خلاصه سخنرانی شب یازدهم محرم 95/07/21

1- اگر از دنیا نتوانیم به نفع آخرت و ساختن یک زندگی دائمی استفاده کنیم، انسان را اسیر خودش می‌کند، و در ابتدا عقاید انسان را می‌گیرد،اخلاقیات انسان، را تغییر می‌دهد، تا نهایتاً انسان را اهل شقاوت و بدبختی قرار دهد.

2- امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند، دنیا و آخرت دشمنان یکدیگر هستند، و اساساً با هم متفاوتند، و دو راه ‌مختلف هستند، هر کس دنیا را دوست داشته باشد، دشمن آخرت می‌شود، و دنیا و آخرت همانند مشرق و مغرب هستند، روبروی هم و هیچ وقت به هم نمی‌رسند، کسی که بین این دو حرکت می‌کند، وقتی به دیگری نزدیک می‌شود، از دیگری دور می‌شود، این دو تا در حال ضرر زدن، به همدیگر هستند، دنیا، آخرت را خراب می‌کند، آخرت، دنیا را، ما اگر همین یک جمله امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) را باور کنیم، سبک زندگی‌مان، تغییر می‌کند.

3- اولین کاری که باید کنیم این است که دنیا را بشناسیم، دنیا به کسی ضرر می‌زند که آن را نشناسد، نقطه ضعف در انسان عدم آگاهی است، شما هیچ عملی را دین پیدا نمی‌کنید، مگر این که مشروط به معرفت و آگاهی باشد، هر کاری، حتی کار خوب، اگر انجام دهید، ولی چشمت بسته باشد، فایده ندارد. حتی در نماز هم باید چشمت باز باشد، باید آگاه باشی.

4- انسان جاهل بالاخره خطا می‌کند، پیش می‌آید، مهم آگاهی است، که بداند چه کار می‌کند، و بحث محاسبه پیش می‌آید، دنیا فقط می‌تواند به کسی ضرر برساند که آن را نشناسد، فکر کنیم دنیا یعنی چه، منظور این کره خاکی، زمین، هرکسی یک جور دنیا را می‌شناسد، این همه آیه و روایات علیه دنیا، منظورشان چیست.

5- فکر کردن خیلی بهتر از این که آدم بشنود یا بخواند، چون فکر کردن انسان را به خدا وصل می‌کند، یکی از مراتب وحی، خدا با او حرف می‌زند، ولی وقتی فکر نکنی، حالا اگر بهترین حرف را هم که بشنوی، ممکن یادت برود، شاید نتوانی به آن عمل کنی، ولی وقتی خدا با تو حرف می‌زند، تمام امکانات عالم را در اختیار تو قرار می‌دهد تا بتوانی آن حرف را به نتیجه برسانی، از آن بهره ببری، به خاطر همین فکر کردن از همه چیز بالاتر است، فکر که به آدم شناخت، معرفت و آگاهی می‌دهد، با نماز خواندن و صدقه دادن، مشکلی حل نمی‌شود، بلکه موقعی این‌ها کارساز است که آدم در موردشان فکر کند و آگاه باشد.

6- اینجا ما دنیا را پیدا کنیم، در همین دنیای خودمان، شما سوار ماشینت هستی، یا ماشین سوار شما، اکثر مردم ماشین سوارشان است، مراقبش هستند، این الان چسبیده به دنیا، این ماشین الان دنیای شماست، هر کسی یک جوری است، یک دست لباس مگر چقدر ارزش دارد، برای یک نفر این می‌شود دنیا، آخرش نیست،اولش، از اینجا شروع می‌شود، این که شما از وسیله‌ای که دارید، بجای این که استفاده کنید، به دیگران پز می‌دهید، این می‌شود دنیا، این که آخرش آدم را بدبخت می‌کند، اول از چیزهای کوچک شروع می‌شود.

7- باید همیشه نزدیک آدم یک نفر باشد، سفت حرف بزند، اگر یک نفر همیشه بگوید، تو چه آدم خوبی هستید، بدرد نمی‌خورد، دوست خوب کسی است که اشکالت را به تو بگوید، شما که یک کارمند ساده‌ای در مقابل بیت‌المال چه کار کردی که می‌خواهی یک پله بالاتر بروی، چه خیری انجام دادی که برایت بماند، اگر با ماشینت کار خیر انجام دادی، که برایت بماند، این خوب است، وگرنه دنیای شما همین ماشین است. شما اگر هیأت هم بروی، دنیا به تو می‌خندد، چون در حال حاضر آن که سوار شماست، و از شما بهره می‌برد.

8- شما می‌‌آیید هیأت که خودتان را بسازید، از امام حسین(علیه‌السلام) بهره معنوی ببرید، یا این که ماشینت، لباست را به مردم نشان بدهند، دنیای‌مان را پیدا کنیم، یک اسم کلی و بزرگ نگذاریم، منظور آدم‌های پولدار نیست، یک کسی با مبلغ خیلی ناچیز، اسیر دنیا می‌شود، خسارت این آدم، به مراتب خیلی بیشتر از آن(پولدار) است، این دومی خیلی به هدایت، به نجات نزدیک‌تر بود، ولی خودش را بدبخت کرد، چون این خیلی راحت‌تر می‌توانست از دنیا جدا شود، تا آن آدم پولدار، هیچ کس هم استثناء نیست.

9- هر کسی یک جوری است، مردها یک جور، زن‌ها یک جور، می‌بینی یک کیف الان دنیای آنهاست، دنیای ما یک چیزهای خیلی کوچک، بعضی‌ها از آن طرف می‌افتند، به خاطر نداشتن مال، پز می‌دهند، این هم بدبختی، چون اصلاً به این معنا نیست که از دنیا استفاده نکن، با نداری، قیافه می‌گیرند، که بگویند ما اهل تقوی هستیم، شما معمولی زندگی کن، فقط به آن نچسب، وگرنه پولدار بودن که بد نیست، خانه داشتنش، خوب است، بد نیست، فقط به آن نچسب. ما به خانه‌هایمان چسبیده‌ایم که کسی خانه ما نمی‌آید، برکت از خانه‌ها برداشته شده، این همه خرج‌های مختلف می‌کنیم، ولی کسی خانه‌مان نمی‌آید. فاجعه بارتر این است که اهل تقوی، اهل ولایت اصلاً ما را تحویل نمی‌گیرند، نگاه نمی‌کنند.

10- لباس خارجی نپوش، هم جنسش، هم مدلش، ممکن حتی شرعاً حرام باشد، اما اگر هیأتی هستی، همه‌اش را درست کن، این‌ها دنیای ماست، این قدر کوچک، شاید بزرگتر از این هم اسیرمان کند، ولی از همین چیزهای کوچک شروع می‌شود، وگرنه دنیا شما را نگه می‌دارد، و باید دنبالش راه بیفتی، هرگز شما را اقناع نمی‌کند، هر چه بخری، بعدی را هم می‌خواهی، این یعنی دنیا، نمی‌گذارد، خواستی خرید کنی، جایی برو که کمتر از حد خودت باشد. وقتی محل بالاتر رفتی برای خرید، حرصت تحریک می‌شود، این کار دنیاست، آیا می‌ارزد این همه پول بگذاری، وقت بگذاری، در مقابل از معنویات بمانی، دیگر فرصتی باقی نمی‌ماند.

11- به دنیا رو ندهیم، اگر به دنیا رو ندادید، می‌شود مزرعه، می‌شود جایی که از آن استفاده می‌کنید، ‌سنگش هم می‌شود طلا، هم مادی، هم معنوی. اما اگر رو بدهی، و بداند که تو او را نمی‌شناسی، وارد می‌شود، از یک جا هم وارد نمی‌شود، این قدر تعدادش زیاد است، که نمی‌شود بشماری.

12- یک ساعت وقت بگذار، بنویس، دنیای شما چه چیزهایی است، این تکلیف است، خیلی خوب آدم لباسش مرتب باشد، اما چقدر، همه هم گرفتارش هستیم، طرف با نوع لباسی که می‌پوشد، دل همه را به لرزه می‌اندازد، بعدش می‌گویی، من چرا اینقدر گرفتار هستم، چرا نمی‌توانم دو رکعت نماز بخوانم، چرا هرچه تلاش می‌کنم ظاهرش درست می‌شود ولی درونش درست نمی‌شود، به این دلایل چون فقط می‌خواستی بگویی من فلان لباس را دارم.

13- اگر کسی در حال حول دادن تو می‌باشد، تا تو را توی این مسیر بیاندازد، این کار شیطان است، البته الان تعداد شیطان انسی خیلی بیشتر از شیاطین جنی است، اکثر بچه‌هایی که متولد می‌شوند، جن در تولدشان دخالت دارد، بچه اصلاً یا انسان نیست، یا این که درصد جن بودنش بیشتر است، به ظاهر نیست، عمل را نگاه کن، نیت را نگاه کن، تفکر نگاه کن.

14- باید ببینید چه می‌خورید، از کجا درمی‌آورید، کسی که هیأت و مسجد می‌رود اصلاً فکر نمی‌کند، که درآمدش حلال است یا حرام، الان درآمد حلال خیلی کم پیدا می‌شود، ‌اکثر کسانی که به بیت‌المال در دست‌شان است، بیشتر در معرض خطر هستد، اکثراً کم کاری می‌کنند.

15- سوره نوح را بخوانید، سه، چهار تا آیه آخر سوره، را بخوانید، حضر نوح(علیه‌السلام) وقتی می‌خواهد نفرین کند، می‌فرمایند، خدایا، اینها بچه‌ای که می‌خواهند به دنیا آورند، اهل فجور و گناه است، ما الان درگیر همه مفاسد اقوام گذشته شده‌ایم، چون شیطان تمام توانش را گذاشته تا دین خدا را شکست دهد، الان وقتی که مجری تلویزیون، لباس می‌پوشد ولی پیراهنش را باز می‌گذارد، این رفتار قوم لوط بود، عذاب آمد به خاطر همین، این‌ها، شیطان هستند که دارند از طریق تلویزیون، یا ماهواره و چیزهای دیگر این کار را می‌کنند. تمام مصیبت‌هایی که بر سر همه اقوام گذشته از سر جهل‌شان، عنادشان آمده، بر سر ما هم می‌آید، باید چشمت باز باشد، هر چیزی را می‌خورد، بعداً می‌گوید، من که هیأت می‌آیم، اصلاً این جوری نیست.

‌16- زمان امام حسین(علیه‌السلام) یک میلیون مسلمان بودند، امام حسین(علیه‌السلام) تا هزار و دویست، سیصد نفر را توانست تا شب عاشورا جذب کند، ولی شب عاشورا حدود هزار نفرشان رفتند، دویست،سیصد نفر فقط ماندند، صد وسی نفر که مرد جنگی بودند در واقعه شرکت کردند. آنها ائمه را هم ‌دیده بودند، این که ما هرچیزی بخوریم، هر درآمدی، هرچیزی بپوشیم، این طوری نیست، این‌ها راه‌های نفوذ دنیاست، می‌آید تا آدم بدبخت نکند، ول نمی‌کند، داستان کوفیان را بخوانید، قریب به اتفاق‌شان بخاطر چیزهای خیلی کوچک بدبخت شدند، الان اگر یک اتفاق بیفتد، ما می‌فهمیم، فرض کنید این اتفاق ظهور باشد، ما می‌فهمیم، از بس هر چیزی را خوردیم، از بس هر پولی را درآوردیم توجیه کردیم.

17- دنیا آلوده بوده و حالا آلوده‌تر هم شده شما نمی‌توانید وارد این مسابقه شوید، فقط می‌توانی کنار بایستی، تا این‌ها(آدم‌های فاسد و ظالم) رد شوند، تا ان شاءالله امام زمان(علیه‌السلام) بیاید، اگر وارد این مسابقه بشوید، بچه‌ات را از دستت می‌گیرند، دینت را می‌گیرند، یکی یکی همه چیزت را می‌گیرند تا بدبخت شوید، آن کسی که بالای آن نشسته، شریک شیطان است. باور کنید در بعضی اعمال، شیطان جلو نمی‌آید، ولی کسی که فریب دنیا را خورده، این کارها را انجام می‌دهد. شیطان تا نزدیکی اولیاءخدا می‌آید، ولی نمی‌تواند آنها را فریب دهد، اصلاً آن سمتی نمی‌رود، ولی چه کسی سر امام حسین(علیه السلام) را برید، شیطان اصلاً قدرت ندارد، نزدیک بیاید، اما انسانی که فریب دنیا را خورده، آخرش به اینجا می‌رسد. البته ما خودمان را با آنها مقایسه نمی‌کنیم، ولی این خطری است که برای همه است، این بی‌راهه خطرناک است، دنیا طوری زینتش می‌کند که آدم نفهمد، این بی‌راهه است، ته آن جهنم است.

18- اگر می‌خواهی خانه‌ات را عوض کنی، الان وقتش نیست، اگر خواستی این کار را انجام دهی، باید به خیلی چیزها فکر کنی، الان دین خدا غریب روی زمین افتاده، یک موقع اولیاءخدا از دست شما ناراحت می‌شوند، الان زمانش نیست، اما اگر شما هم دنبالش بروید، مکافات درست‌ می‌شود، نمی‌گذارند، می‌زنند، هیچ موقع اسلام این قدر غریب نبوده است، چون الان قدرت دارد، نمی‌تواند کاری کند، قبلاً قدرت نداشت، ببین به چه روزی افتاده است، این یعنی غربت اسلام. حالا شما افتادی دنبال این که خانه، ماشین، شغل، را عوض کنی، این‌ها دنیاست، هر کسی هم یک جوری، از چیزهای کوچک شروع می‌شود، ببین برای این که به جایی برسی، چه چیزهایی را از دست دادی، تا یک جایی هم به آدم تشر می‌زنند، بعد می‌گویند برو دیگر، تو حرف گوش کن نیستی. به شما یک گوهر گرانبهایی دادند، محبت به اهل بیت، ایمان به خدا، ایمان به اهل بیت، مفت به خاطر این چیزها از دست ندهید.  ‌

19- پیامبراکرم(ص) فرمودند: من چه کار با دنیا، مثال من و دنیا، مثل سواره‌ای می‌ماند که می‌‌رسد به درختی، زیر سایه آن استراحت کوتاهی می‌کند، بعد راهش را می‌‌گیرد و می‌رود. من با دنیا این طوری رفتار می‌کنم، باید این طوری نگاه کنیم، هرگز ما نمی‌توانیم مثل معصومین(علیهماالسلام) باشیم، اما این الگو، خدا این‌ها را الگو قرار داده است، که بدانیم مسیر این است و باید به آن سمت حرکت کنیم، اگر به یک سمتی رفتید، سنگین‌تر شدید، بدان راه را اشتباه می‌روید.

20- اگر گفتید من بنده خدا هستم و همان طور که به من روزی داده برای فرزندانم نیز روزی می‌دهد، کارت درست می‌شود. و آن دلبستگی هم وسط نیست، درست نگاه کنیم، درست با خدا رفتار کنیم، خدا کریم، همه را هم دوست دارد، ما راه را سد می‌کنیم، آن کمک می‌فرستد ما رد می‌کنیم، ولی متوجه نمی‌شویم‌، نگاه کنید دنیای ما چه چیزهایی است، چه جوری با آن رفتار می‌کنیم، آن ما را با خودش می‌برد، یا ما در اختیار خودمان گرفتیم تا فایده‌ای از آن ببریم.

21- کار دنیا این است، نمی‌گذارد، سراغ قرآن بروی، وقتی سراغ دنیا رفتی، حسادتت تحریک می‌شود، حساب و کتاب کنیم، دنیای ما چیست، ما داریم از آن بهره می‌بریم، یا آن از ما بهره‌کشی می‌کند، آن دنیا(آخرت) نشود، بگویند فلانی اسیر دو، سه دست قاشق و چنگال شده، قیمت‌شان اینقدر بود، بعد چه بدست آوردند، هیچی، خداوند شما را از روی رحمت شاید جهنم نبرد، ولی خودت می‌مانی این همه عمر را گذراندی، چه بدست آوردی.‌

22- الان اگر امام زمان(علیه‌السلام) بیایند، از تو بپرسد چه کار می‌کنی، توضیح بده، داریم، چیزی بگوییم، اگر روی کاغذ بنویسی، برای این است، حساب وکتاب که کنید، بدهایش را خط می‌زنید، و به خوب‌هایش اضافه می‌کنید، ولی وقتی بی‌حساب بروید، یک دفعه نگه می‌دارند، حالا با مرگ یا با مریضی، یا خواب، می‌مانید شرمنده، امام(علیه‌السلام)  اصلاً چیزی از ما نمی‌خواهد، فقط تو نچسب به دنیا، امام(علیه‌السلام) که بیاید، همه را با خودش می‌برد، اما وقتی شما سفت چسبیدید به دنیا، ولش هم نمی‌کنید، امام(علیه‌السلام) بیاید، چه کار کند.

23-  امام حسین(علیه‌السلام) با دو هزار نفر از مکه راه افتاد، با هزار وسیصد نفر وارد کربلا شدند. و شب عاشورا دویست نفر شدند. الان امام(علیه‌السلام) آمده آیا می‌توانی بروید کمکش یا نه، امام(علیه‌السلام) هم ظهور کند همین می‌شود، امام حسین(علیه‌السلام)، برای همه پیغام ‌فرستاد، رفت مکه که اکثر مردم بودند، حضرت ابوالفضل(علیه‌السلام)، را می‌فرستاد بالای کعبه، تا با مردم صحبت کند، چند ماهی این کارها را کردند، ولی کسی نیامد.

24- ظاهراً خیلی‌شان شیعه بودند، نماز می‌خواندند، قرآن می‌خواندند، هیأت هم بود، می‌رفتند، ولی هر چه امام(علیه‌السلام) گفت بیایید، کمک من، نتوانستند، بروند، چون دنیای کوچک و بی‌ارزش سفت نگه‌شان داشت. نکند ما هم جزء این‌ها باشیم. هیچ استثنایی وجود ندارد، هر کسی به اندازه خودش.‌

25- رزقی که خدا بدهد، با آن که ما دنبالش هستیم، متفاوت است. نشانه‌اش این است که به شما گفتند برو دعا کن، وگرنه می‌گفتند برو دو تا شغل داشته باش، پیامبر(ص) فرمودند زمان‌تان را تقسیم بندی کنید، یک بخشی را بگذارید برای تربیت خودتان، یک بخشی را بگذارید برای تفریح، یک بخشی هم بگذارید برای کار، بعد شغل‌ها را مشخص کردند، گفتند این کارها را انجام بده، بعد دعا کن، بگو خدایا رزق من را زیاد کن، رزقی که خدا زیاد می‌کند، بابتش حمالی نمی‌کشند، خدا کریم، می‌گوید شما وظیفه‌ات را انجام بده، یا همان پول برکت می‌دهد، یا مقدارش را زیاد می‌کند. اصلاً هیچ ارتباطی با فعالیت ما ندارد، اتفاقاً فعالیت ما کمتر می‌شود، وقتی درک و فهم معنوی بدهد، بجای این که این همه برای دنیا کار کند، یک کم هم به دین خدا کمک می‌کند‌.

26-  ما نیاز داریم به این که یکی به ما تذکری بدهد، شما سالی یکی دو ساعت نمی‌توانی برای دین خدا وقت بگذارید، اگر کاری از دستت برنمی‌آید، حتی نمی‌توانی حضور داشته باشی، ما این کار را نمی‌کنیم، این به خاطر این است که دنیا نمی‌گذارد، دنیا سفت نگه داشته است. اگر بلد هم که هستیم، جایی برویم که به ما تذکر بدهند، آن کسی که بلد هست بیشتر در خطر، حسادت عالم، هزار برابر حسادت جاهل، چون می‌داند، توجیه می‌کند، اگر می‌دانیم، کار سخت‌تر می‌شود، بیشتر محتاجیم یک نفر به ما تذکر دهد، آنقدر اسیر دنیا شدیم، که هیچ کس نمی‌گوید، قبلاً پدر و مادرها می‌گفتند، اما الان نه تنها تذکری نمی‌دهند، بلکه فرزند حول می‌دهند به سمت دنیا. وقتی خودت می‌روی سمت دنیا، خدا برکت را می‌گیرد، دعا را یا توفیقش نمی‌دهد، یا اثرش را نمی‌دهد، اجابت نمی‌کند.

27- ده‌ها آیات در مورد رزق است، سوره ذاریات، در مورد شیوه توزیع رزق است، جایی نگفته برو کار کن تا رزق تو را وسعت دهم، بلکه خدا می‌فرماید: من گفتم عبادت کن، اطاعت کن، فکر کن، روزیت را من می‌دهم، اگر سر کار هم می‌روی به نیت خدمت برو، بگو این کار از دست من برمی‌آید،یک خدمتی به خلق خدا کنم، نیت این باشد که من می‌خواهم خدمت کنم وگرنه روزی را خدا می‌دهد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group