(( بسم الله الرحمن الرحیم ))


زیارت عاشورا یک ذکر و یک دعای کلیدی در عقاید شیعه خصوصا در آخرالزمان است .
مراد از آخرالزمان، زمان بعد از پیامبراکرم (ص) و کلا تاریخ بشریت است .
زیارت عاشورا در آخرالزمان و پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) ، پرچم یاران و طرفداران و شیعیان امام می باشد .
اما پرچم نه به این معنا که یک پارچه ای و یک کاغذی که نوشته ای بر روی آن باشد. بلکه به این معنا که شناسنامه آنهاست و شخصیت شیعه حقیقی امام زمان (عج) است .
زیارت عاشورا یک شخصیت کامل را به ما نشان می دهد که همان امام حسین (ع) است و شیعیان در صورتی می توانند در آخر الزمان شیعه باقی بمانند که مثل امام عمل کنند .
آخر الزمان به عصری گفته می شود که ظلم همه جا را فرا گرفته باشد. مانند این زمان که ما می بینیم فساد همه جارا فرا گرفته و باطل غلبه کرده است . اما در همین ظلمت ، حق ناب وجود دارد و اینقدر روشن و مستحکم است که در مقابل آن ظلم می تواند دوام بیاورد .
امام حسین (ع) این فرمول کلی و کلمه الهی و سنت جاری در زندگی انسانها را خود انجام داد .
بعد از معاویه و بخصوص یزید ، علنا فساد را به پای اسلام گذاشت و جواز آن را به عنوان حاکم و خلیفه اسلامی صادر کرد . که هر خطایی را که کسی مرتکب می شود اشکالی ندارد . چون خلیفه آن را انجام می دهد و حلال میشمارد . هم در مسائل اقتصادی ، هم اخلاقی و فرهنگی و از همه اینها مهمتر در مسائل عقیدتی بود که مبا حثی را نسبت به قرآن باب کردند که البته ریشه آن در سقیفه بنی ساعده بود و خصوصا زمان خلیفه دوم که بدعتهای زیادی بنا نهاده شد . و حرفهای جدیدی به دین اضافه گردید .
اموری را که به نفع افراد ذی نفع در حکومت اسلامی آن زمان نبود , حذف کردند و در زمان یزید اینها همه قانونی شد و به ثبت رسید و اعلام و اجرا شد . و مشخص است کسی که در این قضیه بیشتر از همه مورد هجوم قرار گیرد امام حسین علیه السلام است . امام از جهات مختلفی تحت محاصره یزید قرار گرفت که آخرین مرحله اش محاصره نظامی و جنگ در کربلا بود . اما پیش از آن در مسائل اقتصادی حتی محل امنیت و سکونت امام به مخاطره افتاد .
حتی اگرهیچ اعتقادی هم به اباعبدالله نداشته باشیم وفقط انصاف را نسبت به تاریخ ملاک قرار دهیم ، می فهمیم که امام حسین (ع) بهترین کار ممکن را انجام داد . یعنی اگر یک روز دیگر با همان وضعیت می ماند , نباید میبود . چیزی که باید صورت می گرفت این بود که سید الشهدا حداکثر ضربه را بزند و البته حداکثرضربه که شهادت بود را هم بپذیرد . شهادت خود و همه نزدیکانش و هر کس هم که باقی می ماند به اسارت رود و این بدترین وضعیت مخالفان یزدی ها بود . امام حسین (ع) این خطر را پذیرفت و انجام داد که به همه ثابت کند اگر همه جا را ظلم فرا گرفت نباید نا امید شد .
در اینجا یک گریز عارفانه می زنیم . یکی از صفاتی که سید الشهدا دارند این است که تجلی و تظاهر کامل صفت «رحمه الله واسعه » هستند . یعنی ایشان در اوج آن همه خفقان و فساد این را ثابت کرد که نباید از رحمت خدا نا امید شد . جان بده ولی نا امید نشو. غیب و خدایی وجود دارد و من برای او جان می دهم . بعد اثر آن را نه فردا و یا یک سال بعد بلکه تا آخر بشریت باقی می گذارم.
فقط از این مسیر می توان رهایی یافت و در غیر اینصورت در دام آن ظالم و فاسد گرفتار می شویم .
این قابل تعمیم به جامعه امروز ما هم هست . یعنی اگر ما بخواهیم مثلا استفاده مادی کمی ببریم در این زمان که اقتصاد ناسالم همه جا را فرا گرفته و بیشتر معاملات ، ربا و نزول و بی انصافی است ، باز هم می توان از بین همه این فسادها سالم بیرون آمد .
کم و زیاد آن مهم نیست. بلکه آن چیزی که اهمیت دارد این است که می شود انجام داد . نباید بی تفاوت بود و همرنگ جماعت شد . امام حسین (ع) هم می توانست که بی تفاوت به همه اینها باشد و زندگی خود را بکند و البته کم نداریم افرادی که در آن زمان سکوت کردند .
آدم های بزرگ و معروفی که از خاندان پیامبر بودند که بعدها حق اولادشان را غصب کردند . معجزات عجیب و غریب می دیدند و خدا
می داند در دلهایشان مومن بودند یا نه .
مثلا ابن عباس که از بزرگان زمان خود بود ، بیشتر روایت فقهی از ایشان است و از لحاظ علمی انسان معمولی نیست و علم زیاد و قدرت و قبیله وتقوی همه چیز را با هم دارد . اما چه میزان امام حسین (ع) را قبول دارد و وقتی ظلم همه گیر شد چه می کند ؟
اما ولی خدا و کسی که بر حق است ، به دل این تاریکی و وسط آتش می رود . اگر بخاطر سختی ، هم جنس آنها شد، معلوم است که حق و خدایی نیست . اما اگر برای دشمنان گران تمام شد و اثر گذاشت ، (که صد در صد می گذارد) راه نشان داده می شود .
اینکه می گویند امام حسین (ع) «سفینه النجاه» است ، یعنی امام در شرایطی حرکت می کند که ثبات ندارد . چون کشتی وسیله ای است که روی آب حرکت می کند. یعنی عدم آرامش . آب ماده ای است که ممکن است یخ شود و یا دود شود و به هوا رود.
زنده بودن آب به تلاطمش است و اگر حرکتش را بگیریم مرداب می شود و می میرد و کار بعدی کشتی هم نجات است . یعنی در حال غرق باشیم . امام حسین (ع ) در آن موقعیت به یاری ما می آید .
در حالات معمولی کسانی هستند که بتوانند کمک کنند . کسی که حتی کمی اخلاص دارد و کارهای خود را مطابق وظیفه اش انجام می دهد اگر صحبت کوتاهی هم بکند آدم را از یک تلاطم روحی نجات می دهد و آسایش پیدا کرده و مشکل وی را حل می کند , اما وقتی همه جا را فساد بگیرد و هر کسی بخواهد به نحوی ظلم کند ،با دلیل یا بی دلیل ، می فهمد یا نمی فهمد، با سواد یا بی سواد، حق یا باطل ، به هر حال سعی دارد همه را به سمت خود متوجه کند. مثل سی دی هایی که منتشر شده است . هر چیز دیدنی و شنیدنی به لحاظ محتوایی از دعا و قرآن تا آموزشها و مطالب علمی و غیر علمی و .... از بدترین تا بهترین شکل ترویج پیدا کرده است .
هر کس که عاشورایی نباشد در این سیل فساد غرق می شود . بسته به شرایط خود ، گاهی حتی متوجه این غرق گشتن هم نمی شوند. در اینجاست که باید سوار آن کشتی نجات شد و باید مسیری را در زندگی رفت که به این کشتی ختم شود یا درون آن قرار گرفت .
در زیارت عاشورا تک تک این گفته ها بیان شده است . از ظلم های اقتصادی و اخلاقی گرفته تا ... خصوصا فکری که این مهمترین بخش است . اعمال ظاهری نهایتا یک نفر را به فساد می کشاند . اما کسی که فکرش خراب است ممکن است میلیونها انسان را به ابتذال بکشاند . چون کلامش زیباست بدون اینکه کسی متوجه شود .
در زیارت عاشورا هر نوع تفکری چه مثبت و چه منفی توضیح داده می شود . کسی که به ظلم ختم می شود می گوید چرا ؟ و کسی هم که به حق ختم می شود می گوید چرا ؟ تقابل این دو را باهم بیان می کند و آن لحظه نجات را هم بارها توضیح می دهد و به عالمیان می گوید به دنبال بیا . «و هو معکم این ما کنتم ...» او با شماست. تو کجایی ؟ او که کسی را رها نمی کند .خداوند از کسی جدا نمی شود .
او خالق است ،اول است ,صاحب رحمت است ، او روزی می دهد و نمی تواند جدا شود .
نقل است که : حضرت موسی علیه السلام به سوی مناجات می رفت. یک شخصی که گرفتار مسائل زندگی بود و به انتهای خط رسیده بود به حضرت گفت : به خدا بگو دست از سر ما بر دارد . ما خدا نخواستیم . بگذار به کارمان برسیم . موسی علیه السلام فرمود : این چه حرفی است مگر می شود ؟ گفت : تو کلیم الله هستی و با خدا حرف می زنی خواسته ام را بگو . موسی علیه السلام بعد از مناجات پیغام را رساند . خداوند فرمود : پیشنهاد خوبی است به او بگو روزی ما را نخور . من هم خدای او نیستم . حضرت پیام را رساند. آن مرد فهمید نه میتواند نفس نکشد ، نه غذا نخورد ، نه آب ننوشد و نه ... یعنی از آن طرف ممکن نیست قطع شود.
این محال است خدایی کردن خدا همیشه وجود دارد .
امام حسین (ع) هم از ما فاصله نمی گیرد. نه از ما بلکه از تمام مخلوقات . فرقی نمی کند .
وقتی در احادیث و روایات انسانی وارد شویم می بینیم که آمده است که هر روزی و رزقی که به زمین فرستاده می شود ، به خاطر آنهاست . یعنی واسطه فیض هستند .
روزی دهنده خداست , خدا معنویت مطلق است . اما روزی ای که ما می خوریم ، مادیت است . برای تبدیل این معنویت به مادیت ، نیاز به واسطه است و هر عقلی این برهان را می پذیرد . واسطه اگر مادی باشد، باید آن دستگاه و سیستم مکانیکی را هدایت کند . از این طرف مواد بدهد و از آن طرف بگیرد . پس نمیتواند جدا شود نه از مسلمان و نه از یهودی ، نه از حیوان نه از درخت و... اما هستند کسانی که سوا گشته اند. البته در مورد غیر انسانها اینگونه نیست . فقط جن و انسان بصورت کافر و مومن هستند و بقیه مخلوقات «یسبح للله ما فی السموات و ما فی الارض» هستند.
کسی از امام حسین (ع) جدا می شود که غرق شده و همه چیز را انکار می کند و با افکار انحرافی خود دیگران را هم با خود غرق می کند.
آدم هایی که به هیچ چیز پابند نیستند اما روزی می خورند، به آنها بگوییم اگر خدایی نیست ، نفس نکشید، نمی توانند نفس نکشند.
شاید خود کشی کنند اما آیا نیست می شوند ؟ یا فقط تغییر حالتی پیدا می شود و جسم از بین می رود . پس نیست شدن معنا ندارد .در واقع کسانی که مقابل خدا و راه خدا قرار می گیرند ، دلیلی ندارد .
این حرفها همه در زیارت عاشورا موجود است . این جنبه اعتقادی است که امام حسین (ع) زمانی به فریاد انسانها می رسد که از دست هیچ کس کاری بر نمی آید . در مسائل اجتماعی هم همین طور است . این محرم است که همه چیز را نجات داده است . در ماه محرم الحرام بسیاری از فسادها تعطیل می گردد. نه فقط در بین شیعیان ، بلکه در کل جهان فضای خاصی حاکم می شود که این مسئله ، اندیشمندانی قوی را می طلبد که با دلایل محکم اینها را برای مردم بیان کنند .
از جهت دیگر بنگریم . در این زمان اگر کسی ادعا کند همه چیز درست و میزان در سر جای خودش قرار دارد ، دروغ بزرگی است . بحث این نیست که خوبی وجود ندارد. بلکه حق ، ناب است و روشن . اما فضا و اکثریت محیط را تاریکی گرفته است . از ریزترین مسائل زندگی در کشور و شهر و خانه و ... تا خورد و خوراک و ... تا چه میزان مطابق دستور خداست ؟
فکری که متعلق خداباشد کجاست ؟ درواقع بیشترفضایی که ما را فرا گرفته ، غیر خدایی است . یک اقلیت خیلی کوچک چه درعدد انسانها چه خانه ها و چه کشورها نسبت به این همه فکر غلط و درآمدهای ناسالم و غیر حلال وجود دارد.
اکثرا نه اینکه ظالم و یا فاسد باشند، بلکه نمی دانند و نمی فهمند و غرق این دریای ظلم شده اند . محرم برای این است که یک زنگ خطری برای انسانها باشد و از خواب غفلت بیدار شوند تا مبادا جزو غرق شده های این سیل باشند .
برای فهمیدن میتوان زیارت عاشورا خواند از ابتدا تا انتها و بسنجیم . اگر حسینی باشیم کارمان درست است و هیچ شکستی نمی خورنیم و هیچ کس هم به اسم نذر و هدیه و ... نمیتواند حرام وارد زندگی کند .
بعد از جنگ اهل بیت امام را به اسارت بردند . برای بچه های امام حسین (ع) صدقه می آوردند ولی حضرت زینب (س ) و دیگران
نمی گذاشتند استفاده کنند و می فرمودند : بر ما صدقه حرام است با اینکه گرسنگی آنقدر فشار اورده بود که به مرگ نزدیک شده بودند .اما طرف حرام نمی روند . اگر می خواستند فعل حرام بکنند کاربه جنگ و اسارت کشیده نمی شد .
معاویه به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) رشوه های بسیار بالا به اندازه ای که بتوان چند شهر را خرید در هر جای قلمرو تصرف اسلام را پیشنهاد داد ولی به شرطی که کاری به کار کسی نداشته باشند .
اگر قصد پذیرفتن داشتند همان موقع قبول میکردند و به این مصیبت گرفتار نمی شدند. بلکه مراد این بود که مطلقا حرام نکنند . البته ما و انسانهای عادی به میزان فهم و توانشان رعایت می کنند اما ملاک باید کامل باشد و اینکه چقدر ما می توانیم به خدا برسیم الله اعلم .
حرف زیارت عاشورا هم این است که از اول تا آخر تاریخ بشر دو گروه بیشتر وجود ندارد: اهل سلام و اهل لعن خصوصیات هر دو گروه را هم برای رفع شک بیان کرده است .
لعنت فحش نیست . به فرموده حضرت امیر فحش باد هواست و به کسی اصابت نمی کند , بلکه نوع زندگی و نداشتن امنیت فکری است .
وقتی لعنت بر یزید می فرستیم و می گوییم یزید ملعون است ، یعنی اینکه حق همه بر گردنش است و همه حقوق را ضایع کرده است . هر فسادی از او ناشی میشود. اگر انسانها به این همه مصیبت افتاده اند ، اگر یک قدم در تاریخ بشریت عقب برویم ، مقصر کسانی هستند که یک جایی جلوی هدایت را گرفته اند . این زاویه انحراف به یکباره باز نشده از ابتدا یک نقطه بوده . وقتی دو خط شوند تشکیل یک زاویه را
می هد. یکی خط مستقیم و دیگری خط منحرف . هر چه این زاویه بازتر شود فاصله از راه مستقیم دورتر می گردد . تا اینکه کل 360 درجه زمین را فرا گیرد . و کسی که نقطه آغازین این انحراف است ، مسئول تمام این مصائب است .
با اینکه می دانستند امام حسین (ع) فرد ناشناخته ای نبود و از یک تبار معروف و صاحب مقام و منصب ( قریش ) بود ، با این حال در روز عاشورا حضرت چندین بار خود را معرفی نمود . با توجه به شرایط خاص جنگی آن زمان که در کتب مختلفی آورده شده است و همه مخالفان هم اقرار به شناخت و تبار حضرت می کنند ، ولی دلیلشان برای جنگ این است که می گویند از دین خارج شده است. و چیزی را می خواهد و می گوید که با سیستم آن زمان جور در نمیاید .
در یکی از روزنامه ها مطلبی نوشته شده بود در مورد یکی از کشورهای آفریقایی که یک میلیون و پانصد هزار نفر جمعیت دارد که 60 درصد جمعیتش مبتلا به ایدز هستند و تا چند سال آینده همه می میرند و 40 درصد بقیه جز فقیرترین انسانهای کل زمین هستند که درآمد روزانه شان روزی یک دلار است . رییس جمهور این کشور آدم فاسدی است که مورد حمایت امریکاست . جوان 36 ساله ای که 12 همسر رسمی دارد. در سالگرد ازدواج با ملکه به خاطر این 12 نفر , دوازده ماشین گرانقمیت خریداری کرده بود که اگر آنها را بین مردم کشورش تقسیم می کرد، همه وضع زندگیشان رو به راه می گردید . و از این ولخرجی های اینگونه . ولی مردم بیچاره گرفتار این فساد ها گشته اند . چه کسی مسئول است ؟ این فساد از کجا آغاز شده است ؟
در هر دوره تاریخی وقتی ظلم همه جانبه و فراگیر می شد، توسط فرستاده های خداوند زمین پاک و مطهرمی شد و دوباره از صفر همه چیز آغاز میگردید. زمان حضرت نوح علیه السلام ، آب همه را فرا گرفت بجز کشتی نوح نبی وبعداز آن زندگی دوباره از نو شروع شد و به همین علت هم یکی از صفات ایشان آدم ثانی است . هدف این بوده که زمین پاک و مطهر گردد و حداقل مابقی درست زندگی کنند . بارها این اتفاق افتاد و آخرین بارکه دوباره شروع به فساد کردند ، توسط همان ملعونینی شد که در زیارت عاشورا می خوانیم :«اسس اساس ذلک»
اصل و ریشه فساد هستند. فقط هم به اسلام ارتباط ندارند. بلکه کل هستی را تحت تاثیر این ظلم خود قرار داده اند . از خورشید و سیارات آسمان و زمین و درخت و .. تا وجود انسانها . اینها و تابعینشان و کسانی که مسیر آنها را ادامه می دهند، در زیارت عاشورا معرفی شده اند تا ما بشناسیم و جزو آنها نباشیم . البته اجباری در دین نیست . هر کس خودش می داند واقعا مسلمان است یا غیر مسلمان . امید که بتوانیم شیعه واقعی باشیم و نه اسمی .

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group