بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

صحبت از اسرار ماه رمضان و به طور خاص روزه است .

پیغمبر (ص) در آخرین جمعه ماه شعبان در خطبه شعبانیه فرمود: ای مردم! به سمت شما می آید ماه مبارک رمضان و خدا با برکت و رحمت و مغفرت نزد شماست.

به عنوان یک مقطع زمانی که بهشت روی زمین است به خاطر وجود خاصیتهایی که دارد  این بهشت در زمان قرار داده شده چون لطیف ترین عنصر مادی زمان است.

اما ما در قرآن خواندیم که " یا ایها الذین آمنوا کتب علیک الصیام "مخاطب تنها کسانی هستند که ایمان آوردند اگر چه این ماه مبارک بر همه وارد می شود و همه چه مسلمان و چه غیر مسلمان می فهمند  که ماه خاصی وارد شده اند، اما روزه به دلیل اینکه نجات دهنده انسان از مادیات و دنیا به معنویت و خداست، برای هر کسی قرار داده نشده و فقط برای مومنین است. این توبه از پیش تعیین شده است. مومن به کسی می گویند که پیش از این مسلمان باشد و مسلمان کسی است که دستورات خدا را علی الظاهر رعایت کرده باشد و هر چقدر این دستورات ظاهری درون وجودش جای گرفته باشد و اعتقاد و ایمان به آن داشته باشد این فرد به همان نسبت مومن تر است اسلام بیان کردنی است ولی ایمان بیان کردنی نیست دیدنی است و فهمیدنی است متوجه می توان شد که طرف مومن است ولی می شنویم که می گویند شخصی مسلمان است. این ایمان را می توان از اعمال و این که به قیامت و آخرت و بهشت و جهنم و صراط و میزان و امامت و نبوت و عدل الهی و توحید ... ایمان دارد فهمید و یا عدم اعتقاد و التزام به همه این موارد نیز نمود بی دینی و بی ایمانی است.

پس ماه مبارک بر همه وارد می شود بدون توجه به عقیده ولی روزه فقط برای اهل ایمان است و وای به حال آنهایی که اهل ایمان نیستند و روزه می گیرند.

کسانی که کارهایی دینی انجام می دهند و بدون اینکه در درون خودشان و قلبهایشان نسبت به این کار ایمان داشته باشند یا فهم و اعتقادی باشد و بدتر از آن آنهایی که در میان ما هستند مسلمانان فرق دیگرکه ایمان ندارند و چون ایمان ما خلاصه شده در ولایت و آنها روزه داریشان سختر از ماست.

در این کشورهای که اهل تسنن هستند روزه خواری جزای سنگینی دارد اما این نوع روزه داری فایده ای ندارد؛ به فرمایش امیر مومنان (ع)  وای بر کسانی که از گرسنگی و تشنگی جز غفلت چیزی برایشان باقی نمی ماند.

در بین ما اهل شیعه هم هر کس اینگونه باشد و فقط ظاهرش ظاهر دینی باشد این روزه فقط بر غفلتهایش اضافه کرده است و دور شدن او از خدا به همین خاطر از ماه رجب از اصلی ترین دعا های ما این است که « خدایا مارا از کسانی که غافل و دور افتاده از تو هستند قرار نده ». چون قرار است در ماههای آینده کارهای بزرگی انجام دهیم که " فیه شفا المو منین و یزید الظالمین "

و حال به جای ظالمین کسانی هستند که ایمان و اسلام ندارند.  و مومنین هم در هر صورت بایشان هر چیزی فایده دارد و هیچ وقت غفلت آنها را نمی گیرد و از خدا دور نمی شوند، به خاطر این روزه را خدا برایشان قرار داده است. پس توجه کنیم که روزه " کتب علیکم الصیام "برای کسانی که ایمان آورده اند نوشته شده پس هر چقدر که ما مومن تر باشم این روزه تاثیر بیشتری بر ما می گذارد.

 علمای عرفان و اخلاق می گویند کسی که مومن تر است هر چه ساعت افطار نزدیکتر می شوند خوشحال تر و صبور تر و خوش اخلاق تر می شوند، چرا که ایمانش جلا ی بیشتری پیدا می کند و بر عکس این قضیه هم هست هر کس ایمانش سست تر باشد چه به زمان افطار و چه فطر پایان رمضان  نزدیکتر شود عصبانی تر و بد اخلاق تر وچشمه اشک او خشک می گردد و تکبر و فخر عجب او را در بر می گیرد و این آدم کم ایمان تر است.

در حدیث قدسی داریم که روزه دار دو بار خوشحال می شود؛ یک، در زمان افطار چه در پایان هر روز و چه در آخر ماه مبارک و دوم در روز قیامت؛ اگر روزه داری این خوشحالی را در وجودش نیابد در قوی بودن ایمان خود باید شک کند.

در ابتدای آیه که فرموده " یا ایها الذین آمنوا ..."  اول باید برای ما جای خیلی سوال و سختی باشد که مبادا اهل ایمان نباشیم و یا باشیم و جز ضعیفان باشیم و اگر حالت دوم در مورد ما صدق می کند باید سعی در قوی کردن ایمان کنیم به وسیله این روزه چون روزه تمام ورودی های بدن و روح را می بندد و هیچ وارداتی به وجود ما نیست مگر اینکه خدا قرار داده است و گرنه همه ممنوع است این روزه کامل است که عرفا به روزه خاص الخاص نام می برند.

سه عمق برای روزه وجود دارد :

1 - روزه ای که به عنوان واجب شرعی است که همان نخوردن و نیاشامیدن و رعایت وجوبات؛

2 - روزه چشم و گوش و زبان و اعضا و جوارح؛

3 - روزه ای که فکر و ذهن و فکر و عقل کنترل شود و سو ظن نکنیم و از همه بالاتر نسبت به خدا و بعد نسبت به دیگران فکرمان خطا نرود .

همه اینها برآمده از قلب آدمی است یعنی مرکز معارف وجود انسان که وقتی جلوی آن را بگیریم دیگر اعضا نمی تواند خطا کنند و از همه مهمتر ذهن تخطی ندارد و به هر سمتی نمی رود و به هر موضوعی فکر نمی کند و البته این روزه خاص الخاص مخصوص اولیا الهی است.

هر روز و هر ساعت و هر ماه رمضان ما باید پیشرفت باشد باید سعی کنیم این ماه مبارک را به بعدی برسانیم باید سطح روزه را عمیق تر کنیم . روزه گرفتن برای ما نباید یک روزه عمومی باشد و ماشینی شویم و از یک لایه به لایه دیگر برسیم.

نکته ای که در اینجا لازم به اشاره است این است که: معنایی مختلفی است که از کتب  یعنی نوشته شده بر میاید چون بحث معانی و کتاب یک بحث وسیعی است که در قرآن هم وجود دارد و خود قرآن هم کتاب است اینکه می گویند که نوشته شده یک معنی اولیه و اصلی این است که واجب شده بر شما؛ یعنی از زمانی که شما اهل ایمان شدی نوشته شده بر شما و واجب شده بر شما؛ این معنای اول است؛

اما معنای دوم که عارفانه تر است این هست که هیچ روزه داری از پیش نوشته نشده و تعیین نشده وجود ندارد  قبل از اینکه خلق شویم نوشته شده که فلان روزه در ماه مبارک رمضان قبول است و غیر قبولی وجود ندارد و این جز برنامه اولیه شماست؛ برای همین است که سفارش شده است که در ابتدای روزه نیت کنیم تا خود را هماهنگ کنیم با آن چیزی که نوشته شده یعنی اهل ایمان نامشان درصحیفه حضرت زهرا (س) و به عنوان شیعه علی (ع) نوشته شده است؛ به عنوان کسی که روزه می گیرد و روزهاشان قبول هست و خاص الخاص و به ایمانشان اضافه میگردد و همان توبه قبول شده شان است که تجلی و ظهور و واقیعت خوردن همان میوه ممنوعه توسط حضرت آدم (ع) است و بعد از آن پذیرش توبه او ولی تبعید به زمین و درست زندگی کردن تا این مسیر دوباره طی شود و به بهشت رسید.

پس معنای کتاب یعنی نوشته شده از قبل تصور نکنیم که کسی می تواند روزه بگیرد و با نمی تواند اگر شخصی امسال را روزه می گیرد ولی سال بعد را نگیرد بدون عذر شرعی بدا به حالش.

حتی روزه های قبلی او هم فایده نخواهد داشت فقط گرسنگی و تشنگی بوده است.

حال چگونه می توان ایمان را قوی کرد ؟ ایمان یعنی چی؟ یعنی دستورات دین را که علی الظاهر انجام می دهیم نسبت به آن عمل و عقیده در درونمان داشته باشیم درون هم اسمش قلب است .

در روزه خاص الخاص جایی که قلبش را کنترل می کند شنیدن و گفتن و دیدن به هر طریقی؛

و در روزه عام خوردنی ها که حرام اصل است و بعدش هم حلال هایی که حد روزه را به هم می زند پس کسی که می خواهد ایمانش را کاملتر باید به سرعت خود را به روزه خاص الخاص و جایی که قلبش را کنترل می کند برسد. قلب را که کنترل کرد نمازی که می خواند اعتقاد پیدا می کند به نماز و حداقلش این است که شکر خدا را می کنیم همان گونه که خدا فرموده پنج بار در روز و حداکثر این است که به حمد خدا می رسیم؛ 

ابتدای نماز " الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله الرب العالمین " یعنی ابتدای عبادت خصوصا ظاهری شکر الله را می کنیم یعنی تو نعمت دادی چه مادی و چه معنوی ما را در این ماه قرار دادی و هدایت کردی " ربنا لا تذ قلوبنا بعد اذ هدیتنا " یعنی اول هدایت کرده و حالا ما را بیرون نینداز. ابتدا شکر در مقابل این دو نعمت که همیشه و همزمان با هم هستند، مگر اینکه خدا نخواهد در مرتبه بعد این شکر تبدیل به حمد می شود و به مقام حمد می رسد، یعنی تشکر زبانی و لفظی فایده چندانی ندارد و باید مقامی برای آن قائل شد تفسیر سوره حمد به همین دلیل سخت است چرا که آدم باید یک سیر عملی را طی کرده باشد تا به معنای حمد برسد این مقام بالایی است که پیغمبر به ان مقام یعنی مقام محمود رسید یعنی حمد شده.

وقتی کسی روزه درست می گیرد یک سمت این روزه این است که روزه اش کامل می شود و کار غیر دینی دیگر انجام نمی دهد و از سوی دیگر ایمانش کامل می شود یعنی دینی هست و حالا واردش شده و کاملش می کند و این کمال هم بی نهایت است. در حدیث قدسی داریم روزه مال من است و من جزای آن را می دهم و یا من خود پاداشش هستم که این نگرش بسیار عارفانه است و فهم ان بسیار سنگین است .اینکه خدا خود را به بنده دهد می شود امام حسین (ع) می شود امیر (ع) چون گاهی نمی توان علی (ع) را تشخیص داد علی را می بینی انگار خدا رو دیده ای و فقط به فرموده خودش کا مخلوق چون صائم واقعی است و جزاش هم خود خداست.

حضرت رسول (ص)  فرمود : علی چشمش چشم خداست،دستش یدالله است، گوشش اذن الله است، خدای روز زمین است و فقط مخلوق خداست مخلوق آن هم در مرتبه اول خلقت نه خلقت جسمانی و زمینی خلقتی که از نور است.

مزیتی روزه ای که به سمت کامل شدن می رود  این است که از روزه خسته نمی شویم، هر چه بیشتر برای روزه تلاش کنیم، اولین منفعت برای خودمان است که خسته نمی شویم، چه روزه بد بگیریم، چه روزه خوب، چه خراب باشد و چه درست، به همان اندازه تلاش اجر را هم دریافت می کنیم، بسیاری از کسانی که روزه نمی گیرند به همین دلیل است چون  میگویند که روزه نگرفتیم و اتفاقی هم نیفتاد کمالی را نمی بیند و به همین خاطر خسته می شوند، اما اگر کسی مرحله بعد را ببیند از حرکت نمی ایستد، این فعالیت نمی گذارد که نا امید شود و وارد مرحله بعد می شود.

نکته ای هست و آن اینکه ما باید گاهی اجر را ببینیم و اگر نبینیم سست می شویم. هیچ کس نبوده سالها به دنبال امام زمان (عج) باشد ولی چشمه ای نبیند و بعد در همان راه بماند یا منکر همه چیز شده و یا از آن حال بدتر و یا کمی بهتر شده است و مسیر را رها کرده است؛ به همین خاطر می گویند موقع افطار دعا کنید تادعا مستجاب گردد و بدانیم با کسی که روزه نگرفته باید فرقی داشته باشیم. وقتی فرق را فهمیدیم امیدوار می شویم و روزه محکمتری را می گیریم همه اعضا و جوارحی که کنترل شده همه باید کارهایی را کنند که دیگران توانایی انجام آن را ندارند، چشم چیزهایی را ببیند و گوش بشنود که از عهده انسان معمولی برنمیاید.

ازعلامه طباطبایی نقل شده که گاهی شبها از صدای تسبیح ملائکه نمی توانستند بخوابند و این جز با ریاضت نفس ممکن نیست. وقتی انسان یک لحظه این شنیدار را پیدا کند در دل آنچنان ایمانی به این روزه ای که گرفته است دست میابد که حتی شیطان هم نمی تواند او را از مسیر اصلی انحراف دهد. کسی که به هر دلیلی در نماز خود گریه می کند خیلی عرفانی تر و بهتر نماز بعدی خود را خواهد خواند نسبت به فردی که فقط برای رد تکلیف و سریع یک نمازی را می خواند. اما کسی که عقیده دارد به این می اندیشد که خدایی که تکلیف را بر گردن ما انداخته حتما پاداشی هم می دهد اگر داد بهتر می خوانم و اگر نداد یا همه کارها بیهوده است و یا اجبار است . « انا اجرا به»

در اینجا یک مباحث اخلاقی و نفسانیات پیش میاید که آدم باید با آن مبارزه کند، یعنی فخر و عجب او را نگیرد و این دلیل را برای خود نیاورد که نمی شود و این راه را برای خود مسدود کنیم و بگوییم که ما ظرفیت نداریم که چشم دلمان باز شود و گوش ما شنوا گردد. در این مرحله مبارزه با نفس سختر می شود ولی این سختی مبارزه و جهاد اکبر نباید فدا شود غیر از این باشد انسان کامل نمی گردد می شود مرداب راه خروجی و ورودی ندارد؛ اگر شما یک کلام تاثیر گزار داشته باشد این کلام خروجی شما خواهد بود یک امر به معروفی که می کنید توجه نشان می دهند و به راه درستی کشیده میشوند این همان آبی می شود که از چشمه وجود شما خارج می گردد. و کم کم بر همه این تاثیر گزاری را خواهی دید. مهمتر از همه خود وجودی خودمان که اجازه خطا را نمی دهد؛ 

یک پیش زمینه غلط که برخی از فلاسفه غرب وارد معارف دینی ما کرده اند و صد درد صد غلط است و در تقابل کامل با تمام آیات و روایات و احادیث ما ست این است که انسان جایز الخطاست.

به هیچ عنوان ما چنین چیزی را نداریم همه ما انسان کامل هستیم و حالا خراب کردیم و دوباره بر می خواهیم گردیم به اصل خویش و انسان کامل مطلق نه گناه می کند و نه خطا این تفکر که بخشش برای انسانها خداوند قرار داده است معنای دیگری دارد. خدا خود اهل التقوا و المغفره است  بعضی از صفات خداوند در فهم اولیه این است که در مقابل چیزی باشد مثلا رزاق بودن خدا در مقابل گرسنگی و محتاج بودن ماست اگر این فهم را داشته باشیم باید به این هم اعتقاد داشته باشیم که خدا نیاز به مرزوق دارد و این کل مبانی توحیدی انسان را به زیر سوال می برد رزاقیت خدا نیازی به چیزی ندارد مغفرت خدا نیاز به معصیت کار ندارد در مرتبه پایین اگر گناهی را مرتکب شدیم نباید ناامید شویم اما این در ابتداست. وقتی در مسیر قرار گرفتیم این حرفها نیست که بگوییم ما گناه نمی کنیم چرا که هنری نیست چون اگر ما گناه نمیکنیم آدم (ع) که بر روی زمین هبوط کرد او هم گناه نمی کرد، اگر ده هزار سال گذشته او ده هزار سال هم هست که گناهی نمی کند چرا ما می خواهیم گناه نکنیم چون ده هزار سال از عقب که نمی توانیم شروع کنیم اگر زمانی هست. اگر هم معرفتی است آن گناهی که سراغ ما میاید که در واقع به سراغ ما نمیاید و ما اصلا آن را نمی فهمیم و او هم انجام نداده باز هم معرفتی از ما جلوتر دارد،؛ یعنی باید دید ما اینطور باشد مسائل مادی نباید در این زمینه راه پیدا کند، ما همه جا می توانیم کامل باشیم بهشت مراتبی دارد به همین دلیل کسی که فهمش بیشتر است و درکش بالاتر و بهشت بالاتری دارد تا ان کسی که به ملیکه المقتر می رسد.

شاید انسان ممکن الخطا باشد و امکان خطا را داشته باشد اما جایز نیست ما اجازه نداریم که خطا کنیم اگر اجازه خطا داشتیم، همه دستورات بی فایده بود اجازه نداده اند خطا کنیم که اگر کردیم بعد منتی بر سر ما بگذراند و به جای اولیه برگردانند این نکته محوری و اساسی در ذهن است که امروزه دشمن مطرح کرده به عنوان صراطهای مستقم و اگر کسی این را قبول کند هر گز به کمال نخواهد رسید.

دلیل اینکه اولیا خدا اینقدر به خود سخت می گرفتند پس چه بوده است، اگر انسان جایز الخطا باشد هر کاری هم بکند و بعد به کمال نرسد دلیلی ندارد که اینهمه ریاضت بکشد. نمونه آن امام خمینی؛ نقل شده است که یک روز هوس هنداونه می کنند و وقتی خریدند و خواستند تناول کنند نمک به آن زدند و خوردند از قضا مهمانی هم بر ایشان وارد شد و امام از این هندوانه به او تعارف نکرد و از خدمتکار خواستند که از نیمه دیگر هندوانه به ایشان دهد و بعد از رفتن مهمان علت را جویا شدند و بعد از اصرار امام فرمود: خود بچشید و بعد فرمودند: برای این نمک زدم که دیگر هوس نکنم. اینگونه می شود که تبدیل به انسان کامل می شوند و یک حرفشان تمام جهان را به هم می ریزد و در بطن امریکا کتابی به نام «عصر امام خمینی» منتشر می کنند . فقط اثر کلام و قدم امام است چون انسان کاملی بوده و درست هم فکر می کرده است.

علی وار زیستن تنها یک افسانه نیست یک واقیعت است و ما باید به آن سمتی برویم که روزه بهترین شرایط محیطی فراهم از همه لحاظ چه زمانی و چه مکانی و خوراکی و جسمی و ... که علی شویم در حد اندازه فهم خودمان و معرفت خود. ما هم می توانیم سلمان و مالک و مقداد شویم اینکه هرگز ما نمی توانیم تفکر غلطی است که ما را نگه می دارد و ماه مبارک رمضان موقعیت برای پیدا کردن این تفکر و عمل کردن به آن است چون همه وجودمان از پاکیها فعلا رها و خلاص است و راه های گناه بسته است و کنترل قلب تحت اختیارمان است. این کارها را در هیچ موقعی جز این ماه نمی توان انجام داد اربعین های سخت و پشت سر هم افاقه نخواهد کرد این بهشت زمین است و هیچ کار بیهودهای وجود ندارد همه چیز در این ماه رحمت و مغفرت و در این ماه می توان به اندازه هزار سال به سوی کمال پیشرفت.

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group