بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پایان هر روزه یک افطار است و پایان ماه مبارک رمضان با یک افطار بزرگ به نام «عید فطر» است. اگر در انتهای هر روز، خداوند بنا بر رسم خود پاداش و مزدش را که هر کس به فرمان او عمل کرده است، عنایت می کند؛ در آخر ماه هم مزدش را خواهد گرفت، این از سمت خداست؛

در بعضی از روایات خواندیم که مثلا استجابت دعا به هنگام افطار و در روز عید فطر از جانب خداست و در ازای اطاعت و عبادتی که ما انجام دادیم این جزا را دریافت خواهیم کرد.

اما بنا و اصل در عبادت محاسبه است؛ و گرنه ما با عبادت خود به مشکلات اضافه کرده ایم. به همین دلیل بعد و قبل از هر عبادتی استغفار وجود دارد؛ قبل به دلیل اینکه انجام ندادم و اهمال کردم و ضعیف بودم در میان آن جز عبادت و بعد از آن به علت عبادت خراب، یا غیر صحیح و یا غیر مقبول. غیر صحیح را اگر متوجه شویم، باید قضای آن فریضه را بجا آوریم و غیر مقبول هم توبه می کنیم. پس تنها چیزی که از عبادت برای ما مفید است، محاسبه است که به عبارتی معنای توبه است،  توبه با همان مراتبی که امیرالمومنین برای آن برشمرد.

این فکر کوتاهی است که ما توبه را فقط برای پاک شدن از گناه بدانیم؛ باید مدام  خود را بازیابی کنیم و این فقط با توبه امکان پذیر خواهد بود  به همین دلیل امر به پیامبر و امام زمان و انسان کامل و ولی خداست بر روی زمین است که برای مومنین استغفار کند؛ ولی اگر برای منافق هم 70بار هم استغفار کند، تاثیری ندارد و اگر هم اثری داشته باشد، جز نفاق چیزی نخواهد بود.

این نشان می دهد که استغفار نماد و تجلی خدا بر بنده است و اصلی در دینداری است، نه اینکه هر زمان گناهی را مرتکب شدیم به سوی توبه رویم.

اما مراتب بالاتری دارد که حداکثر آن، روز آمد بودن همه عقاید است. یعنی بهترین عقاید را داریم، بهترین عمل را هم انجام می دهیم، بدهکاری هم نداریم و آن شش مرحله را انجام دادیم، بعد در لفظ ذکر توبه را می گوییم، به گذشته رجوع می کنیم، اگرمنافات با توبه داشته باشد، خدا می بخشد و اگر هم تضادی نبود تأیید می گیریم که کاری را که انجام داده ایم درست بوده است و در مرتبه مقبول قرار دارد. هر چقدر  که عمق و خلوص این استغفار بیشتر باشد، تفکر و فهم هم بیشتر می شود و با مشکلات هرگز روبه رو نخواهیم شد.

ثلا اگر نمازمان درست نبوده، بعد همان نماز متوجه شویم، در نماز بعدی تکرار خطا نمی کنیم. اگر ضعف اعتقادی داشته باشیم، بعد از یک توبه صحیح آن ضعف بر طرف می شود. اگر کمبودی در عقاید داریم، این توبه که کارش حساب و کتاب است، بر روی این عقیده مروری می کند و با این استغفار سنجیده می شود، حال با هر لفظی که باشد، هر چه لفظ کاملتر باشد، بهتر و به همین دلیل است که برخی استغفارات طولانی است .

" استغفر الله الذی لا اله الا هو "  استغفار یعنی طلب نمودن پوشانندگی از جانب خداوند.

دایی که به معنای" الله " است. اگر منظور خدایی که " رب " است یعنی پرورش دهنده است و به اینکه مریض بودن و سالم شدن، تشنه بودن و سیراب شدن کوچک بودن و بزرگ شدن. یعنی برای هر کاری باید تأیید الهی بگیریم، حتی رفتن به پزشک برای بدست آوردن سلامتی و اینکه او را که " رب " است شفا دهنده بدانیم و اینها را ابزار و وسیله ای از سوی او که باعث این شفا خواهند بود. 

از ابتدا تا انتهای ماه مبارک رمضان بیش از هر کاری به توبه و استغفار سفارش شده است.  هر شب هزار هزار بنده بخشیده می شوند. در لیله القدر مهترین عمل توبه است. 

در روز عید فطر باید یک مرور کنیم، اگر اعمالمان درست بوده استغفار تایید می کند که روزه های خوبی گرفته ایم و هم تأثیراتی به عنوان عبادت کردن و هم به عنوان بنده شدن داشت و اگر هم نداشته از خدا طلب ببخش می کنیم تا دیگر چیزی از گناه باقی نماند؛ چون مشکل انسانها که در دعاها و روایات و آیات بسیار شنیدیم، آن موقعی هست که بار او سنگین می شود و توبه باعث می شود که این سنگینی ایجاد نشود، چه خطا کرده باشیم چه کار خوب انجام داده باشیم، بعد که استغفار می کنیم کار خوب را هم تأیید می گیریم وخطا را جبران می کنیم.

در عید فطر اولین سفارش به توبه کردن است و در درجه دوم گرفتن نتیجه است که یک بخش از آن برمی گردد به خداوند که امر کرده از " صوم لی و عن اجزا به".

این روز معروف به « یوم الجایزه » است؛ چگونه؟ با دریافتها و تأثیراتی که گرفتیم، چه در سطح اول و چه در دوم و چه عمق آن، حال با این سه دریافتی باید جایزه و پاداش خود را بگیریم یا باید ببینیم یا بشنویم و یا بگوییم.

بیان کردن بین همه حالات مشترک است و حداقلی هست که خداوند لطف کرده است، یعنی همان زبان گویا. به همین دلیل این همه ذکر در روز عید است و بیشتر آنها هم ذکر و اسم اعظم دارد " الله و الله اکبر" . چیزی که باقی می ماند شنیدن و دیدن و بویایی. چیزی که بو دارد یا منفی و یا مثبت و یا بوی بهشت، ملائکه، کار خوب، آدم خوب و یا برعکس آن محیط بد، آدم بد، گناه و... این بوهای خاصی که استشمام می کنیم، جایزه یک ماه روزه داری است. در دیدن هم یا خوبیها را می بینیم و یا بدها و یا هردو و شنیدن هم همین طور؛

اینکه چه ببینم و چه بشنویم و یا چه چیزی جایزه بگیریم به قدرت درک و فهم ما نسبت به خدا و خودمان و ماه مبارک رمضان بر می گردد. ممکن است کسی که قدرت بینایی می خواهد، کاملا مادی باشد، یعنی می خواهد که یک شی را ببیند، یک جایی، یک خواب، یک چهره حقیقی، به ترتیب عمیق تر و معنوی تر می گردد، یکی هم اصل بصیرت را لازم دارد، هم پیدا می کند و هم می بیند؛ یعنی از این به بعد هر چیزی را علی الباطن ببیند نه علی الظاهر.

دیگری میخواهد بشنود مثلا سبحان الله یک گیاه، تسبیح بیابان و آسمان، صدای امام زمان (عج) قرآن خواندن امام زمان (عج) جواب سلامی که به اهل بیت می دهد، حرفی که به خدا می زند و پاسخش را می شنود.

اینها جایزه است و هر کس جایزه خود را خودش تعیین میکند؛ البته در دعاهای فطر داریم که هر چه که به پیامبر و آل او می دهی به ما هم عطا کن؛ چون آنها بهترین روزه را گرفته اند و بهترین استعداد را از روزه کسب کرده اند (دعای روز 27 ) استعدادی که رفتن از این دنیا باشد، یعنی جدا شدن. اینها همه به هم پیوسته هستند، از ماه رجب شروع می شود تا انتهای ماه مبارک رمضان، تا جمع صد شود به گفته برخی این ده روز پیوسته به ماه مبارک است؛

برخی دیگر ده روز اول ماه ذی الحجه را گویند تا به عدد صد برسد؛ بعضی دیگر هم چهل روز یعنی از اول ماه تا ده روز بعد از آن را گویند. و هر آدمی به اندازه قدر و فهم خود، فهم برخاسته از قلب است " لهم قلوبهم لا یفقهون بها " برای آدم هایی که کدورت پیدا کردند و کافرشده و مقابل خدا قرار گرفته اند. اما " لهم قلوبهم یفقهون بها " همان هایی هستند که روزه درست گرفتند فهم پیدا کردند و به اندازه آن پاداش دریافت می کنند؛ هر چقدر بینایی بعد از روزه داری بیشتر شود، فهم هم بیشتر می شود و جایزه ات هم بیشتر و سایر حواس هم همینطور؛ همه اینها در فهم ما را تشکیل می دهد و در کل می شود « عقل »؛ یعنی همان « رسول باطنی ».

به این معنی که حرف درون را خواهیم فهمید و زمان این درک هم بعد از نماز صبح و روز عید فطر است و باید این محاسبات را انجام داد و گرنه از دستمان می رود و چه بهتر وقتی دعایی را که از قبل مستجاب است را ما از خدا بخواهیم با آگاهی و درک همراه باشد درست است که خداوند متعال  « یعطی مع یسمع لکم » هست، یعنی دعا نکرده مستجاب می کند، اما این خواستن ما از او جنبه دیگری از بندگی است که نشان دهنده میزان درک و فهم آدمی است؛ و چون در ماه رمضان فهم به بالاترین درجه خود رسیده است ما بزرگترین و بیشترین ها را می خواهیم و به همین دلیل بزرگترین ذکر عید فطر الله اکبر است. به این معنا که تو بزرگتر هستی، من هم چیز بزرگتری می خواهم، در هر چیزی چه تک تک اعضا و جوارح و چه در کل که فهم است و رسول باطنی تعیین کند که ما چه می خواهیم.

روایت شده است که در زمان رسول اکرم هر زمان که حضرت علی (ع) برای انجام دادن کاری می رفتند و کارشان تاخیر می افتد و دیر برمی گشتند، نگرانی وجود پیامبر را در بر می گرفت و حالت « کرب » به ایشان دست می داد. در آن موقع هر کس که خبر سلامتی حضرت را می آورد، پیامبر هر چه می خواست به آن شخص می داد. یکبار سلمان این کار را کرد و خبر صحت و عاجلانه ایشان را آورد؛ پیامبر بسیار شاد گشت و به او گفت هر چه می خواهی بگو تا من به تو بدهم. سلمان جواب داد من چیزی نمی خواهم، اجازه دهید، علی بیاید و او بگوید، من نمی فهمم، او می فهمد و هر چه او بگوید بهترین است.

وقتی رسول باطنی به کار بیفتد از جانب خداست، خدا خود می فرماید که از وجود خودش چه بخواهیم در دعا داریم « بک عرفت » فقط کافی است ما صیقلی به این آیینه دل دهیم تا نور از آن بگذرد و ما فقط نفع آن را ببریم؛ و گرنه هر چه تصرف کنیم از این نورانیت کم می شود و کدورت ایجاد می شود و نفس مستولی می شود.

قطعاً هر چه بخواهیم برای ما فرستاده می شود، شک نباید کرد، ممکن است زود یا دیر شود، ولی ملاک فهم است. می توان همه چیز خواست می توان چیزی نخواست. اجازه دهیم که عقل تحلیل کند، هر چه سکوت کنیم به گفته حضرت علی (ع) سکوتی که در آن تفکر هست و عقل در آن سکوت برایمان حرف بزند، و آیات خدا را بگوید.

همه اسم های خدا در روز عید فطر هست؛ در دعای این روز یک الله، یک واحد، یک رزاق و... می گوییم. در لیله القدر مقام پیدا کرده ایم مقابل همه این اسما  « عسی ربک عن مقامک محمودا »  یعنی با انجام فرایض واجب و مستحب به مقام محمود رسیده ایم؛ مورد حمد و ستایش قرار گرفته ایم؛ اگر به مقام مرزوق رسیده باشیم، یعنی رزق معلوم، اگر به توبه کننده برسیم ابواب و تواب. " تواب الرحیم " یعنی توبه قبول است. و اعتقادت و اعمال به روز می شود؛ به هر کدام از این مقام ها که برسیم یعنی پیدا کرده ایم. مگر اینکه غفلت کنیم و نباید غفلت کرد؛ این دعا با ادعیه دیگر تفاوت دارد، عید فطر روز کاسبی است، به گفته امام بهترین حالت این عبادت خوبش کاسبی است.

یعنی باید این زحماتی که کشیدیم اینطور جبران شود.

بحث کوتاه دیگر اینکه، یک معنای دیگر فطر، یعنی « شکافتن » یعنی روزه را به واسطه فطر و یا افطار می شکافیم و قطعش می کنیم. معنای دیگر شکفتن به معنی رشدی که می کند تا شکفته شود و گل دهد. روز عید فطر گل رمضان است.

معنی دیگر فطر به معنی « فطرت » است یعنی سی روز تلاش و کار آمد شدن اعضا و جوارح و توانایی ها و در کل سالم شدن قلب و شنیدن رسول باطنی در کل ما را به چه چیزی می رساند؟ به " فطرت الله التی فطرنا الناس علینا " مانند روز اولی که از مادر متولد شده ایم. همه چیز را می دانیم و سنجش پیدا کردیم؛

در دیدگاه دیگر به فهم قرآن رسیدیم و برایمان خواناست؛ و در دیدگاه دیگر به معرفت انسان کامل و امام زمان رسیدیم، امام زمان همه این مقام ها را نزد خدا دارد، همیشه این ثبات را دارد.

مقام مرزوق خدا بودن چیز ثابتی نیست، یعنی حد قطعی برای همه ندارد؛ یکی فقط در مادیات این مرزوق بودنش رشد می کند، یکی در بخشی از مادیات و یکی....؛ در مطلق همه چیز مروزق خداست که او هم انسان کامل است اما بالاخره در مقام مرزوقیت قرار داریم. اینها همه اتفاقاتی است که در این روز بزرگ می افتد؛ و این همان درک لیله القدر است و لااقل اینکه علم به آینده پیدا می کنیم و یکسال اینده را می دانیم چه در پیش رو داریم. استغفار این روز دلیل دیگرش این است که الان که پاک پاک هستیم، اسغفار کنیم که این پاکی رابرای خود حفظ کنیم.

روزه در جسم و روح ما ریشه دارد؛ راه نجات راه رسیدن به امام زمان (عج)علم عقل فهم و فهم قرآن، رسیدن به خدا، شنوا شدن، بینا شدن، گذشتن از ماده (دعایی که در اوج مناجات شعبانیه) است. البته نماز هم همین خصایص را دارد، ولی از جهت سازنده بودن روزه و از جهت نهی کننده گی روزه. همه جا نماز و زکات همراه هم هستند؛ زکات بدن روزه است؛  زکات علم نشر آن است و اگر این زکات را نپردازیم، برکت از آن برداشته میشود و روز به روز تقلیل می یابد. 

روز عید فطر روز « فطریه » است. اگر زکات بدن روزه است، نتیجه اش را هم زکات دارد، زکات در زکات.

اوج مسائل معرفتی که آدمی را حرکت می دهد، همین چیزهاست که بسیار ساده و زیاد در اختیار داریم، ولی از آن استفاده نمی کنیم؛ زکات بدن روزه است، زکات روزه گرفتن این است که موقع افطار دارایی خود را با یک روزه دار دیگر تقسیم کنی، و در آخر ماه فطریه دهیم؛ یعنی همان توبه؛ و هیچ بدهکاری باقی نگذاریم؛ و هیچ چیزی از غیر حلال در وجود مان باقی نماند؛ منظور از غیر حلال، مکروه و مباح هم هست؛ یعنی هر چیزی که انجام می دهیم، حلال است و هر چه که نمی کنیم حرام است. این ابزار کارآمدی است و خدا کمک کند که این درک همراه همیشگی ما باشد و بتوانیم روزه گیر باشیم؛ لااقل در فضای روزه و روزه داری باشیم که اگر اینگونه باشد حسابمان تصفیه است و نمازی هم که کنارمان است، بندگی خدا را حاصل می کند و در کنار امام زمان (عج) هم هستیم و قرآن را خواهیم فهمید؛ حتی اگر یک کلمه باشد.

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group