بسم الله الرحمن الرحیم

 

بحث درباره خانواده عمیق تر از آن بحثهای مرسومی که بگوییم چرا دعوا می کنند تو خوش اخلاق باش .... اینها آنقدر اهمیت ندارد باید مبنای خانواده صحیح گذاشته شود و حرکت اصلی خانواده درست باشد. مسائل خرد و جزییات فقط با آموزش حل می شود و چون الان آموزش خیلی کمرنگ است چه از طرف خانواده ها چه از طرف جامعه، این مشکلات خواهد بود.

 اما آن چیزی که میشه حل کرد اینکه مبنا را درست کنیم. حالا مسائل ظاهری و زیور آلات مثل این می ماند که بگویند شما که این ساختمان را می خواهی بسازی از ستونهای خوبی و زیر بنای خوبی استفاده کن، بعدا مصالح روبنایی و تزیینات اگر گیرت نیامد عیبی ندارد فوقش این خراب می شود می ریزد اما ساختمان پا برجا می ماند.

به این دلیل بحثها عمقش بیشتر است و یک مقدار بیشتر باید فکر کرد و یک مقدار هم کمتر کاربردی است مگر اینکه روش فکر شود و مصادیقش پیدا شود. دو صفت برای زن و مرد صبر برای زن و غیرت برای مرد. از هر کدام زن و مرد یک صفت اصلی دیگر هم دارند که واسطه این صفت نیازهای زن و مرد برآورده می شود و خانواده مستحکم است و زن و مرد به تکامل معنوی خواهند رسید و اگر هم بچه ای خدا بهشان داد، بچه از یک کانال صمیمی پا به دنیا می گذارد چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ ذهنی و نرم افزار وجودی.

صفت بعدی که برای زن هست، صفت حیا است. نقطه مقابل هم دارد و آن برای مرد است صفت انفاق است و نقطه مقابل هم دارد که نقطه مقابل هر دو اینها خانواده را از هم می پاشاند. و انجام آنها آنچنان خانواده را مستحکم می کند که این خانواده در هر شرایط سخت فرهنگی اعتقادی قرار بگیرند خانواده از دست نمی رود، یعنی در کل، زن در وجودش دو صفت خدا قرار داده برای تشکیل خانواده و مرد هم دو صفت، که این دو تا کسب کردنی نیست بلکه کشف کردنی و تقویت کردنی است. تقویت به این دلیل که مهاجم زیاد دارد و ممکن است سر راهش به موانعی برخورد کرده باشد و گم شده باشد. وقتی کشفش می کنی باید تقویتش بکنی؛ چیزی نیست که بتواند برای خودش درست بکند. کسی که ندارد جز طیبات و طیبین نیست و دو صفت اصلی زن صبر و حیا که در وجودش قرار دارد. از آن موقعی که متولد می شود بچه ها که نگاه کنید این دو صفت در دختر بچه به وضوح یکی حیا و دیگری صبر هیچ موقع تعدی نمی کند، جلو نمی آید حقش را بگیرد. این، دو صفت را درون خودش دارد.

اگر طرف مقابلش که پدرش باشد، بفهمد این را هدیه را درون خانه می آورد اول به او بدهد، صبر و حیای او تقویت می شود. هیچ موقع تعدی نمی کند، هیچ موقع تجری نمی کند، جرات نمی کند برای گرفتن حق می داند که حقش محفوظ است. این باعث می شود که همیشه خودش را تحت حمایت یک مرد ببیند، هیچ موقع اعلام استقلال نمی کند.

هر چقدر این نکته ضعیف است الان، بر می گردد به آن اصلش، در وجود این زن وجود دارد یا کشف نکرده، حالا اعلام استقلال می کند در مقابل شوهرش (در مقابل دیگران نه فقط شوهرش) حتی بچه ها هم در این قاعده مستثنی نیستند.

مثلا یک پسر بچه تا بچه است یک جوری مهارش می کنند، اگر نوجوان شد مادرش درست تربیت شده بود موقعی که بچه بود، درست جایگاه خودش را پیدا کرده بود و زن بودن خودش را در خانواده حفظ کرده بود، بدون اینکه بخواهد صفت بیخودی را برای خودش فراهم کند و جایگاه نامناسبی را برگزیند اگر این موارد را درست رعایت کرده بود این پسر اگر صد سالش هم بشود ولی ازدواج نکند هر گز جلوی مادرش قرار نمی گیرد. او برای یک زن دیگه ای است این نوع ارتباطش، با یک زن فقط با زن خودش است همسرش است نه مادرش نه خواهرش، مگر اینکه یک مواردی باشد که به عنوان قانون اجتماعی قرار داده باشد که کار خانواده بتواند انجام بگیرد. و الا مثلا اینکه برادرها با حضور پدر گردن کلفتی می کنند این اصلا خلاف شریعت اسلام است که الان این مرسوم است بابا  با دختر خوب است برادرها بد هستند. حالا به هر دلیلی اینها غیرت نشان می دهند،  القا می کنند به پدر، این دختر  بد تربیت میشود. این وقتی در محیط خانواده خودش قرار بگیرد با تشر شوهرش حرکت نمی کند منتظر یک تشر دیگری است و اگر نباشد تعطیل میشود و آن خانواده مستحکم نخواهد شد.

همه اینها زنجیره دار و خیلی شبکه ای بهم پیوسته است  و ما الان فقط اصلی هاش را می گوییم می رویم جلو و پرداختن به جزییات اینها این جمع را نمی طلبد.

صفت اصلی زن برای تشکیل خانواده و استحکام و مداومت حرکت این خانواده صبر و حیاست. این دو تا هم از هم جدا شدنی نیست اینها هر دو، دو روی یک مسئله بیشتر نیستند، از هر جهت نگاه کنی یک روش را می بینی. اگر از بیرون نگاه کنی دو روش را می بینی همه برخوردها ی زن در محیط خانواده باید بر اساس صبر و حیا باشد، بیرون خانواده، نه اینکه این را ندارد این را دارد اما اضافه بر آن باید یک چیزهایی به آن اضافه کند، بتواند با دیگران برخورد کند، نه اینکه این دو تا را تعطیل کند این دو تعطیل نمی شود این حداقل است.

لا اقل موقعی که به عنوان زن مطرح می شود و این دو تا صفت اصلی را هر چقدر زن از آن فاصله دارد به همان اندازه به طلاق نزدیک تر می شود و حالا یا طلاق رسمی طلاق نامه صادر می کند و یا واقعا جسم هایشان کنار هم است. اما افکار و عقاید و روحیاتشان اصلا با هم هماهنگ نیست. فقط زیر یک سقف می روند و می آیند همدل و همراه نیستند، همفکر نیستند، مکمل همدیگر نیستند، الان خیلی ها این جوری هستند. در موضعی ما نیستیم که بخواهیم جامعه شناسی کنیم، خانواده شناسی کنیم این روند را باید طی کنیم مرد هم صفت اصلی را دارد؛ غیرت یعنی کنترل جنس مخالف که متعلق به خودش است. محرم خودش است اجازه ندادند به اینکه روابط محرم و نامحرم بهم بخورد، دوم هم انفاق است. یعنی بخشش زن اگر بخشش بکند غلط است. به هر کس و هر چیز به فقیر، مستمند به هر چیزی غلط است مرد باید اینکار را بکند گاهی می شود از طرف شوهرش این کار را بکند و یا شوهرش اجازه دهد این کار بکن.

اما مستقلا این کار را بکند غلط است. این راه بر او بسته است و نقطه مقابلش مرد لا اقل در مورد زن اصلا اسلامی نیست که خیلی ها اینطور هستند،یعنی حساب و کتاب دارند حساب زن روشن است و حساب مرد روشن، فکر می کنند این هنر است. این نظم است این جا اصلا حساب  کتاب زهر است. چیزی است که ریشه خانواده را خشک می کند اگر چه ظاهرش حفظ شود زن باید در این نعمتی که شوهرش فراهم می کند حالا هر چقدر هم که کم باشد باید خودش را بین این نعمت ببیند، نه اینکه من حق دارم به من پرداخت کن. متاسفانه این در ذهن خانم ها جا افتاده و فکر می کنند این خوب است، شوهر روزانه یا هفتگی پول به این غلط است زن نباید بفهمد از کجا می خورد از کجا می آید ربطی به او ندارد، یعنی اینقدر دستش باید باز باشد که مطمئن است از این جا می رسد کم و زیادش هر چقدر تلاش مرد است، همین که بشیند حساب کنیم باید روزی اینقدر به من بدهی اگر بیشتر هم درآمد داری من کار ندارم برای من پراید بخر اینها ..... همه غیر اسلامی است. مبناش غلط است. کار غلط و صفت نابجاست.

 از کجا ناشی می شود، از آنجا ناشی می شود. از آنجا که مرد انفاق گر نیست. به هر اندازه که نباشد به درآمد اینها مربوط نمی شود یکی ماهانه 100 هزار تومان درآمد دارد صفت همین است. خانه صندوقش است، پول را باید بریزد داند.

یک جای دیگر یک خردش برای خانه این غلط است. حالا هر کسی می خواهد انجام بدهد، انجام دهد که خیلی ها دارند انجام می دهند. نمی دانند کجا ضرر می کنند شاید در بچه شاید، در نوه شاید تو ارتباط با دیگران ما که بسته نیستم، فقط به خودمان محیط اطرافمان باز است، با خیلی ها ارتباط داریم همه آنها را باید جواب مثبت داد. آن چیزی که من فکر می کنم بهش می رسم چون اینجوری تربیت شدم، چون تو این محیط کاری هستم، چون با آدم هایی که تو این محیط خاص با من سروکار دارند، این صفت را به من می دهند، هر چقدر مرد از انفاق دور می شود، به طلاق نزدیک میشود، طلاق ظاهری هم که نباشد، طلاق باطنی و درونی است، امتحان کنید، مردی که مثلا انفاق می کند در محیط خانواده اش، حالا بیرون از آن هم، بستگی دارد به درآمدش و مسائل دیگر، محال است زن به ذهنش بیاید، که بخواهد از محیط خانواده بیرون برود، یعنی یک احساس راحتی برای زن به وجود می آورد که زن هیچ موقع این محیط را رها نمی کند به هیچ قیمتی اگر مردش بداخلاق ترین مرد روزگار باشد چون این بد اخلاقی برای زن مشکل ایجاد نمی کند، چون صبور است، خدا این گونه درست کرده، چون اگر مرد خوش اخلاق باشد، که اینها سریع به کمال می رسند و به کمال می رسانند دیگری را.

والا در بدترین حالت به طلاق ختم نخواهد شد. به شرطی که دو صفت اصلی را زن داشته باشد. و دو صفت اصلی را مرد هم داشته باشد. صفات دیگر حاشیه قضیه است. این یعنی برآورده شدن صفات زن. آن حیای مرد یعنی برآورده شدن نیاز زن، اینطوری باشد خانواده مستحکم است، یعنی بعد از بحث طیب و خبیث، طیبات و خبیثات که دارد، صفات انسان می شود. بعد اعمال است. صفات این است. اصلها اینها هستند زن باید روی این قضایا فکر کند. آنقدر بگردد نقطه صبوری خودش را پیدا کند. معدن صبر خودش را پیدا کند.  معدن حیا خودش را اگر با دیگران صحبت می کند به غیر از شوهرش بداند که این نقطه ( صفت ) را خوب کشف نکرده است، در مقابل مرد اگر محدوده برایش مشخص نیست، بی تفاوت است.

حالا دیگر خانه پدر، آن برادرش محرم است این غلط است، این ضعف غیرت است، آن فقط زن این خانواده است. درست است که به اینها محرم است، اما خیلی محدود، پدر موقعی به عنوان پدر و آن معنای خاص بود که شوهر نیست، وقتی شوهر می آید، او دیگر، پدر است، احترام سرجای خودش ربطی ندارد، اما در نوع ارتباط حرفهایی که رد و بدل می شود. لباس پوشیدن، رفت و آمد اینها دیگر نشان دهند دو تا چیز است حیای زن و غیرت مرد حالا عادی شده، صفت باید روزآمد باشد الان نرم افزارها همه همین هستند.

اگر شما بخواهید به روز تو این جهان رایانه ای زندگی کنید، همه نرم افزارهات باید روزآمد باشد و الا سریع به آن حمله می شود یا یک ویروس و یا یک هکری می زند همه را داغون می کند. صفت آدم هم همین است. بین جامعه اسلامی هر روز باید آن صفت را توقیف کرد، سفت نگه داشت نه یکدفعه ما روز اول به خانم گفتیم یا به آقا گفتیم، همیشه این هست گفتم چادر سرش بکند یا حجابش را رعایت  کند، دیگر خودش راعایت می کند، این غلط است نشان می دهد که غیرتش ضعیف است، رفع مسئولیت می کند باید مدام بگوید وقتی نمی گوید به مشکل بر می خورد بی خاصیت می شود.

آن حجاب باید خاصیت دار باشد،کی با خاصیت می شود؟ موقعی که مهاجم را حس کند و خودش هم در موضع دفاع قرار بگیرد و الا یک زن در یک محیط بسته که هیچ کس نیست خیلی با حجاب باشد یا بی حجاب باشد فرقی نمی کند، حجاب باید یک جا اهمیتش روشن شود. موقعی که مهاجم دارد . در قرآن آمده وقتی از خانه بیرون می روید، مومنین چادر سرتان کنید، به کسی نگاه نکنید به نفع خودتان است. کسانی که حجاب را رعایت می کنند به نفع خودشان است از دید نامحرم محفوظ هستند از نیاتشان محفوظ هستند. حالا اگر این حجاب فقط در خانه بود، به درد چه می خورد؟ چرا اهمیت پیدا می کند چون مهاجم دارد، نگاه آلوده دارد، حالا یک روزی یاد گرفته با حجاب باشد. وقتی وارد جامعه می شود، برایش عادی می شود. طبقه بندی می کند. مرد بد، مرد خوب، مرد خوب هم فقط شوهرش نیست کلماتی که به کار می برد ارتباطی که برقرار می کند همه فساد است. چون کسی نیست مدام بهش بگوید، باید شوهرش  به او بگوید، اگر شوهرش این کار را انجام دهد اولین منفعت برای زن نیست که با حجاب است، اولین منفعت برای مرد است که به زن دیگر نگاه نمی کند.

خودش در همین موضع الان قرار دارد، می گوید خودت را بپوشاند که کسی به تو نگاه نکند. یکبار می تواند تخطی کند. دوبار، سه بار، نمیشود که این مسیر را همیشه ادامه بدهد. مگر اینکه قطع بکند و به زنش نمی گوید به سن و سال و اینها هم نیست. مگر اینکه سن آنقدر بالا باشد که جنسیت زن و مرد برای غیر مطرح نباشد، شهوت انگیز نباشد، گناه آفرین نباشد و الا قبل از آن اگر مرد تعطیل کرده حتما مشکل دارد یا مشکل از خودش است یا از آن نیازش که بر طرف نمی شود این مکمل بحث کامل کردن زن و مرد خیلی بحث مهمی است. یعنی هیچ مشکلی یک طرفه نیست هر خطایی مرد می کند دلیلش پیش زن است. هر خطایی زن می کند دلیلش پیش مرد است. اصلا چیزی ممکن نیست پیش بیاید و آن دو نفر درونش دخالت نداشته باشند، مگر اینکه آن طلاق اتفاق افتاده باشد، فقط اینها زیر یک سقف بروند و بیایند و الا اگر همدل و همراه و هم مسیر باشند باید مکمل هم باشند، محدوده حیا زن کجاست؟ چقدر است؟ غیر از شوهرش، حیا برای شوهر حرام است.

در هر چیزی مثلا جامعه ما از نظر فرهنگی افت پیدا کرده مثلا جک رایج شده جکهای بد اگر این زن برای هر کسی دوست خودش و یا هر کسی بتواند این جک را تعریف کند ولی برای شوهرش نتواند بگوید حیاش مشکل دارد ضعیف است بدترین کلماتی که بی حیایی است باید به شوهرش بتواند بگوید، چون بالاخره ما که کامل نیستیم، یک موقع دوست داریم یک حرفی بزنیم حالا به هر کس و هر جا رسید حالا با گفتن یک جک آن حس فروکش می کند، این و خدا کانالیزه کرده در محیط خانواده، هم برای مرد هم برای زن، اگر رعایت نمی شود باید هر دو جنبه تکمیل کنندگی را به یاد آورند و کمک کنند و الا این خانواده آن استحکام باید را ندارد.

و اگر بچه ای باشد آن بچه یک کمی متزلزل به دنیا می آید متوجه نمی شود خودش که الان هم متوجه نمی شود. اینها عمق قضیه است. رفع نیاز به همین سادگی است و سادگیش در صورتی است که کسی معتقد باشد و ببیند کشف کرده باشد الان زنها زیر روی وجود خودشان را بگردند دو صفت اصلی که درونش است و هیچ موقع رهاش نخواهند کرد همین دو تا ست، چیز دیگری پیدا کنند خیلی براشون مهم باشد بدانند و راه را دارند غلط می روند، هیچ چیزی آن اهمیت را ندارد. ولی برای مرد اینگونه نیست مرد باید در محیط خانواده این دو تا را داشته باشد، به غیر از اینکه مرد خانواده است، صد تا صفت دیگر باید داشته باشد، نداشته باشد لنگ می زند، در ایمانش اما زن نه ، محیط خانواده و غیر خانواده لازمه اش این دو تا است. اضافه اگرداشت آن هم از کانالی که از خانواده بگذرد و تایید شوهرش باشد ایرادی ندارد، هر جور خودش بخواهد مسیر زندگی را طی می کند،

 پس نیاز های اصلی زن و مرد اینگونه مرتفع می شود. چیزی نیست که فقط یک نفر بتواند این کار را انجام دهد، اصلا دو طرفه است. مسائل اقتصادی، دقیقا همین گونه است.

وارد  بحث تولید کنندگی و مصرف کنندی بخواهیم بشویم، تولید کننده نباید محتکر باشد، اگر باشد  یک جا دارد ضرر می زند. چه بفهمد، چه نفهمد، چه حالا پولها در جیبش جمع باشد. تولید کننده باید سریع به بازار عرضه کند هر چی که هست، از تولید به مصرف، حد فاصل و دلالی و اینها ندارد. طرف با یک پیچیدگی امکانات مادی خانه را فراهم می کند. که زن بداند پول به این سادگیها نیست. به بچه خودش می خواهد پول بدهد، پول و دست چند نفر می دهد و به بچه می گوید من که پول ندارم، برو پیش فلانی شاید سفارشت را بکند. فکر می کند نوع تربیت درست است. می خواهد به بچه اش ثابت کند که پول به این سادگی بدست نمی آید. این صد در صد غلط است. بچه اگر در این دریا شناور باشد، درست تربیت می شود. و الا گدا بار می آید، گدا به معنای واقعی، آن که جلوی خدا قرار می گیرد، می گوید تو فقیری من غنیم. ریشه اش از اینجاست چشمش به همه چیز است، چه جنس مردم، چه دختر باشد چه پسر، چه فکر مردم، دنبال هر کسی راه می افتاد مد فلان، چه اموال مردم، یک نوع دزدی، هیچ موقع هم سیر نخواهد شد. چطور امیر المومنین (ع ) از سیر شدن فرار می کند به سمت گرسنگی می رود چون در این محیط آماده بالا به قول قدیمی ها چشم و دلش سیره. حالا اگر بچه در یخچال قفل، در کمد قفل خوب نخر، وقتی خریدی، دنبال درآمد زیاد نرود، وقتی درآمد زیاد شد، دیگر ممانعت و اینها نیست، بچه تازه مرحله بعد است. اینقدر درد سر میشود، زن ببین چه بالایی سرش میاد بدون اینکه خودش متوجه شود. طرف آنقدر پول دارد و بعد یک ماشین برای زنش می خرد فکر می کند، مشکل حل می شود. حل نمیشود، اگر حل می شد اینجوری در خیابان نمی آمد.

پس دنبال آنقدر درآمدی بباید بود که می توانی کنترل کنی، والا رها کنی، بچه بد تربیت می شود. اسلام آنجور نیست که گدابازی دربیاری، در خانواده " الرجال قوامون علی النسا بما فضل الله" خدا یک برتری را به مرد داده تولیدکننده باشد. و انفاق کننده باشد. منتی نیست مرد سالاری نیست. وظیفش است، خدا قرار داده از آن طرف هم او هم نمی تواند حکم بکند تو باید کار کنی بیاوری این کار کردن، تولید کنندگی و انفاق در مقابل اون دو صفت زن است. و الا به همان اندازه این هم کم کاری میکند. اصلا اینها غیر مستقیم به هم وصل است. مرد موقعی بیشتر کار می کند و خرج می کند. روزیش زیاد می شود که زن هماهنگ است. قدیمی ها یک جملاتی می گفتند، ازدواج اومد داره، قدم این دختره خوبه، وقتی اومد روزیش را با خودش آورد، اینها یک حرف احساسی نیست. اصل وجود زن و مرد بر اساس این است. اگر این دختر در خانه پدر و مادرش بر اساس صبر و حیا تربیت شده باشد حالا که ازدواج کرده استواری این خانواده را در ذهن و عقیده و اعمال خودش تنظیم کرده خدا به شوهرش روزی می دهد به اندازه کافی روزی شوهر است، اخلاق زن است.

 از آن طرف هم اخلاق زن دست صفات مرد است. نمی شود مرد امر و نهی آن شکلی نکند یا آن شکلی بریز و بپاش نکند و بعد بخواهد زنش درست از آب در بیاید، ظاهری می شود، منافقانه می شود، چه زن، چه مرد، واقعی نیست، حقیقی نیست، باید این دو تا صفت رو باشد، کف دستت باشد ،هر دادگاهی حاضر شدی، نه دادگاهای دنیایی، ظاهری،  بلکه وجدان، عقل و ان اشالله امام زمان .

درجه اول اهمیت، چون خدا داده این توانایی در وجود آدمها ست و هر کس با هر عقیده یا بی عقیده رجوع کند، ببیند این دو تا صفت درونش هست یا نیست . محال این گونه باشد چون این طبع است. گلی است که خداوند درست کرده است. صبر، حیا ،حیا از غیرت می آید حیا اگر خودش مستقل باشد مضر است. زن تمایلات جنسی مرد را آن موقع برآورده نمی کند. این حیاست اما حیا که مستقل است. ریشه اش را اگر بخواهم بگوییم . اینکه خدا می فرماید: ما حوا را از آدم خلق کردیم مستقل خلق نکردیم که صفتش مستقل باشد. صفت زن به صفت مرد متکی است. شروع کننده مرد است او باید صفت را رد کند در اعمال و رفتار و افکارش غیر از این باشد، بعضی از مومنین  و مومنات را آدم می بیند، بر اثر این مشکل به وجود آمدند.

 صبر و حیا زن مومنه علی الظاهر انعکاس صفتهای انفاق و غیرت شوهرش نیست .

بخاطر همین اسلام بعد از مرگ چه برای زن، چه برای مرد سریع دستور ازدواج می دهد.  معصومین مجرد باقی نماندند. معصوم این کار را نکرد، امیر المومنین این کار را نکرد بعد هم همسرش در جوانی از دنیا رفت، در جوانی همسرش بی نظیر است، معصوم است، تازه او امامت و خلافت و تصدی این امور بر همه عالم را در نظر دارد، اما ازدواج می کند چرا چون این حیا و این صبر باید به یک جا متکی شود. نشود از دست می رود. این انفاق و این غیرت باید یک بازتاب و یک انعکاس داشته باشد. بنا شد طرف مقابلش از دست می رود هرزه گی به وجود می آید هر جایی به وجود می آید. طرف دیگر برایش فرقی نمی کند به همین دلیل مجردها اینقدر به گناه آلوده نمی شوند که متاهل ها می شوند. چون فکر می کند دیگر از یک موانعی رد شده که  هر کاری که می خواهد بکند.

به خاطر همین محیط خانواده خیلی مهم است. زنها مسئولیشتان بیشتر است چون اختیارات و امکانتشان بیشتر است چون مسئولیتشان در مقابل شوهر هست. خدا این طوری قرار داده که یک چهارم عمر عبادیست و نمی خواهد عبادت کنی. حرام بود اگر عبادت می کردی. پس اصل نیست لازم هست اما اصل شوهر است در مقابل مرد هیچ چیز ازش پذیرفته نیست اگر والدینش از دنیا بروند گردن کیه؟ پسر باید اموال را حسات برسی کند. هر چی که باقی مانده است. اگر نماز نخوانده باید بخواند، روزه نگرفته باید بگیرد، اما به دختر اصلا ربطی ندارد در هیچ شرایطی به دختر نمی رسد. مگر یک فرع عجیب و غریب فقهی که استثنا حساب می شود. یعنی از زن جز شوهر داری چیزی خواسته نشده است.

 آخرین مرتبه کمال مرد موقعی است که جهاد فی سبیل الله می کند و اگر به شهادت برسد که دیگر "اجرا عظیما " برای زن جهادش کجاست. روایات فراوان داریم که جهاد فی سبیل الله زن خوب شوهر داری است. چیز دیگری ازش خواشته نشده هیچ کس نگفته برود نماز جماعت، نماز جمعه، ذکر بگوید، نماز شب، اصلا واجبش هم یک چهارم امام ازش برداشتند مستحب کسی ازش نخواسته، اما شوهر داری را خواسته، با تمام تاکیدش هم خواسته، چون  یک زن وقتی رعایت نمی کند، یک جمعه فاسدی شود، اما غیر مستقیم به این سادگی دیده نمی شود . و اگر یک زن به طور کامل رعایت کند یک جامعه اصلاح می شود. معصومین، نزدیک به خودمان امام خمینی نمونه کامل هستند. یک نفر درست کرد او خانواده را امام خواهر و بردار دیگر دارند. اصلا دیده نمی شود. آنها بزرگوار هستند. اما امام اینقدر مقام پیدا کرد از یک پدر و مادر خوب، خصوصا مادر خوب، چون پدر هم متکی به مادر بود همه نیازهاش در محیط خانواده خوب بر آورده شد. که این حلال آورد انفاق کرد. غیرت نشان داد، زنش کنترل شد و خانواده مستحکم کرد، بچه این خانواده یک جهان را نجات داد. ما باید همیشه به اسوه ها توجه داشته باشیم، فقط به فهم و توانایی خودمان نگاه کنیم، راه را اشتباه می رویم، معصومین ، معصومین هستند، آن هم پذیرفته نیست آنها هم کار انجام دادند که معصوم زندگی کردند، اینطور نیست که نوشته شده بود اینجور زندگی کردند اصلا اینطور نیست آنها هم با گناه در افتادند، طرفش نرفتند، ردش کردند، آن ها هم شیطان سراغشان آمد،  آنها هم نفس دارند، آن هم دنیا سراغش اومد، ردش کرد. امیر المومنین مگر نیست چقدر با نفس سخن ها دارد!  در روایات و ادعیه مختلف است چقدر با شیطان درگیرهایی که ممکن است، یک انسان پیدا کند، حضرت دقیق است، اگر نبود که نمی گفتف چقدر از دنیا نالید و رها کرد و ترک کرد و داد زد و چندین بار این عبارات با شکل های مختلف و این مضمون هست « ای دنیا مغرور کن غیر از من را  من را فریب نده » حالا امیرالمومنین است یعنی معصوم زندگی کرد. حالا می گوییم او که نپذیرفتنی است، حالا پذیرفته است امام چی؟ خیلی از اولیا خدا که بین ما زندگی می کنند یا می کردند و نزدیک به ما بودند اینها چی؟ این را که دیگه نمی توانیم بگوییم. خدا خواست. خوب خدا می خواهد برای همه می خواهد، ببین پدر و مادر چیکار کرد؟ و خودش چه کار کرد؟

باید به این اسوه ها توجه کرد که آدم بداند این این راه رفتنی است. داستان نیست، یک سری ها بودند و خلاصه زدند و رفتند و شد. اینجوری نیست. شدنی است. رفتند شد ما، هم می رویم می شود. اما اگر به کسی نگاه نکنی اسوه ای نداشته باشی اینطوری می شود، رفع نیازهای زن مرد دو طرفه است به هم بستگی دارد. نیاز اقتصادی روشن شد. نیاز جنسی مشخص است،

مسائل جنسی درس است. مبنای تشکیل خانواده است. نیاز اصلیش زن و مرد به همدیگر است،  اما کمترین زمان و محتویات را به خودش اختصاص می دهد همین طوری هم مرور کنید می بیند همین است اما واقعی است کمترین بی توجهی بهش بشود اساس خانواده با همه آن خوبیها و لوازم دیگر از هم پاچیده می شود. چون این اصل طبع است و آن روی حیا شهوت است. که از ده رتبه شهوت 9 تا برای زن است و 1 یکی  آن برای مرد است. یعنی اینجا بر عکس انفاق که مردیست که محیطی را فراهم می کند زن در آن راحت است، در این مورد برعکس است. زن باید بدون هیچ محدودیتی همه نیازمندیهای جنسی مرد را برآورده کند به این نیست که بروند در اتاق خواب 10 دقیقه 2 ساعت نیم ساعت با هم باشند آن یک بخش کوچکی است پیغمبر اکرم فرمود :« همه جسم زن عورت است»

نقطه مقابلش مرد از موی سرش تا انگشت پاش نیاز جنسی دارد، زن باید فکر کند بفهمد و برآورده کند فقط یک اتاق خواب و بچه دار شدن نیست. آن که یک کار حیوانی است. اگر به آن این صفات و توجهات را اضافه نکنیم، خوب حیوانات هم همین کار را می کنند جفت گیری می کنند، خیلی هم دقیق و بدون مشکل انجام می دهند، آنقدر که مشکل بچه دار شدن به جهت ندانستن بین انسانها رواج دارد، بین حیوانات اصلا وجود ندارد. آنها خوب هم تشخیص می دهند و به نتیجه هم می رسانند. پس این قضیه خیلی مهم است. و خیلی هم به آن بی توجهی می شود. چون کسی که می خواهد مطرح کند یک جوری قضیه را جلوه می دهد که فکر می کنند، یعنی فساد، با اینکه اصل اصلاح و درستکاری در همین جاست. این خیلی قدرت دارد که جلوی هر فسادی را می گیرد. چشم و گوش و زبان از همین جسم هستند و اینها آن مسئولیت سنگینی است که گردن زن است. و در مقابل شوهرش، عمق نگاه معصوم و تصرفش در عالم واقعا جای هیچ شک و شبهه و عناد و مخالفت و انتقاد را باقی نمی گذارد.

 پیغمبر فرمود: زن در هر شرایطی باید خودش را آماده برای شوهرش نگه دارد حتی اگر سوار بر مرکب است. زن و مرد در محیط عمومی فقط کراهت دارد با هم همبستر شوند. یعنی اینقدر سفارش شده است. این از مرد مطلقا بر نمی آید اگرمرد بگوید خواهان این قضیه شود به مشکلات خیلی زیادی بر می خورد زن باید محیط را آماده کند به خیلی چیزهای دیگر برمی گردد این صفات دیگر را خراب می کند. خیلی لازم نیست جزییات را توضیح بدهیم. کمترین تفکری زن و مرد کنند می بینیم چقدر مشکلات خانواده از این جاست. اینجا حیا درش راه ندارد، مطلقا غیر از این جا باید حیا داشته باشد. والبته خوب اینجا مسئولیت زن خیلی سختتر می شود، چون اگر بچه ای باشد می خواهد مطابق تعالیم اسلام نمی تواند اینطوری در خانه بگردد. پذیرفته نیست پس در یک محیط محدود، در یک زمان های خاص، که اینها عرفی است و مطابق تعالیمی که در جامعه مرسوم است. اینها را دیگر زن باید کنترل کند و تشخیص بدهد و انجام دهد. خانواده هایی می بینیم که 10 سال از تشکیلش 20 سال می گذرد به هیچ کجا اینها نمی رسند، بچه هاشان ، نوه هاشون هم نمی رسند. فقط به خاطر اینکه این زن نیاز جنسی مرد را تشخیص نداده درست انجام نداده است اما وقتی این مشکل را مطابق تعالیم الهی حل کنیم آن موقع ببیند توانمندیها.چقدر صفات خوب دیگر اضافه می شود .

ببین چگونه صبر و حیا تقویت می شود چون لذت دو طرفه است، جنس مخالف هم هستند همه وجودشان، اما کسی فکر نمی کند جامعه هم طوری شده که کسی در این مسائل نیست، همه می خواهند این مسائل را تعطیل کنند، بلکه اینگونه حل که نمی شود، مانند غرب هم جنس بازی هر دو جنس، و قتل و زنا و لواط همه جا پر می شود.  اینها حیای زن و غیرت و انفاق مرد را تعطیل کردندف صبر زن را هم تعطیل کردند، علمیش کردند. تو دانشگاه درس دادند، روزنامه نوشتند، کتاب  و مقاله نوشتندف صد پله از حیوانات بدتر شدند. جامعه ما هم خواسته یا ناخواسته این اتفاق دارد می افتد اما مومنین کار می کنند که اینگونه نشود. اصلا خودخواهی راه ندهیم به وجود خودمان، چه زن چه مرد، وقتی مطابق تعالیم الهی آدم حرکت می کند، خدا یک توانایی به آدم می دهد " قوعلی خدمتک جوارحی " می شود. خدمت به خدا نصرت است.

می گوید نصرت محدودیت زمانی و مکانی و فعلی دارد کمکم کن. یعنی کل مخلوقات خدا را در این دعا یعنی می گوید کاری کن من با اینها تبادل فکر و عقیده و کار و خدمت کنم این از آنجا ناشی می شود که زن شوهرش را صد در صد ارضا می کند. جنسی، عاطفی هر چیزی که ممکن است. مرد خدمت خلق خدا را می کند، کسی که به بیت المال خیانت میکند تاثیر خوب شوهر داری نکردن زنش است. با اینکه ظاهرا ربطی ندارد، به همین دلیل آن بچه مثل کسان که غصب خلافت کردند هم خودشان حرام زاده بودند، هم بچه هشان حرام زادگی یعنی مادر مشخص نیست، یعنی زن محیط خانواده را در مقابل آن ملعون مدنظر و قبول نداشته، بعد می آید غصب خلافت هم می کند. الا استثنا، بچه هایشان هم الی یوم القیامه همین طور هستند. اصلا جای دیگری دنبالش نگردید یعنی آن نقطه ای که خدا خط کشی کرده گفته از این جا حرکت کنید آنقدر ریشه دارد که هر کاری در جامعه قرار است انجام بگیرد حتما به آن نقطه بر می گردد،

 زن اگر مطابق تعالیم الهی خودش را در اختیار شوهرش قرار دهد این شوهر به بیت المال به حق مردم تعدی نخواهد کرد. نه تنها بلکه وارد خدمت به خلق خدا می شود. هیچ کس نیست که خادم به خلق الله باشد از محیط خوب خانواده خودش و پدر و مادرش برنخواسته باشد و نقطه مقابلش هیچ خائنی به خلق الله نیست.

اینکه بهشت زیر پای مادر است اینطوری نیست یعنی زن در مقابل غیرت شوهر که حیا برای دیگران ندارد برای شوهرش دارد یک بدن را ظاهرا اهدا می کند اما فایده اش به همه خلایق خدا می رسد، نه،  فقط انسانها این شوهر هیچ گیاهی را زیرپا له نمی کند هیچ محیطی را آلوده نمی کند. و هر چقدر دقیق تر شویم می بینیم که رفع نیاز زن و مرد در محیط خانواده چقدر منافع و اگر نشود چقدر مضرات دارد. حالا این نادانها که می گویند اسلام بر اساس خشونت است و مرد سالاری است یا نمی فهمند یا اینکه معاند هستند و الا وقتی نگاه می کنی می بینی، خدا نه تنها مرد سالاری نکرده بلکه زن سالاری است،  آما آن گونه که خدا ارزش به زن داده چه قبل از ازدواج چه بعد از ازدواج امام صادق (ع ) " البنات حسنات" دختر ها برای خانواده حسنات و خوبیها هستند، " و البنون نعم " . اما پسران نعمت هستند."  فالحسنات یصاب علیها" وقتی آماده می شوید در دادگاه الهی  کسی که دختر دارد جایش صواب می دهند"  و النعمه یسئل عنها"  اما نعمت دادیم باید جواب بدهید چقدر شریعت بر اساس طبع انسان دقیق ریخته شده است و اگر کسی گوش دهد سریع به کمال می رسد. به همین دلیل پیامبر فرمود:  با ازدواج دین کامل می شود به این دلایل است. وقتی نگاه به دید دقیق پیغمبر و چیزی که نشر داده بین مخلوقات خصوصا انسانها و مومنین چقدر زیبایی ( امیر المومنین همه عالم را فتح می کند از فاطمه بنت اسد است یک زن گمنام اگر امیر المومنین، امیرالمومنین نبود که فاطمه بنت اسد مثل همه خانم ها بود از بس درک می کند و می فهمد انجام می دهد خدا به او نتیجه می دهد ثمر می دهد و بچه ای بدنیا آمده) حالا مقامات معنوی امیر المومنین آنقدر بالاست که ما اصلا همه وجودمان هم به آن نمی رسد ، فکر و عقل و ذهنم که اصلا، اما بالاخره از پدر و مادر متولد شده است.

در خطبه ای از نهج البلاغه امیر المومنین می فرمایند: از موقعی که من به دنیا آمدم در آغوش پیغمبر بودم، خطا نکردم یعنی تعریف عصمتش را می کند، من همراه پیامبر بودم تا او به پیغمبری مبعوث شد هیچ کس از غاری که پیامبر می رفت با خدا مناجات می کرد خبر نداشت الا من، من می رفتم همراهش بودم اولین بار که جبرییل نازل شد من صدایش را شنیدم گفتم پیغمبر صدای کیست؟ حالا 8 ، 9 سالش است فرمود که تو هم شنیدی صدا را گفت این صدای جبرییل است. یک صدای نعره ای شنیدم گفت پیغمبر این صدای چی بود ؟ فرمود : این صدای شیطان است رانده شد، ترسید از این وحی که نازل شد و مقامی که من پیدا کردم،  اسلامی که قرار است ترویج پیداکند، این امیر المومنین است که از این پدر و مادر به دنیا آمد، آن ابوطالب که پیامبر این همه براش احترام می گذارد، موقعی که از دنیا می رود می فرماید، بدترین سال عمر من سالی است که این دو نفر از دنیا رفتن این هم مادرش فاطمه بنت اسد، حالا ابوطالب باز هم قبول از خاندان عبدالمطلب است از خاندان ابراهیم (ع)، تایید الهی دارد فاطمه بنت اسد چی؟

 او هم در اصل و نسب ارتباطاتی دارد اما خوب یک زن معمولی است. چرا می تواند امیرالمومنین بدنیا آورد ؟ او مادر پیغمبر هم بوده مادری کرده برای او هم یک زن بی نظیر است، می گوید من موقعی که می رفتم کعبه آن موقع بت پرست بودند، علی در شکمم بود وقتی در محیط مسجد الحرام وارد می شدم بتها می ریختند، بعداً از پیامبر پرسیدم فرمودند: بخاطر بچه ای است که در شکم داری حالا هنوز بچه بدنیا نیامده که بگوییم علی است و حق و عدالت است.

الان مادرش است در شکم این مادر است. یک زن معمولی البته از اسم و رسم ظاهر است و الا اوج ههمه زنهای عالم است. مادر علی است. چون زن بودن را شناخته و انجام داده است. در آن جامعه جهالت گرفته آن موقع ، اسلام بعد ها می آید امیر المومنین 9 سالش است اما او وظیفه خودش را انجام می دهد. شوهرش هم یک آدم مظلومی مثل خودشان بوده است. ببین چه خدمتی برای همه خلق، همه عالم ارکان الهدی هر کسی هدایت می شود بنام فاطمه بنت اسد هم می نویسند، حالا ما نمی فهمیم ، لازم نیست خودش مطرح باشد، همه صبح تا شب بگویند السلام علیک یا فاطمه بنت اسد علیها سلام نیازی نیست. هر اتفاق خیری در عالم بیفتد هرکس انجام بدهد، اول برای اوست او مادر بوده است. این که بهشت زیر پای مادر است زیر پای این مادر است و هر مادری که این شکلی باشد کاری هم ندارد به سادگی. نگفتند شوهرت در مقام امیر المومنین، نه؛ شوهرت هر کسی هست با هر ویژگی که دارد تو هم زن همان شوهری خوب شوهر داری نسبت به همین شوهر خودت، زنها همه زنها هستند، اما مردها همه مرد، هر کسی یک مرد است این برای زنها کار را راحت می کند چون مرد خودشان مشخص است، این که خودشان فکر و عقیده و جسمشان را در اختیار چه کسی بگذارند مشخص است اما برای مرد اینطوری نیست شروع آیه هم به همین دلیل است این آنقدر ساده است اما آنقدر این تلاش ارزش دارد که آنطور که غربی ها می گویند تن فروشی نیست که در بین آنهاست واقعا زن ابزار دست مرد است یا اینکه خدا یک قدرت و جاذبه ای داده است که او بتواند یک جامعه را کنترل کند و خوب به فهم زن بر می گردد زن اگر بفهمد همه معادلات به نفع حق به هم می خورد، اصلا احتیاج به دوره و سخنرانی و اجتهاد هم ندارد نه فقط به شوهرش درون خانه رسید و عبادت هم همینطور است، که خیلی جاها معاف است چه در نماز و چه در روزه و ... خیلی مهم است. خیلی جایگاه زن رفیع است. زن نباید بگذارد آن تاثیرات تلویزیون و رسانه های فرهنگی در او تاثیر گذارد، اما مرد برعکس برای هر قضیه ای تو زندگی باید سند پیدا کند مدرک پیدا کند، اگر نکند جاهل است حضور زنها خیلی پررنگ است چون زنها در آخر الزمان به این گوهرها پی می برند  و انجام می دهند آن وظایف  و دستورات را و به مقام بالا می رسند  دست نایافتنی نیست.

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group