« بسمه تعالی»

امام علی (ع) ولی مطلق خدا

در ابتدا چند نکته کوتاه:

1-   این مباحث پیرامون قرآن، تفسیر به معنایی که در مرسوم است، نیست، تفسیر کار عالمی است که سالهای زیادی در قرآن و احادیث و علوم اسلامی و عقلی کار کرده باشد، این کار مانیست؛ در جهت تذکر اول، این تفسیر نیست، توضیح و آشنا شدن با قرآن است، آن چیزی که باید از یک سوره و یک ایه یاد بگیریم در حد معلومات و فهم و عقل خودمان؛ والا از جهت معلومات، تفسیر علمی معروف که دامنه آن زیاد است، و یکی اینکه قرآن بطن های زیادی دارد؛ و بحثهای عمیقتری را می توان داد، اما ما چنین هدفی را نداریم؛

2-   از آیات بعدی، ممکن است مسائلی تکرار شود، این تکرار با تکرار موارد دیگر متفاوت است. مطالب قرآن، همه به هم پیوسته است؛ کلمه واحده است؛ بخش های قرآن، همین حالت را دارد، این سوره ها و آیه ها، را دیگران قاعل شدند، قرآن به صورت سوره، سوره نازل نشده ، گاهی آیه،چند سوره، چند آیه و گاهی بدون بسم الله بوده و.. وجوه مختلفی داشته است، برای محفوظ بودن، این شکل را به آن داده اند؛ این موضوع در مورد سوره شوری هم صدق می کند؛ آیه ها و کلمات و جملات و عبارات به هم ارتباط دارد. باید سعی کرد این ارتباط را یافت و به همه قرآن ارتباط دارد، این شبکه در هم تنیده تر و قوی تر می شود؛ تا منطق ما هم قرآنی شود.

 

شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ (13)

 اين آيه از قويترين آيات ولايی قرآن است.

 اساس اين سوره بر اساس وحي است و پيروزي ولايت خداوند (آيه 8) و كساني كه غير از خدا را ولي و  سرپرست و صاحب اختيار مي گيرند، اينها رها شده اند. گرچه زير پرچم كسي هستند. اما به هم بستگي ندارند.

(ما لهم من ولي ولا نصير) مثل عمر و عاص که معاویه را ولی خود قرار داد؛ اما وقتی می بینند که طرف مقابلشان با شیطنت هایی که کردند، نمی تواند قد علم کند، بی خودشان اختلاف افتاد؛ همیشه تاریخ همین بوده است، بین ها اگر هم صلحی بودهف موقتی بوده تا بتوانند حق را شکست دهند.

"ولا نصير"

 اما در مقابل، متقين كه الله، ولي ولی ااست و ولي ا... هم ولي آنهاست و هم صاحب اختيار دارند و هم امر و نهي كن و هم كمك كننده دارند.

اين سوره ابعاد مختلف وحي را ذكر ميكند رسول باطني و ظاهري را با مثالهاي واقعي معرفي ميكند و نشان مي دهد كه وحی يي كه بر پيامبر(ص) نازل مي شد، بالا مرتبه ترين وحي ها است و در كنارش نصرت الهي، وقتي اين دو بحث به هم پيوند بخورند، به بحث ولايت مي رسيم. بحث جانشين پيامبر كه در معارف الهي به وصي معروف است.

همه انبياي الهي بخصوص اولوالعزم كه صاحب كتاب و شريعت منسجم و معروف وهمه گير بودند، وصي وجانشين داشتند. چه موقعي كه غايب ازمنظر مردم بودند و چه موقعي كه  مي خواستند از دنيا بروند. پيامبر ما هم از اين قاعده مستثني نيست. اما يك فرق اساسي پيامبر(ص) با ديگران در زمينه انتخاب جانشيني داشتند و آن اينكه :

1ـ پيامبران قبلي جانشين خودرا از خدا ميخواستند(مثلاً حضرت موسي " وجعلني هارون وزيرا " ) اما در مورد پيامبر(ص) ابتدا پيامبر (ص) نمي خواهد. از همان روز اول ابلاغ وحي، وصي ايشان بعنوان نصير ايشان مطرح مي شود. پيامبر(ص) غريب و تنهاست. بجز همسرش كسي ايمان نياورد. قبل از وحي بعنوان بعثت، علي(ع) كمك مي كند. از جمله اينكه غذاي پيامبر (ص) را به غار حرا مي بردند و……..

2- پيامبران قبلي كه وصي خود را داشتند، ميدانستند كه اگر وصي آنها از دنيابرود، پيامبري بعد از او مي آيد و راه گم نمي شود. اما پيامبر ما چنين حالتي نداشتند چون آخرين پيامبر بود، اگر وصي او حقش ضايع شود راه هدايت كلاً گم مي شود. موقعي كه حضرت امير شمشير بر فرقش مي خورد، در آسمانها شنيده مي شد: تهدمت وااركان الهدي ( ركنهاي هدايت از بين رفت و منهدم شد) بدين معني كه وقتي حق اولين وصي ضايع مي شود، قطعاً حق وصياي بعدي هم ضايع خواهد شد كما اينكه وصي سوم بعد از 20 سال (محرم61) توسط مردم قربه الي ا. سر از بدنش جدا شد.

شَرَعَ لَكُم

 يعني براي همه شما ( پيامبران) قانون قرار داده شده است ما به نوح آن چيز مهم را توصيه كرديم.( بحث ولايت وجانشيني) اين سوره بحث ولايت، جانشيني پيامبر، ادامه وحي وبه نتيجه رسيدن وحي را مطرح مي كند و اينكه وحي به كجا ختم مي شود؟ آيا زنده است؟ ملاك زنده بودنش چيست ؟ وصي پيامبر(ص)- بلاشك مرتبه اولي ومطلقش امير المومنين (ع) است و پس از او 11 نفرائمه ديگر.

به پيامبران ديگر توصيه كرديم كه اقامه دين كنند. پيامبر دين را آورد و چند ماه قبل از رحلتش در غدير خم دين را كامل كرد امااين دين جهاني نشد و عرضه نشد. پيامبر دستورخداوند را آورد. اما از آن به بعد ولايتي مي شود يعني بايد كار انجام داد. رسول فقط بشارت مي دهد و مي ترساند (انذار و ابشار) رسول يحيي الموتي نيست. اما ولي هست. يعني خداوند به هر كسي اين ولايت راواگذار مي كند، زنده مي كند وبر هر چيز تواناست (علي كل شيء قدير) در حالي كه رسول اين طور نيست .ولي مطلق خدااميرالمومنين است . نتيجه وحي ، جانشين پيامبر است و جانشين پيامبر حقش ضايع مي شود. بعد از او نيز حق وصاياي بعدي ضايع شد. تا آخرين نفري كه خدا قرار داده.مطابق سنت خداوندوفطرت مردم بايد 12 ولي بعداز پيامبراكرم(ص) باشد .

دوازدهمين نفر چند سالي در غيبت صغري با مردم ارتباط داشت اما مشكل مردم اساسي بود «االعزيز الحكيم»

 وحي عزتمند يعني همين كه وقتي مردم راه هدايت را گم كردند و فاصله گرفتند، حكمت ايجاب مي كند، كه اين ولي را بقيه ا قرار دهد و ذخيره كند وگر نه هدايت از هم مي پاشيد ودنيا تمام مي شدو قيامت مي شد. اينجا رحمت خداوند واقع مي شود( ان ا هوالغفورالرحيم).

 پس وحي( دين كامل) كه قراراست توسط ولي خدا و جانشين پيامبر(ص) جاري شود، همه حساب وكتابها در آن رعايت شده است: حمكت، عزت، رحمت و.. بالاتر از همه است (ان الدين عنداالاسلام) و يا ( يظهره علي الدين كله) يعني صفت علي بودن خدا دروحي خدا. در ولي خدا هم هست . اميرالمومنين (ع) بطور اتفاقي نامش علي نيست. بايد اسمش علي باشد. خودش هم علي است. اسم و صفتش يكي است. وحدتي وراي فهم ما وجود دارد.

 پس حكمت وعزت حكم مي كند كه دوازدهمين وصي كه آخرين چراغ و ركن هدايت است فعلاً مخفي بماند تا موقعي كه درك ولايت بوجود آيد. اين غيبت بنا به حكمت خدا اتفاق مي افتتد اما عزتمند است. فراري نيست،  فراري بودنش از ظلم و تاريكي هست. از آلوده شدن هست اما از ترس نيست. ترس از، از دست رفتن دين خدا هست اما ترس از كشته شدن نيست. او پرچمدار جهاد وشهادت است. امام حسين علیه السلام اين را ساليان قبل ثابت كرده و امام زمان هم همينطور است. او مرد مبارزه وجنگ با فساد است.

امير المومنين (ع) مجبور شد25سال شرايط را بخاطر ترس از، از دست رفتن دين خدا تحمل كند. سكوت محض نبودـ ايشان كمك هم مي كرد و كار انجام مي داد اما دخالت در امور نمي كرد چون مردم ولايت را قبول نكردند.

خداوند متعال ولايت را تكويناً وتشريعاً قرار داده و كسي نمي تواند آن را به هم بزند. كسي كه در مقابلش قرار مي گيرد ياحرامزاده است و يا حرامزاده بدنيا خواهد آورد یعنی بر اثر بهره بردن از حرام – خوردن، دیدن، شنیدن و هر حرام دیگر - چون در تكوين و خلقت، اينها موثر است اگر اينها قبول مي كردند، الان ما در بهشت  بوديم. حالا بايد صبر كنيم تا دوازدهمين وصي بيايد و كار را يكسره كند. اگر 313 نفر خالص باشند، امام زمان ( صاحب ولايت كليه) ظهور ميكند. در اينجاست كه اصل اصيل ولايت مطلقه فقيه، مصداق پيدا  مي كند.

 امام راحل ( ره ) با طرح اين اصل، بعد از صدها سال، ولايت پذير جمع مي كند. اين ولايت مطلقه است اما فقيه است. بنابر ديكتاتوري نيست فقه، يعني قانونمندي نقطه مقابل ديكتاتوري، امام خميني(ره) مي فرمايد ولايت ولي فقيه عين ولايت رسول ا است. عین ولايت اميرالمومنين است.

بخاطر همين امام مي فرمودند اين مملكت، مملكت امام زمان است و جنگ و صلح آن بر اساس نظر امام زمان است.

پس عقب نشيني، شكست، ضعف و هر مشكلي بعد از رحلت پيامبر بوجود آمد، بخاطر نفهمي مردم بود. (البته غيراز مشركين و كفار) اما مردم هم غفلت كردند. تا جايي كه از ولي فاصله گرفتند. ولی حضور داشت اما ولايتش – ولایت تشریعی -  موثر نبود. كما اينكه بعد از 25 سال كه ولایت تشریعی علي علیه السلام را مي خواهند فقط 4 سال و چند ماه طول مي كشد كه بيشترش هم به جنگ گذشت. جنگهاي سختي كه در عرض چند روز هزاران نفر كشته مي شدند. بعد هم با نامردي و ترور به شهادت رساندن ایشان؛

ولي خدا جانش را فدا مي كند كه به مردم راه را نشان دهد و خط خدا را نشان دهد درغير اين صورت از راه خدا فاصله مي گيرند. از رحمت خدا خارج مي شوند و كارشان ذليلانه است (در مقابل عزت خدا) و هر بلايي ممكن است آنها را گرفتار كند. به همين دليل بعد از پيامبر(ص) که این اتفاقات افتاد و غصب خلافت پیش آمد دیگر يك نقطه امن در دنيا نبود، نه براي مسلمانان و نه غير مسلمانان چون ولايت براي كل عالم است.

مومن يكي از معانيش همین است یعنی كسي كه در امنيت است. يعني يك نقطه را امن مي داند و به آنجا گرايش دارد(فمن دخل حصني امن من عذابي) ( عذابها وگرفتاريهاي اين دنيا) همه امامها تلاششان راكردند تا مردم را هدايت كنند وبه همين دليل همه آنها فرمايشاتي در باره امام زمان دارند تا مردم بدانند كه روزي اين ولايت به پايان مي رسد و اگر با نفر آخري هم نسازند و قبول نكنند ديگر رحمي در كار نيست و هيچ عذري پذيرفته نيست و خون همه عالم را خواهد گرفت. عزت و حكمت به همين معناست محكم و بدون نقص ـ و هر چيزي اندازه اي دارد بدون هيچ رخنه اي.

امام حسين علیه السلام در روز عاشورا دو خطبه مفصل براي آنها خواند. گوش نكردند، نمي فهميدند. چون بقدري حرام خورده بودند كه حرف حق را نمي پذيرفتند. حرام همان چيزي است كه اگر امير المومنين (ع) به خلافت ميرسيد از حلال جدا مي نمود و چون نگذاشتند خلافت جاري شود 20 سال بعد،سر همان وصي كه مانند اميرالمومنين بود را از تن جدا كردند.

ائمه بعد، شرايطشان سخت شد، پيچيده تر شد، ناشناخته تر شدند. بطوري كه ما از آنها هيچ نمي دانيم ما از 35 سال زندگي امام سجاد (ع) تقريباً هيچ نمي دانيم. بجز تعدادي دعا، چيز زیادی به دست ما نرسيده ويا به عبارتي در ضعفيم. مستضعف آخر الزمان يعني يكي همين ضعف ( علاوه بر ضعفهاي جسماني وظلم دشمن) به همين دليل پيامبر (ص) فرمودند: اينها مثل برادر من هستند. چون آنها به يك كاغذ نوشته ايمان دارند. اما شما مرا مي بينيد وايمان نمي آوريد. تا اينكه علي زمان بيايد( ان اقيموا الدين) را اجرا كند.

وحي اگر قرار است عملي شود ( كه تا به حال نشده) ولي مطلقه فقيه اين زمينه را آماده مي كند. هيچ آيه اي در قرآن نيست كه درباره ولايت امير المومنين نباشد مگر ممكن است اميرالمومنين ولي مطلق خدا باشد اما ولايت نكرده باشد؟ وفقط تكويني باشد؟ وتشريعي نباشد؟

شَرَعَ لَكُم

 اگر آياتي در قرآن مبني بر ولايت امير المومنين (ع) و وصايت پيامبر(ص) است پس ولايت وخلافت و وصايتش كجاست؟ وچه موقع انجام شده است؟

در 5 سال حكومتش كه فقط جنگيد و به شهادت رسيد. نه ايشان ونه هيچ يك ازائمه ديگر را نگذاشتند كه ولايت كنند. امام زمان را هم كه مي خواستند از بين ببرند كه خداوند پنهانش كرد.

تا موقعي كه خود خداوند وعده داده است و پرچمدار اين حركت امام خميني است. اين حركت اينقدر عميق است كه از قيام امام زمان(عج) تشخيص داده نميشود. دوگانگي بين حكومت امام زمان و جمهوري اسلامي نيست. ما نمي فهميم چون ولي ظاهر نيست. بين 124000 پيامبر، 5 تا برگزيده شده اند كه صاحب كتاب وشريعتند و بين آنها يكي وحي و دین به او كامل شده است. بعد از رحلت ايشان چه كسي بايد به اين وحي عمل كند؟ 

پس اين آيه كه ( ما خلقت هذاباطلا) كجاست؟ ظهور و قيام امام زمان (عج) واقامه دين نتيجه وحي است و سوره شوري همين را بيان مي كند.

قرآن يك تصوير است. تصوير علي (ع)و ولايت علي(ع) .

خداوند به پيامبر(ص) داده و پيامبر(ص) از دنيا مي رود. ( اني بشر مثلكم يوحي الي)

 اگر در حروف حاء ، ميم، سين، قاف، تفكر كنيم اين موارد مطرح شده، همه در آنها جمع است و آيه هاي بعدي توضيح آنهاست بهمين دليل مي گويند؛كذالك)

" كذالك"

 بحث پيچيده اي دارد وبه تعداد زياد در قرآن آمده است. تعداد زيادي ازآن در مورد قرآن و وحي است.

(كذالك) جمع دو تناقص در يك كلمه است: اين ، آن. ( اشاره به نزديك،اشاره به دور) اين يعني همان قرآن دم دست و آن يعني مقام، مرتبه وعلو درجات قرآن است. اگر اين قرآن را نخوانيم مهجور قرار گرفته است.

(كذالك) اشاره به جايگاهي در عرش دارد بنام سدرهَ المنتهي كه قرآن، اول به آنجا و بعد به زمين نازل شده است.

دقت در قرآن جواب همه سوالها را مي دهد واينكه هر سوالي انسان را سست نكند و محكم ومومن شود و اختيارش را به دست ولي خدا دهد.

او از همه چيز سر در مي آورد. عزيز است، علي است، حكيم ، غفور ، رحيم ، ولي، نصير ، علي كل شيء قدير است.

در اين حال، از پستي وغفلت محض است كه انسان اختيارش را بدست اين انسان ندهد و بگويد(حسبنا كتاب ا). اين كتاب مكتوب است اما ولي اجراي آن است . روح و زنده كننده اين كتاب اوست.

«تنزل الملائكه والروح»

 روح تنها چيزي است كه همه جا هست "وكذالك اوحينا اليك روحاً من امرنا " روح وراي خلقت است كه هيچكس درك نمي كند، همه جا هست، امير المومنين همه جا هست.

 همانطور كه خودش فرموده است( كنت مع انبياءسراًومع محمد(ص)جهرا)

 اميرالمومنين روح قرآن، روح عالم ، روح وحي و روح رسول است. كتاب خدا را ممكن است هر كس از بين ببرد و يا چيزي به آن كم يا زياد كند ، اما حفظ اين قرآن به يك قرآن زنده است. يك قرآن عزيز، ولي، صاحب اختيار و …يك كتاب كه نمي تواند از خودش محافظت كند، بايد يك زنده از آن محافظت كند، البته اين دو از هم جدا نمي شوند و هر دو يكي اند. طبق وصيت پيامبر(ص) (حديث ثقلين) اين بدون آن معني ندارد.

چرا ميگويند مرده؟ چون روح ندارد. چرا از روح مي ترسند؟ چون ديده نمي شود. اين روح است كه رعب ايجاد مي كند، هنگام قيام امام زمان، اتفاقات طبيعي مي افتد كه رعب به دل دشمنان مي اندازد. روح است كه رعب مي آورد و ديده نمي شود اما همه از آن مي ترسند، بخصوص اگر بداني اين روح با تو مخالف است وبه تو ضرر مي رساند.

بحث ناب ولايت كه با عمق جان ما وفطرت ما و عقل ومعارف ما سر وكار دارد، در سوره شوري مطرح شده است.

ولايت روح همه اينهاست و هيچيك از اينها بدون ولايت روح ندارند، اما قيافه مرده مثل همان زنده است جز اينكه روح ندارد، و هر كسي نمي تواند فرق آن دو را تشخيص دهد. بجز اولياء خدا كه روح شناس هستند وروح دست خودشان است.

و انسان هر چه از اين نقطه فاصله مي گيرد به كفر و مرگ نزديك مي شود. جسمش روح دارد اما نفسش، شخصيتش وحقيقت وجودش روح ندارد. بود ونبودش فرق ندارد بلكه نبودنش بهتر است.

به همين دليل امام زمان، كافر و مشرك ومعاندين را مي كشد، چون بودن اينها ضرر دارد، مفسد في الارض هستند بايد كشته شوند روح ندارند و مردم ازجسمش مي ترسند وجسمش مردم را آزار مي دهد.

به پيامبر وحي آمد تا ولايتش را ابلاغ كند( يا ايها النبي بلغ ما انزل اليك) اما به پيامبران ديگر توصيه شد.

" شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحاً "

اوحينا اليك يعني نمي تواني بگويي، نه؛ پيامبر (ص) فرمود: آنها قبول نمي كنند. آنها مرا قبول نكردند، چگونه وصایت علی را قبول مي كنند؟ ( وايعصمك من الناس) تو نترس اينها نمي فهمند.

سنت الهي بر اين است كه رحمتش برسد كه نه تاخير دارد ونه تعجيل. الان رحمت بر غضب سبقت دارد، امام زمان كه بيايد غضب بر رحمت، ظالم و فاسد را از بين مي برد . بعد ديگر غضب و رحمت معنا ندارد، همه جا را رحمت فرا مي گيرد و بعد قيامت است.

 

" وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ "

 آن چيزي كه لازم شده و براي شما پيامبران حتميت دارد ولايت است ( ولاتتفرقوافيه.) اين براي مشركين سخت است ( چيزي كه شما دعوت مي كنيد) هركس مخالف ولايت اميرالمومنين است ، مشرك است و نه كافر و نه غير مؤمن و غير مسلمان .

 

" اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ "(13)  

خدا انتخاب مي كند .البته ولايت مطلق از آن اميرالمومنين است و او پشتوانه ائمه ديگر. البته به خاطر كمي معرفت نبايد ائمه را نسبت به هم پر رنگ يا كم رنگ ببينيم. اينها كلهم نور واحده هستند. اماکسی كه شاخص و وصي پيامبر(ص) است، اميرالمومنين (ع)است. همه جا در عقايد و فقه و اخلاق، بحث ولايت امير المومنين(ع) هست. حتي در اقتصادو. ولايت با اينها گره خورده است شيعه يعني پا به پا ميرود و منيب است ومدام ارتباط دارد. از لحظه تولد تازماني كه از دنيا مي رود. ( اشهد ان علي ولي ا) كليد اصلي است وشهادتين بدون آن بي فايده است.

 

" وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ "

مومن واقعي بايد از همه چيز سر در بياورد در حد خودش چون امام زمان قرار است بيايد.

 

"وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ "

 نوشته شده كه صبر كنيد اين 12 نفر بيايند و گرنه آنها را  تمام مي كرديم و انقضايشان را اعلام مي كرديم. خدا، ولي، نصير و علي كل شيء قدير است. اما رحمتش سبقت دارد.

 

" وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ"(14)

اشاره به آنهايي است كه كتاب را قبول دارنداما نطق و روح كتاب يعني امير المومنين (ع )را قبول ندارند و مشكوك است. مشكل بر سر كساني است كه كتاب به دستشان ميرسد يعني نسل دوم و سوم. نسل اول كه با پيامبرند و اگر قبول نداشته باشند كه مشركند و تكليفشان معلوم. آنهايي كه بعد از رحلت صاحب كتاب، كتاب به آنها ارث ميرسد و قرار است به آن عمل كنند.

كتاب روح دارد و روحش ولايت است به اين دلايل كارت را انجام بده (فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ) ومستحكم پيش برو.

 

" وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ

عدالت را بايد اجرا كني امير المومنين (ع) چون مي خواهد اجراي دين كند بايد عدل را اجراكند.

 

اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ "(15)‏

لاحجه بيننا( حجتي نيست)ـ ( ايجمع بيننا).

 

"وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ "(16)

 اينجا شروع بحث در باره امام زمان است. هر كاري كردي، شك كردي، حجت را زير پا گذاشتي، بدعت در دين ايجاد كردي، (عليهم غضب)

 

" اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ "

 هر جا بحث از امام زمان است، حرف از ميزان است. اجراي عدل و كشته شدن فاسدها و ايجاد توازن و قدرت پيدا كردن ضعيفان.

 

" وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ "(17)

 تو هم نمي داني كي است اما نزديك است.

 

" يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا "

كساني كه ايمان نمي آورند دنبالش مي گردند. (آمریکایی ها در مسجد سهله دنبال امام می گردند) يعني اگر بدون ايمان كسي دنبال امام زمان بگردد واي به حالش.

 

" وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا "

ايمان آورندگان هم مي ترسند و هم حواسشان جمع است 

 

" وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ  "

شک ندارند( علي مع الحق)

 

" أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ " (18)

 كذب الوقاتون ، هر کسی گفت در چه زمانی است، تکذیب کنید؛

 

" اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ" (19)

اين كار با قدرت و عزت انجام خواهد گرفت.

 

والسلام

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group