بر زير فرمانش قرار گيرند .

شرح خطبه

در مورد خصلتهاي مطرح شده توسط حضرت علي ( ع ) با اندكي دقت و توجه مي فهميم كه بسياري از اين علائم در زمان ما قابل رويت مي باشد . ازجزيي ترين شكل آن كه از خانواده شروع مي شود تا به جامعه بزرگتر برسد مي توان اين نشانه ها را يافت . از رفتار فرزند نسبت به والدين تا رفتار وي در اجتماع ، از افكار و عقايد ديني گرفته تا علم ودانش و الحاد و بي ديني و چه و چه و چه .
از ظلم وستم حكومت ستمگران بر فقيران و ناتوانان بخواهيم نام ببريم ،صدها و بلكه هزارها مصداق مي توانيم برشماريم. مانند كشورهاي آفريقايي كه زيرسلطه مستعمران بزرگ جهاني قرار دارند و راه گلويشان بسته و كاري از دستشان برنمي آيد . بيشترين فقيران دنيا ، فقرايي كه از گرسنگي مي ميرند، بالاترين آمارمبتلايان به بيماري ايدز و شديدترين درگيريهاي قبيله اي كه منجر به كشتارهاي خونين مي شود، در اين كشورها اتفاق مي افتد. منجمله كشور روآندا كه بدليل اينكه بزرگترين توليد كننده سقز و ماده اوليه آدامس است و كارخانه هاي آمريكا وابسته به اين توليدات هستند، اين كشور بايد انواع محروميتها و گرفتاريهاي قومي قبيله اي وفقر و.... را متحمل شود تا وابسته و در خدمت مستكبران باقي بماند . ازاين جا مي توان به عمق فاجعه پي برد و اين يكي از نمونه هاي كوچك در دنياي ظلم وستم است .
در مورد زمامداران امور مسلمين ، كشور عراق بارزترين است . حاكمان غيرحلال زاده اي كه در جهان اسلام سلطه دارند و با فتواهایي كه برگرفته از سياست خاص ابرقدرتهاي دنياست، ريشه بر تيشه اسلام مي زنند.از نمونه هاي كوچكي كه مي توان به آن اشاره كرد، اقدام ملعونهاي وهابي بود . اين فرقه بسياري از اعمال مسلمانان خصوصا شيعيان را رد و انكار مي كنند و مهر حرام بر آن مي زنند. از جمله خواندن دعا در نماز و بالاخص قنوت . چندي پيش رييس اعظم عربستان فتوا داد كه خواندن دعا و گرفتن قنوت و دعا كردن براي ملت حجاز و عربستان براي مصون ماندن از شر تروريستها از واجبات ديني هر مسلمان است. اين بدعت آشكار در دين و ارائه فتواي دلخواه فقها نمونه عيني از عصر آخرالزمان مي باشد . هر كار حرامي را به پاي دين گزارده و هيچ ابايي از آن ندارند . باطل را در ميان انسانهارواج می دهند ؛ حال به هر شكل از اقسام ديداري و نوشتاري و برنامه ها و سي دي ها ... و هيچ كسي هم معترض به اين امر نيست. اگر هم كسي منتقد باشد فرقي ندارد. چون گوش شنوايي براي شنيدن اين حرفها وجود ندارد . شايسته سالاري جاي خود را به دروغ و ريا داده و و از نام و آيات قرآن به نفع اهداف شوم خود استفاده مي كنند. قرآن و خاندان رسالت كه امانتهاي بزرگ الهي هستند، بدست فراموشي سپرده مي شوند و و از عمل كردن به احكام و قوانين قرآن خبري نيست و بلكه درست برخلاف آنچه مي فرمايد حركت مي كنند . خيانتكاران بعنوان امين مردم و پرچمدار امانت معرفي مي شوند. نظير انتخاباتي كه در سرتاسر جهان صورت مي گيرد. ولي بعد راه كج خود را ادامه مي دهند و به مسئولبت خود در مقابل اين طيف عظيم اهميتي نمي دهند . اگر بخواهيم برشماريم تا صبح روز ظهور هم مي توان گفت. ولي واقعا چه بايد كرد؟ آيا فقط طرح و گفتن علائم ظهور ما
رابس است و كفايت مي كند و براستي هدف از بيان اين نشانه ها چيست ؟؟؟؟
دانستن اين صفات براي ما الزاميت دارد و آن هم اين است كه اگر ما داراي اين خصايل نباشيم ، حداقل بايد بدانيم كه بايد در اين جهت حركت كنيم . بلاياي طبيعي كه رخ مي دهد، خصوصا در آخرالزمان از منظر ديگري كه بخواهيم بنگریم، نقطه اميدي است براي مومنين و از سوي ديگر ترس و نگراني براي كفار خواهد بود . حوادث طبيعي مثل سيل و زلزله بايد دل مومنين را به اين موضع گرم كند كه اين جهان صاحبي دارد و به اين صورت نيست كه تصادفي بوده و هر كس هر كاري به ميل خود انجام دهد و عقبي و عاقبتي هم در كار نباشد. صبر خداوند زياد است و تحمل ما انسانها كم. ولي وعده خدا حق است. همان زماني را كه از قبل تعيين كرده و حتي يك ثانيه هم در آن كمي و زيادي نخواهد بود، هم در اين دنيا از لحاظ ظهور ولي عصر و هم در آخرت در مورد رسيدگي به اعمال .
اين قدرت ولي و صاحب اختيار ما را نشان ميدهد . كساني كه مقابل دين خدا حركت مي كنند، صاحب اختياري ندارند. اختيارشان در دست خودشان است و نهايتا درحد تواناييهاي زميني است. مثلا يك ساختمان ضد زلزله بسازند ولي توان جلوگيري از وقوع آن را نخواهند داشت. ولي مومنان واقعي و كساني كه اختيار خود را بدست او مي دانند، هميشه تسليم خواست و اراده او هستند . يكي از علائم آخرالزمان همين پديده سونامي بود. به گفته دانشمندان قدرت اين زلزله يك ميليون برابر بمب اتم بود. يعني هشتصدو پنجاه برابر زلزله بم در ايران . . شدت ضربه و رانش زمين به حدي بود كه زمين در مدار اصلي يك درجه نسبت به مقياس خودش خارج شد. مركز اصلي آن چهل كيلومتر زير اقيانوس بود و چند صد كيلومتر در چند صدكيلومتر، زمين زيراقيانوس جابجا شده بود و يكي از پوسته هاي زمين تغيير كرده است . زمين سطح اقيانوس تا درياي عمان تكان خورده و اگر جرم حجمي آب كه خيلي زياد و سنگين است مانع نبود و كانون اين زلزله در روي زمين قرارداشت، يك قاره ناپديدمي شد. ولي با اين حال باز هم چندين جزيره نابودگشتند و خيلي از اقوامي كه در آنجا زندگي مي كردند منقرض شدند. در يك چشم به هم زدن حدود دويست تا سيصد هزارنفر از بين رفتند . خيلي از چيزهايي كه به نظر قدرتمند و بزرگ مي آمدند و واجد تكنولوژي بودند از انسان گرفته تا ساختمان و ... همه وهمه برروي آب شناور شدند. آن هم آبي كه از دريا بيرون آمده بود. دريايي كه هم لرزشش ،هم سكونش وهم حركتش در حد تعادل براي انسان منفعت دارد. اگر ساكن باشد كشتي ها غرق مي شوند و اگر لرزش غيرعادي داشته باشد، مثل همين پديده دنيا را زير رو مي كند. موجي به ارتفاع چهل متر ايجاد مي شود كه حتي وزن اين موج را هم نمي توان محاسبه كرد .حال بايد پرسيد كه چه نيروي و انرژيی وارد شده كه اين پديده را بوجود آورده ؟ عده اي مي گويند آتشفشاني قرار بوده ايجاد شود و نشده و عده اي علت ديگري را مطرح مي كنند. اين چيزي است كه به اين زودي ها بشر نخواهد فهميد مگر اينكه صاحب علم بيايد . طول بيست و چهارساعت كم شده يعني از بركت زمان برداشته شده است. اين چيزي است كه با تجربه مي توان ثابت كرد. ولي اگر بخواهيم با ديد غيرمادي به اين موضوع نگاه كنيم، از قول حضرت امير(ع ) : همه اين عالم ،عالم كوچك است . عالم بزرگ، انسان است .
انسان مي تواند اين اتفاقات را بوجود آورد. حال يا با خوبي خودش و يا با بدي خودش و اين بدي انسانهاست. خصوصا انسانهاي مسلمان و كساني كه در خط هدايت قراردارند . بدي انسانها خصوصا فساد و گناه مي تواند زلزله بوجود آورد و گرنه اتفاق طبيعي در اختيار و خدمت انسان است.
خداوند در قرآن مي فرمايند : هر چه كه در آسمانها و زمين آفريديم براي آدم آفريديم و اين آفريده ها هيچ گاه باعث از بين رفتن خود انسان نمي شود. فقط وقتي به اين صورت درمي آيد كه گناه كنيم و انرژي قابل كنترل نباشد و وقتي رخ دهد، همه را حتي خشك وتر را باخود مي سوزاند و تفكيكي صورت نمي گيرد .
اين آيات نشان ميدهد كه صاحب كار، قدرتش خيلي زياد است و اين نشانه كوچكي از آن همه قادريت اوست و اصلا قابل مقايسه با قدرت خدا و بلكه ولي خدا هم نيست . زيرا اينها همه در يد قدرت اوست و اگر بخواهد بوجود مي آورد و حتما هم خير و مصلحت و حكمتي در آن قرار مي دهد . از آن جهت خير است كه در آن هدايت نهفته است و كسي كه چشم بينا ندارد، اين مسير روشن را
نمي بيند . و بازهم به توانايي هاي مادي خود متكي مي ماند. مثلا در زمينه موضع گيري درمقابل زلزله قدرت مقاومت ساختمانها را در مقابل ده ريشتر بالاتر ميبرند. بيشتر هزينه مي كنند و بيشترجهت مخالف خدا حركت مي كنند و توجه به اين ندارند كه وقتي يك جزيره نابود مي شود، ديگر با يك ساختمان چكار مي توان كرد ؟.
زلزله فقط هشدار براي كافرو مستبد و مستكبرنيست. براي ما و مومنان هم هست تا هم اميد در دل زياد شود و هم ترس . ترس از آن جهت كه صاحب اين قدرت، صاحب عذاب هم هست و عذاب شديد و اليم متعلق به خداست و اگر خطاكار باشيم، مستحق اين عقوبت خواهيم بود . حضرت اميرالمومنين مي فرمايند : آتش اين دنيا و مصيبتش بسيار ناچيز، زودگذر، شكننده و كوتاه است . واي بر مصيبت آخرت . يعني همانطور كه در دعاي كميل مي خوانيم، كل اين زمين بخشي از كل خلقت است و كل خلقت هم در مقابل خدا ذره ناچيزي بشمار مي آيد وعذاب فقط براي كره زمين نيست. براي كل خلقت مي باشد. كساني كه عبرت مي گيرند، هم قدرت معنويشان بيشتر مي شود وهم اميدوارترند و هم دشمن را كوچكتر مي بينند . ولي گاهي انسانها نه مي ترسند و نه اميدوار مي شوند. بلكه يك مرحله عقبتر هستند. يعني عبرت نمیگيرند و در بيخبري و غفلتند. هركدام از اينها بتنهايي باشد، ممكن است به نااميدي يا طغيان ختم شود .و تغيير روشي صورت نگيرد .
ولي متاسفانه در اين روزگار، ما عبرت نمي گيريم و تغيير روشي را هم درپيش نمي گيريم. فاصله ها مادي ترمي شود و ديدها غيرالهي تر. البته ازعلايم ظهور است. يعني اين اواخر به اين شكل در مي آيد . انساني كه بدنبال كشف اين حقايق باشد، نيست يا خيلي كم است و اگر هم كسي بخواهد به اين امور بها دهد يا اميد پيدا كند و بخواهد حركت كند، مورد تحقير و متهم به پريشانحالي
مي گردد . هر زمان كه ما بتوانيم از ديدني هايمان پند و عبرت بگيريم، برد خواهيم داشت. وقتي ما عبرت نگيريم وتغيير و تحولي در ما ايجاد نشود، ديگر دانستن و ندانستن اين حرفها و اين آيات ، روايات، جلسات ، سخنراني ها ، تفسيرها ، توسل ها و.... به حال ما فرقي نخواهد كرد و بلكه اوضاع را بدتر هم مي كند. بعداز يك مدت حساسيت نسبت به اينها از بين ميرود و براي ما مثل مسائل ديگر عادي مي شود . و ممكن است به خودمان مغرور هم شويم كه خود صادر كننده و صاحب اين سخنان هستيم .
پس بايد حركت بسوي بندگي خداوند، پيوسته وادامه داشته باشد ودرغيراينصورت هر روز اين چهره كريه تر خواهد شد و مي بينيم كه در اين زمان مسخ انسانها بصورت واقعي اتفاق مي افتد. بايد به هر تلاشي كه هست ، دستاويز محكمي پيدا كنيم تا باطن هايمان خراب نشود كه اگرزماني حكم شد كه ضميرها نمايان شود، چهره قبيحي از ما بروز نكند .
اينها نشانه هاي واضحي اند كه واقعا تحمل آن سخت و دشوار است. لازم است طوري زندگي نكنيم كه مبتلا به اين بلايا شويم .
مشكلات خانوادگي ، فردي ، تحصيلي ، كار و.. هميشه هست و اگر در مسير حركت به سوي خدا قرار بگيرد، جلوي تفكر و تعقل و عبرت را خواهد گرفت . در اين زمانه مرتب مي شنويم و توصيه به اين مي شويم به عناوين مختلف مثلا از سوي فيلم ها ، تصاوير ، روزنامه ، دوست ، دشمن ، پدرو مادر و همه و همه كه درس بخوانيم !كاركنيم تا مالي را بدست آوريم براي آسايش همسر و فرزندان خود و راحت زندگي كنيم . به مردم توجه نكنيم و به خودمان فكر كنيم. اينها همه مي شود اصل و هاله اي از مه را در مسير هدايت قرار مي دهد و اجازه عبرت و پند آموزي را از ما مي گيرد .كسي كه پيدا شود و مخالف اين حرفها را بگويد، متاسفانه نيست يا اگر هم هست، در اطراف ما نيستند. در واقع ما خود آنقدر حصار و پيله براي روحمان در خودخواهي و تنگ نظري (حال هركس بنوعي، يكي به خاطر سن زيادش ، يكي براي فهم و ديگري براي كمالش و ...) تنيده ايم كه اجازه ورود نمي دهيم . جذابيتي براي خودمان درست نمي كنيم كه به بهانه آن جذابيت بسمت ما كشش پيدا كنند .
الان ما در زمانه يي قرار داريم كه فقط و فقط بايد به سوي حق و در خط هدايت حركت كنيم و اگر غير از اين باشد راه نجاتي نخواهيم داشت . يك سال يا پنج سال يا ده يا چهل ، پنجاه سال اگر به اين شكل زندگي كرده ايم اشتباه و باطل بوده است . نتيجه گناهان نزديك است كه ما را هم در برگيرد اگر زود كاري نكنيم از اين قافله عقب خواهيم ماند و كسي هم نيست كه براي اين موضوع اهميت قائل باشد. مانند همين مرگ دسته جمعي در پديده سونامي، حدود پنجاه هزار يا بيشتر مردند و كسي هم نبود كه سوالي كند كه اينها كه بودند و چه كردند؟ فقط با دارو از بوي گند اجسادشان جلوگيري مي كردند تا بوي بد آنها ديگران را آزار ندهد .
پس هنوز دير نيست. تا الان هستيم و وقت داريم بايد كاري بكنيم و ((حاسبوا قبل ان تحاسبوا )) را عمل كنيم . انسان وقتي توبه ميكند ديگران متوجه مي شوند . ولي وقتي انابه مي كند بنوعي در خفي باقي مي ماند. يكي از اسما زيباي خداوند ((يا من اظهر الجميل و سترالقبيح )) است. يعني زيبايي ها را ظاهر مي كند و بدي ها را مي پوشاند . كسي كه تحت تاثير قرار بگيرد و توبه كند، همه متوجه مي شوند و هر كس بنوعي آن را بروز مي دهد. حال با سلام كردن يا با تواضع يا هر شكل ديگر. فقط مي خواهد به شخص بفهماند كه تغييري بوجود آمده است . اين به تقويم جنسي ارتباطي ندارد. مانند شهداي ما در هشت سال جنگ تحميلي كه اگر بخواهيم ميانگيني از سن آنها ارائه دهيم بيست تا بيست و دو سال بودند و زماني براي انجام گناهان و جنايات خاص نداشتند كه بخواهند توبه كنند. اما آنان باور داشتند و تاثير گرفتند و رفتندو شهيد شدند. بنا به آيه قرآن : (( رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه و منهم من قضا نحبه و منهم من ينتظر ))
مرداني كه عهدشان صادقانه است يا به شهادت رسيدند و يا منتظر شهادتند . منتظر لقاء الله و ديدن خداهستند و بدا به حال ما كه جزء هيچ كدام از اين دو دسته نباشيم . و متاسفانه روزبروز هم از اين آرمانهاي مقدس فاصله ميگيريم. هم از امام زمانمان و واين يك باخت است .الان آنقدر حرام ، از هر نوع چه خوراكي چه گفتني و چه ديدني و چه شنيدني عادي شده كه اين شكاف را بيشترو بيشتر مي كند. دنيا خود آلوده است. ماديگر نبايد آلوده تر شويم .
والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group