بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

از اصلي ترين دليلهاي مبارك بودن ماه رمضان قرار گرفتن ليله القدر است، كه انزال قرآن كريم در اين شب انجام گرفته است؛ به همين جهت اين ماه مبارك را باید به یکدیگرتبريك گفت. نه تبريكي كه معمول و مرسوم است بلكه اين مبارك بودن و پر بركت بودن از جانب خداست كه ما با گفتن اين كلمه بركت را به هم تعارف مي كنيم. و در ضمن گوشزد مي كنيم كه لحظه لحظه اين ماه با ديگر ايام ماهها فرق مي كند و امكان حداقل خطا هست و حداكثر درستي و حتی بيشتر كارها و اعمال بدون بار مثبت در اين ماه مثبت تلقي مي شود مثل نفس كشين انسان. كه اختيار و اراده اي بر آن نيست. به گفته پيغمبر انفسكم فيه تسبيح .

به اين جهت ماه رمضان ماه مباركي گفته مي شود و مومنين حلول اين ماه را به هم تبريك مي گويند و قرار گرفتن در آن به اين اميد كه بركت اصلي و واقعي كه در ليله القدر وجود دارد درك شود. اين بحث از اين كلمات ابتدايي شروع مي شود و به معارف عاليه اي ختم ميشود كه جز ستوه بالاي معرفتي ماست.

در اينجا به چند نمونه از اسرار اين ماه پرداخته مي شود .

يكي از اسرار و رموز رمضان كه ريشه خيلي از اسرار ديگر اين ماه است همين مبارك بودن مي باشد كه با ليله القدر و نزول قرآن چه قرآن ناطق (انسان كامل في الحال امام زمان (ع) و ائمه ديگر در ايام خودشان و رسول اكرم به عنوان رسول خدا و آورنده دين و حافظ و حامل قرآن كريم)  و چه قرآن صامت گره خورده است.

با شنيدن نام ماه مبارك رمضان آنچه كه ابتدا به ذهن آدمي مي آيد روزه است. بعد از ان ليله القدر و سومين مورد نزول قرآن است كه البته هيچ كدام از اين ها به نوعي از هم تفكيك نمي شود و همينهاست كه ظاهر ماه رمضان را به ما معرفي مي كند .

در روايات و ادعيه معتبر داريم كه رمضان بهشت روي زمين است ؛ زمان نسبت به مكان كيفيت عالي تري دارد اگر چه هر دو مادي اند اما زمان آسماني تر است و نسبت به مكان موانع فيزيكي كمتري دارد از زمان براي سير الي الله بيشتر مي توان استفاده كرد لذا قطعه اي از بهشت بر روي زمين يك مكان نيست يك زمان است. يك مكان در يك جا قرار دارد و تكرار ديگري ندارد اما زمان يك بار است اما صدها بار تكرار مي شود اين يكي از تفاوت هاست و در ماهيت عالي آن نسبت به مكان برتری دارد. به بیان ساده تريك ماه رمضان وجود دارد ولي هر سال تكرار مي شود به جهت اينكه بندگان خدا بخش قابل توجهي از عمرشان را در بهشت بگذرانند و انكار نكنند و انهايي كه اهل انكار نيستند درك كنند كه معناي بهشت چيست؟ آيا صرفا يك مكان سبز و خوش آب و هوا و داراي آب جاري و پرنده و... يا ؟ بحث از ماديات فراتر است و فقط فراخور فهم مادي ما توصيفاتي از بهشت بيان شده است اما هر كدام از اينها بيانگر يك معناي بلند است و رازي را در خود پنهان دارد. و بايد ان در یافت تا بهشت اصلي را فهميد و به آن رسيد.

كوتاهترين راه براي رسيدن  به اين بهشت ماه مبارك رمضان است.

بهشتي كه در دنياي ديگري نيست بلكه همين دنياست و يك لحظه هم نيست بلكه يك ماه متوالي است و بخشي از يك ماه هم نيست تمام لحظاتش حتي در خواب و هم هر كاري انجام گيرد همه در راه رسيدن به همان بهشت است.

پيدا كردن اسرار رمضان ابتدا و انتهاي خلقت ما را روشن مي سازد اين حرفها جز اسرار و مقاطع است سر فصل هاي اصلي دارد كه هر كس بايد شخصا براي خود تحقيق كند تا سوال دير جواب و سخت جوابه از كجا آمده ام براي چي آمده ام؟ به كجا مي روم؟ به وضوح و روشني قابل درك شود. البته تمام عبادات از نماز و ذكر و ... در جز و دايره وسيعش همين جاست اما روزه با همه اينها متفاوت است.

با نماز خواندن يا نخواندن ما رشد معنوي پيدا مي كنيم و يا از رشد معنوي ما كاسته مي شود. اما با روزه رشد معنوي پيدا مي كنيم؛ وضعف جسمي، با روزه نگرفتن رشد جسمي پيدا مي كنيم و معنويتمان افت پيدا مي كند . معادله اي خيلي دقيق برقرار مي شود و به نوعي دنيا و اخرت در يك مقطع زماني با هم مختلط مي شود. تداخل شديدي و عميقي با هم دارند كه جز اوليا خدا و صالحين كسي اين را درك نمي كند كه هر كاري را كه انجام دهيم يا دو منفعت دارد و يا دو ضرر وقتي روزه مي گيريم اولا از ماديات جدا مي شويم چون جسم ضعيف مي شود. كمتر حرف مي زنيم كمتر مي بينيم كمتر مي شنويم و از همه مهمتر كمتر مي خوريم و كمتر مي آشاميم و كمتر مي خوابيم چون بايد عبادتها ي خاصي را انجام دهيم  ثانيا اينكه خود روزه يك عبادت است آن ثوابي كه براي آن قرار داده شده و يا آن تقوايي كه انسان كسب مي كند و پيش مي رود نفع دوم محسوب مي شود.

همين طور اگر انجام ندهيم دو ضرر را هم مي كنيم اول اينكه بدن فربه تر مي شود بيشتر مي خوابيم بيشتر حرف مي زنيم و اين به يعني چسبيدن به دنيا و جدا شدن از معنويت و و دوم اينكه اين عبادت قرار داده شده كه رشد معنوي پيدا كنيم و وقتي انجام ندهيم افت معنوي پیدا مي كنيم .

آيات 183تا 188 سوره بقره در ابتداي قرآن به اين بحث پرداخته و نكات عجيبي دارد .

" يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ "(183)

مواردي كه بيان شده در اين آيه:

" يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ "

نفرموده اند يا ايها الناس و يا يا ايها المسلمون

مخاطب كساني هستند كه اسلام آورده اند و بعد هم ايمان پيدا كرده اند.

 

" كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ "

نوشته شده بر شما صيام معادل فارسي صوم يا همين روزه كه مي گوييم روزه يك اسم هست معناي صوم نيست صوم معادل فارسي اش يعني خود نگهداري و صائم يعني خود نگهدار يعني خود را از خوردن و نوشيدن و موارد ديگري كه دستورات شرعيه براي وجوب روزه و حرمتش لازم است نگه مي داري و اين معني صوم است.

 

" كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ "

بر اقوام قبل از شما هم نوشته شده

 

" لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ "

 شايد كه متقي شويد

دراين آيه چهار مطلب ذكر شده است:

1 . اهل ايمان

2. نوشته شده بر شما

3. نوشته شده اين روزه داري بر پيش از شما

4. اين وسيله تقوي پيشه ساختن شماست.

در قسمت " كُتِبَ عَلَيْكُمُ "  نوشته شده بر شما ابتدا چيزي كه به ذهن مي رسد اين است كه هنوز من نبودم، آن كسي كه كه قانون عالم را نوشت، مشخص كرد كه هر كس كه بعد از اين سر موعدش خلق شد فلان ايام را روزه بگيرد اين برداشت اوليه و سطحي همه تقريبا به اين موضوع پي مي بريم اما عميق تر كه توجه كنيم مي فرمايند كه نوشته شد بر شما يعني موقعي كه شما نبوديد، همان طور كه قبل از شما بر شما نوشت كه موقعي كه آنها نبودند.

اگر ظاهر آيه به اين شكل بود كه مي فرمود كتب " كُتِبَ عَلَيْكُمُ " برداشت چنين بود كه اين براي دوره  حضرت موسي يا دوره اي خاص نوشته شده است و براي زماني كه پيغمبر آخرالزمان بيايد و مردم در آن دوره روزه بگيرند اما وقتي مي فرماید، الان برشما نوشته شده و حتم شده و واجب شده بر قبل از شما هم واجب شده مشخص است كه نوشتن و انشا اين امر به قبل از اين حرفها ارتباط دارد.

در قست بعدي اين آيه مي فرماید نتيجه اين امر تقوي است. حال چرا ما به تقوي نياز داريم؟ چون مشكل داريم و بايد مسيري را طي كنيم در يك وادي خطرناك و پرمانع هستيم يك چيزي وجود دارد كه ما را از بين اين موانع به سرعت عبور مي دهد و اسم آن تقوي است  نام اين محل پرمانع هم كه در آن قرار داريم دنياست. پس اين دستور مربوط به موقعي مي شود كه ما قرار بود وارد اين دنيا شويم. در همان زمان نوشته شد كه در اين دنيا كه خواستي وارد شوي به شرطي مي تواني از موانع اين دنيا رد شويم كه روزه بگيريم. حال چرا آن موقع؟

كه اين به پيدايش اوليه و خلقت انسان مربوط مي شود.

آدم خلق شد و ملائكه سجده كردند جز ابليس خدا به آدم فرمود با زوجه ات در بهشت ساكن شو واز هر چه مي خواهيد بخوريد و " لاتقرب هذه الشجره "  به اين درخت ممنوع نزديك نوشيد و دوم اينكه اين  موجودی كه به تو سجده نكرد دشمن توست مواظب باش.

آدم به حرف شيطان گوش داد و فريب خورد و نزديك به چيزي شد كه نيابد مي خورد. يعني يك چيز خوردني را خورد. سر روزه در همين جاست غذاي طيب و حلالي را كه هر روز مي خوريم را ديگر نبايد بخوريم تا بتوان به اين وسيله باخت روز اول را جبران كرد.

آن روز آدم به چيزي نزديك شد كه حلال بود و خوردني اما باعث مي شد به زندگي مادي گرفتار شود حالا كه در اين ماديات گرفتار شديم در اين ماديات حلال هايي قرار داده شده كه ما را مادي تر مي كند پس اينها را ديگر نبايد انجام دهيم اگر انجام دهيم داستان آدم (ع) دوباره براي ما تكرار مي شود از اين دنيا به دنياي پست تري مي رويم و گرفتار تر مي شويم. اما اگر روزه بگيريم از دنيا برمي گرديم  به بهشت و خود رمضان همان بهشت خواهد شد اين سر روزه است.

در انتهاي آيه 187مي فرمايد:

" تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا "

مواردي كه در ايام روزه داري منع شده و نبايد به طرف آنها رفت حد خدا و حدود الهي است همان است كه به آدم (ع) فرموده شد "فَلاَ تَقْرَبُوهَا عين همان عبارت را در اين آيه مطرح كرده كه طرف اين منعيات نرويد كه اگر رفتيد علي الظاهر روزه باطل مي شود و علي الباطن مادي تر مي شويم و از بهشت فاصله مي گيريم. همان بلايي بر سر آدم (ع) آمد با اين تفاوت و امتياز ويژه كه در آنجا دست ابليس باز بوده ولي در اين بهشت دست شيطان بسته است آنجا بهشتي بود كه بعدش دنيا بود اينجا دنيايي است كه بعدش بهشت است.

سر اصلي اين است كه و يك چيز دقيق و ظريف درون اين نهاده شده كه چرا ما بايد روزه بگيريم؟ چون آدم ابوالبشر روز اول به خاطر يك گندم يا يك سيب و يا هر خوراكي ديگري زندگي مادي و پرگرفتاري و دنيايي را ترجيح داد بر زندگي راحت بهشتي حال براي برگشتن به آنجا دقيقا بايد همان كار را انجام داد ولي مخالف آن جهت، آدم خورد و از بهشت بيرون شد ما نخوريم تا وارد بهشت شويم.

هركس اين مسير را مي رود و وارد ماه مبارك رمضان مي شود و دستوراتي كه در همين شش آيه بيان شده را انجام دهد اول اينكه همين رمضان براي او بهشت مي شود و با تمام وجودش و كامل درك مي كند و دوم اينكه بهشت عدن و ابدي براي او تضمين مي شود . نه به صورت منقطع بلكه از الان تا آن موقع دربهشت خواهد بود.

در روايات متعدد هم داريم كه بهشت و جهنم در همين دنياست ولي چشم بصيرتي وجود ندارد كه ببيند، از همين الان جاري و ساري ست اما چه كسي مي بيند؟ چه كسي مي شنود؟ چه كسي مي فهمد؟ چه كسي درك مي كند؟

در ماه مبارك رمضان راه درك كردن باز است چشم هايي كه حتي بر اثر گناه پيش و بعد از ماه مبارك نابيناست در ماه رمضان مي بيند به شرطي كه روزه بگيرد و اين روزه هم در حد واجبات است روزه هاي خاص براي بهشت خاص است براي طبقات بالاي بهشت براي "عند ربهم يرزقون" براي عند ملليك المقتدر براي فنا في الله و در مرتبه اعلا براي پيغمبر اكرم (ص).

 براي ما كه انسانهاي معمولي هستيم هم در بهشت باز مي شود و هم در بهشت قرار مي گيريم بهشتي كه تمامي ندارد.

ريشه روزه داري در آن زماني است كه انسان پا به زمين گذاشت و به عبارت عرفاني تر آدم شدن انسان در روزه داري است.

آدم به يك معنا اسم انسان است اول است و پيغمبر اول و به معناي ديگر انسان كامل را گويند انساني كه تمام جهات انساني را پيدا كند كامل كامل است و به او آدم مي گويند. اين در واقع يك مقام است و راه آدم شدن هم روزه است مطابق تمام دستوراتش  عللي و مهمترين علت آن هم اين است كه آدم را جدا مي كند اما  اين به انزوا نمي رساند. هستند كساني كه براي جدا شدن از ماديات تنهايي و عزلت نشيني را انتخاب مي كنند اما اينها براي مراتب بالاي انسانيت و مقام انبيا است و در روايات و آيات مختلفي داريم در يك مقطع زماني خاص و به خاطر اينكه اوج انقطاع را پيدا كنند و وحي برايشان نازل شود كه در واقع اين نوع از انزوا مختص ايشان هم هست.

اما اين انزواي هاي غلطي كه امروز هم مرسوم است که دنيا را رها مي كنند نامرتب و كثيف زندگي مي كنند چون نمي خواهند جلب توجه كنند يك عده اي ديگر علم را رها مي كنند معتقدند علم جزماديات است و حجاب اكبر ايجاد مي كند دسته اي ديگر خوراك را مطلق رها مي كنند مانند مرتاضان. كساني هم هستند خواب و هر گروه و دسته اي در نوع خاصي از زمیني بودن افراط مي كنند براي رها شدن از زندگي دنيايي. در صورتي كه اگر يك ماه رمضان را با تمام جزيياتي كه فرموده شده است اجرا شود در بهشت خواهيم بود و آدم خواهيم شد . هر كس به اندازه ظرفيت وجودي خود. يكي ممكن است درجه پايين از انسانيت باشد  و رو به حيوانيت، چون زياد مي خورد پس نمي فهمد زياد حرف مي زند پس درك ندارد زياد مي شنود وقتي وارد ماه مبارك رمضان مي شود تصميم مي گيرد كه به خود فشار آورد تا يك روزه اساسي بگيرد اين باعث مي شود به ارتقا برسد و از حيوانيت خود رها شود  ابتدا با جبر و بعد با ميل و رغبت خود. مي توان همه اين لذات مادي را به حداقل رساند. و چون در اين ماه هستيم هر كاري را انجام دهيم بهشتي خواهد بود.

 جدا كردن از ماده و پيوستن به معنا رها شدن از دنيا  رسيدن به بهشت و آخرت و عقبي اين سر اصلي روزه است و تقوي الهي همينجاست؛ تقوي هم يعني رد شدن ا ز موانع دنيوي و مادي.

ما اگر اركان روزه را بنگريم مي بينيم كه هر نوع منفعتي كه ممكن است يك انسان از زندگي خود ببرد دو حالت در جلوي پاي او مي گذارد يا اينكه حيوان شود و يا اينكه به درجه بالاي انسانيت برسد و تبديل به انسان كامل شود. اگر همه اينها در روزه در نظر گرفته شود همه ممنوع است. اگر متاهل باشي يا مجرد باشي دستورات خود را داراست. هيچ كاري بدون قانون نيست و همه خودنگهداريست و با اختيار.

با اختيار اگر روزه خواري كنيم بايد جريمه سنگين پس دهيم با اختيار اگر خطايي كنيم كه روزه را باطل كند بايد تاوان آن را پس دهيم . چون ما را از بالاي بهشت به كف جهنم پرتاب مي كند.

به خاطر اينكه كسي اين خطا را مرتكب نشود خدامي خواهد توفيق اجباري رحمت اجباري را نصيب آدمي كند؛ و به همين علت تاديبهاي سخت وجود دارد. از سوي ديگر كسي كه انجام مي دهد و سعي مي كند كه اينگونه باشد بر كمال انساني اش اضافه مي شود. وخود مشاهد مي كنيد كه انسان كامل چه سيري را طي مي كند بعد وقتي به سراغ ابوحمزه كه متعلق به انسان كامل است مي رويم ميبينيد كه واقعا در بهشتي هست كه با خدا صحبت مي شود؛ و گرنه در دنياي مادي نمي توان با خدا اينگونه راز و نیازكرد؛ درفرازهاي عارفانه اين دعاكه شايد ظاهرا هم يك خواسته هايي هم در خود نهفته داشته باشد وقتي به مطلب پي ميبريم مي بينيم  چه عشق بازي زيبايي با عاشق و معشوق اتفاق مي افتد كه اين فقط در بهشت امكان دارد . جايي كه طرف كاملا ماده را رها كرده و به انقطاع كامل رسيده است و دعاي ماه شعبان او مستجاب گرديده است. « حبلي ما مكال انقطاع اليك »

با شروع ماه رمضان ما به زور وناخود گاه به سمت كامل شدن پيش ميروم مگر اينكه خود بخواهيم مخالفت كنيم. و اگر در اين جهت هم بخواهيم قرار گيريم ضرر سنگيني را پرداخت خواهيم كرد. يك روز را بايد شصت روز روزه گرفت يك كار كوچك را را بايد يك كفاره سنگين پرداخت كرد. چون به زور مي خواهند ما را ادم كنند در طول يازده ماه نشديم و حال اجبار در كار آمده  البته زور مهربانانه نه با خشونت همه محدوديتها هم برداشته مي شود، نه زمان و نه مكان مانعی به وجود نمی آورد.

مثلا اگر ما ذكري را در همين ماه بخوانيم و در ماهاي ديگر هم تجربه كنيم متوجه خواهيم شد چقدر متفاوت خواهد بود اينجا وسعت وجود دارد زمان زمان بهشتي است زمانهاي ديگر زمانهايي دنيايي است وگاهي هم ممكن است به واسطه اي آن زمانها هم بهشتي شود اما فقط گاهي مثل شبهاي جمعه كه شبيه ماه رمضان و شبيه بهشت است.

اين سيري هست كه يك انسان كامل به عنوان نبي و رسول خدا و حضرت آدم (ع) انجام داد مشقتي كه آدم (ع) كشيد     " فتاب عليه " در يك عبارت كوتاه آمده است ولي در ماه رمضان خود را نشان مي دهد چون ما انسانها آنقدر قدرت نداريم كه به خداي خود بگوييم اشتباه كرديم و اينقدر خالصانه باشد و فكر كرده و عميق باشد چون خدا بخشنده است و در اين بخشندگي او شكي نيست  چون ما چيزي را كه حتي به ذهنمان هم نيامده است را خدا مي بخشد اما وقتي اذعان مي كنيم به عمق قضيه هم پي مي بريم، ببخش هم همان حيطه را در برميگيرد.

اما انسان كامل مثل حضرت آدم (ع) وقتي ميبيند خطا كرده بحث كلمات را به ميان مي كشد و توبه مي كند" فتاب عليه " توبه قبول مي شود و خدا اين مقام را به آدم (ع  مي دهد اما ما كه نمي توانيم , آن كلمه وقتي متصل مي شود پهن مي شود به اندازه ما كه مي خواهد شود، تبدیل مي شود  به يك ماه رمضان. يعني از ابتدا تا عيد فطر فتاب عليه است به خاطر همين روايتهاي متعدد و وحشت آور داريم كه در مفاتيح هم هست كه اگر كسي در ماه مبارك رمضان بخشيده نشد بدبخت است.

آن وسيله اي كه ما به پیشگاه  خدا مي آوريم كه خدايا ما اشتباه كرديم و اين روزه را هم به عنوان واسطه آورديم و هر چه مراتب كاملتر باشه فتاب عليه كاملتر و عميق تر مي شد.

انسانيت ما كاملتر مي شود چشم بازتر و گوش شنيدارتر و استشمام قوي تر و فهم عميق تر مي شود.

اينها همه اسرار است و به هم پيوسته به همين خاطر بعد از پايان ماه رمضان دست شياطين باز مي شود چون اين انساني كه از ابتداي ماه رمضان درست وارد شده است « رب الدخلني مدخل صدق »  

صادقانه وارد شده و سالم وارد شده و با دعاهاي متعددي كه در اين ماه مي خوانيم وهمه اين كلمه سالم بودن را در بردارد براي اين است كه درست وارد شويم و درست خارج شويم كه اگر اينگونه باشد هرگز هيچ نيروي شيطاني قدرتش به ما نخواهد رسيد؛ و در این صورت است که به كمال رسيديم و خدا را پيدا كرديم. اينها همه سطح دو پرداختن به اسرار بود و سطح سه قطعا از اين عميق تر خواهد بود تا هفت سطح داريم كه  تنها با تفكر ممكن است به درک آن رسید.

فکر می کنیم سوال مي كنیم سرنخ هم كه وجود دارد « قرآن » حال هر كس بنا بر توانايي تا اولا اين سر براي او جا بيفتد و بفهمد و درك كند و در وجود خودش جاگير شود و سپس به مسائل بعدي پي ببرد. متوجه شود كه چرا نفس كشيدن تسبيح است چرا خوابيدن عبادت است  همه جا  خوابيدن نهي مي شود در ماه رمضان نخوابيم در سطح دو حتي خوابيدن هم عبادت محسوب مي شود در خوردن و همه چيزي اينگونه است.

روزه دار در اين ماه به كمال مي رسد چه بخورد و چه نخوابد اصلا جز رحمت خدا جايي پيدا نمي كند هر كاري بكند عبادت و ثواب و رحمت است و اين رحمت همه جا را فرا گرفته است ممكن است يك نفر نخواهد كه ديگر خود مقصر است كه خود را از اين حيطه دور سازد ولي بازهم بي نصيب نمي ماند و و از فضاي حاكم تاثير مي گيرد.

و همه اينها در روي زمين و در ماه رمضان كاملا تجربه مي شود.

 ان شا الله كه بفهميم چون ما مي خواهيم نيتمان تعالي پيدا كند و در جهت كمال در اعمالمان تاثير بگذارد اين نيت كامل و صادقانه تر است كه اگر اينگونه شود هيچ كس دوست ندارد بهشت را رها كند و وارد جهنم شود.

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group