بسم الله الرحمن الرحیم

 

معارف دینی در کل دو دسته هستند یک سری چیزها مبنایی و ریشه ای و اساسی و یک سری چیزها مصداقی و موردی و ظاهری است به همین دلیل مجبور و محتاجیم مباحث مبنایی را حتما داشته باشیم، بدانیم طیب و طیبه چیست و خبیث و خبیثه یعنی چه؟ این کار آمد نیست،  اما کار خوب موقعی در زندگی مشترک از یک زن یا یک مرد سر می زند که یقین داشته باشد مبنایشان هم از لحاظ اعتقادی و هم از لحاظ وجودی درست است، اگر ندانید سطحی هستید. یک روز انجام می دهید یک روز انجام نمی دهید، مقطعی و مکانی هستید.

1 . در یک محیط خاص یا زمان خاصی انجام می دهید، چون ریشه ندارد، در یک محیط خاص کار بد یا خوب انجام می گیرد. اعمال و رفتاری یک خانواده را با ثبات و درست می کند که مبناها را داشته باشد. اینجا  دو بحث پیش می آید یکی اینکه اول ما همه مبناها را بگوییم بعد وارد جزییات و مصادیق شویم که این هم خسته کننده است و هم اینکه ما از مبنا و مصادیق و جزییات خیلی چیزها می دانیم.

2 . به همین دلیل باید هم از مبناها بگوییم و هم از چیزهایی دیگر در کل این منطق قرآن است که در همه جا از همه چیز سخن به میان آورده و در همه مورد صحبت کرده است. با یک ترتیب خاص بیان کرده است. مثلا قرآن را شما نگاه کنید، از اول بسم الله هم بحث مادی هست هم معنوی هم توحید است هم آخرت هست هم دروغ هم راست؛با یک مراتب خاصی؛ بحث خانواده هم همینطور است، ما مجبوریم این چیزها را بدانیم و الا بی ریشه می رویم بالا و این بی ریشه به درد ما نمی خورد باید آدم خودش را بسازد.

این خود یک کلید است باید همیشه همراهمان باشد که هر چیزی را بتوانیم بفهمیم، یعنی تشخیص بدهیم این آقایی که الان صحبت می کند در تلویزیون،  بالای منبر، این کتابی که می خوانم جز کدام دسته از اینهاست اگر مبنایی را دارد می گوید و عمیق دارد بحث می کند آیا من الان به این نیاز دارم، من نیاز دارم یک ساعت مباحث توحیدی بشنوم، ادله اثبات وجود خدا و وحدانیت خدا، صفات خدا اگر من این را بشنوم، آیا نماز بلدم بخوانم، یا هر دو را لازم دارم.

این یک کلید است که مباحث معرفتی مبنایی و ظاهری است و کارآمد؛ مبنایی و کارآمدی نیست ظاهراً؛ اما ریشه همه کاربردهاست. بحث خانواده هم از این قضیه مستثنی نیست.

3 . در مورد زن صحبت کردیم مرد هم نیز صحبتهایی به میان آوردیم. نکته اصلی اساسی در اختلاف بین نهاد زن و مرد این است که زن  از یک مرد آفریده شده است. خدا یک مرد و یک زن نیافرید، خدا یک مرد آفرید بعد از این مرد زن آفرید. برای خود این مرد؛ این در ظاهر و کلی ریشه نشر انسان است، در مباحث خانواده یعنی هر مردی زنش خلق شده، انتخاب و پسند و اینها بهانه است، مگر اینکه ما سنت الهی را بهم بزنیم  و الا اگر بر اساس سنت الهی پیش برویم برای این مرد یک زن خلق شده است، یعنی مطابق خلقت این مرد که تکمیل کننده هم باشند. پس ما باید به نهاد همدیگر توجه بکنیم. چون ظواهر تصمیمات و اختیارات ماست.

4 . چون زن به مرد تا مرد به زن آن چیزی که بر اساس سنت و خلقت است نهاد است.

5 . یعنی ما توجه مان نباید به ظاهر باشد بلکه بایدی به نهاد  باشد الطیبات للطبین نه تنها یک فلسفه کلی است یک سیستم حاکم بر همه عالم است بلکه در تک تک انسانها هم جاری است. از بین این طیبات، این طیبه برای از بین آن طیبون برای آن طیبه است، قاطی نمی شود هر چیزی روشن است. اما یک فهمی می خواهد، یک نگاه عمیقی می خواهد که اهل بیت آمدند یک شرایطی را گفتند زن اینطوری باشد می خواهی بروی خواستگاری، به زن گفتند مرد که آمد سراغت این طوری باشد می خواهند با این قراردادنها و علامت گزاریها ما را برسانند به آن قاعده اصلی که خدا قرار داده است ،یعنی ما توجه مان به نهاد همدیگر باشد نه ظاهر، این بحث بسیار تاثیر گزاری است.

6. نود درصد از طلاق ها فقط بخاطر اهمیت ندادن به این نهاد است. زن می گوید این شوهر من دروغ گوست زن من دروغ گوست این دروغگویی شاید از نهاد برنخواسته نباشد تو باید برای خودت ثابت بکنی این پاک نهاد نیست.

 اول سوره نور خواندیم این ساده نیست، نمی توانیم تهمت بزنیم، نمی توانیم بگوییم جنسش خراب است، نمی شود باید شاهد داشته باشیم چون جنس خراب از یک اثر خراب ناشی می شود. این کار خطا را انجام داده است. این کار خطا فقط از کسی بر می آید که نهادش خراب باشد مثل زنا. به همین دلیل پیغمبر فرمود آنقدر از طریق وحی به من رسید که طلاق بد است، که من فکر کردم طلاق موقعی است که فقط« فاحشه المبینه» از زن ببینم یعنی زنا و در غیر این صورت فکر کردم طلاق جایز نیست و فاحشه مبینه از کسی که نهادش بد باشد سر می زند، یعنی خبیثه مرد هم همین است. مرد موقعی که زنا بکند. کی؟ هر کسی زنا کار می شود نه ممکن است تا آن محدوده نزدیکش هم پیش برود وسوسه شیطان است اما انجامش مهم است.

7 . جز عقد نامه خاص امام زمان با یاران خاصش این است که یکی اینکه زنا نکنند نه به عنوان عمل به عنوان اثر پاک نهادی اینها.  امام زمان(ع) به همه عالم اعلام می کند که همه این یاران پاک نهاد هستند. خودشان، پدرشان، پدر بزرگشان تا آخر اگر یک نقطه کوچکی بود اینها به اینجا نمی رسیدند یک خطایی مرتکب می شدند.

8 . البته اگر مطلق زنا را بگوییم که اینها انسانهای کامل هستند یعنی هیچ نوع زنایی چه زنای گوش، چشم ، و ... از آنها سر نمی زند اما حداقلش و ریشه اش این است که اینها پاک نهادند پس توجه به نهاد همدیگر از سمت زن و مرد خانواده را نگه می دارد. نقطه مقابل طلاق است.  ابتدای سوره نور آمده که زنا نقطه مقابل پاک نهادی است که باعث از هم پاشیده شدن کانون خانواده می شود. چه علی الباطن چه علی الظاهر علی الظاهر که مرد یا زن بر علیه هم که زنا کار هستند رای می دهند و به طلاق می انجامد و در علی الباطن که زنای اعضا و جوارح میباشد که این بنیاد خانواده را سست میکند و در کل ارتباطی بین آنها نیست قلبشان با هم مرتبط نیست نتیجتا  در نسل های بعد به مشکلات زیادی یا طلاق ختم می شود. پس توجه به نهاد زن و مرد تنها چیزی است که خانواده را سفت و محکم نگه می دارد و روی همه اخلاقیات هم تاثیر می گذارد.

9 .یعنی شما موقعی مطمئن می شوی و امیدوار می شوی  که اگر زن هستی مردت را می توانی تکمیل کنی و یا بر عکس که از نهاد پاک طرف مقابلت اطمینان کامل داشته باشی. در غیر این صورت می گویی این انسان درست نمی شود. می شود، مخاصمه، میشود کلک زدن ، می شود دروغ گفتن، دورویی، خیانت، نهایتا میشود طلاق، اما آن کسی که با عقیده از نهاد طرف مقابلش مطمئن است هیچ موقع به طلاق ختم نمی شود. بخاطر همین پیغمبراکرم فرمود طلاق بدترین چیزهاست نزد خدا چون خدا طیبات را برای طیبین قرار داده و خبیثات را برای خبیثین آنها به طلاق ختم می شوند چون از خدا دور هستند نقطه مقابل خدا بدترین کاری که نزد خداست آنها انجام می دهد اما آنهایی که این سوی خط هستند پاک نهاد هستند کاری که خدا می خواهد انجام می دهند نه مخالفت با خدا موافق و مرضی خدا را انجام می دهند یعنی هیچ موقع به سمت خدا نمی روند حالا یا طلاق به معنای کل که محضر و اسم ها را از شناسنامه برداری و یا طلاق در جزییات .

10 . البته طلاق فقط طلاق ظاهری نیست بلکه طلاق در صحبت کردن طلاق در شنیدن حرف همدیگر طلاق در با هم بودن طلاق در معنویات که از نظر معنوی از هم جدا شده اند. نقطه مقابل این طلاق و جدایی کفو است. که امیر المومنین و حضرت زهرا (س) دقیقا همینطور بودند یعنی هیچ جدایی بینشان نبود نه به عنوان زوج و زوجه بلکه در تمام عقاید در تمام اخلاقیات، در تمام اعمال و در تمام شئونات زندگی ریشه تمام اینها پاک نهادی است.

11 . یعنی از پاک نهادی می توان به کفو بودن رسید. هر چقدر که طول بکشد. یعنی همین که ما رو به کمالیم مشکلات را نمی بیینم.  مثلا  وقتی مسابقه می دهید هیچ چیزی را نمی بینید یک مسیری را می رود، تلاش می کند که یک کاری را انجام می دهد ضررو زیان و خسارت و اینها را متوجه نمی شود، گرم انجام آن کار است در این مسیر هم همینطور است. اگر  راه رو کامل شدن باشد رو به جدا شدن از جدایی از طلاق باشد. رو به همتا شدن ( کفو ) برود دیگر مشکلات اذیتمان نمی کند بد اخلاقی طرف مقابلمان دیگر اذیتمان نمی کند اگر هم اذیت کند تحملش می کند چون می داند که به یک اشتراک خیلی بزرگ می رسد که اینها در آن حل است نهایت می گوییم سلیقمان با هم متفاوت است.

12 . پس توجه به نهاد، ریشه تمام اخلاقیات حاکم بر زندگی است. هیچ اخلاقیاتی در زندگی حاکم نمی شود مگر اینکه مبنا را بر نهاد طرف مقابل گذاریم و مدام بر آن پافشاری کنیم یعنی هر موقع با همسر روبه رو می شویم شخصیتی که تصور می کند چیست؟ ما عادت داریم ظاهری ترین چیزها را نوع حرف زدن، قیافه، نوع پوشش اینها ظاهر است ،

13 . فقط باید بطن و نهاد توجه  آن شخص توجه کرد. اگر تربیتی به قضیه نگاه کنیم  به طور مثال یک باغبان روی یک گل رز چقدر وقت می گذارد؟ یا روی گیاهان دیگر چقدر وقت می گذارد ؟چمن را آب می دهد و رد می شود، میرود،  اهمیت ندارد  اما یک کم بزرگتر باشد به همان اندازه به آن اهمیت می دهد. وقتی گل رز است یعنی یک ساقه نسبتا مستحکمی دارد هر کسی آن را از ریشه می کند، اما وقتی بزرگتر می شود، یا  به درخت گردو که می رسد، دیگر تخصصی است؛ حواسش است اگر یک برگ زودتر زرد شود، نگران به خطر افتادن درخت می شود. چرا؟ چون نهاد دارد یک تنه مستحکم با ریشه ای درون خاک.

14 . حالا این یک نگاه تربیتی است.  زن و مرد لباس همدیگرند، مکمل همدیگر هستند، دوتایی با هم انسان کامل هستند، از دریافتهایی که درونش دارد. هر همسری همسر خودش را  پیدا می کند.

در روندی که باغبان نسبت به درخت و گل و بوته هایش در نظر بگیریم موقعی معنا می دهد که باغبان با گل و بوته تعریف شود و در غیر این صورت تعریفی برای آن نمی شود پیدا کرد، زن و مرد هم همینطور هستند. اگر نهاد طرف مقابل را مثل یک گل رز ببینید،  استحکام زیادی ندارد، زندگی پایدار و مستحکمی نخواهی داشت پیغمبراکرم فرمود: به سمت گل زیبای مرداب نروید، چون نهاد ندارد، فقط ظاهر دارد، خطر دارد،  نهادش آنقدر مستحکم نیست که به خواستگاری او بروید.

دنبال نهاد مستحکم بگردید که اگر بیست سال، سی سال با هم مراودت اخلاقی، اعتقادی، حتی جنسی داشتید نتیجه خوب بدهد. بچه خوب، ارتباط خوب، محیط خوب، صمیمت، خانواده مستحکم؛ اما اگر باغبان وقت بگذارد روی چمن فایده و منفعتی ندارد ،لگد مال میشوند ؛ یک مرد را در خیابان دیده همه چیز خراب شده؛ یک زن را در خیابان دیده همه چیز خراب شده، اما اگر یک گل رز باشد یک نهالی است، یک قد و قامتی دارد ، یک مقدار سخت تر است، شاید به هیچ مردی یا زنی توجه نمی کند، اگر یک درخت سرپایی است دیگر خودش یک وجود مستقلی دارد؛ از آن به بعد میوه می دهد، آن قبلی ها میوه نداشتند، اگر داشتند میوه هاشان با یک باد می رفت، یک بچه ای تربیت می کند که باید در یک قفس نگهداشته شود. قفس هم نگه داری می شود مثل خودت، چمن، چمن را تولید می کند سیب که تولید نمی کند، رهایش هم که بکنید باد  آن را می برد؛

زن یا مردی که نهادش پاک نیست یعنی خبیث است، خبیث یعنی بی ریشه یک چیزی مثل خودش بدنیا می آورد، یک چیزی تحویل جامعه می دهد که سیل جامعه می برد، بد باشد می برد خوب باشد می برد، چیزی نصیب این خانواده نمی شود.  

 

خوب که می برد نه خوب حقیقی، خوبی که جماعت می گویند خوب است، اشتباهی که همیشه می کنند برای  اکثریت است.  اما اگر ریشه قوی داشته باشد مثل درخت سیب و گردو، میوه می دهد آن هم یکبار  بلکه بارها؛  اگر خودش خراب باشد میوه هم خراب می شود، وگرنه میوه سالم می دهد. اگر بمیرد دوباره زنده می شود، گل رز اگر بمیرد معلوم نیست دیگر زنده شود شاید خشک شود و از بین برود اما درخت گردو خیلی بعید است سی سال، چهل سال است، زمستان که می شود می میرد بهار یقینا زنده می شود. آن زن اگرخطا بکند ولی مستحکم باشد زنده می شود و دوباره از خطا بر می گردد و اگر دروغ باشد  و دوباره راستگو می شود چون نهادش سالم است. آن مرد اگر چشمش خراب است اگر تمثیل آن درخت تنومند و ریشه دار باشد چشم او پاک می شود چون نهادش سالم است باغبان لازم دارد، باغبان هم طرف مقابل است، زن تشخیص می دهد که چگونه حل مشکل کند.

15. مثلا چشم مرد خراب است اما اگر زن سطحی برخورد کند و شلوغ کند، یعنی سطحی ترین برخورد نشان می دهد به نهاد طرف مقابلش توجه نمی کند و خلاصه منجر به دعوا و مرافه می شود. خلاصه طلاق و نزاع می گردد.  اما اگر به نهاد شوهرش نگاه کند می بنید او سالم است. الان جامعه خراب شده است پس آن زن می تواند آن را جبران کند چون نقطه مقابل شوهرش است. اما به شرطی که فقط به نهاد او نگاه کند.اما اگر توجه کند که نقطه مقابل بینایی شوهرش خودش است، یک نقطه لذت بر انگیز که زن است دیگر، سریع می تواند جبران کند، اما به شرطی که به نهاد طرف مقابلش نگاه کند. ولی اگر به ظاهرش نگاه کند هیچ موقع درست نمی شود و اگر هم صبر می کند یک تحمل مشقت بار زودگذر است،یک روز، دو روز بعد عصبی می شود، دعوا، مرافه، می رود شکایت می کند، به کسی که می گوید، نه شکایت قضایی بلکه گله گزاری نزد دیگران می کند  و این تازه اول اختلاف است . این خانواده هایی که اول زندگیشان تا حرفشان میشود،به  عمو، به خاله می گویند. همه این ها از ظاهر نگری ناشی می شود.

16.  اما اگر به نهاد آن نگاه کند و صبر کند، مثل باغبان که بر یک درخت دریشه دارد با بنیاد صبر می کند تا ثمر بدهد،

آن باغبان اگر بدنه آن درخت را  ببیند، اگر گردوی درخت خراب هم بشود، مایوس نمی شود.با درمان مشکل را حل می کند. زن اگر نهاد شوهرش را ببیند زود رفع و رجوع می کند، چیزی نفع دارد برای زن و شوهر که روی فرمول نهاد باشد، اما چه خوب است که زن و شوهر خودشان با این دیدگاه زندگی کنند،

 این باغبان هم خلاصه خسته میشود، رنجور میشود، اما نتیجه دارد، یک میوه را که به بازار می دهد، همه از آن میوه استفاده می کنند، خود میوه هم ریشه میوه دیگری است، اینطور نیست که تمام شود، آن هم یک بچه دیگر خواهد داشت یک خانواده تشکیل خواهد داد از آن خانواده بچه ای دیگر تحویل جامعه خواهد داد.

این فقط به نهاد بر می گردد الطیبات جمع است یعنی این طیب بچه طیب، نوه طیب، و... قطع شدنی نیست. مگر اینکه آنقدر حرام نفوذ کند، مثل اینکه شما  سم مضر اسیدی بریزید پای درخت، اگر چه درخت گردو باشد، از بین می رود اگر هم خشک نشود بدنه اش را حفظ کند چه میوه ای میدهد همه گردوهای تلخ همه سیبهای فاسد و سیاه و پوک، اگر دانه آن سیب خراب را بکارید سیب بدتر میشود که بهتر نمی شود، چون با مال حرام نهاد خوب را از بین برد، هر چقدر هم نهادش ضعیفتر باشد زودتر شما الان یک لیتر اسید را بریزید روی چمن همون موقع از بین می رود، زمان لازم ندارد بریزید پای رز یک روز طول می شکند پای یک نهال سه روز طول میکشد، پای یک درخت گردو بریزید  هم همینطور، بالاخره آن را از بین می برد اول در میوه تاثیر می گزارد ، بعد شاخ و برگش رو می گیرد بعد آهسته آهسته می رود در تنه درخت، که دیگر بر باد است.

فقط آن مال حرام است که می تونه طیب و طیبه رو از بین ببرد حالا نقطه مقابل مال حرام بیا تو چمن ببینم،مثلا بهترین کودها و زمینها را بر ای رشد بهتر چمن تهیه می کنیم نمی توان آن  را ثمردار و میوه دار کرد یعنی این جا اشاره به خبیث است که با مال حلال نیز نمی توان آن را اصلاح کرد. حتما نتیجه اش را خواهد دید، ولی اگر نهاد را با مال حرام از بین ببریم هیچ موقع ثمره و نتیجه آن خوب نخواهد شد بلکه بدتر از آن می شود حالا در مورد بر عکس آن هم صدق می کند.

 

 

پس توجه به نهاد خیلی مهم است و باید جدی گرفت و فکر کرد و باید صحبتها را مبنای و اساس کرد.

این جا جلسه ای نیست که بشنویم، باید فکر کنیم ، باید حرف زدن را نبینیم، بلکه نهاد را ببینیم، بعد آن موقع زیبایی می شود، اما اگر نهاد را نبینیم کوچکترین خطا که بکنیم به درگیری ختم می شود، یقین داریم که نهاد خوب میوه خوب دارد اگر ندارد راه دارد. الان میوه خوب ندارد، فردا فصل دیگر دارد،

اگر بگوییم این پاک نهاد است مشکلی ندارد من صبر می کنم به دروغگویش گاهی امر به معروف می کنم یا جلوش راست می گم یا غیر مستقیم مضرات دروغ گویی را می گویم ؛ نه؛  این آهسته آهسته درست می شود  چه زن باشد چه مرد اگر چشمش خراب است درست می شود اگر به راحتی  از محیط خانواده مسائل خانواده را بیرون می برد درست می شود همه به شرط نهاد است.

اگر ما مسائلی را در مورد خانواده می شنویم مبنا یا ظاهری اگر به آن عمل نکنیم فقط عمرخودمان را تلف می کنیم.

 نباید مبنا را بر آن بگذاریم که جلسه یادگیری است این دیدگاه غربی است که 1 را بخون برو 2 برو 3 این حرفها نیست.هر چقدر اندازت است اما باز همان کلاس 1 دارید پیش می روید تا به 2 برسی.

ان شالله که عمل بکنیم دیدمان نسبت به همسر چه زن چه مرد بر اساس نهاد باشد.

خانواده یک امر زودگذر نیست، هر چقدر طول عمر خانواده است. همانقدر طول عمر سازندگی خانواده است، زن و مرد خوب در آینده نزدیک پدر و مادر خوب اند و در آینده دور پدر بزرگ و مادر بزرگ خوب اند و در آینده دور تر سر سلسله یک خانواده و یک قوم خوب اند، این در ظاهر است و در باطن تشکیل دهنده یک جامعه خوبند.

 اگر شده یک بچه خوب بدهند، کثرت بچه هم در کار نباشد، نوه ای هم در کار نباشد، اما تا آن موقعی که زنده هستند خانواده را مستحکم می کنند بچه را بی نیازتر می کنند و از همه چیز جز خدا ؛ آن بچه تاثیر گذارتر خواهد شد، همه جامعه بهره می برند، نه فقط خانواده سه نفره یا یک فامیل 500 نفره، بلکه یک جامع بشری 6 میلیاردری مثل حضرت امام خمینی که تمام جهان را گرفت، هر ظلمی را کاهش داد، هر ظلمتی را نور بهش تاباند، هر انحرافی را به راه مستقیم متمایل کرد، هر خوبی را خوبتر کرد، آنها تعیین کننده جامعه بشری بودند که همه به نهاد بر می گردد.

 

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group