Leader
06 خرداد 1396 ساعت 18:07

چگونه خواستگاری کنیم 4

بسم‌الله الرحمن الرحیم

قبلاً در بحث اخلاقیات، صبر و گذشت و در مقابلش حسادت و غیبت را مطرح کردیم. پنجمین موضوعی که باید در موردش بحث و گفتگو کرد، مسائل دینی است.

اینکه طرف نسبت به قرآن، اهل‌بیت، نماز، ذکر و هر چیزی که زیرشاخه دین است(ولی با اولویت قرآن، اهل‌بیت و نماز)، چه حس و حالی دارد؟ کی می‌خواند، چه شکلی می‌خواند، چقدر هیئت می‌رود، چقدر زیارت می‌رود، یا اگر شرایط فراهم شود، چطور دوست دارد؟ این‌ها هم تعهد ایجاد می‌کند برای زندگی مشترک آینده، هم اینکه عقاید اصلی فرد را بالأخره به شما نشان می‌دهد.

این‌ها جزو ضرورت‌هایی است که حتماً باید صریح سؤال بپرسید. مثلا شما نظرت در مورد نماز چیست؟ مستحب یا واجب می‌خوانی؟ اگر قضا شد؟ اگر مشکل شرعی بود؟ و .... قرآن و اهل‌بیت البته مقدم هستند. این‌ها همه چیز را نشان می‌دهد! تفتیش عقاید که نباید کرد، اما این‌ها ضرورت است. یعنی شما اگر یک خواستگاری کامل مدنظرت باشد، لازم است که از این چیزها به طور اصولی سؤال بپرسید.

مسائل اقتصادی:

معمولاً یک مسئله مردانه است اما اگر دختر شاغل باشد، یک مقدار به او هم مربوط می‌شود. اینکه در مورد خانه پدرش شما اطلاعاتی گرفتی و تحقیق کردی درباره طبقه اجتماعی و وضع مادی، الان به آن کاری نداریم. چیزی که باید بین خودتان رد و بدل شود این است که، چه چیزی نیاز دارد؟ زندگی مطلوبش از نظر مادی ظاهری چیست؟ جنس خارجی می‌خواهد؟ با ایرانی می‌سازد؟ و ... این‌ها را هر کس به فرهنگ خودش؛ اطلاعات خودش و درک خودش از زندگی، اما باید به این‌ها پرداخت. چقدر درآمد و چقدر پول؟ از کجا باید خرید کنیم؟ بازار روز؟ بالا شهر؟ پایین شهر؟ حراجی؟ من بخرم؟ تو بخری؟ باهم بخریم؟ در چه قیمتی؟ چند دست لباس؟ چقدر بخوریم؟ چقدر پس انداز کنیم؟ چقدر خرج خانه؟ و... این‌ها حرف‌هایی است که باید بپرسیم، باید برایش وقت بگذارید و لازم است.

عمده‌اش این است که نیازمندی‌های او چیست؟ اولویتش چیست؟ چه چیزهایی را باید برای او فراهم کنی؟ یک سری وسایل زندگی برای زندگی عادی که معلوم است؟ یا مثلاً می‌گوید برای یک مهمانی سه دست لباس می خواهم!

یکی، نیازمندی‌ها را باید بپرسید که بالأخره ضرورت‌های شخصی‌اش چیست. دوم بپرسید، سخت‌ترین و بهترین شرایط زندگی چیست؟ یکی می‌گوید آپارتمان و در این خیابان و دوخوابه باشد. عیبی ندارد، لطفاً قضاوت نکنید، اطلاعات بگیرید و اطلاعات بدهید. این‌ها ایده آل های زندگی را می‌سازد، آینده زندگی را می‌سازد، ایجاد اعتماد و تعهد دو طرفه ایجاد می کند، ایجاد انگیزه برای فعالیت می‌کند. ممکن است روی حس زنانه خودش خسیس و جمع کن باشد، اگر روی این صحبت‌ها بحث شود، هدفمند پول را جمع می‌کند! اما اگر این حرف‌ها رد و بدل نشود، این خسیس بودن و جمع کردن غیر هدفمند می‌شود، معمولاً هدر می‌رود، یا دردسر ایجاد می‌کند. پس باید شفاف در موردش گفته شود تا بعدها به نتیجه هم برسد.

مسائل فرهنگی و اجتماعی؛

از این نظر ببینید در چه فضایی است؟ یک سری مسائل که در خانواده است، حتماً باید تحقیق شود. اولین چیزی که باید بدانید، روابط داخل خانواده است. با بردار و خواهر و پدر چه جایگاهی دارد؟ بهتر این است که همسر شما بهترین و اولین جایگاه را داشته باشد. از نظر احترام و جایگاه خانوادگی، نه از نظر سنی و بچه چندم بودن. بعضی‌ها نفر دوم و سوم هستند، عیبی ندارد، ولی بهترین حالت نفر اول است! بعضی‌ها می‌گویند مثلاً داداشم هر چیز بگوید همان است! ولی بعضی‌ها می‌گویند من هر چیز بگویم بابا همان را می‌خرد! من نخواهم جایی نمی‌روم! این بهترین حالت است.

روابط فامیلی:

با خاله و عمه و دختر خاله و پسر خاله و ... چقدر رفت‌وآمد دارند؟ الآن یکی از عمده‌ترین و پیچیده‌ترین مشکلات خانواده‌ها، نداشتن رابطه است. خانواده ای که رابطه ندارد، قهر و غضبند، اختلاف دارند، دورند، پول ندارند و از این مشکلات دارد به خانواده آینده شما لطمه می‌زند. پس باید از این چیزها صحبت کنید تا شفاف شود که رابطه عادی است یا نه. هر چه ارتباطات بیشتر، بهتر. آن‌هایی که زیاد رفت‌وآمد می‌کنند، زیاد خاله و عمه می‌گویند، بهترند. بنیان این خانواده‌ ها مستحکم تر است.

مورد بعدی، روابط اجتماعی است. چند تا دوست دارد؟ چطور رفت‌وآمد می‌کند؟ چطور می‌رود خرید؟ کی می‌رود؟ کی می‌آید؟ اجازه می‌گیرد؟ تنها می‌رود؟ محل درس و کار؟ هیئت رفتن؟ ... اینکه کلیات را می‌گویم و فقط اشاره می‌کنم چون باید در ضمن بحث بوجود بیاید. در بحث بالأخره معلوم می‌شود.

شغل:

بحث شغل را حتماً باید بپرسد از طرف؛ چون خانم‌ها به طرق مختلفی شغل دارند. بعضی رسمی، بعضی غیررسمی، بعضی عشقش را دارند و نشده، بعضی ناچارند و دنبال این هستند که نروند، بعضی اگر به زندگی دلشان گرم شود، رها می‌کنند، بعضی با کار خودشان ازدواج کرده اند. در مورد محیط کار، نوع درآمد، چیزهایی که مربوط به آن شغل می‌شود، چرا آن شغل را انتخاب کرده و ... بپرسید.

روابط اجتماعی:

در روابط اجتماعی بعضی چیزها خیلی تعیین کننده است، یکی تحصیلات است. حتی‌الامکان تحصیلات زن پایین تر باشد. البته همین که سن بالاتر باشد، تحصیلات پایین تر می‌شود بخواهی یا نخواهی حتی اگر هم مدرک باشند. اما اگر مدرک زن بالاتر باشد ممکن است مشکلاتی ایجاد شود. این‌ها اصل نیست، به ترتیب اولویت می‌گویم. ولی به طور عادی این مشکلات ایجاد می‌شود، پس باید به این‌ها دقت کرد. همین که در موردش صحبت می‌شود و به تفاهم می‌رسید آن یک تعهدی ایجاد می‌کند که از آن به بعد طرفین بر سر آن حرف زندگی می‌کنند. اگر آنجا مدرکش را به شما فروخت بدان تا آخر می‌فروشد! اگر پافشاری کرد، بدان مدرک قرار است اول باشد و شما دوم!!!

مسافرت:

خانواده مستحکم باید اهل مسافرت باشند. آنکه می‌گوید که من 20 سال مشهد نرفتم! باید مرضی در خانواده باشد. می‌گویند شمال کجا هست؟! مگر می‌شود آدم بدون مسافرت؟! حتی شده کوتاه، فرهنگش را باید داشته باشد. کسی که اهل مسافرت نیست، زندگی‌اش حرکت ندارد، زندگی ثابتی می‌شود. شما می‌خواهی زندگی‌ات حرکت کند و رو به رشد باشد، باید حس مسافرت داشته باشد. در مسافرت همه چیز مختصر و مفید است، با یک پیک نیک غذا پخته می‌شود و در خانه با فر دو میلیونی! کسی که با یک ساندویچ سیر می‌شود و... این‌ها قابل‌تشخیص است. این زندگی در حرکت است. اگر این را اصلاً بلد نباشد واویلا... مثلاً می‌گوید فقط با هواپیما و آن هم هتل! این معلوم است که فکر چیست! مثلا شاید آدم بخواهد دو نفری با موتور برود، چه اشکالی دارد! مخالفت نباید باشد!

مطالعه:

همسرتان باید اهل مطالعه باشد وگرنه بیچاره می‌شوید. چون زن محور خانواده است، هم نسبت به شما، هم به دیگران. کسی که اهل مطالعه است، بدون اینکه زندگی به هم بخورد مشکل را حل می‌کند. زنی که اهل مطالعه مستمر است و روزنامه و مجله خصوصا اینترنت ... این‌ها آدم‌های بروزتری هستند، مشکلات را علمی تر حل می‌کنند. مطالعه رمان و جنایی و... این‌ها منظورمان نیست. مطالعه عمومی مدنظر است.

فیلم و سریال و موسیقی مهم است. هر چه طرف بازتر باشد، عمومی تر، عادی تر؛ همه دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها؛ بهتر است. آدم‌هایی که کلید روی یک موضوع خاص، فیلم و شخصیت خاص می‌کنند، مریض‌اند. باید روی این‌ها صحبت شود تا تنوع شخصیتی طرف دستتان بیاید. بدانی که یک زندگی عادی قرار است انجام بدهی.نه زندگی خشک و قرائت‌های عجیب و غریب که در زندگی‌ها زیاد است.

این‌ها اگر چه حرف‌هایی هست که سطحشان پایین است ولی اگر مطرح شود، زندگی برایتان باز می‌شود، حتی اگر طرفتان در این زمینه حرفی نداشته باشد. با این حرف‌ها شما درک می‌کنید که به این آدم می‌شود خوراک فکری داد، می‌شود برایش تحلیل کرد، مفهوم فیلم و موسیقی و ... را توضیح داد. اما اگر همان اول گارد بگیرد، این شخصیتش دیگر شکل‌گرفته، مگر اینکه ما با او موافق باشیم و قابل تفاهم باشد وگرنه دردسر است.

مطلب دیگر که یکی از کلیدهاست این است که، یک فرد از چه چیزی خیلی خوشش می‌آید یا خیلی بدش می‌آید؟ این را حتماً بپرسید. یا فرد است، یا یک شی است، یا یک مفهومی است. اول می‌گوید من از دروغ متنفرم این کلیشه است. چیزهای ملموس منظور است. مثلاً از لبو بدش می‌آید!

این را حتماً بیان کنید و خودتان هم به این سؤال جواب بدهید، اصلاً یک افقی در زندگی برایتان باز می‌شود. البته کلاً؛ آدم‌هایی که چیزهایی را خیلی دوست دارند یا بدشان می‌آید آدم‌های خاصی هستند، آدم‌های متوجه‌ای هستند، بی‌توجه نیستند. یکی علف و سبزی فرقش را نمی فهمد، اما یکی توجه دارد، سبزی را دوست دارد اما ریحان را خیلی دوست دارد، این یک ویژگی است! آنجایی هم که بدش می‌آید همین طور. از این می‌فهمید این مرز دارد، محدوده دارد، یک جایی توقف دارد. ممکن است مصداقش درست نباشد و از چیزی که بدش می‌آید بیخود باشد، اما همین که این روحیه را دارد و بین چیزها یک اختلافاتی می‌گذارد، معلوم است آدم متوجه‌ای است.

بعد از تحقیق، بعد از خواستگاری و گفتگوی مفصل نتیجه را حتماً استخاره کنید. قبلش استخاره هیچ ارزش و اعتباری ندارد! ابتدا تحقیق، گفتگو، مشاوره، بعد که به نتیجه قطعی رسیدید که آره ، آن موقع استخاره کنید.

اگر خودمان به این نتیجه رسیدیم که مناسب نیست ،باز هم استخاره کنیم؟

وقتی می‌گویی نه، دلیل دارید و نیازی به استخاره ندارد. منظور آن نیست. آنجایی که سرجمع می‌گویی نه، چرا گفتی نه؟ ولی استخاره بعد از این‌هاست.

اگر جواب خودمان آره بود و قطعی هم بود و همه چیز هم هماهنگ بود. اما استخاره نه بیاید چی؟ باید عمل کرد؟

چیزهایی از استخاره دیدم ،اعجاب‌انگیز. پیش کسی استخاره کنید که قرآن را بلد باشد بخواند و بفهمد. بعضی‌ها دکان‌دارند! کتاب استخاره هم معتبر نیست! حتما باید کسی باشد که اهلش باشد.

استخاره برای ازدواج قبل از ‌تحقیق و گفتگو و مشورت اعتبار ندارد، چون عمل خیر است قطعاً خوب می‌آید، اگر بد آمده چون قرآن را آن جور بازکرده. استخاره از مراتب وحی است. نیازی به قرآن و... ندارد به قلب استخاره کننده می‌افتد؛ استخاره اسرار زیادی دارد.

حتماً استخاره باشد، چون تضمین خداست. غیر از آن تضمین خودت و مشاور و تحقیق است! اگر آره بگوید خداست، نه هم بگوید خداست!

بودن افرادی که خودم برایشان استخاره کردم و گفتم نکن! انجام داد، آبروریزی شد و به دردسر افتادند! موقعی که باید استخاره کنی، بکن. زندگی است ما ظاهر را می‌بینیم، فردا چه می‌دانی چه می‌شود؟ چه می دانی با چهار تا اتفاق تغییر شخصیت آن فرد چگونه است؟ اما خدا که می‌داند. وقتی تأیید کرد با خیال راحت برو.

برای هر دو طرف این مصداق دارد، چه زن و چه مرد. فقط تحقیق و مشورت و صحبت کامل، فایده‌ای ندارد. الآن در جامعه نمی‌شود کسی را شناخت، آن برای قدیم‌ها بود که جامعه محدود بود.

در صحبت کردن هم نیاز به صیغه محرمیت نیست. جز استثنائات محرمیت، خواستگاری است. خواستگار محرم است و نیازی به صیغه ندارد.

بعضی خانواده‌ها اجازه نمی‌دهند زیاد باهم صبحت کنیم

بیشتر از سه-چهار جلسه زیاد است، همین چند جلسه کافی است؛ خانم‌ها دو سه تا محور بیشتر نمی‌پرسند، که در صحبت‌ها اشاره شد. شما سه ساعت مفید باهم حرف بزنید، همه این سؤالات را می‌توانید بپرسید و جواب بگیرید. همه ‌را به ترتیب و اولویت بیان کردیم.

بعد از همه این مراحل چه مدت بگذرد تا عقد کنیم؟

نباید زیاد بگذرد؛ نتیجه مثبت است، اقدام کنید. بعد عقد یک مدت زمان نیاز است، برای شناخت بیشتر، تهیه جهیزیه. از عقد تا عروسی به توافق هر دو طرف بر می‌گردد.

والسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design: