Leader
28 مهر 1396 ساعت 06:50

حیاء 6

خلاصه سخنرانی شب ششم محرم 96 توسط استاد سیدمهدی طباطبایی با موضوع: حیاء
1- بدترین و بالاترین اثر مخرب بی حیایی که ریشه در بی ایمانی و بی دینی دارد مسخ می باشد. مسخ یعنی تبدیل شدن انسان به حیوان.
2- ما یک ایمان داریم و یک عمل. ایمان در قلب مان است و عمل را با اعضاء و جوارح مان انجام می دهیم. داشتن و یا نداشتن ایمان یک اثری دارد و عمل صالح انجلم دادن و یا ندادن آن نیز یک اثری دارد. کسی که ایمان دارد نورانی است اثرش نور است نداشتن ایمان ظلمت و تاریکی است. بهترین قسمت نشان دهنده آن چهره است. قرآن می گوید افراد از چهره شناخته می شوند. کسی که ایمان ندارد چهره اش تاریک است. البته انسان هر دوی این وضعیت را می فهمد، یا حداقل یک موقعیت هایی متوجه می شود، مومنین واقعی متوجه می شوند هم در خودش و هم در دیگران.
3- شما که در این مسیر حرکت می کنی مراقبت کن اگر اثرش را نمی بینی، اینکه نور ایمان را نمی بینی، راه را درست نمی روی. ادم باید به سرعت اثر ایمان خودش و دیگران را ببیند آنهم نور است اگر نبینی ایمان نداری. اثر ایمان و بی ایمانی در نور است. فقط در چهره نیست خانه، خانواده و روابطه فردی همه اینها ممکن است نورانی باشد ممکن است ظلمانی باشد اگر همه اینها بر اساس خدا باشد نورانی است وگرنه ظلمانی است تاریکی است.
4- از آسمان ملائک که به زمین نگاه میکنند فقط نقاط نورانی دیده می شوند. هر کسی نور داشته باشد خانه اش نور داشته باشد هر زندگی که نور داشته باشد خدا می بیند. حاجتش روا می شود خدا کمکش می کنند. اگر نور دیده نشود اصلاً ارتباط برقرار نمی شود مثل اجسام نارسا، این شخص مرده است اثری ندارد.

5- اما عمل اثرش چیست، اولین موجودی که خدا خلق کرده است، اجنه هستند میلیاردها روی کره زمین زندگی می‌کنند. تفاوت‌شان با انسان فقط در این است که دیده نمی‌شوند. ولی در تمام موارد شبیه انسان زندگی می‌کنند. مؤمن و کافر دارند، خوب و بد دارند، همه چیزهایی که ما داریم آنها دارند، فعالیت می‌کنند، غذا می‌خورند، چون عنصر اصلی ما از خاک است، ولی آنها عنصر اصلی‌شان آتش است، به همین خاطر دیده نمی‌شوند. خدا یک جانشین از میان آنها انتخاب کرده، که اسم آن ابلیس بود، یک جن خوب، که عبادت کرده و به او وحی فرستاده می‌شد مانند پیامبران، خلیفه خدا روی زمین برای اجنه بود، اگر یک جنی خوب می‌‌شد، آثارش را می‌دید، ملک می‌شد، به او بال می‌دادند می‌توانست پرواز کند، هر چه خوب‌تر می‌شد، بالاتر می‌توانست برود، پیامبر ما که انسان کامل بود همه هفت آسمان را بالا رفت، و هرکدام که بدتر بود از قابلیت جن بودن سقوط کرده و حیوان می‌شد.
6- به جن‌هایی که خوب بودند، نسناس می‌گفتند، تاریخ انسان کمتر از ده هزار سال است، این چیزهایی را که کشف می‌کنند مربوط به نسناس‌ها می‌باشد، اجنه‌هایی که بال پرواز پیدا کرده بودند و می‌توانستند بالا بروند، بالاترین آنها ابلیس بود، نیت ابلیس خوب نبود، خدا می‌خواست آن را امتحان کند، ابلیس آنقدر مقامش بالا بود که در مقام ملائک بود، جزء ملائک شده بود. خدا ابتدا مجسمه آدم را از چهار گل توسط چهار ملک مقرب خود درست کرد، سپس گفت به آن سجده کنید، ابلیس گفت نمی‌کنم، این از گل درست شده و من از آتش، سجده نمی‌کنم. خدا می‌گوید دستت رو شد، این عبادت‌ها که کردی به خاطر من نبود، بلکه بخاطر این بوده که بالا بروی وگرنه باید سجده می‌کردی.
7- انسان‌ها نیز همین هستند، تا قبل از بعثت، انسان‌هایی که سقوط می‌کردند و تبدیل به حیوان می‌شدند، دیده می‌شدند، مانند قبیله‌ای در شمال ایران، قفقاز، مسخ شده و تبدیل به میمون شدند و الان هم هستند ثابت شده که این‌ها قبلاً انسان بودند. عذابشان این بوده است.
8- مورچه، ریز، زیرپاست، هرکسی که متکبر باشد شبیه مورچه می‌شود، خوک از لحاظ روابط جنسی هیچ حد و مرزی ندارد، آدم‌های شهوتران شبیه خوک می‌شوند، گاو نفهم است، چرا می‌گویند گوشت گاو نخور، چون از خصلت حیوان بر روی تو تأثیر می‌گذارد. تا قبل از بعثت پیامبر، این‌ها واضح بود، به برکت پیامبر این عذاب برداشته شد، اما پیامبر فرمودند، در آخرالزمان باز این عذاب برمی‌گردد.خیلی‌ها به خاطر اعمال زشت از انسانیت خارج می‌شوند، از اعمالشان متوجه می‌شویم، طرف خلق و خوی درندگی دارد مثل گرگ است، یا بی‌حسی، یا نفهمی، این الان مسخ شده است، دیگر نمی‌شود کاری کرد، چرا این‌قدر می‌گوییم غذا را رعایت کن، چون این اتفاق می‌افتد، و افتاده است، اعمال خوب نیز انسان را کامل‌تر می‌کند، ملک می‌کند، قابلیت پرواز کردن به او می‌دهند، نمونه کاملش پیامبراکرم(ص) که همه آسمان‌ها را طی کرد و رفت عرش خدا، و الان خیلی از اولیاء خدا هستند که چنین توانایی را دارند.
9- شما دو تا انسان را در نظر بگیرید، شما چقدر به ماشینت وابسته‌ای، به خانه‌ات وابسته‌ای، یک نفر را در نظر بگیرید که کاملاً وابسته است، یکی هم وابستگی ندارد، و اسیر ماشینش نیست، فقط سوارش می‌شود، حالا این دو تا آدم می‌گوییم از برج میلاد برو بالا، از آن بالا زمین را چگونه می‌بینی، همه چیز کوچکتر می‌شود، حالا سوار هواپیما شده، زمین را نگاه کن، آن کسی که وابسته بود، دنبال خانه‌اش می‌گردد، اما، کسی که وابسته نبود، برایش مهم نیست، برایش چه اهمیتی دارد که خانه‌اش کجاست، اولی گیر است به اینجا، عذاب می‌کشد، همه‌اش می‌گوید خانه من کجاست، نکند خراب شده باشد، و هر چه بالاتر می‌روی، کره زمین کوچکتر می‌شود، آن کسی که وابستگی شدید دارد، بالاتر نمی‌تواند برود، عذابش بیشتر می‌شود، ولی دومی بال پریدن دارد، بالا می‌رود، اولی را خانه نمی‌گذارد، آن تعلقی که به خانه دارد، نمی‌گذارد، بپرد، این اصلاً بال ندارد، یا خیلی کوچک است، نمی‌تواند از خانه‌اش جدا شود، نمی‌تواند از تصویری که برای خودش درست کرده جدا شود، از انسانیت بالاتر نرفته است، نفر سومی را اضافه کنید، که برای بدست آوردن یک لقمه نان، چهارتا وسیله، خانه، هرکاری می‌کند، دروغ می‌گوید، ربا می‌گیرد، ربا می‌دهد، این انسان نیست، درنده شده، وقتی عصبانی می‌شود، چشمش را می‌بندد و دهانش را باز می‌کند، ما الان بالاخره یک از این دسته‌ها هستیم.
10- این مراتب انسان‌هاست، یکی کامل شده، به اندازه خودش، و به او بال پریدن داده‌اند، می‌تواند به ظالم اعتراض کند ولی دیگری، مو به مو حرکت می‌کند، اگر اعتراض کنم، خانه‌ام را می‌گیرند، و نفر سوم اصلاً کاری ندارد هر کاری می‌کند تا بدست آورد، این آدم سقوط کرده است. یکسری هم هستند می‌توانند پرواز کنند خیلی بالاتر.
11- چرا در قرآن این همه آمده که به آسمان‌ها نگاه کن، چرا مقدرات بر اساس آسمان‌ها نوشته شده، مانند باران که از آسمان می‌آید، هر چه به شما وعده داده شده، رزق شما، در آسمان‌هاست، شما یک حباب بزرگ دور کره زمین فرض کن که راهی به بیرون نداشته باشد، کسی زنده می‌ماند، هوا قطع می‌شود، اگر نور خورشید نرسد، مرگ همان لحظه اول می‌رسد، همه می‌میرند، پس ما یک چیزهای اصلی برای زنده ماندن، را از بیرون کره زمین دریافت می‌کنیم، که شاید آن را هم نبینیم، بعضی‌هایش را می‌بینیم، مانند خورشید، ولی بعضی‌هایش را نمی‌بینیم. حالا اگر این حباب دور منظومه شمسی باشد، باز کل منظومه شمسی می‌میرند، پس عامل حیات آن هم از بیرون می‌آید، نوری از بیرون منظومه شمسی می‌آید تا به ما برسد، چقدر طول می‌کشد، اگر سرعت نور را در نظر بگیریم، صدهزار سال طول می‌کشد تا به ما برسد و ما بتوانیم این نور را ببینیم. 

12- ما بی نهایت سال نوری پیش، خلق شده‌ایم، و خواسته‌هایمان داده شده ولی ما نمی‌فهمیم، همه چیز تمام شده است، آن موقع خدا روزی ما را فرستاده ولی ما باور نمی‌کنیم، اگر می‌گوییم خدا تأمین می‌کند به خاطر این است که اصلاً آن موقع انسان خلق نشده بود، روزی آن خلق شده است، این خدای مقتدر و مهربان، هنوز همه انسان‌ها خلق نشده بودند، روزی من را تعیین کرده بود و به من رسانده، دیگر نگران چه هستی، وقتی خدا روزی را رسانده است من چرا نگران باشم، تو وظیفه‌ات را انجام بده.
13- الان هیأت امام حسین(ع) بهترین سایت فرستادن به آسمان، هرجایی که ماهواره نمی‌فرستند، این‌ها را حساب می‌کنند،، هر جایی که نمی‌شود، هیات هم همین است، هر جایی که نمی‌شود هیأت زد، هر جایی نمی‌شود مسجد ساخت، هر کسی که بیاید هیأت، از آنجا می‌تواند به آسمان برود، زمانش هم مهم است، می‌گویند نماز را این ساعت بخوان، چون آن زمان وابستگی تو نسبت به خانه، زن و بچه کم می‌باشد، به آسمان نگاه کن، به آسمان فکر کن، اینکه روزی ما صدهزار سال پیش تعیین شده، چقدر خیال تو را راحت می‌کند، بهشت و جهنم معلوم است، ما درک نمی‌کنیم، اگر امام حسین(ع) شب عاشورا جای اصحابش را در بهشت به ایشان نشان داده، هست که نشان می‌دهد.
14- یقین یعنی این که روزی من را خدا فرستاده، می‌شود آدم پرواز کند، برود از بالا نگاه کند، تعلق به دنیا بهترین نشانه است، که به تو هم به خاطر کارهای خوبی که انجام دادی، بال پرواز داده‌اند، اگر چشمت باز شود تو هم متوجه می‌شوی.
15- چند تا آیه داریم، به هر کسی بخواهیم بچه می‌دهیم، روزی‌ها را تعیین کردیم، تو کاری نداشته باش، تو برو خدمت کن، نه اینکه پول نگیر، پول بگیر ولی برای پول کار نکن، ما زبانی می‌گوییم ولی در عمل قبول نداریم، اگر عمل صالح انجام دهیم، بال پرواز پیدا می‌کنیم، اگر عمل زشت انجام دهیم، از انسانیت خارج می‌شویم، مسخ می‌شود، اگر به چشم دیده نشود، ولی واقعاً اتفاق می‌افتد، بعضی‌ها به این سادگی از اموال‌شان جدا نمی‌شوند، یک عده هم می‌خواهند به هر قیمتی به اموالشان اضافه کنند، این به هر قیمتی یعنی اعمال بد، یعنی آدم را از انسان بودن می‌اندازد، به این می‌گویند مسخ. ریشه آن بی حیایی است، در آخرالزمان غوغا می‌کند، این‌ها 1400 سال پیش توسط پیامبر پیش‌بینی شده است، الان سیل همه را می‌برد، مگر این که مقاومت کنی، آن کسی که مقاومت می‌کند، مظلوم است، باید بتوانی در پیشگاه خدا بگویی مظلوم هستی، و مقاومت کردی، نماز خواندن، هیأت آمدن ملاک نیست.
16- پیامبر فرمودند در آخرالزمان مسخ برمی‌گردد، یک عده مثل میمون می‌شوند یک عده مثل خوک می‌شوند، از ایشان سؤال کردند آیا این‌ها کفار یا مشرکین هستند، فرمودند این‌ها مؤمنین هستند،که اول وقت نماز می‌خواندند، ولی بی‌حیاء هستند.ملاک اصلی این است، که در مسیر باشی، نشانه در مسیر بودن هم این است که ببینی مظلوم هستی یا نه، باید به تو ظلم شود، اگر مظلوم نیستی، ظالمی، حالت وسط ندارد، هر کسی که برحق است، به او ظلم می‌شود، اگر همه چیزت به راه است، باید فکر کنی، باید شب‌ها به خاطر ظلم و بی‌عدالتی که به حق می‌شود، خوابت نبرد، ناراحت باشی، نه به خاطر بدهکاری، آن را که خودت مسئولش هستی، اگر به خاطر این‌ها غصه نمی‌خوری، در مسیر هدایت نیستی، نماز، روزه و هیات آمدن و این حرف‌ها اصل نیست، اول ما باید انسان باشیم، بعد مسلمان و بعد از آن مؤمن، طرف اصلاً انسان نیست، لباس پیغمبر را پوشیده، نماز می‌خواند، کربلا، مکه می‌رود، این‌ها ملاک نیست، اگر به کربلا رفتن، شمر هم رفت، اگر به مکه رفتن، یزید و معاویه هم رفتند، خود یزید هم برای امام حسین(ع) عزاداری کرد، بعد از واقعه شام، اعلام عزای عمومی کرد، به عزاداری نیست، به نماز نیست، وقتی مهم است که شما در مسیر انسانیت باشی.
17- کسی که الان 30 کیلو اضافه وزن دارد، در مسیر انسانیت نیست، به اندازه اضافه وزن شما چندنفر گرسنه هستند، و از گرسنگی می‌میرند، نگو من سینه زنی می‌کنم نجات پیدا می‌کنم، وقتی اثر می‌گذارد که انسانیت داشته باشی. وظیفه من گفتن خطر است، نقاط منفیاست، حتماً خوب هستی، اگر خوب نبودی که اینجا نبودی، ولی من باید ضعف‌ها را بگویم، خطرها را بگویم، حرف خودم هم نیست، مستند به آیات و روایات است.

18- ما در وضعیت خطرناکی هستیم، مسخ جدی است، الان استاد پیدا نمی‌شود، دیگر نیستند، اگر باشند هم چیزی نمی‌گویند، آدم تا با یک محک جدی روبرو نشود، متوجه نمی‌شود، اگر عیب‌ها را نگویی، آدم سقوط می‌کند، آدم مسخ می‌شود، اعمالت را محاسبه کن، با ذکر و این حرف‌ها کارت درست نمی‌شود، اول باید واجبات را رعایت کنید، بعد جلوی مکروهات را می‌گیرند، بعد اجازه می‌دهندکه ذکر بگویی، وگرنه دچار مسخ می‌شوید. دیگر هیچ کاری نمی‌شود کرد، تا معرفت الهی نباشد، مشکل حل نمی‌شود.
19- این دعای شریفه که مربوط به امام زمان(عج) است هر روز بخوانید، خیلی از ما گمراه هستیم، باید بیدار شویم، چاره‌ای نیست، این همه زحمت کشیده نشده، مادی و معنوی،که همین طور بیایی. روزی چند بار این دعا را بخوانید مخصوصاً در نمازهایتان بخوانید.
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏.
پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمیتوانم پیغمبرت را بشناسم. پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمیتوانم حجت تو را بشناسم. پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست میدهم، و گمراه خواهم شد".
20- یک عده بی دین سقوط می‌کنند، اما بدتر از آن، این است که یک عده با دین سقوط می‌کنند، با دینی که خودشان درست کردند، معمولاً هیأت‌ها از این مسائل خالی شده است، پیامبر فرمودند در آخرالزمان، آدم صبح مؤمن بیرون می‌رود، ولی شب که برمی‌گردد مسخ شده است. خطرناک است، هیچ کس استثناء نیست. حتماً باید استاد داشته باشید، ملاک اول استاد، قبول ولایت فقیه است، آخرالزمان اصلاً این حرف‌ها را برنمی‌دارد، حکم قتل امام حسین(ع) را چه کسی صادر کرد، همان کسی که منصوب امیرالمؤمنین، بود فقیه مسلم زمان خودش بود، استاد باید از ولایت فقیه طرفداری کند، بحث جدی‌تر از این حرف‌هاست، باید خودمان دل بسوزانیم، مراقب باشیم.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design: