بسم الله الرحمن الرحیم

 

محور بحث خانواده در اسلام و قرآن کریم مباحثی تا حالا مطرح شده من جمله فلسفه تشکیل خانواده، چرایی تشکیل خانواده، ارکان تشکیل دهنده خانواده، تعریف خانواده، محدوده خانواده، پیوند درون خانواده که منتهی شد به این بحث که ارکان خانواده را بشناسیم، یعنی زن و مرد ؛ که این مباحث عمدتا در سوره مبارکه نور هست گاهی صراحتا استناد به آن سوره را بیان می کنیم گاهی توضیح می دهیم اما از بهترین منابع استخراج مطلب برای موضوع خانواده سوره مبارکه نور است البته سوره های دیگری هم مثل نسا ، احزاب ، ممتحنه ، بقره ، انعام ، انفال ، پیرامون زن و مرد یا زوج در خانواده مسائلی مطرح شده است. اما به طور فشرده و گزیده در سوره مبارکه نور هست که ما هم اساس بحثمان بر همان است.

اصلی که در سوره مبارکه نور برای بهم پیوستن دو جنس مخالف می فرماید، بحث طیب و خبیث ( پاک و نا پاک ) است. در این سوره می فرماید که الخبیثات للخبیثین زنهایی که نهادشان، جوهره شان، ذاتشان ناپاک است. اینها همسر مردان درون ناپاکند و مردانی که پاک نهاد هستند. همسرهایی جز زنان پاک نهاد ندارند. این یک اصل کلی است که به عنوان سنت الهی در زندگی انسانها جاری است چه این انسانها در تابعیت دین اسلام باشند که توسط آخرین پیغمیر آورده شده و چه در تابعیت ادیان پیش از اسلام باشند، یک اصل کلی است که در رسیدن دو جنس مخالف به همدیگر برای ادامه نسل،  خدا قرار داده یعنی مبنا و اساس و ریشه یک خانواده پاک بودن هر دوست اما پاک بودن اصل زن و اصل وجودی مرد.

گاهی یک شی هست که در اختیار ماست کاری نداریم که از چه ماده اولیه ای درست شده فقط پاک بودن آن مهم است. اما یک موقع بحث این شکلی نیست شما به ماده اولیه و جنس آن شی نگاه می کنید که از جنس حرام نباشد. نهاد آن مهم است. انسانها هم دقیقا همینطور هستند یکی را می بینید شما از باطن طرف آگاهی که پدر و مادرش از حلال و اصلش پاک است ولی بعدا خطاهایی مرتکب می شود چه خطاهایی باطنی که نیاز به توبه دارد و چه خطاهای ظاهری که هم نیاز به توبه دارد هم نیاز به ترک. بعضی از خطاها البته به غیر از توبه و ترک به اصلاح هم نیاز دارد خطاهای باطنی مثل غیبت کردن و دروغ گفتن که وجود شخص نجس می شود نجسی که غیر محسوس است فقط با آب توبه پاک می شود ولی خطاهای ظاهری مثل شرب خمر که هم باید توبه کند هم از آب ظاهری استفاده کند. اما گاهی اینطور نیست یک انسانی را در نظر می گیرید یا زن و یا مرد نه شراب خورده نه دروغ گفته نه بین دو نفر مشکل و مفسده ای ایجاد کرده، بلکه این از یک پدر و مادر نامعلوم به دنیا آمده است این دیگر اصلا اهمیت بعدی برای ما پیدا نمی کند اصل اولی بر پاک بودن نهاد اوست وقت نهادش پاک نیست دیگر آن وارد اگر چه باید انجام بدهد.

 اما در بحث تشکیل خانواده و ازدواج از دید دیگران مردود است این می شود اولین رکن در تشخصی پاک نهادی یک نفر یعنی تولد بر اساس احکام خدا البته این مورد خیلی بدیهی است. یعنی اصلا کاری به دین اسلام هم ندارد بلکه هر انسانی که انسانیت را برای خودش قبول داشته باشد می پذیرد که ارتباط دائمی با یک جنس مخالف باید بر اساس یک قوانینی صورت بگیرد که جامعه اسلامی و انسانی اختلافی با جامعه حیوانی داشته باشد، اگر چه در بین حیوانات هم نر و ماده که به هم می رسند قانون دارند این نر فقط بوی متصاعد شده از آن حیوان ماده خاص را استشمام می کند بعد با هم جفت گیری می کنند یعنی وقتی خود انسان وقتی می بینید متمایز و متعالی از حیوانات است این حد را برای خودش لحاظ می کند که هر موقع یک مرد به یک زنی می خواهد پیوند بخورد و اینها یا هم زندگی کنند برای به وجود آوردن نسل بعدی حتما طبق یک قانون و قاعده ای باید باشد.

دین خدا بهترین راه را بیان می کند و بهترین دستور بدترین شکل آن را اما اصلش اصل منطقی و عقلی ات هر انسانی می پذیرد مگر اینکه نفی انسانیت بلکه نزول از حیوانیت هم پیدا بکند چون حیوانات هم همین گونه هستند این پس رکن اول است. که یک رکن پذیرفته شده برای همه انسانها بدون توجه به عقیده شون است که حلال زادگی رکن  اصل اول در پاک نهادی یک نفر است در طیب بودن یک نفر.  اما این پدر و مادر بچه دار شدند آیا به صرف اینکه این بچه از یک ارتباط حلال بدنیا آمد این بچه بر همین پاک نهادی خودش باقی می ماند یا حراست می کند؟ ممکن است پاک نهادی اش را از دست بدهد در کل فضای خانواده دو واردات است.« مال و درآمد» آن چیزی که از آن می شود ارتزاق کرد دوم«  آموزش »که خودآگاه یا ناخودآگاه بین این افراد است این دو چیز یک زندگی زنده قرار می دهد تعیین کننده است آیا فقط این دو تا چیز واردات خانواده است و دلیل زنده بودن این خانواده هست همین دو تا ممکن است بر پاکی باطن تاثیر بگذارند یا یکی از اینها یا یک عامل دیگر وقتی آدم فکر می کند و مثال های عینی آن را در جامعه می بیند، می بیند که  با تربیت نمی توان نهاد یک نفر را از ناپاکی به پاکی در آورد و از پاکی به نا پاکی برد.

مثلا حرام زاده که ناپاک است باطنا مشاغل مهم اجتماعی برایش ممنوع است اگر چه خیلی تحصیلات زیادی هم داشته باشد. بهترین تربیت هم داشته باشد معلوم نیست. این تربیت نمی تواند این را تغییر بدهد.در خوبی یک نفر که حلال زاده است آیا با تربیت بد فقط می شود رفتار او را یک رفتار بدی قرار داد یا نهادش هم میشود تغییر داد؟  نگاه که می کنیم می بینیم نهادش را نمی توان تغییر داد. روش یک حجابهای ظلمانی و تاریک گرفته می شود این انسان بد رفتار می شود اما اصلش نه؛ بخاطر همین وقتی بعضی از شیعیان شکایت بعضی از شیعیان را به اهل بیت می کردند که این درست رفتار نمی کند در جامعه فلان  خطا از او سر زده امام سریع فرمایشی که می فرمود می گفت بگو کارش بده نه خودش، چون خودش حلال زاده است، نهادش پاک است. کار خطایی کرده است. چون یا تربیت نشده یا بد تربیت شده است.پس نتیجا تربیت به عنوان یکی از دو واردات خانواده نمی تواند نهاد یک نفر را تغییر بدهد.

 چیزی که باقی می یماند در آمد است پول، مال این تنها عاملی است که بعد از پاک نهادی و حلال زادگی ممکن است نهاد این طرف را به هم بزند چه سمت خوبی چه سمت بدی به سمت بدی چون اول عامل مثلا حرام زادگی مقدم است دیگر نمی شود تغییرش داد چون مقدمه خلقت و بدنیا آمدن این طرف بر کار غلط است.  اما آن موجود باشد با پول حرام یا حلال می توان نهاد آن را تغییر داد و آنچه که به درد بحث ما می خورد این است که زن و مرد پاک برای هم هستند موقع انتخاب و تشخیص باید دید که زن و مرد پاک برای هم هستند، موقع انتخاب و تشخیص باید دید که زن و مرد با چه در آمدی بعد از تولدش رشد کرده است یعنی باید اول به درآمد پدر و مادر این زن و مرد نگاه کرد بعد به تربیت آنها؛ این تعیین کننده است در نظام خانواده؛

 زن یا مردی که از اموال باطل، حق الناس، حرام نهادشان شکل گرفته اول یک نطفه بوده بعد شده جنین بعد که بدنیا آمده و دو سه کیلو بوده حالا که شده 50 یا 60 کیلو این سیری که از لحاظ جسمانی و رشد پیدا کرده با چه درآمدی بوده اگر حرام بوده آن نهاد پاک را ضایع می کند. شاید یک نقطه نورانی ضعیفی باقی بماند اما آنقدر تاثیر گذار نیست که بتواند با یک مرد و یا زن پاک نهاد زندگی کند. اینها ممکن نیست در کنار هم زندگی کنند اگر هم زندگی کنند علی ظاهر است فقط زیر یک سقف رفت و آمد دارند اما همدل نیستند. بینشان محبت نیست نتیجا نسلی که از اینها به وجود می آید مثل علف هرز است و ریشه ندارد.

 الان شما کلمه خبیث را در ادبیات عرب و بحث لغوی پیدا کنید معانی عجیب و غریبی دارد از کل معنایش بی ریشه بودن دارد به همین دلیل است که خداوند اصل اول را قرار می دهد بر طیب بودن حالا طیب باشد بد تربیت شده یا بی تربیت است این ممکن است به صلاح برسد این نسل پا برجا و ریشه دارد و از خودش به وجود می آورد اما اگر اصل اولی خراب باشد با تربیت هم نمی توان این را درست کرد.

بخاطر همین خانواده ای که با این مشکل برخورد می کند یعنی یقین پیدا می کند که از پدر و مادر ش حلال متولد شده اما پدرش که درآمد خانواده به او متکی بوده درآمدش حرام بوده و این حالا می خواهد آدم خوبی شود نمی شود چرا؟ چون تاثیر مال حرام در وجودش است.  باید این تاثیر را از وجودش از بین ببرد مثلا با روزه و الا راه دیگری ندارد و گرنه موقعی که تاثیر در وجود او باقی مانده است حتی به اندازه کم با هر چیزی طیب ظاهری مخالفت می کند، بدون اراده چون دست خودش نیست خودش می خواهد درست زندگی کند نمی شود یک لحظه سازگار و بعد هم می زند، یک لحظه حواسش به درآمد خانواده و کسب حلال هست، بعد دنبال حرام می رود و چون حرام خورده است؛  اما اگر حلال خورده بود نه؛  احتمال خطا دارد ولی سریع بر می گردد به اصلش.

به همین دلیل اهمیت هر فرد از دیدگاه قرآن و خدا پاک نهادی دو نفر باید نسبت به این موضوع باشد و بعد موضوعات دیگر. اگر بعد ازدواج باشد، باید باز هم این مد نظر قرار گیرد. یعنی موقعی که خوشحال هستند نسبت به همدیگر یا یک تنازع و تخاصم و درگیری لفظی است. اگر شما به اخلاق به هر جزیی که زد به کاری که کرد به خواهی توجهی کنی این مخاصمه حل نمی شود بلکه بیشتر می شود و کدورت به وجود می آید فقط به خودت امید بدهی و دلت رو سفت نگه داری که طرف مقابلت که نهادش پاک است ولی بلد نیست چیکار باید بکند اینطوری آدم شرح صدر نسبت به قوانین خانواده پیدا می کند زود بهم نمی زند چون نفس انسان نرم افزاری که انسان و کمک می کند خیلی پیچیده است گاهی بهم زدنش نامریی است می آید با این طرف نمی سازد اعتراض نمی کند و دلگیر هم نمی شود، حذف نمی کند طرف مقابل را، بلکه سکوت می کند و مخالف جهت او حرکت می کند این خطرناکترین چیز برای نسل بعد است که پدر و مادر ظاهرا در کنار هم اما باطنا و قلبهایشان چقدر فاصله از هم دارد. بخاطر اینکه اینطور نشود زن و مرد باید نسبت به طینت هم توجه کنند.

 به همین دیلیل احادیث و روایات زیادی داریم که ساختن مرد با زن بد یا زن خوب با مرد بد چقدر صواب دارد آنجایی که این مرد وقتی به زن نگاه می کند به کار بد زن به اینکه خطایی از او سر زد اول به خطای زن نگاه نمی کند به لایه و پوسته ظاهری قشر زن نگاه نمی کند بلکه به آن پاک نهادی زن نگاه می کند بعد امیدوار می شود بعد می بیند که این پدر و مادرش که خوب و مال حلال به این دادند پس ممکن است ما با هم به تفاهم برسیم چون این امید درونش هست و شروع به فعالیت می کند تا آن خطای زن را نادیده بگیرد و سعی کند و رفعش کند به خاطر این فعالیت ها پاداش زیادی دارد و هم چنین برای زن، زن هم همینطور اگه مردی که مشکل اخلاقی دارد وقتی اطمینان پیدا کند این مرد، مرد طیبی است و پدر و مادرش از راه حلال به هم رسیدند و مال حلال به این دادند ولی به خاطر هر دلیلی این رفتار از او سر می زند ولی وقتی زن به نهاد مرد توجه می کند می بیند. پاک است و مطمئن می شود سعی می کند تفاهم ایجاد کند با استفاده از قوای خودش به مرد انتقال می دهد. مثلا صبر می کند بر تند خویی مرد،  البته باید حتما سر این موضوع مذاکره کرد.

پس مهم در خانواده الطیبات للطیبین است. طیب و خبیث سنت الهی است نه تنها در ازدواج، در همه چیز همین است. آیات عجیبی در قرآن است که ارتباط خدا را خودمان حس می کنیم و چرا خدا بین بنده اش بعضی را برگزیده، بهشان محبت دارد مواظبشان هست و خود هدایتشان می کند.

سوره مبارکه اعراف آیه «157 » اعتقاد به حلال زادگی با حلال خوری و تربیت درست چقدر با هم عجین شده،  از عجیب ترین آیه های قرآن.

 

" الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التورات والانجیل یامرهم بالمعروف و ینهئهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبیثات و یضع عنهم أصرهم والاغلال التی کانت علیهم فالذین آمنوا به و عزروه و نصروه واتبعوا النور الذی انزل معه اولئک هم المفلحون "

 کسانی که تبعیت می کنند از رسول که هم خبر از جانب خدا می آورد و هم امی است یعنی تعلیم دیده بشری نیست از جانب خدا تعلیم دیده مسیحی ها و یهودی ها ی قبل از اسلام که واقعا بر دین خودشان بودند در کتابهایشان پیدا کردند صفات پیغمبر که نامش چیه، اخلاقش چیه، تبعیت از رسول می کنند. یعنی شیعه حرام شده که از هر چیز و هرکس خبیثی این برای کسانی بوده که قبل از آن به انجیل یا تورات ایمان داشتند ولی وقتی پیامبر آخر زمان آمد به او گرویدند و ایمان آوردند اما حالا این گروه که ایمان هم آوردند از پیش عاقبتشان هم مشخص است و رستگارند اینها تبعیت می کنند از نوری که پیغمبر و با او نازل شده که این جز با شیعه گری معنی نمی شود و جواب داده نمی شود کسی که شیعه است پاک نهاد است و وای به حال کسی که مشکلی داشته باشد محال است شیعه باشند چون هر مسئله ای که برای شیعه پیش می آید باید مطابق با آن شیعه بودنش باشه مثلا محال است شیعه از هم جدا شوند و طلاق بگیرند که در این مورد است که عرش به لرزه در می آید یعنی اینکه از منفورترین اعمال است چون خدا اینها را در کنار هم قرار داده فقط باید همدیگر را تزکیه کنند تربیت کردن خود یا همدیگر و اگر مقدور نیست به بیرون از خانواده بردند و تعلیم و تزکیه شوند به خاطر همین در قرآن عبارات بسیاری در مورد زن و مرد هست که آن که آن چیزی که با آن کار داریم بحث زوج است اینها دیگر دنیا و آخرت ندارد از پیش نوشته شده پس زمان و مکان مهم نیست از قبل از خلقتشان برای هم بودند الان برای هم هستند از دنیا هم که بروند برای هم خواهند بود ازدواج مطهره همراهشان است بعضی زیارت مطهره هم همراهشان است.

کسانی هستند که تربیت هم همراه این دارند اما خیلی جاها هست که مرد یا رجل یا امراه آمده که آنجا دیگر اینها را دنبال خودش ندارد اما وقتی دو نفر که شیعه و پیرو رسول اکرم و ایمان آورند برای همدیگر قرار داده شده اند یعنی عقیده اینجا کمک می کند و به همین دلایل هست که می بینیم در غرب  چرا زندگی ها سامان ندارد چرا در تولید نسل به بن بست رسیده اند آیا آنها زن و مردشان زناکار هستند نه؟ البته زنا هم اتفاق می افتد اما خانواده هاشون بر اساس همان قوانین مسیحیت به هم پیون می خورد اما چه چیزی را ندارند؟ حلال خورند؟ نه و آیا این دو بر هم نوشته شده اند؟ نه چرا چون یتبعون الرسول نیستند اگر بین همین ها کسی یتبعون الرسول باشد خدا اینها را بر هم قرار می دهد به خاطر همین حداقلی در جوامع غیر اسلامی و غیر شیعی می بیند که خوانده استحکام داشته باشد و نسل بعدی مثل نسل قبلی طیب و طاهر و تربیت شده باشد چون این جز اسرار عالم و نرم افزار حاکم بر عالم است از پیش نوشته شده هر کس خودش را مطابقت با آن می دهد مفلحون است و الا همین وصفی که الان تو جهان آدم شاهد است به خاطر همین باید امام زمانی در کار باشد بیاید دین بیاورد و به همه دنیا صادر کنند همه دینشان یکی شود و دین پیغمبر همه که به آن دین عمل کردند همه ازدواج ها درست خواهد شد بعد از آن خطای اجتماعی سر نخواهد زد و الا راه دیگری ندارد و با این پراکندگی ادیان که به غیر از دین اسلام آن هم که نگرش درست به معارف از طریق اهل بیت حاصل می شود مابقی که تحریف شده است محال است که اساس خانواده پابرجا و ریشه دار و طیب باشد در مقابل خبیث که بی ریشه است نسل بعدی مستحکم باشد به جنگ و خیانت ختم نشود این محال است.

" ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس "

خود مردم اگر این ناس می شد مومنون بدست کسی نمی افتاد که آن را بگیرد همه جور فساد چه اخلاقی چه اجتماعی همه ریشه در آن دارد که اینها یتبعون الرسول نیستند اینها فاصله گرفته از عقیده هستند اینها پیرو دستورات مادی خانواده تشکیل داده اند دستورات مادی فهم چند نفر است علم و تازه علم هم تو هم چند نفر است تجربه چند است محدوده خالصی را برای کسی تبعیت می کند تضمین می کند اگر کسی بیاد این طرف خط قوانین خدا تبعیت کند که این چیزها را چه در زمینه شخصی چه خانوادگی چه اجتماعی برایش نوشته شده باشد یعنی باید گیاه ریشه داشته باشد سالم باشد تا بتواند میوه خوب بدهد وقتی این گیاه هرزه است یا سقوط می کند خشک می شود و یا اینکه اگر میوه دهد یک میوه ای بدتر از خودش می دهد.

پس باید اساس این گیاه در کل خلقت اصلاح شود در مورد حیوانات هم همین است تکثیر و تناسل حیوانات از حد معمولی آن خارج شده و نسل آنها به هم خورده است که آن تاثیر روی طبیعت می گذارد و در انسان ها نیز همین اتفاق افتاده است یعنی بحث طیب بودن خیلی ریشه دار تر از اینهاست که تا چهار تا کلمه را یاد بگیریم و اصلاح بکنیم اینطور نیست بلکه ریشه در قوانین خدا دارد و هر کسی نیم تواند آن را به هم بزند و تغییرش دهد و این مایه مباهات شیعیان است. اگر چه امامی را الان نمی بینند و غایب است همانطور که پیامبر فرمو د شیعیان آخرالزمان مثل برادر من می مانند چون آنها نه پیغمیر را می بینند و نه وصی آن را فقط به نوشته های کتب ایمان می آورند و به همین کتب اعتقاد دارند و اعتماد پیدا می کنند و ایمان می آورند روز غدیر یکی از اتفاقاتی که افتاده عقد اخوت است که پیامبر اکرم در جای خاصی فرمودند مومنین با هم برادرند و پیامبر نیز با امیر المومنین عقد اخوت بستند یعنی مومنین و امیر المومنین آنقدر بهم نزدیک می شوند یعنی این خیلی ریشه دار است آن چیزی که اساس خانواده ای بر آن است و خانواده مستحکم و ادامه دار است. پاک نهادی زن و مرد است و در تمام مشکلات فقط باد به این توجه کنیم  که ما طیب و طیبه هستیم و این دلیلش ایمان به پیامبر آخرالزمان است که انرژی به وجود می آورد و مشکلات خانواده را حل می کند.

دیگر اینکه زن و مرد سعی شان باید بر این باشد که باطن همدیگر را نگاه کنند نه ظاهر را به همین دلیل آیه قرآن می فرماید شما برای همدیگر لباس هستید جلوی دیگران زن وقتی در معرض دید قرار میگیرد مثل این است که مردش بوده یعنی زن پر است از مردش و همینطور مرد این موقعی اتفاق می افتد هر دو به باطن هم فقط طیبه نگاه کنند بهترین پشتوانه برای مسائل خانواده است و از همه مهمتر در نسل آینده این مسئله طیب و طیبه بودن نقش اساس دارد. بعد از آن سعی بر تربیت آن خواهید داشت. چون مطمئنید نهاد او پاک است و نود درصد تربیت انجام شده و ده درصد باقی مانده را هم انجام می دهید. ان موقع انسان کامل تربیت می کنید.  نه مثل چهارده معصوم بلکه بالاتر از خودتان، برترین انسان. اینجا نقطه ای است که راه تربیت باز می شود.

وقتی شما بدانید که اصل بچه شما پاک است، همه تلاشتان را می کنید مثل همان تلاشی که بر روی طلا می کنند تا ارزش آن را بیشتر سازند. این بیشترین انرژی ممکن را برای تربیت شدن و تزکیه شدن را در اختیار ما قرار می دهد.    

ابتدای هر سیرو سلوکی ذکر و یا عملی را به شما می دهند که شما را به این برساند که شما نهادتان پاک است. 

یا لا اله الا انت  سبحانک انی کنت من الظالمین.

اینقدر می گویید که به شما ثابت شود که خطاکار هستید. اما اصل وجودت پاک است. چه سخت افزارکه جسم است و چه نرم افزار که فطرت است.

 

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group