بسم الله الرحمن الرحیم

 

 یکی از اثراتی که روزه بر انسان می گذارد، این است که او را به درجه اخلاص می رساند.

به صورت مختصر اگر بخواهیم بیان کنیم این است که روزه تجلی توبه  آدم بر خطایی است که بر بهشت مرتکب شد. به درختی که ممنوعه بود نزدیک شد و از آن خورد با وسوسه شیطان، و از بهشت رانده شد. و به خاطر اینکه مقامش را از دست ندهد، توبه کرد، توبه او پذیرفته شد و بر کمال خود باقی ماند به شرطی که در دل مادیت یعنی زمین زندگی کند و نسل او سیر کمالش را طی کند و به بهشت خدا وند که از روز اول برای آدم قرار داده شده بازگردند.

به فرموده پیامبر این میوه ممنوعه سی روز در شکم او باقی ماند و به همین دلیلی ماه مبارک سی روز است؛ البته در اینجا مسائل فرعی هم پیش میاید که چرا بعضی مواقع 29 روز می شود که این از علایم آخر الزمان است و تاثیر خطا کاری انسانها بر طبیعت من جمله مدارات که عالم نظم خود را از دست داده و سر موعود مقرر سیاره ها و ستاره ها از مسیر اصلی خود عبور نمی کنند و خیلی از مسایل دیگر که مجال مطرح کردن آن نیست.....

بسم الله الرحمن الرحیم

رمضان 11/8/83

 

روزه وسیله رهایی از طبع حیوانی

گریه بر حسین رمز قبولی روزه

 

 

 

یکی از اثراتی که روزه بر انسان می گذارد، این است که او را به درجه اخلاص می رساند.

به صورت مختصر اگر بخواهیم بیان کنیم این است که روزه تجلی توبه  آدم بر خطایی است که بر بهشت مرتکب شد. به درختی که ممنوعه بود نزدیک شد و از آن خورد با وسوسه شیطان، و از بهشت رانده شد. و به خاطر اینکه مقامش را از دست ندهد، توبه کرد، توبه او پذیرفته شد و بر کمال خود باقی ماند به شرطی که در دل مادیت یعنی زمین زندگی کند و نسل او سیر کمالش را طی کند و به بهشت خدا وند که از روز اول برای آدم قرار داده شده بازگردند.

به فرموده پیامبر این میوه ممنوعه سی روز در شکم او باقی ماند و به همین دلیلی ماه مبارک سی روز است؛ البته در اینجا مسائل فرعی هم پیش میاید که چرا بعضی مواقع 29 روز می شود که این از علایم آخر الزمان است و تاثیر خطا کاری انسانها بر طبیعت من جمله مدارات که عالم نظم خود را از دست داده و سر موعود مقرر سیاره ها و ستاره ها از مسیر اصلی خود عبور نمی کنند و خیلی از مسایل دیگر که مجال مطرح کردن آن نیست.

وقتی روزه می گیریم سعی می کنیم آن دانه خورده شده از گندم را که به طور ذاتی در وجودمان است را از خود بیرون کنیم به طور ذاتی به این معنی است که وقتی انسان به دنیا میاید و جسمی پیدا می کند و روحی در او دمیده می شود  او تمایل به طبیعت یا همان شجره ممنوعه دارد همانی که آدم نباید به سراغش میرفت وقتی آدم به سوی او رفت.

"سواتهما " به آن چیزی که انسان را به وادی مادیت می کشاند آن چیز پیدا شد که تناسل یک بخشی از آن است؛ که آدم مجبور شد به زمین هبوط کند و در انجا زاد و ولد نماید. این گرایش به مادیت در وجود آدم و بنی آدم هست مثل خوردن و خوابیدن و چیزهایی که به جسم مربوط می شود، که این فوق طبیعی و معنوی ست و به همین خاطر باید به حداقل برسد که معنوی گردد؛ هر چقدر که از مادیات جدا شویم به سمت معنویات متمایل شویم، هر چقدر که نخوابیم جسممان نحیفتر می شود؛ چه در ظاهر و چه تعلق به خوابیدن و اینها؛ یعنی رسیدن به خدا.

 البته در اینجا یک فضاهایی ایجاد می شود که انسان می تواند در آن تصرف کند و برود به سمت دیگران اما آماده ترین زمینه برای رفتن به سمت خداست؛ مثل مرتاضان که تمام تعلقاتشان را از این دنیا قطع می کنند تا به این فضا برسند، یعنی جدا شدن از مادیات و افتادن در معنویات، نه به معنی بار مثبت آن، بلکه به معنی غیر محسوسات یا به عبارتی مجردات امکان این را پیدا می کنند که در آنجا سیر کنند و در اینجا اختیار خود را نشان می دهد و به هر سمتی که بخواهند وجود خود را سوق می دهند، مثلا کارهای خارق العاده انجام می دهند و یا تصرف روح بر جسمیاتی که در اطرافشان هست و خلاصه هر کاری که از عهده انسانهای معمولی بر نمی آید.

اینجا دقیقا نقطه ای است که انسان می تواند به سمت خدا حرکت کند و روزه هم یعنی جدا کرن ما از تعلقات دنیوی. جلوی هر چیز ورودی مادی، از خوردن خوابیدن شنیدن و گفتن و وحتی بوییدن گرفته تا امور دیگر، مثلا برای روزه دار کراهت دارد، بوییدن گل و برای کسی که در مرتبه دوم روزه داری ست به هیچ وجه به سمت این مسایل نمی رود؛ یعنی موقع تفریح نیست که یکی از این تفریحات رفتن به دامن کوه و دشت است؛ در واقع دقیقا در این زمان باید از تمام اینها جدا بود.

امام علی (ع) می فرماید: هر موقع روحتان کسل شد برای استراحت روح به مسائل ادبی روی بیاورید، شعر بسرایید  و بخوانید البته با محتویات تایید شده؛

در ماه مبارک از اموری که زیاد سفارش شده تلاوت قرآن کریم است که پر از نکات ادبی است، که آن خلایی که در روح ایجاد شده جبران شود که بعد به سمت طبیعت و مادیات کشیده نشویم و یا دعاهایی که عبارتهای خیلی زیبا و لطیف را در خود جای داده است.  و این باعث کامل تر شدن روزه می شود، چرا؟ چون خطای روز اول جبران می شود و ما به سمت خدا بر می گردیم و خدا هم معنویت مطلق است و غیر خدا مادیات باید از اینها چشم پوشی کرد، حتی اگر لازم باشد، مثل غذا خوردن که لازم است، اما چقدر؟ اینقدر که جسم زنده بماند و عقل دستور می دهد و بیشتر از آن جسم لذت می برد و می خواهد به این دنیا بچسبد و هر چیزی که تعلقی را ایجاد می کند؛

روزه نقطه مقابل همه اینهاست که از همه اینها جدا کند و وارد وادی معنویات به طور ناخواسته شویم. بسیارند کسانی که نادانسته این کار را انجام می دهند و این تلف شدن است؛ به همین دلیل است که می گویند در زمان افطار یک دعای مستجاب شده داریم و یا روزه دار مستجاب الدعوه است؛ این یک نمونه از خیل عظیمی است که تلاش کردیم که یعنی شما راه پیدا کردی به معنویات. دعا مادیت است و اجابت معنویات وقتی می گویند یک اجابت شده داریم، یعنی دست ما به آن وادی رسیده است چون به همان میزان روزه گرفته ایم.

اگر تمام لحظات ما اینطور شود به فرموده پیامبر، در خطبه شعبانیه، نفس کشیدن هم تسبیح محسوب می شود. این دیگر به استجابت دعا ارتباطی ندارد و برای کسی است که ندانسته عمل می کند.

 اما کسی که اطلاع دارد، دیگر برایش فرقی نمی کند که در مقام مستجاب الدعوه گی قرار دارد یا نه، چون به همان اندازه تریبت شده و با همین روزه به رشد رسیده است، می داند اگر دعایی علی الظاهر اجابت نمی شود، حتما حکمتی دارد، بنا به فرموده قرآن " یأتل حکمه من یشا " و حکمت اجابت و عدم اجابت را می فهمد به نقطه تسلیم میرسد و در این راستا هیچ تقابلی با خدا و خواسته های دینی پیدا نمی کند و همه اینها از آنجا ناشی می شود که هر خورد و خوراکی را تعطیل کنیم و هر چیزی را نبینیم و نشنویم  و تا این کار را نکنیم آن اتفاق خوب برای هیچ کس نمی افتد.

در ماه مبارک رمضان اجباراً این اتفاق برای همه مومنین می افتد.

فلسفه روزه اخلاص است؛ حضرت زهرا (س) در یکی از خطبه های معروف خود علل شرایع را می فرمایند و دلیل روزه داری را اخلاص می دانند، یعنی روزه باید انسان را به اخلاص برساند و اگر نکند بیهوده خواهد بود.

حال اخلاص به چه معناست؟ دو بحث در این زمینه وجود دارد، در قرآن بیست آیه در مورد اخلاص وجود دارد که دقیقا به دو نیم تقسیم شده است؛ اول: کسانی که مخلِِِص با اعراب کسره ؛ دوم مخلَص با اعراب فتحه؛

یا به عبارت ساده تر اینکه گاهی اعمال خالص است و گاهی خود انسان خالص روزه هر دو زمینه را فراهم میکند، اما خوش به حال آنانکه خودشان مخلص هستند، اما کسی که خود خالص نیست همه چیز در وجودش هست، اما کار خالص انجام میدهد و برای خدا؛ اما کسی که خودش خالص است، هر کاری که انجام می دهد برای خداست؛ دیگر لازم نیست کار خیر بکند، بلکه هر چه انجام دهد برای خداست، نفس کشیدن هم نتیجه همین است؛ اما برای غیر مثل ما که در سطح پایین روزه داری هستیم کار خالص را راحتر و بیشتر می توانیم انجام دهیم؛ به همین دلیل امر به کارهای خیر خصوصا صدقه دادن در ماه رمضان خیلی زیاد است؛ حال هر کس به اندازه وسع و توانایی خود؛ این میزانی می شود برای سنجش اینکه چقدر کارمان خالص است؛ آیا این صدقه ما برای خداست یا برای محافظت از بلا؛

روزه چگونه باعث می شود که آدمی کار خالص انجام دهد؟ ما وقتی که سرحال هستیم و همه چیزمان میزان است و مشکلی نداریم، وقتی در آن حالت کار خیری را انجام می دهیم، یک نتیجه ای دارد، یک تفکری داریم و یک نیتی حاکم است، اولین چیزی که به ذهن آدم میاید، عدم اخلاص است، چون از سر سیری و خوشی است، نقطه مقابل این، اگر در رفاه نباشیم و برعکس همه اینهایی که مطرح شد و خود ضعف داشته باشیم، در این حالت هم کار خیر انجام دهیم، در این صورت چه حال و نیتی داریم؟ بر چه اساس این کار را انجام می دهیم؟ غیر خالص نمی تواند باشد، چون خود نیازمندتر است، البته این حداقل قضیه است و اگر وارد جزییات شویم پیچیده تر میشود؛

 ریشه و اصل این که وقتی از چیزی مادی جدا می شویم، قطعا از منافع آن مادیات هم سوا میشویم. وقتی از اصل خوردن و آشامیدن و خوردن و بوییدن و .. گذشت کنیم، از اصل پراکندگی هم گذشتیم و وجود تحت تصرف بود، از منافع این حالات هم گذشتیم، به عنوان مثال وقتی صدقه می دهیم به دنبال منفعت صدقه دادن که بالفرض تصادف کردن و ایمنی هست نمی باشیم. چون فرد جان خود را فدا می کند با گرسنگی، یعنی اگر ادامه دهد و  این گرسنگی و قانون خدا نباشد که افطار کند، نهایتا به مرگ می انجامد و کسی که  اصل جان خود را فدا می کند، دیگر برای سلامتی همین جان، صدقه ای پرداخت نمی کند، دیگر برای او اهمیتی ندارد، نیت او این است که برای خدا گرسنگی و تشنگی را تحمل می کند یا صدقه برای او می دهد، چون خواسته دیگری ندارد این می شود اخلاص.

روزه این کار را برای ما به وجود میاورد به شرطی که آگاهانه باشد، چون ما  اعمال زیادی را انجام می دهیم، در جلسات و هییت ها و شب زنده داری ها شرکت می کنیم، ولی اثر آن را نمی دانیم؛ مثلا کسانی  هستند که نمی دانند اثر روزه چیست؛ موقعی که صدقه در حال روزه داری می دهیم، حتی حال این را نداریم که فکر کنیم برای چی؟ برای خدا می دهیم؟ البته همه اینها تاثیر روزه داری است، اگر خود روزه مشکل داشته باشد و برای ریا باشد وضع به مراتب بدتر است.  اگر هم درست باشد هر چیزی که همراه با آن باشد درست خواهد بود .  در موقع افطار می گوییم  « الهم لک سمنا » یعنی برای تو؛ نمی گوییم برای اینکه تقوا پیشه کنیم، البته تقوا خود مرتبه بالایی است، ولی اخلاص از این مرحله گذشته است. نمی گوییم برای عاقبت بخیری یا برای انجام اوامر تو در مقابل خداوند می فرماید " الصوم لی ولا غفرلی " یعنی همان کاری که خدا برای ما انجام می دهد ما هم برای خدا انجام می دهیم، اجر خدا هم برای ماست و ثواب و هدایت و محبت اوهم برای ماست؛  اما در روزه خالص همه اینها رد می شود، فقط خدا باقی می ماند و ما؛ هیچ چیزی دیگری وجود ندارد و به هیچ نیتی؛ این میشود معنای واقعی اخلاص ؛ خوشا به حال کسانی که خودشان خالص هستند، یعنی تشخیص انسان کامل و آدم یعنی آدمی که روزه واقعی گرفته و توبه اش قبول شده از خدا برای ما تقریبا غیرممکن می شود. در مورد حضرت علی (ع) هر صفتی که از خداوند سراغ داشته باشیم در وجود ایشان می یابیم و اوست خدای روی زمین، مگر اینکه خودش بگوید که من خدا نیستم، خدا جسم ندارد و من مخلوق خدا هستم. « لا فرق بیننا و بینک الا اننا عبادک »

پس نتیجه روزه اخلاص در انجام کارهاست، باید ببینم آیا این روزه اخلاص در اعمال ما ایجاد کرد؟ شاید کم شده و ما هدر می دهیم، چون هیچ کار انسان بدون فکر و نیت فایده ای ندارد. پیغمبر فرمود : « انما الاعمال بالنیات »

بخش دوم بحث در مورد روزه داری گریز عاشقانه ای است که به فلسفه روزه داریم؛ البته در جهان مادی ما نام عاشقانه می گذاریم چون عقل و عشق اصلا از هم قابل تشخیص نیستند، اگر به کل عالم نگاه کنیم، عقل و عشق در مقابل هم قرار دارند، وقتی عشق نمایان شد، همه بساطها به هم می خورد، بر اساس اینکه ما در این دنیا هستیم، تعریف عشق به این معناست که اوج محبت به کسی که آدم به خاطر او جانش را هم فدا کند. منظور از عشق در اینجا این نوع است.

وقتی آدم (ع)  توبه کرد از گناه خود، جبرییل امین بر او نازل شد و گفت تنها یک راه وجود دارد که گناه تو بخشیده شود، آن هم این است که بعد از تو و نسل های بعدی و از نسل پیغمبر آخرالزمان فرزندی متولد می شود که مصیبتها و اتفاقاتی بر وی وارد می شود، هر کس بر او گریه کند، هر گناهی که داشته باشد خداوند چشم پوشی می کند و او را به سوی جایگاه اولیه باز می گرداند؛ در همان حال جبرییل روضه امام حسین (ع) را برای ایشان می خواند و اصل روضه یعنی عطش امام را بیان می کند و نه کشته شدن و یا چیزهای دیگر را؛ حضرت آدم (ع) که انسان کامل است، علم بالاسما است، همه چیز را می داند، وقتی می فهمد که آن انسانی که از او کاملتر است و بالاتر اینگونه به شهادت می رسد، درک می کند و وقتی می شنود گریه می کند و اینگونه توبه او قبول می گردد.

وقتی چشم و گوش و زبان کنترل می شود برای چه چیزی باید باشد؟ برای اینکه چشم گریه کند، اگر اشکی نیاید مشکل اساسی است و باید دنبال چاره بود.

هر کس این تشنگی را درک کند توبه او قبول می شود و تبدیل به انسان کامل می شود.

در دیدگاه دیگر، پیغمبر فرمود روزه برای این است که گرسنگی و تشنگی آخرت را به یاد بیاورید. در اینجا دنیا و آخرت کنار هم قرار می گیرند، ولی ما به این توجهی نداریم ما به دنیای خود کار داریم که چطور می شود که توبه قبول گردد. و تنها راه آن هم رسیدن به تشنگی است.

در سوره مبارکه دهر، از ابتدا تا انتها بحث آب وجود دارد هر نوع آبی که تصور کنید، در این سوره مطرح شده؛ اهل بیت وقتی روز اول طعام خود را به مسکین دادند و خود با آب افطار کردند، آنجا هم بحث آب مطرح می شود، آن هم روزه کامل توسط پنج تن آل عبا، یعنی اولین کسانی که روزه بر آنها واجب شد در طول خلقت، آن هم سه روز؛ در ادامه سوره هم بحث بهشت و آب و شراب است.

این نگرش عرفانی است به روزه است که روزه هم مثل همه عبادتهای دیگر باید ما را به اهل بیت پیوند دهد، چون آنها همه انسان کامل هستند و در حال حاضر امام زمان (عج) که روزه دار واقعی هستند، باید روزه خودمان را با روزه او بسنجیم. این توبه باید در این مسیر قرار گیرد تا مقبول گردد.

به همین خاطر اهل تسنن از روزه داری چیزی جز گرسنگی و تشنگی عایدشان نمی شود. مگر اینکه بتوانند ندیدنشان را به اشک تبدیل کنند، آن هم برای کسی که آدم (ع) برای او گریه کرد. اگر چه روزه دنیایی هم باید بگیریم و اما حقیقت امر و کلید قبول روزه همین است؛ یک بحث قبول روز داریم؛ یک بحث صحت روزه؛ قبول روزه باید همراه با مهر تایید باشد، مهر تایید هم همان تشنگی و اشک است و این مختص کسانی است که روزه را عمیق می بینند. کسانی که روزه را در نخوردن و نیاشامیدن می بینند، هرگز راه به اینجا پیدا نمی کنند، در دعاهای ماه رمضان مثل ابوحمزه و افتتاح می بینیم که این موضوع چقدر زیبا و شیوا بیان شده است، پیوند عجیبی بین معارف و اهل بیت خصوصا امام حسین گره خورده و قابل تشخیص نیست، گویی امام سجاد (ع) این را برای پدر خود فرموده و این همان روضه ای است که جبرییل خواند و یا اینکه بگوییم این وضعیت فعلی خودمان است.

ولی ما نباید غفلت کنیم و باید به این مرتبه برسیم.

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group