خلاصه سخنرانی شب دوازدهم محرم 96 توسط استاد سید مهدی طباطبایی با موضوع: حیاء
1- حیاء دو نوع است، حیاء به‌جا و حیاء بی‌جا. حیایی که در شنیدن، گفتار و کارهای دیگر به کاربرده می‌شود اگر بر اساس علم و آگاهی باشد، حیاء به‌جا می‌شود و آثار مبارکی که گفته شده به همراه می‌‌آورد. ولی اگر در شنیدن، گفتن و کارهای دیگر، بدون آگاهی، از روی ضعف نفس و ترس، شرم کند و آن کاری که باید انجام دهد، انجام ندهد، حیای حمق، حیای بی‌جا است.
2- مهم‌ترین کاری که بر اساس حیاء باید انجام داد و ممکن است مشکلاتی را بوجود بیاورد، و انسان نتواند انجام دهد، و بین این دو حیاء اشتباه بگیرد، دفاع از حق است. مؤمنین معمولی و متوسط (منظور کسانی که ایمان‌شان ضعیف‌تر است، گاهی خدا را قبول دارند، گاهی قهر می‌کنند، هنوز به ثبات و استحکام لازم نرسیده‌اند) این حرف‌ها برای این‌هاست.[ اگر می‌گوییم ذکر نگو، برای آدم معمولی است وگرنه مؤمن حقیقی بدون ذکر نمی‌تواند زندگی کند]
3- دفاع از حق انسان را بین دو جور حیاء گیر می‌اندازد، اکثر کسانی که از حق دفاع نمی‌کنند اسمش را می‌گذارند حیاء. بد بود می‌گفتم، رویم نشد، از من ناراحت می‌شد، این‌ها حیای بی‌جا، حیای غلط، ولی خود فرد فکر می‌کند این حیای بجایی است. در دفاع از حق این مسئله خیلی به وجود می‌آید، یک موقع دفاع از حق همین مسائلی است که در خانواده خیلی پیش می‌آید، حق نه به معنای خدا و باطل به معنای شیطان، یعنی اینکه الان در این موضوع حق با فرد است، که دارد ضایع می‌شود. باید قضاوت کنیم، شاید ابرازش لازم باشد، اگر نکنیم غلط است. یک نفر در فامیل هست که اذیت می‌کند، چون دیگر فامیل حق را نگفته اند، اگر می‌گفتند دیگر اذیت نمی‌کرد، ولی همه می‌گویند اگر بگوییم زشت است. این حیاء بر اساس حماقت است، بر اساس جهل و ناآگاهی است، این اصلاً خودش نوعی بی‌حیایی ا ست.
4- وقتی حرف حقی پیش می‌آید دیگر حیاء معنی ندارد. اگر اسمش بگذاری حیاء، آن حیاء، حیای حمق و بی‌حیایی است. از مسائل کوچک بگیر تا بالاتر و بزرگتر. از حق دفاع نمی‌کنند، دیگر حق را نمی‌توانند تشخیص دهند. در دفاع کردن از حق جای حیاءکردن نیست، چه موارد کوچکش چه در موارد بزرگش. منظور درندگی و بی‌حیایی نیست، ولی هر چیزی جایی دارد، در مسائل خانوادگی، اکثرمان گرفتار آن هستیم، نذر کردن، دروغ گفتن، قسم خوردن، یکی هم از حق دفاع نکردن. اسمش را می‌گذارد حیاء، نمی‌گویم بی‌ادبی کنیم، می‌گویم حق را بیان کن، هر چیزی که هست؛ غیبت می‌کند، بگو غیبت نکن، هر کسی که هست، اصلاً جای این حرف‌ها نیست. خدا شاید در حد پرستش پدر و مادر را در قرآن بالا برده باشد، ولی گفته به شرطی که تو را به حرام نیندازند. خلاف حرف خدا که نمی‌شود، بگو غیبت نکن، ولی محترمانه، با شرایطش، این‌ها چیزهایی است که باید رعایت کنید، اما با بهانه‌ای که رویم نمی‌شود، زشت است، بد است، انجام نمی دهیم. اگر می‌خواهی حق را نگویی، جلوی باطل را نگیرید، می‌شود همین بلایی که سرمان آمده است، هیچ کس هیچ چیزی را تشخیص نمی‌دهد. هرچی هم بگویی، اتفاقی نمی‌افتد، چون باید از درون فرد بجوشد.
5- چقدر مکرر در قرآن آمده، که پیغمبر(ص) تو می‌خواهی کور را بینا کنی، تو می‌خواهی ناشنوا را شنوا کنی؟ نه کور ظاهری، یعنی کسی که حق را نمی‌بیند. پیامبر حرص و جوش می‌خورد، بعد آیه می‌آمد این باید خودش بفهمد، این تا از درونش نجوشد فایده‌ای ندارد، هرکسی هم که بگوید، این باید خودش بیدار شود، آن هم دست خودش است. خودش می‌داند که هیچ عذر و بهانه‌ای هم پذیرفته نیست، ولی نمی‌خواهد، حالا هر کسی به دلایلی، هر کس برای خودش یک عذر و بهانه‌ای دارد.
6- در هر صورت دفاع از حق و در مقابلش بیان باطل، حیابردار نیست. در فضای مجازی یک پست غلط درگروه می‌گذارد، بگو غلط است وگرنه بیا بیرون، اگر نیایی، تو هم شریک آن حساب می‌شوی، آن دنیا حساب و کتابش سخت است، البته توی همین دنیا بلا سرمان می‌آید. وقتی تشخیص می‌دهید، حرف حق است باید بدون حجب و حیاء آن را بیان کنید، وقتی تشخیص می‌دهید حرف باطل است باید بدون حجب و حیاء جلویش بایستید. امیرالمؤمنین(ع) در بازار راه می‌رفت می‌فرمود اگر از من اشتباه دیدید به من بگویید. چه کسی به اندازه امیرالمؤمنین(ع) است؟ مگر در حال حاضر از آقا (امام خامنه‌ای) بالاتر داریم، از هر لحاظی که شما بگویید، علم، تقوا. ولی خیلی ساده اول هر ماه رمضان به طور رسمی اول صحبتش عذرخواهی می‌کند، که ما اشتباهاتی داشتیم، بعضی موقع‌ها مصادیق آن را نیز بیان می‌کند. اگر تمام هیأت‌ها همین جور می‌بود، وضع الان به این صورت نمی‌شد.

7- وقتی کارش غلط است، بگو غلط است، نمی‌خواهید که بی‌احترامی کنید، می‌خواهید آن اشتباه را بگویید، می‌خواهید از حق دفاع کنید، می‌خواهید علیه باطل موضع بگیرید. این طوری نیست که یک نفر صددرصد امام حسینی باشد، یک نفر صد درصد یزیدی، توی جناح امام حسین(ع) است ان‌شاءا... ، اما مشکلاتی هم دارد، اینجا جای حیاءکردن نیست، وگرنه حق از دست می‌رود.
8- الان کسی حق را تشخیص نمی‌دهد. می‌گوید این شهید را که نشان می‌دهند برای آن جناح است، اصلاً نمی‌فهمد چه می‌گوید، یعنی تشخیص نمی‌دهد. از کجا شروع شد؟ من و شما توی خانواده‌مان، دوستی‌مان، هیأت‌مان، یک موضوع حقی بود، آن را راحت بیانش نکردیم، خیلی صریح، البته مؤدبانه، وقتی یک باطلی را دیدیم خیلی صریح جلویش موضع نگرفتیم، مسائل خورده به هم می‌پیوندد، کم‌کم به مسائل بزرگتر می‌رسد، یک دفعه که یک انحراف بزرگ در جامعه ایجاد نمی‌شود، دیگر حسگرهایش اعلام خطر نمی‌کند، برایش عادی می‌شود.
9- اول که گوشت حرام جلویش نمی‌گذارند، بلکه از یک گوشت ذبح شده نشسته شروع می‌شود و کم‌کم می‌آید تا به گوشت حرام برسد. الان خیلی از رستوران‌ها گوشتی که می‌آورند گوشت گراز است، حتی بعضی‌ها گوشت خوک می‌آورند، ما اصلاً متوجه می‌شویم، خیر. از همان کم شروع شد، اولش می‌توانست بفهمد کم بود، چطوری؟ با موضع حق، در زمینه دیگری موضع حق گرفته بود، در زمینه دیگری جلوی باطل موضع گرفته بود، خدا اینجا چشمش را باز می‌کند، متوجه می‌شدیم. وقتی سکوت می‌کنید، دیگر آن را نمی‌‌فهمید.
10- برنج هندی، پلاستیک است، اصلاً برنج نیست، آن را با دستگاه درست می‌کنند. روغن‌ها ناسالم، یکی از آلودگی‌های محیط زیست، باقی مانده یا تفاله مربوط به درخت پالم است، آن موقع آن را می‌دهند به مردم تا بخورند. این‌ها را متوجه نمی‌شود، چون از حق دفاع نکردی، وقتی فامیلش غیبت کرد، نگفت، غیبت نکن، خیلی ساده بوده ولی نگفته است. الان گوشت حرام را به اسم نذری امام حسین(ع) به مردم می‌دهند، بخورند، متوجه نمی‌شوند، این کسی است که بی‌حیایی او را تبدیل کرده به نیروی شیطان، آدم باید تشخیص بدهد.
11- اگر انسان بی‌جا حیاء داشته باشد، چشمش بسته می‌شود، گوشش بسته می‌شود. اگر هیأت امام حسین(ع) می‌آیید ولی چیزی نمی‌بینی، چیزی نمی‌شنوی، یک فکری به حال خودت بکن، به خودت فکر کن. مگر می‌شود، این همه زحمت کشیده شده باشد، الکی باشد، یعنی هیچ کس نگاه نمی‌کند، همراهی نمی‌کند، مبادا همراهی می‌کنند، ما نمی‌فهمیم. من یقین دارم اولیاء خدا به همه هیأت‌ها سر می‌زنند، وظیفه‌شان است، ولی ما نمی‌بینیم، نمی‌شنویم، آیا تا حالا شده ما یک بوی خوبی را استشمام کنیم. امام(ع) فرمود اگر سحر بروید کربلا، باید بوی سیب را استشمام کنید، همه هیأت‌ها همین است، شما اگر استشمام نمی‌کنید، بویاییت خراب است، یک مقدار فکر کن.
12- اگر حیاء بی‌جا باشد، چشم آدم را می‌گیرد، گوش آدم را می‌گیرد، بویایی آدم را می‌گیرد. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند یک ماه قبل از گناه، بویش می‌آید، متوجه می‌‌شویم، می‌خواهد غیبت بشود، می‌فهمد، وضعیت را یک جوری بهم می‌زند که غیبت نشود. مگر عذاب‌های جهنم را نخواندی، چه بوی متعفنی دارد، عذاب همان گناه هست، گناه همان عذاب است، دو تا چیز که نداریم. وقتی انسان چهل سالگی را رد می‌کند، دیگر نمی‌شود، اگر هم بشود، خیلی سخت است. آنان که جوان‌تر هستند، باید به حال خودشان فکری اساسی کنند، با چند تا نگاه کردن و شنیدن بی‌خود، بی‌نهایت خودش را خراب نکند. از کجا شروع می‌شود، از حیای بی‌جا، آن حیاء با تمام آثارش اگر بی‌جا استفاده شود، تمام توانایی‌های ملکوتی و معنوی انسان را می‌گیرد.
13- انسان نباید بی‌جا حیاء کند، وقتی غلط است، خیلی محترمانه بگو غلط است. نه هر چیزی که به ذهنت می‌رسد، بلکه حق باشد، باطل واضح باشد. بعضی‌ها خودشان را ملاک حق می‌دانند، ملاک را باید قرآن، روایت، ولی‌فقیه، یک چیز مطمئن قرار دهید، نه یک سایت، یا یک روزنامه. هر چقدر هم که آدم خوبی باشد، این‌ها ملاک نیست، اگر این‌ها باشد، آن موقع ملاک‌ها تغییر می‌کند و ما متوجه نمی‌شویم، وقتی می‌فهمیم که می‌بینی سر امام حسین(ع) روی نیزه است، آن موقع هم متوجه نمی‌شویم. اگر متوجه می‌شدند امام سجاد(ع) خلیفه می‌شد، ولی می‌بینید که نشد، چون نفهمیدند، توابین هم همان بودند، مختار هم همان بود. مختار اگر فهمیده بود، قدرت را به امام سجاد(ع) می‌داد. چرا نداد چون بر حق نیست، کارش درست، ولی بر حق نیست، پیرو امام(ع) نبود. می‌رفت واگذار می‌کرد، می‌رفت اجازه می‌گرفت، چرا این همه جنایت کرد، آنها را تکه و پاره کرد، اصلاً روش اهل بیت این طوری نبود. بعد می‌بینید یک عده به خاطر یک سریال دنبال این راه میفتند، چون تشخیص نمی دهند.به خاطر اینکه یک جایی، یک حیای ریز جلوی دست و پایشان را گرفته در نتیجه چشمشان، گوششان، بویایی‌شان، فهمشان بسته شده است، دیگر تشخیص نمی‌دهند، ناچار دنبال یکی راه‌ می‌افتند. 

14- از یک مورد کوچک در خانواده، بین دوستی، اشتباه می‌کند، بی‌جا حیاء می‌کند، از حق دفاع نمی‌کند، باطل را جلویش نمی‌ایستد، کار به اینجا می‌رسد. مگر امام حسین(ع) را نمی‌شناختند، مگر کم کسی بود، شما تاریخ را بخوانید، وقتی نوبت به غارت رسید، گریه می‌کردند و غارت می‌کردند. آثار وضعی ولی ا... است، ولی وقتی حرام خورده باشد، گریه می‌کند و کار خودش را هم می‌کند. اگر بین گریه کردن و حرام خوردن جمع شد، شما جزو یزیدی‌ها می‌شوید. آنها اصلاً شهید شدند که این حرف‌ها قاطی نشود، آنها شهید شدند که یک موقع آدم بی‌جا حیاء نکند، جلوی باطل نایستد.
15- چرا اوضاع باید این طوری باشد، چرا این مشکلات بوجود آمده؟ چون آن کسی که حق را تشخیص می‌دهد، حیاء می‌کند. بر اساس جهل، ناآگاهی و یک حیای بی‌جا حق را بیان نمی‌کند، جلوی باطل نمی‌ایستد. گران می‌فروشد، برو بگو، و از او نخر. هر سختی را تحمل کن که این قدرت تشخیص را از دست ندهید. اگر از دست برود دیگر هیچ چیزی را متوجه نمی‌شوید، اگر امام(ع) هم که بیاید و کنارت بنشیند، متوجه نمی‌شوید.
16- دومی در کسب علم، جای شرم و حیاء نیست. وقتی نمی‌دانی، بگو نمی‌دانم، البته نمی‌دانم که بروی دنبالش یاد بگیری. بعضی‌ها می‌گویند نمی‌دانم که بی‌خیالش شوند. باید از خواب بیدار شوید، چرا آمدی اینجا؟ آمدید که بیدار شوید، اگر بیدار هستید، دیگران را هم بیدار کنید که وظایفش را انجام دهد. وگرنه برای چه آمدی اینجا، مگر خانه‌ات راحت‌تر نبودی. چرا آدم این همه سختی را به خودش می‌دهد که بیدار شود؟ چون در غیر اینصورت زندگی به همدیگر می‌پیچد، آن موقع نمی‌داند از کجا خورده است. خودت فکر کن، خودت می‌فهمی که به تو گفتند و تو گوش نکردی، کسی نمی‌تواند کاری انجام دهد. آن موقع امام حسین(ع) هم نمی‌تواند نجات دهد، می‌گوید، ولی اثر نمی‌گذارد، چون طرف خودش نمی‌خواهد. اگر نخواست دیگر کاری از کسی بر نمی‌آید.
17- بنشینید لیست کنید، بنویسید. چند بار گفتم، شب بنشین حساب و کتاب کن. فقط که نماز و روزه و غیبت نیست که آن یک بخشی است، بخش دیگر این است که من چه چیزهایی را نمی‌دانم. من همسر خانواده‌ام، من پدر خانواده‌ام، آیا وظایفم را می‌دانم، اگر نمی‌دانید، بزرگ بنویس نمی‌دانم، اینجا جای حیاء کردن و کوتاه آمدن نیست، وگرنه زندگی‌ات را می‌برند، خودت هم از دست می‌روی، شاید ظاهرش حفظ شود، اما داخلش هیچ چیزی ندارد.
18- الان زندگی بزرگترها را ببین، بچه‌اش جواب سلامش را هم نمی‌دهد، تازه باید غصه آنها را هم بخورد؛ خدا همه را نجات دهد، برو، به زندگی‌اش مراجعه کن، بزرگوار وقتی ازدواج کردی، می‌دانستید یعنی چه؟ اگر نه، چرا کتاب نخواندید، چرا نرفتید بپرسید، چرا یاد نگرفتید، که با زنت چطور باید رفتار کنید. من کارمند دولت هستم آیا وظایفم را می‌دانم یا نه، اگر از خودکارش استفاده می‌کند حق ندارد با آن حدیث بنویسد، نمی‌شود از امکانات بیت‌المال کار دینی انجام دهیم. همه می‌‌روند توی جهنم، تو نباید بروی.
19- باید سفت بگویی، نمی‌دانم. امام حسین(ع) هم کمک می‌کند، یک دانه هم یادت بیاید، همه را یادت می‌آید. آدم یک اخلاص داشته باشد در کارش، بقیه‌اش حل می‌شود. می‌خواهم لباس بخرم، آیا می‌دانم، بنویس، اگر نمی‌دانم، بنویس، که بروی یاد بگیری. دستور اسلام چهار دست لباس در سال است، می‌تواند بیشتر یا کمتر هم باشد بستگی به توان و شرایط فرد دارد. اصلاً فکر کردیم، یا جو است؟ متاسفانه خیلیه آن جو است، امام(ع) جو درست نمی‌کند، آن که شلوغ می‌کند، جو درست می‌کند، جناح شیطان است. بنشین و فکر کن یک حیای بی‌جا بر اساس حماقت و ناآگاهی، خوب نیست. به هر قیمتی باید این حیاء را کنار گذاشت.
20- امام علی(ع): «من استحی من قول الحق، فهو احمق»، یعنی: «کسی که حیا کند از زدن حرف حق، احمق است»، فکر می‌کند باهوش، فکر می‌کند سیاستمدار، فکر می‌کند مؤدب است، نه احمق است. حضرت هم نگفته کدام حرف حق، از ریزش بگیر تا درشت. جزو احمق‌ها نباشیم، می‌آییم در هیأت امام حسین(ع)، که امام(ع) یک تلنگر به ما بزند این‌ حماقت بپرد اگر هست. اگر هم نیست، معرفت را زیاد می‌کند

21- امام علی(ع): «لا یستحی جاهل، أیسأل عما لا یعلم»، یعنی «اگر نمی‌دانی، بگو نمی‌دانم، حیاء نکن».
اگر نمی‌دانید، حیاء نکن، واضح، سریع،بگو اول به خودت و بعد به دیگران. و اگر می‌دانی به دیگران هم یاد بده. تجربه‌ای را که پیدا کرده‌ای در اختیار دیگران بگذار، اگر در اختیار کسی چیزی نمی‌گذاری، نمی‌دانی. مخصوصاً در مسائل خانوادگی، اکثراً که به مشکل برمی‌خورند، فقط بخاطر اینکه نمی‌دانند، نمی‌داند حق این است، وظیفه خودش را نمی‌داند، با بچه چطور رفتار کند را نمی‌‌داند.
22- چند تا هیأت رفته، ولی چند دقیقه ننشسته به خودش فکر کند. کوفیان هم بی‌توجه بودند، غفلت کردند، جو زده شده بودند، نمی‌دانستند، اما تصور کردند که می‌دانند که کار به آنجا رسید. خدا شاهد است که الان هم همان جور است، البته امام زمان(ع) یاران خودش را دارد، تعیین شده هستند، امام(ع) پرچمش را بلند کند، ما نمی‌رویم، اصلاً نمی‌فهمیم، این حرف را از ته دلم می‌گویم، قبول کنید. باید وضعیت‌مان را درست کنیم، ما هم متوجه نمی‌شویم ولی همان کارهای دیگران را انجام می‌دهیم، آدم باید آگاه باشد. بنویسید روی کاغذ، شیطان از ذهن آدم می‌برد. شیطان جایی از جسم ما، که ساده نفوذ می‌کند، ذهن آدم است. به خاطر همین دین ما با حفظیات مشکل دارد، می‌گوید می‌خواهی قرآن را حفظ کنید، معنای آن را حفظ کنید، یعنی بفهمید که چه می‌گوید، چون فهم می‌رود توی قلب، حفظ می‌رود توی ذهن. شیطان می‌آید گاهی اوقات پاکش می‌کند، بعضی اوقات هم جابجا می‌کند، حفظ بدرد نمی‌خورد. به خاطر همین اولیاء خدا، ائمه دستور دادند کارهای مهمت را روی کاغذ بنویس، چون شیطان از یاد آدم می‌برد. پنج دقیقه وقت بگذار کارهایی را که نمی‌دانی بنویس، برای خودت، بعد خواستی بریز بیرون، یا شاید لازم باشد نگهداری تا یکی یکی به آنها برسی. اینجا جای حیاء نیست، این حیای بی‌جا است باید آن را کنار بزنید.
23- دین باید کامل باشد، فقط دوستی باشد، بدرد نمی‌خورد، فقط دشمنی باشد، بدرد نمی‌خورد. دوستی و دشمنی با هم است. زندگی اگر کلاً راحت باشد، غلط است، این زندگی رو به جهنم است، اگر کلاً سخت باشد، آن هم رو به جهنم است، زندگی هر دو را با هم دارد. اگر زن و شوهر کلاً با هم خوب باشند این غلط است، اگر کلاً با هم بد باشند، این هم غلط است، بلکه هر دوی آن، اما حد و اندازه دارد. اگر کلاً سرد باشد، مردم همه می‌میرند، اگر کلاً هم گرم باشد مردم می‌میرند، هم سرما هست، هم گرما، هم روز داریم، هم شب. چرا در قرآن می‌گوید همه چیز را زوج آفریدیم، برای اینکه مسائل زندگی هر دوی آنها را در کنار هم دارد.
24- چیزهایی را که نمی‌دانیم روی کاغذ بنویسیم. دیر نشده است، روش درست باید داشته باشیم. هر موقع یاد گرفتید، عمل کردید، به دیگران هم منتقل کنید، این زکات، واجب است. علم پیدا کردید،صحیح بود، موظف هستید شرعاً و انساناً که به دیگران هم منتقل کنید. چرا همه فضا را باید منحرف‌ها بگیرند؟ چون ما کم کاری می‌کنیم. هر کدام یک گروه یا کانال بزنید با ده نفر، حرف درست به آن منتقل کن، تجربه درست هم به آن منتقل کن، نه تنها دینی، هر چیزی که بلد هستی در هر زمینه‌ای، مسائل دینی که خیلی ضروری است. اهل حلال و حرام هستید، شکر خدا، اولین شکر عملی بعد از این‌که خودت انجام دادی، این است که به دو نفر دیگر هم بگویید، منتقل کنی، چه مجازی، چه غیرمجازی، از هر طریق که می‌توانی. بعد ببین خدا چه برکتی می‌دهد، چون واجبت را انجام دادی، فقط خودمان که نمی‌شود.
25- امام علی(ع): «لا یستحی احدکم، اذا سئل عما لایعلم، ان یقول لا اعلم» یعنی: «یکی از تو چیزی می‌پرسد، تو نمی‌دانی، بگو نمی‌دانم»، حضرت می‌فرماید آن حیای بی‌جا، دست و پایت را می‌بندد، نمی‌توانی بگویی نمی‌دانم، ولی محکم بگو نمی‌دانم. برای ما یک موقع پیش می‌‌آید یک آدرس از تو می‌پرسند، نمیدانی بگو نمی‌دانم، اگر می‌دانی وظیفه‌ات است که بگویی، اما اگر تردید دارید، سفت بگو نمی‌دانم، هم خودت را نجات بده هم آن بنده خدا را.
26- امام علی(ع): «ثلاث لا یستحیا منهن، خدمت الرجل ضیفه و قیامه عن مجلسه لابیه و معلمه، و طلب الحق، ان قل»، یعنی: «سه تا چیز حیاء بردار نیست: یکی خدمت به میهمان. باید بگویی بفرمایید، بخورید، اینجا حیابردار نیست، جای خجالت کشیدن نیست. دومی بلندشدن جلوی پدر و معلم، حیاء ندارد، باید بلند شوی، اگر بلند نشوی یکی بالای سرت می‌گذارند که نتوانید نفس بکشید، عواقب دارد. و طلب حق، حق گرفتنی است، حتی اگر کم باشد جای حیاء نیست، فقط بحث طلب و بدهی نیست، حق را می‌گوید، حق ضایع شده، ظلم شده به تو، در هر زمینه‌ای. اگر این جماعت این کار را کرده بودند، این طوری می‌شد اوضاع؟ هر کسی آمد سخنرانی کرد، نشستند گوش کردند، در چیزهای دیگر هم همین جور. اگر همان جماعتی که نشسته بودند همین فرمایش امیرالمؤمنین را گوش می‌کردند الان آن فرد مطرح نشده بود.

27- مکرر شده فقیر آمده نزد پیامبر(ص) یا امیرالمؤمنین(ع) و چیزی خواستند، حضرت گفتند ندارم. امیرالمؤمنین(ع) یک موقع چادر زنش را گذاشت، پول قرض گرفت. فقر برای همه است، اگر کسی است که همیشه پول دارد، این مشکوک است، باید به آن شک کرد.
28- حیاء را به جا استفاده کنیم، ادب را باید رعایت کرد. حیاء مشکلات آدم را حل می‌کند، زندگی را روان می‌کند، غم و غصه را از دل آدم می‌‌‌برد. حیاء آدم را خیلی به خدا و اهل بیت نزدیک می‌کند، احساسشان می‌کند، اینکه آدم احساس می‌کند خیلی فرق می‌کند با اینکه از آنها بشنود و بگوید، اصلاً قابل مقایسه نیست. اینکه آدم کنار اهل بیت باشد، فرق می‌کند با اینکه در موردشان صحبت کند یا بشنود، با حیاء می‌شود این کار را کرد، ولی با تقوا، با نماز، با توسل، با نذری دادن خیلی سخت. بالاترین نذری آب است، ولی در لیوان سالم، نه یکبار مصرف. ساقی اول خدا، بعد حضرت علی(ع) و بعد از آن حضرت ابوالفضل العباس(ع)، مطلقاً دیگر آبده در جهان نداریم. هرکسی که آب دهد، هر گره‌‌ای باشد، باز می‌‌شود. قدیمی‌ها جلوی درب خانه‌شان آب بود. با نذر نمی‌‌شود، خیلی سخت است، حساب و کتاب دارد، ولی با حیاء می‌شود. یک ذره فکر کنیم، مرور کنیم.
29- اگر به آن فکر کنیم، راه نزدیک‌تر می‌شود، دین واقعی می‌شود، برکت به زندگی آدم می‌آید، زندگی نورانی می‌‌شود، خودمان نورانی می‌شویم، دو تا آدم خوب سر راهمان قرار می‌گیرند دو تا جمله می‌گویند که آدم حالش خوب می‌شود. حیاء همه‌اش خیر است، به آن فکر کنیم، راه سخت را نرویم، حیاء راه ساده و نزدیک است. از امام حسین(ع) کمک بگیرید، امام حسین(ع) این خیمه را نزده که ما برایش گریه کنیم. البته ما گریه می‌کنیم، اگر بشود خودمان را هم می‌کشیم برای اینکه چرا امام‌مان را کشتند. اما امام حسین(ع) این خیمه را زده تا به ما کمک کند. بگو این‌ها را فهمیدم ولی نمی‌توانم انجام دهم، این‌ها را شنیدم ولی نمی‌فهمم، با دلت توسل کن، قشنگ توسل کن، بگو شب آخر، ما هم خسته شدیم، بخاطر تو آمدیم، اگر امام حسین(ع) را دوست نداشتیم اینجا چه کار می‌کردیم، بگو بخاطر شما آمدم، اگر مشکلی هست که هست، خودت درستش کن، نکنی، من کجا بروم، هیچ کس به داد نمی‌رسد. پسرت (امام زمان(ع)) که نازش خیلی زیاد، ما را تحویل نمی‌گیرد، شما رحمت واسعه هستی، عثمانی را راه دادی، یهودی را راه دادی، مسیحی را راه دادی، ما الحمدالله شیعه هستیم، ولی باید کمک کنی، از ته دلت بگو، کمک می‌کند.
«السلام علیک یا ابا عبدالله، و علی الارواح التی حلت بفنائک، علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار، ولا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین، و علی علی بن الحسین، و علی اولاد الحسین، و علی اصحاب الحسین»

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group