بسم الله الرحمن الرحیم

 

علی ابن ابراهیم عن ابیه عن عبدالعزیز ابن المهتدی عن عبدا...بن جندب(صحابی امام رضا(ع)) انه کتب الیه الرضا(ع):

"اما بعد فان محمدا(ص) کان امین ا... فی خلقه. فلما قبض(ص) کنا اهل البیت و رسته. فنحن امناء ا... فی ارضه. عندنا علم البلایا والمنایا والانصاب العرب و مولدالاسلام وانا لنعرف الرجل اذا رایناه بحقیقه الایمان و حقیقه النفاق و ان شیعتنا لمکتوبون باسمائهم و اسماء ابائهم. اخذ ا... علینا و علیهم المیثاق. یردون موردنا و یدخلون مدخلنا. لیس علی مله الاسلام غیرنا و غیرهم. نحن نجباءالنجاح و نحن افراط الانبیا و نحن ابناء الاوصیاء و نحن المخصوصون فی کتاب ا...عزو جل  ونحن اولی الناس بکتاب ا... و نحن اولی الناس برسول ا...(ص) و نحن الذین شرق ا... لنا دینه فقال فی کتابه "شرع لکم یا آل محمد من الدین ما وصی به نوحا"

(همین آیه ای که در سوره مبارکه شوری توضیح داده شد. امام (ع) در این نوشتار به عبدا... ابن جندب توضیح داده که منظور از این آیه چیست و کیست.)

قد وصینا بما وصی به نوحا والذی اوحینا الیک یا محمد(ص) و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی فقد علمنا و بلغنا علم ما علمنا و استودعنا علمهم. نحن ورثه اولی العظم من الرسل ان اقیم الدین یا ال محمد و لا تتفرقو فیه و کونوا علی جماعه کبر علی المشرکین من اشرک بولایه علی ما تدعوهم الیه من ولایه علی ان ا... یا محمد یهدی الیه من ینیب من یجیبک علی ولایه علی (ع). (اصول کافی ج 1  ص224)

امام رضا (ع) نامه ای برای عبدا... ابن جندب نوشت ظاهرا از ایشان در باره تفسیر آیه"شرع لکم"سوال شده بود و حضرت فرمود:

پیغمبر اکرم(ص) امین خداست در بین خلقش. هنگامیکه از دنیا رفت ما اهل بیت امین خدا روی زمین هستیم علم هر چیز و اتفاق خوب و بدی که بشر انتظارش را می کشد نزد ماست و ما به آن علم داریم و ما وقتی که یکی را می بینیم، می فهمیم که مومن است یا منافق و درو نش را میبینیم و نیاز به تحقیق و تفحص نداریم و هر کس شیعه ماست اسمش نوشته شده بنام خودش و پدر ش  و کسی نمیتواند خودش را جا بزند و یا از این نوشته خارج شود و از روز اول نوشته شده و ما از آن اطلاع داریم بین ما و آنها یک پیوستگی است که خدا قرار داده.

آنها(شیعیان)حرف ما و ما حرف آنها را گوش می دهیم هر کار ما بکنیم آنها می کنند؛ هر جا ما برویم آنها میروند و هر جا ما نرویم آنها نمیروند، مسلمان، غیر از ما و شیعه ما نیست. ما بقی اصلا ملت اسلام حساب نمی شوند. ما بزرگوار و نجات دهنده ایم و هر چه پیامبران انجام دادند، انجام دادیم و سبقت گرفتیم؛ و ما پسران اوصیاء هستیم. هر جا ذکر خاصی در قرآن هست (عباد خاص، مومنین خاص، بندگان خاص) و خدا نظر خاصی در مورد افرادی داده، آن افراد مائیم. تنها کسانی که در رجوع و استفاده کردن و استفاده رسانیدن قرآن اولویت دارد ما هستیم. ما از همه مردم به رسول ا.... نزدیکتریم و اولویت داریم.

شرع لنا دینه:دین برای ما 14 معصوم آمده نه برای همه مسلمانان و مومنان (کسی در این حد نیست) و ما هم که کاملا دین خدا را اجرا کردیم پس دین خدا معطل نمانده و خدا غریب نمانده و دین خدا بی فایده نبوده است. (دیدگاه برخی اینست که خدا دین را قرار داده تا ما برویم و حال که ما نمیرویم دین تعطیل است و خدا بدهکار است و طرفدار ندارد و دین خدا غریب است)

آل پیامبر هستند که خدا برایشان قوانینی را حتم کرده و آن قانون اصلی کلی، ولایت علی ابن ابی طالب(ع) است. بر آنها لازم است. بر آنها شرع و قانون است و بر پیامبران دیگر توصیه است. بهمین دلیل است که اهل بیت و خصوصا پیامبر(ص) تا این اندازه به علی (ع) احترام میگذارند.

(قد وصینا بما وصی به نوح) هر چه به او وصیت شده بما هم وصیت شده و ما خبر داریم. ما وارثان پیامبران اولوالعزم هستیم و هر چه آنها علم داشتند بما رسیده و بر ما ابلاغ شده.

دین الهی با دین اسلام کامل شد. دینی که آخرین نبی و آ خرین رسول آورد. 23 سال طول کشید تا همه دستورات الهی   ( که مجموعا دین نام دارد) بر پیامبر نازل شده است.آیات که تمام شد، عمر پیامبر هم تمام شد و از دنیا رفت. این دستورات خدا را چه کسی باید اقامه کند و مردم را وادار به انجام کند؟ اینجا بحث وصایت خاص امیرالمومنین(ع) و همه امامان مطرح می شود. (ان اقیموا یا آل محمد)شما اقامه دین کنید و دستوراتی که بر پیامبر نازل شده را بر پا دارید.

(ولا تتفرقوا فیه) قیام نکردن امام حسن(ع) بخاطر ایجاد نشدن تفرقه در دین خداست.امام حسین(ع) که قیام میکند و یا امام صادق(ع) که قیام نمیکند همه همینطور است. هیچکدام یکدیگر را نفی نمیکنند.اتحاد بین اهل بیت برای اقامه دین، صبر و بردباری، تقیه و... هیچگاه شکسته نشد تا امام زمان که غایب شد.

(و کونواعلی...): برای مشرکین خیلی سخت است که ما علی وار و علی گونه ایم. با غیر شیعه هیچ کجای دنیا در نمی افتند (در تمام طول تاریخ) اگر هم بوده جنگهای همسایگی و فرقه ای بوده است. اما گاهی جنگ بین بود و نبود یک گروه است که یک اقلیت یا یک اکثریت، حضور و بود یک گروه را به ضرر خودشان میبینند و بدون هیچ دلیل قانع کننده و انسان پسندی می خواهند که آن گروه از بین برود.هر کجای تاریخ که این اتفاق افتاده، آن گروهی که باید از بین برود، شیعیان بوده اند.مشکل استکبار با شیعیان است. مانعشان شیعیانند.

(كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ)چون اینها ولایت علی (ع) را دارند و با دست خالی میتوانند جهان را بگیرند که آنها با وجود همه چیز نمی توانند.

(ان ا... یا محمد وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ)ای پیغمبر، خدا هر کس را خودش بخواهد بسوی علی(ع)هدایت می کند.شانسی نیست.کانالش هم پیامبر(ص)است.

(این روایت از روایات خیلی مستحکم  از لحاظ روایی است)

آیه بیستم به روزگار ما خیلی ارتباط دارد و فهمش معرفت خوبی نسبت به جهان امروز بما می دهد.

 

" مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ " (20)

طور مختصر و امروزی و قابل فهم، حرث دنیا یعنی مادیگرایی. یعنی قائل نبودن به اخلاق و معنویت ماورای طبیعت و اعتقاد به اینکه انسان با امکانات مادی خوب به تکامل می رسد. این تفکر، فهم و روش کسانی است که مقابل آخرت و معنویت و خدا حرکت می کنند. کسی اینگونه هست و می شود که در ولایت مشکل دارد.

بحث ولایت، وصی پیامبر، کسی که قیام می کند برای اجرای دین، فقط یک بحث اعتقادی، ذهنی و قلبی نیست. در عالم خارج هم با ید پیدا کنیم. چه کسانی ولایت دارند؟ چه کسانی ندارند؟ این آیه این قضیه را مشخص می کند که چه کسانی و چگونه زندگی می کنند؟

کسی که دنیایی فکر می کند و تفکرش مادیگرایانه است،هر چه دقت بخرج دهد و سرعت عمل داشته باشد و تحلیلش نسبت به اوضاع زمانی، مکانی، مواد، انرژی، مدیریت و... کامل باشد، باز هم به نتیجه100درصد نخواهد رسید. این سنت الهی است. بهترین ساخته های بشر آنهایی است که به 100 درصد فایده رسانی نزدیکتر است.

مثلا قبلا لامپ،30درصد نور و 70 درصد گرما تولید می کرد. بعد بتدریج کاملتر شد و درصد نور بیشتر و درصد گرما کمتر شد. اما هرگز به 100 نخواهد رسید. کار دنیایی به 100 درصد نتیجه نخواهد رسید. (وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا) یعنی قسمتی از آن.

در مقابل، کارهای معنوی(مادی با پشتوانه معنوی)نه تنها 100درصد به نتیجه می رسد بلکه (نَزِدْ) اضافه بر 100نتیجه می دهد.گاهی انسان برای یک برنامه و پروژه مقداری انرژی وزمان مصرف می کند. اگر نظارت کامل و مدیریت قوی باشد، قانون مستحکم و موانع خارجی کنترل باشد، ممکن است مثلا به  80درصد نتیجه برسد که به نسبت قابل قبول است. اما اگر این برنامه با یک عقیده معنوی همین مسیر را طی کند، نه تنها به 100درصدنتیجه می رسد، به بیش از آن میرسد و ممکن است چند برابر آن نتیجه دهد. این تاثیر معنویت در مادیت است.

این اختلاف انسانهای مادیگرا، ظاهر بین، دنیا طلب، دنیا خواه با انسانهای مومنِ از دنیا گریز است.

اوج اینها مشرکین و کسانی اند که مقابله با ولایت می کنند و در مقابلشان کسی است که ولایت مدار است و متکی به انرژی اجرایی معنویات عالم که ولی ا... است و همه کارهایش همین است. کارهای مادیش نتیجه چندین برابر دارد. معنویت غالب بر مادیات می شود.

 

" أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ " (21)

الان مادیگراهای دنیا چه می کنند؟ حقوق بشر مصداق دینی است که به انسانها داده اند. برای بشر دین می سازند (بشر مستکبر که می خواهد خود را جای خدا نشان دهد): اینگونه متولد شو، رشد کن، بیاموز،...بدین ترتیب انسانها تحت مدیریت نامرئی یک مجموعه مادیگرایند. بجز مومنین که آنها هم شیعیان و ولایت مدارها هستند. مابقی روی الگو و دین بشر ساخت حرکت می کنند.

خدا می فرماید چه کسی به اینها اذن داده که دین درست کنند؟ اذن در کلمه بمعنای اجازه انجام کار نیست. بمعنای اثر انجام کار است و آن اثر ضمانت می خواهد. خدا هم می گوید اینها دین را درست می کنند اما با کدام اذن؟ اذنی روی این ساخت بشر نیست. نتیجه اش آیه قبل است. اینها می چینند اما به نتیجه 100در صد نمیرسند. قانونی هم که بشر نوشته و انسانها را به آن ابلاغ و الزام کرده، برای این قوانین خود هدفی دارد و آن 100 است. اگر تلاشش به 99 هم رسد بی فایده است و موقعی به 100 میرسد که اذن الهی داشته باشد. (که ندارد).

خدا می فرماید شما چگونه دنبال آنها راه می افتید؟ با چه اجازه ای از آنها تبعیت می کنید؟ هیچگاه به نتیجه ای که آنها می خواهند نمی رسید ،چه رسد به نتیجه ای که خدا قرار داده. از دنیا بخشی را می برید.

اما آن کسی که بنا به آخرت برنامه ریزی می کند و از دین حرف شنوی دارد اگر نصفه و نیمه هم ببرد، نتیجه اش بیش از اوست. این مسئله ایست که ما در آخر الزمان خیلی گرفتار آن هستیم.

آیا روش تربیت فرزند را باید از فیلم یاد گرفت؟ از کتابی که غربی مادیگرا نوشته یاد بگیریم؟ اسباب بازی بچه، نوع شغل، نوع درآمد ما را او باید انتخاب کند؟ الگوها همه غیر اسلامی است. (از نظر رسیدن به یک نتیجه) و هرگز هم به نتیجه نمی رسند، چون مبنا غیر الهی است. به بخشی از نتیجه میرسند و از آخرت محروم می شوند.

کسی که اهل ایمان نیست برای مقابله با خدا تلاش می کند اما کسی که ولایت الهی را دارد، و ولایت اهل بیت را پذیرفته و ولیش ولی ا... است و شیعه است، نباید این خطا را مرتکب شود و به این حساب کتابهای ظاهری مومن باشد. بلکه باید به خدا مومن باشد. او نباید به امکانات مادی ایمان آورد، مقهور نشود و اختیارش را بدست او ندهد. باید وسیله در اختیار ما باشد نه ما دراختیار وسیله. در مادیگرایی انسان در اختیار وسیله است.

قرآن میفرماید این حیوان (لکم) یعنی برای توست. تو سوارش بشوی و هر کار بخواهی بکنی. اما وسا یل مادی می توانند روی انسان تسلط داشته باشند. تا جایی که انسان اختیار برای انجام هیچکار حتی فکر کردن ندارد. برای همه کارها حتی فکر کردن الگو می دهند و اجازه نمی دهند خود انسان فکرکند و انتخاب کند اینجاست که خداوند به مومنین و شیعیان هشدار می دهد که مبادا شما اینگونه شوید. اینها هرگز به نتیجه نمی رسند. از این محدوده مادیات فقط به بخشی می رسند. (حرث)بحث کشاورزی است. (کشتزار)بحث ثمر نیست. واسطه است. هدف و نتیجه ندارد فقط تلاش است که به انجام نمیرسد. مبادا شیعه اینگونه شود.

 

" تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ "

خودشان هم میدانند چه بلایی بر سرشان خواهد آمد.

 

" وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ"  

هم بحث قیامتی است هم دنیایی. هم بحث قیامت صغری است هم کبری.

قیامت صغری (همان قیام امام زمان) آن موقع که زمین می رویاند چیزی که تا بحال نرویانده بود. (روضات الجنات)باغی که تا بحال کسی به چشمش ندیده. غربیها در بحث ژنتیک روی گیاهان و ثمره آنها کار می کنند تا به باغهای پر و سبز دست پیدا کنند اما اینکار ثمر ندارد، چون هر کار کنند به مشکل بر می خورند.

اما امام زمان که بیاید و ولایت الهی جاری شود و خلیفه گری کند، و دین اقامه و جاری شود، آن موقع دیگر لازم نیست که شما ژن این گیاه را تغییر دهید. آسمان وظیفه خودش را انجام میدهد و زمین وظیفه خودش را. چون ولایت الهی بر انسان و همه چیز تسری پیدا می کند. الان انسان از ولایت الهی فرار و بلکه مقابله میکند و خودش مقابل دین الهی قانون درست میکند. اما آن موقع که همه متواضع و تسلیم و اهل ایمان وعمل صالح می شوند، دیگر هر چیز آنطور که باید خواهد شد و بحث حرث به روضات الجنان تبدیل خواهد شد و این همان اعجاز ادبیات قرآن است و هیچ کجا رشته کلام از دست خدا خارج نمی شود و هیچ کلمه ای با کلمات قبل نامربوط نیست بلکه همه به هم پیوسته است که مخاطبی که می خواهد پیام را کامل بگیرد، کامل بگیرد و گیر نیفتد.

 

" لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِيرُ "(22)

این چیزی نیست که بشر بتواند فراهم کند .این نزد خداست چه این دنیا چه آن دنیا. خدا باران را بارور و مثمر گیاه قرار می دهد و الا  بشر هر چه تلاش کند به100 نخواهد رسید. به بخشی میرسد آنهم با کلی مشکلات و ضرر و زیان بعدی. اما آنی که نزد خداست کامل و بلکه بیش از آن است (ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ)فضل؛ برتری و بیشتری است. کرم ، لطف الهی است و فضل، بیش از کرم است. آن موقعیت، موقعیت فضل است. خدا تفضل می کند. این تیر به 10هدف می خورد اما آن تیر به 1هدف هم نمی خورد. این فضل کبیر است.

 

" ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ "

بحث عبادت یعنی بندگی و تواضع در برابر خدا و دین خداست.

 

" الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى "

بحث وصی و ولی پیامبر رها نشد.پیامبر خودش میفرماید: فی القربی(کسی که نزدیک من است)

 

" وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ "(23)

حسنه حضرت زهرا(س) است.

اینجا پیوستن امیر مومنان و حضرت زهرا در عقاید مطرح  می شود.

 

" أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً "

پیغمبر از خودش دروغ گفته؟ مگر این کار بشر است؟ او هم مثل شما بشر است.(بشر  مثلکم)

 

" فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ "

این فقط بر قلب تو نازل شده و کار تو نیست و اگر خدا بخواهد بر قلبت مهر میزند و قلبت را می بندد اما از نظر معرفتی که پیامبر در این موضع و جایگاه مستحکم قرار دارد، (ما ینطق عن الهوی) او هم می توانست مانند بشرهای دیگر دین خود بافته و خود ساخته ارائه دهد و حتی منابع الهی هم در اختیارش بود. اما پیامبر(ص) هرگز اینکار را نمیکند. پیامبر همان که خدا گفت را ابلاغ می کند، بدون کم و زیاد و افتراء. این موقعیت مستحکم و مقام محمود و رفیع پیامبر(ص) است.

 

" وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ" (24)

بحث کلمه بسیار مهم است. حق جاری خواهد شد. باطل از بین خواهد رفت و این نتیجه مقدماتی بودکه در آیه های قبل گفته شد که یک روزی وصی به خلافت میرسد و یک روزی دین جاری خواهد شد و دین بشر ساخته و مادیگرایانه و غیر الهی زیر پای حق له خواهد شد (زهق الباطل) آن هم با کلمات (کلمه به نقاط استوار می گویند که خللی در آن نیست. سست نیست. برقرار است.) آنها هستند که دین را محقق می کنند.

 

" وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ "(25)

این آیه نگاه دیگری به همان" نزد له فی حرثه" است. اینکه کسی به امید خدا تلاشی برای آخرتش میکند و خدا هم چیزی اضافه تر از نتیجه معمول به او می دهد. این یعنی یقبل التوبه عن عباده. یعنی اگر در انجام کار خطا و کاستی داشته که باعث شود به نتیجه 100درصد نرسد، چون خدا توبه را پذیرفت، نقص را جبران می کند و یعفوا من السیئات.

 

"وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ" (26)

دعا مستجاب می شود و کاری که انجام می دهی بیش از اندازه معمول اثر دارد. در مقابل، کافران گرفتار سختی وحشتناک و دردناکی خواهند شد.

 

" وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ "

در آیه های قبل،"الذین امنوا به عبادی الذین امنوا "میرسد و پس از توضیحات آن (قبول توبه، عفو سیئه و استجابت  دعا) حالا به اینجا میرسد و کلمه عباد را در مسیر قرار داده و ذهن مخاطب را نسبت به عباد روشن می کند.

 

" لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ" (27)

" وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ"

موقعی که این بند پاره می شود و به نا امیدی و خستگی می رسد، آن موقع رحمت جاری می شود و نجات و دستگیری هست.

 

" وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ "(28)

امداد رسانی و کمکش خیلی پسندیده و زیباست.

 

" وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ "

این عرصه گسترده آسمانها و زمین و موجوداتی که پراکنده هستند.

 

" وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ "(29)

او اراده کند همه را جمع می کند. تمام نادانهای عالم و مستکبرین عالم و غیر الهیون به نا خواسته یکجا جمع می شوند وعذاب می آید و ریشه کنده می شود.

 

" وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ"  (30)

" وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ "(31)‏

ما در این حالت قرار داریم. گاهی مومن، گاهی سست. وقتی که سست می شویم، نتایج خوب را به خود و نتایج بد را به خدا نسبت می دهیم. اینجا مشکل از خود انسان است که گرایش به افکار مادی پیدا کرده و با حساب کتابهای دنیوی می خواهد به نتیجه برسد.

 

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group