(( بسم الله الرحمن الرحيم ))

زيارت عاشورا آيینه اي است كه هر مومني درآن نگاه كند، بوضوح شخصيت اهلبيت را مي بيند .
اين دعا چكيده اي از همه عقايد شيعه اصيل و ناب معصومين است .
اساس زيارتنامه بر دو بحث كلي «محبت خدا ودوستان خدا» و« دشمني دشمنان» خداست .
در طول تاريخ و در حال حاضر هم هر كس از مسير مستقيم انحراف دارد، قطعا به دليل كمبود و يا زيادي يكي از اين دو مهم است .
دشمني دشمنان خدا بايد در شخصيت فرد به صورت متعادل برقرار گردد. و اگرغير اين باشد از صراط مستقيم به همان اندازه انحراف خواهد داشت.
اين موضوع در همه مسائل اعتقادي، سياسي و هر چيز ديگر وجود دارد. فرقه های مختلفي كه بوجود آمده اند،
همه نسبت به اين دو مسئله، كم و زیاد داشتند و به اين شكل در آمده اند .
لذا براي كامل شدن ، لازم است كه ما زيارت عاشورا را بشناسيم و بعد بخوانيم .
اين دعا ذكر نسبتا مفصلي است كه در روضه ها خوانده مي شود و چون حوادث كربلا را به ذهن آدمي مي آورد،
مردم راحت گريه مي كنند. از اينروآنرا شبيه روضه مي دانيم ، در حاليكه اينطور نيست .
زيارت عاشورا سند عقيده ماست . بعد از حکومت شش ماهه امام حسين (ع) هيچ حكومتي بر اساس عقايد شيعه شكل نگرفت .
البته يك و يا دو مورد در تاريخ وجود داشته اند، اما باز هم اساس آنها شيعي نبوده است. مثل دوران صفويه در ايران كه با آ نكه مذهب رسمی در كشور را شيعه اعلام كردند، اما اصول و پايه واقعي بر اين مبنا نبوده است .
تا انقلاب اسلامي ايران كه امام خميني(ره) بر پا كرد . و از سال 1342 تا 1359 اين انقلاب و تحول به طول انجاميد .
از بعد از حكومت امام حسن مجتبي (ع) تا اين تاريخ چنين دگرديسي در ازمنه وجود نداشته است .
در اين نظام هم كساني هستند که با حق فاصله زیادی دارند و در اين قضيه مشكل دارند . خصوصا در «تبري». يعني اعلام دشمني با دشمنان اهل بيت (ع) .
و بهانه شان هم اين است كه شيعه و سني بايد با هم وحدت داشته باشند . در حالیکه ما در اعتقادات خود چنين چيزي را نداريم .
حرفی که امروزه مرتب به رخ کشیده میشود و افکار منحرف از آن دم می زنند، اینست که از زمان حكومت خلفاي راشدين (يعني از سقيفه بني ساعده كه حق اميرالمومنين (ع) را غصب كردند)، تا قرن هفتم ، دموكراسي اسلامی بود.
يعني مردم خود مي خواستند و دوست داشتند و بر حق بوده است . و این نقطه مقابل زیارت عاشوراست .
در این دعا داریم :«الهم العن بنی امیه».
بنی امیه تنها چند صد سال اول بودند و بعد ازآنها بني عباس با رضايت مردم برروی كارنیامدند. كساني بودند كه حق را غصب کردند و مورد لعن اهل بيت (ع) بودند. و معصومين در ضعف و مظلوميت بودند و كاري نمي توانستند انجام دهند .
اوج اين تضاد با حكومت، در قيام امام حسين (ع) نمودار شد . كه تابلوی اين قيام در زيارت عاشورا و حركت و شخصيت ايشان است .
امام حسین (ع) توسط بنی اميه (همان كساني كه حال در جامعه ما خيلي ها مي گويند اينها با راي مردم بر سر كار آمدند) به شهادت رسید . اينها ملاك هاي اسلامي نيست . اگر مشكلات سياسي حال حاضر را ريشه يابي كنيم ، در حزب و جناح و مانند آنها نمي گنجد.
بلكه این مشکلات در عقيده افراد است . كه طرف، دشمن اهل بيت را دشمن خود مي داند يا نه ؟ يا بر اين باور است كه همه دوست هستند؟! افکار منحرف مي گويند همه دوستند و دشمني نيست. ما با دشمن گفتگو مي كنيم بلكه دوست شود.
مثلا با آمريكا و گروهاي مخالف مذاكره كنيم تا به نتيجه مطلوب برسيم .
اما دراساس حكومت شيعه اين نظرها جایگاهی ندارد. بلكه : (( اشداء علي الكفار رحماء بينهم ))
ما دشمن رسمي داريم كه بايد به شدت با او برخورد كنيم .اما بين خودمان اینگونه نیست. بلکه با عطوفت و مهرباني است .
يعني خودي ها یک طرف و غيرخودي ها درطرف ديگرند. هر كس ممكن است باشد . ممكن است به ظاهر شيعه يا مسلمان باشد و ممكن است غيرمسلمان باشد و ايراني یا غیر ایرانی باشد. بهر حال فرقي نمي كند .
مهم اين است كه ما دين خود را با اين دو معيار كلي هميشه بسنجيم و ارزش گذاري كنيم و حقانيت و برصراط مستقيم بودن خود را پيدا كنيم كه آيا درهر زماني ما دشمني داريم يا نداريم ؟
اگر هيچ عدوي پيدا نكرديم ، بايد ضعفي در ما وجود داشته باشد و از آن طرف اگر هيچ دوستي نداشته باشيم ، باز هم ضعيف هستيم .
جمهوري اسلامي ملاك خوبي است . از زماني كه اين انقلاب رخ داد ما تنها ی تنها نبوديم . يعني دوست داشتيم . اما دوستان ما كشورهاي مظلوم و فقير و تحت فشار كشورهاي قدرتمند بودند. مثل كشورهاي آفريقايي يا لبنان و افغانستان و فلسطين و...
از سوي ديگر ما بدون دشمن هم نبوديم . از همان روز نخست با ما دشمني وجود داشته تا همين الان .
درسي كه از زيارت عاشورا مي گيريم و لازمه زندگي است ، اینست که اين دو در زندگي و شخصيت و افكار يك شيعه باشند .
اگر امام صادق (ع) قيام نكرد وفقط درس و بحث وحديث وروايت را به انجام مي رسانيد به اين معنا نيست كه امام صادق (ع) دشمن نداشت. از زمان ولايت امام سجاد (ع) به بعد، سكوت و تقيه كردند و در آرامش سیاسی اين مسيررا طي نمودند و در زمان امام رضا (ع) و حضرت جواد (ع) شرايط خيلي سخت شد و مجبور شدند وارد دستگاه حكومت غاصب شوند .
امام رضا (ع) وليعهد مامون عباسي شد . مامون كسي است كه ما در زيارت عاشورا لعنش مي كنيم و اينها جزوغاصبان اهل بيت (ع) هستند. جزو كساني كه ظلم كردند. ودرعبارتهاي مختلف در زيارت عاشورا این پایمال شدن حق را می بینیم .
در هرصورت در تمام شرايط سخت از زمان امام زين العابدين(ع) تا امام حسن عسگري (ع) هيچ كدام دست به شمشير نبردند، اما دشمن داشتند .
غير ازاين دعا، اذكار مختلف ديگري هم وجود دارد كه دشمن خود را لعن كردند و گاهي هم مجبور شدندو علنا به خود دشمن گفته اند .
همه اهل بيت(ع) و به صورت اخص حضرت جواد (ع) ، صراحتا به خليفه وقت اعلام كردند كه جاي حق را اشغال كرده است.
خود خليفه هم اين موضوع را خوب مي داند كه او پسر رسول الله است و حق با آل محمد است و هم قرآن و هم پيغمبر فرموده اند و تمام اسناد را رو كردند . ولي آنها تضییع كردند و كسي كه غصب بر خلافت الهي مي كند، لعنت خدا بر اوست .
داشتن دوست و دشمن به يك اندازه بايد باشد. اين از ملاك هايي است كه عقيده شيعه را پا برجا نگه مي دارد .
هيچ عالم درجه يك شيعه را در طول تاريخ پيدا نمي كنيم كه بدون دشمن باشد. خيلي ها به شهادت رسيدند . يعني دشمن خيلي جدي و مستحكم بوده است و اين چيزي است كه در زيارت عاشورا به عنوان اولين و كلي ترين و ريشه اي ترين درسي است كه مي گيريم .
اما زيارت عاشورا چهارده قسمت دارد . بخش اول سلام است . سلام هايي كه خدمت امام حسين (ع) مي دهيم .
بخش دوم بيان اين قضيه است كه كشته شدن امام و يارانش و اسارت خانواده اش يك اتفاق معمولي كه ممكن است براي هر انساني بيفتد، نبود. بلكه اين حادثه از هر لحاظ فرق مي كند. هم از لحاظ نسب كه به پيغمبر مي رسد و هم از این جهت که اين خاندان از جانب خدا حق حكومت داشتند و جزء آل الله بودند و عصمت داشتند و هم اينكه از نظرعلم و تقوي، حتي به شهادت دشمنانشان از همه برتر بودند .
دیگران ظلم و خطاي شخصي و اجتماعي مرتكب مي شدند اما آنها هر گز به چنين لغزشي نمي افتند. در تاريخ نداريم كه يكي از اصحاب و ياران نزديك و يا امام حق كسي را ضايع كرده باشد . اينها عدالت داشتند و در زيارت عاشورا بیان مي دارد كه اين مقام را دارا بودند و به شهادت رسيدند ومصيبتشان با همه مصايب متفاوت است .
مظلوميتشان تنها به این دلیل نبوده که با تعداد هفتاد و دو يار در مقابل يک سپاه هزاران نفري ايستادند. اين فقط يك جنبه از اين مظلوميت است .
سي هزار نفراز بدترين و فاسدترين آدم ها در مقابل هفتاد و دونفر ازبهترين انسانها . ظالم ترين آدم ها در لباس مسلماني . اما در مقابل عالم ترين و با تقواترين انسانها . آنها همه دنبال مقام و دنيا و آسايش دنيايي خود بودند. اما اين ها براي خدا قيام كردند و اين موارد همه در زيارت عاشوراهست و بيان مي كند كه وقتي چنين اقلیتی ، ناجوانمردانه به اين طرز فجيع شهيد مي شود، اين مصيبت براي همه عالم سنگين است. چه درك كنند و چه درك نكنند .
دل همه مي گیرد ، اما دليلش را نمي دانند و مي گويند دل گرفته است. اينكه مسلمان باشند يا غير مسلمان فرقی نمی کند و هر كاري میكنند كه اين حالشان عوض شود . اما دليل اين غصه را نمي دانند . در اينجا گفته مي شود دليل اين غصه اين شهادت مظلومانه است كه همه چيز را فراگرفته , اگر رنگ آسمان قرمز شود، همان اشك آسمان است كه ما نمي بينيم. گاهي اشك آسمان آب باران است كه همه آنرا مي بینند.
گاهي واقعا باران قرمز مي بارد اما صدها دليل علمي براي آن نوع باران مطرح مي كنند. اما درواقع آسمانهاهم به موقع عزاداري مي كنند . همه طبيعت و زمين و آسمان و همه چيزهايي كه بين خلايق هست، مصيبت امام حسين(ع) برايشان سنگين است.
اگر كمي فكر كنيم و اعتقاد داشته باشیم ، مي پذيريم كه اگر امام حسين (ع) به شهادت نمي رسيد و حكومت مي كرد، راه هدايت براي مردم مشخص مي شد و ظالمان آن زمان و زمانهاي بعدي از بين مي رفتند و مردم در آسایش و رفاه زندگی می کردند.
اما این واقعه تنها با انسانها ارتباط ندارد .
همه طبعیت گیاهی جهان به هم خورده است . گیاهان انرژیی را که باید، تولید نمی کنند و ثمری را که باید، نمی دهند. خیلی از نسل های متنوع گیاهان از بین رفته است . چرا ؟
چون انسانها منحرف شدند و بخاطر خودخواهی ، به طبعیت فشار آوردند و جنگلها را از بین بردندو یا جابجایی هایی در ساختمان سازی و آزمایش های اتمی و کارهای دیگر کردند که حتی به گیاهان هم ضرر رسید .
نسل های زیادی از جانوران منقرض شده و در آسمان تعادل سیارات به هم خورده و چرخشهای مدارات فرق کرده است.
روزها و ماهها و سال ها را حتی با ساعتهای اتمی هم نمی توانند دقیق بسنجند. چون مدارات آن طور که باید حر کت نمی کنند.
زیرا عاملی روی همه اینها تاثیر گذاشته است که آن چیست ؟ مصیبت امام حسین (ع). (اگر چه کسی این امر را درک نمی کند .)
این انحراف ، ریشه تاریخیش این است که روزی حق از حقدار گرفته شده است . محقی که عالم و توانا بوده و می توانسته حکومت کند اما انسانی بی لیاقت را جانشین او کردند و از آن به بعد فساد را بین مردم رواج دادند .
اروپایی ها سگ را بیشتر از انسان دوست دارند. در انگلیس از مردم نظرخواهی کردند. هشتاد درصد آنها وقتی به سفر می روند دلشان برای هیچ فردی از خانواده تنگ نمی شود. از آن میزان، بیست درصد برای گربه و هشتاد درصد برای سگ خود دلتنگی می کنند !
چه کسی این تعادل را بهم زده است ودیگر هیچ تعادلی وجود ندارد؟
در نهایت انسان است و محبت دارد. اما محبتش را به یک انسان دیگر و حتی به خانواده خودنمی تواند برساند. ولی به یک حیوان ابراز
می کند. البته این فقط کم آوردن راه است و گرنه می دانند که سگ نمی تواند پذیرای محبتی باشد. سگ با شخصیت انسان فاصله زیادی دارد.
همه چیز تعادلش به هم خورده است . و این از جایی نشأت می گیرد. و آن هم مقابله ظالم و متکبر با «غدیر» است .
قبل از اسلام هم همینطور بوده است . حضرت موسی (ع) وقتی برای مدتی قوم خود را ترک می کند، سامری با یک گوساله ، مردم را منحرف می کند .
اما وقتی اسلام ظهور می کند، به لطف خداوند ، قبل از هر چیزی حساب مردم را صاف می کند و سفارش می کند که به دنبال دین باشید تا همه مشکلات حل شود . اما از آن به بعد اگر ظلمی شود( که شد) ، دیگر مسیر منحرف می شود و پیامبری نیست .
بعد از حضرت رسول (ص) ائمه می آیند. اما امام اول را هم به شهادت می رسانند، آن هم بعد از بیست و پنج سال که حقش را نمی دهند و بعد هم در یک اجبارات سیاسی قرار می گیرد و پنج سال حکومت می کند و بعد به شهادت می رسد .
امام حسن(ع) شش ماه حكومت مي كنند و در طول حیاتشان ، سراسر رنج و مصيبت و شكنجه هاي رواني و محاصره هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي بوده است و نهایتا به شهادت مي رسند . بعد ايشان امام حسين (ع) که هفت يا هشت سالي هم در محاصره بوده اند ، از شر این مردمان فرار می کنند تا مردم را ارشاد کنند. آدم های مختلفی می فرستد تا بلکه این جماعت از خواب غفلت بیدار شوند . اما حاصلی ندارد و نهایتا ایشان نیز به شهادت میرسند. بعد از آن هم که دیگر ائمه بعنوان عالِم شناخته می شوند . یعنی پیداست که حق از همه اهل بیت ضایع شده پس مسیر منحرف شده است .
فرق شهادت امام علی (ع) و امام حسین (ع) این است که امام علی (ع) در قضایای سیاسی و پیچیدگی خاص جامعه به شهادت رسیدند. حاکم اسلامی بودند. اما وقتی نوبت به امام حسین (ع) می رسد، امام را بعنوان کسی که از دین خارج شده و کسی که جای امام را غصب کرده و بعنوان مرتد و اینکه باید کشته شود و تا کشته نشود اسلام نجات پیدا نمی کند، می شناختند .
حال این ترور شخصیت توسط کسی است که جای امام حسین (ع) را غصب کرده است .
به این دلیل کشته شدن امام حسین(ع) بسیار سنگین است و مصیبت بزرگی است برای همه عالم . در درجه اول انسانها و بعد طبیعت و آسمانها و زمین و حیوانات و گیاهان خسارت دیدند . یعنی اگر انسان کامل بر کره ی زمین حکومت کند، همه چیزی سرجایش خواهد بود .
یک بحث معنوی اینجا مطرح می شود که عذاب الهی یک فرد خاصی را مدنظر دارد و قهر خداوند شامل حال جمع زیادی میشود و همه را از بین میبرد .
مثلا در یک کشور اسلامی وقتی اروپاییان برای تفریح به سواحل آسیایی و گرم آن می آیند، سه متر برف می آید . اینها دلیل معنوی و پشت پرده دارد. دلیل مادی آن است که کسی که حاکم برجهان است ، زور می گوید و همه چیزی را بهم زده ومی خواهد بمب اتم داشته باشد و برای رسیدن به آن صدها آزمایش هسته ای انجام میدهد و این آزمایشات جو را تحت تاثیر قرار می هد و پدیده های عجیبی را باعث می شود.
چندین میلیون خودرو تولید می شود ، چون می خواهند پولدار شوند. ماشینها زمین را آلوده می کنند، آب و هوا تغییر می کند، فصل ها بهم میخورند . اینها برای این است که جابجایی نادرست بوده است.
حال اگرکسی انسان کاملی رابکشد، آن هم اینقدر مظلومانه ، باید هم به این مصیبتهای بزرگ دچار شد . به همین خاطر همه ادیان می گویند یک مصلح و کسی که روزی به زندگی سلامتی بخشد، وجود دارد و همه به ظهورمنجی و امام آخر الزمان قائل هستند . و هر دینی برای آن نامی گذاشته است . اما آنهایی که کجروی می کنند ، خودشان هم خوب می دانند که رئیس جمهور و بقیه سران آنها ناحق بوده اند و اصلا لیاقت نداشته اند . رئیس جمهوری که پنج دقیقه هم نتواند برای مردم شفاهی صحبت کند، چگونه توانایی حکومت دارد و و لایق این پست و مقام است و حال آنکه خود اختیاری ندارد و از پشت پرده دستور می گیرد .
شناخت امام زمان (عج) بستگی به شناخت دشمنش دارد . باید یزید عصر خود را بشناسیم . و اگر این آگاهی را نداشته باشیم ، ما هم در جناح مخالف قرار می گیریم .
صبح ظهور نزدیک است . شاید همین اولین جمعه ندای «انا المهدی» را بشنویم . ما باید ایشان را بشناسیم و این طور نیست که یکباره آسمان شکافته شود تا همه بفهمند که امام زمان ظهور کرده اند .
مثلا در افغانستان چندین دفعه قیام شد . اول که بدست شوروری و بعد شاه مسعود آمد. بعد اسماعیل و بعد ربانی و سپس طالبان وبعد امریکا و ... در عراق هم همین اتفاقات افتاد. قبل و بعد از صدام ، سه یا چهار نفر قیام کردند. مثلا یکی صدر بود که حرم امیرالمومنین (ع) را محافظت می کرد و مانع ورود آمریکایی ها به حرم شریف شد. او از حرم امام علی (ع) شروع به قیام کرد. امام زمان (عج) از جایی دیگر، از یمن و یا مکه شروع می کنند . در ایران هم همینطور . اینجا منطقه ای است که مربوط به ظهور امام زمان (عج) می شود .
امام زمان هم یک روز می آید و حرف می زند و عده ای طرفداری می کنند و درگیری بوجود می آید . نه اینکه یک شخصیت عجیب و غریب باشد و هیکل عجیبی داشته باشد. اینگونه نیست ولی عصر (عج) هم یک انسان کامل است که از بین همین مردم قیام می کنند و یارانش هم از بین همین مردمند . اگر بیاید ما نمی دانیم که کدام است و اخبار ممکن است گوناگون باشد. آنکه باید بشناسد ما هستیم و برای شناخت امام عصرخود باید دشمن او را بشناسیم تا هر جا لازم باشد با او دشمنی کنیم و در غیر اینصورت دین ما ناقص است و نتیجه هم این است که امام زمان را تشخیص نخواهیم داد .
اگر ایشان در طول عمر ما تشریف بیاورند فبه المراد و گرنه ما با دین شیعه از دنیا نرفته ایم . باید عقایدمان را کامل کنیم تا امام خود را بشناسیم . شناخت امام زمان به شناخت خودش وشناخت دشمنش بستگی دارد .
زیارت عاشورا این آموزش را به ما می دهد .
امید است که زیارت عاشورا را به عنوان یک دعایی که می شود با آن تضرع کرد نگاه نکنیم . بلکه درس ها از آن یاد بگیریم .
فراز اول این زیارت سلام بر امام حسین (ع) است با صفات مختلف و نَسَب های مختلفی که ایشان دارند، تا شخصیت همه جانبه امام را بشناسیم و بدانیم که به یک شخصیت معمولی سلام نمی کنیم . بلکه به پسر رسول الله (ص) و امیرالمومنین (ع) و حضرت زهرا (س) که خون خداست سلام می کنیم و در قسمت دوم هم بحث مصیبت را بیان می کند که امام حسین ( ع) چون از همه شخصیتها بالاتر است و انسان کاملی ست ، مصیبیت او هم از همه برتر است . که فقط متعلق به انسانها نیست ، بلکه همه چیز را تحت تاثیر قرار می دهد.
تا وقتی که امام زمان (عج) بیاید و حق را به حقدار برساند تا همه چیز به شکل تعادل خود باز گردد .
والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group