خلاصه سخنرانی شب نهم محرم 95/07/19

1- امام حسین(علیه‌السلام) وقتی با سپاه حر و خود حر مواجه شد، یک صحبتی مابین‌شان رد وبدل شد، که اکثرش از بحث ما خارج الا یک جمله، امام(علیه‌السلام) فرمودند که من آدمی نیستم که از مرگ بترسم، جایگاه من چنین جایگاهی نیست، ساده‌ترین و سهوترین نوع مردن، این که در راه عزت باشد، در راه احیای حق باشد، پس من از این مرگ نمی‌ترسم، مردن در راه عزت، خودش یک زندگی بادوام و همیشگی، و زندگی اگر قرار باشد زیر بار ذلت باشد از هر مرگی سخت‌تر است، این مرگ حقیقی که هیچ زندگی توی آن نیست، من را با مرگ می‌ترسانی، من دست از حق برنمی‌دارم، بالاتر از کشتن من، مگر شما می‌توانید کاری بکنید، خوشا به مرگ در راه خدا، ممکن است مرا بکشید، ولی شرافت مرا، نمی‌توانید از بین ببرید، مجد و بزرگی ما را نمی‌توانید از بین ببرید، عزت مرا نمی‌توانید خدشه‌دار کنید، فقط مرا می‌توانید بکشید، من باکی از مرگ ندارم.

2- امام(علیه‌السلام) می‌فرماید من از مرگ نمی‌ترسم، قبل از عاشورا گفته، عاشورا هم گفته، عمل هم کرده به این حرف، چرا گفته از مرگ نمی‌ترسد، انسان به طور معمولی از مرگ می‌ترسد، چون دوست دارد زنده بماند، خدا هم اینطوری قرار داده، بچه که به دنیا می‌آید، گریه می‌کند، تا به او شیر دهند، تلاش می‌کند تا زنده بماند، از مرگ فرار می‌کند، هیچ کسی دوست ندارد بمیرد، دوست دارد زنده بماند، از زندگی‌اش دفاع می‌کند. خدا هم به او قدرت دفاع داده، درونی، بیرونی. امام(علیه‌السلام) چرا می‌گوید از مرگ نمی‌ترسم، و چرا نفرات مقابل، دشمن مقابل از مرگ می‌ترسند، چرا کسانی که در راه خدا هستند، از مرگ نمی‌ترسند، به استقبال مرگ می‌روند، شهادت را خودشان انتخاب می‌کنند، هر جور زندگی کردنی را قبول نمی‌کنند، تا ببینند کرامت‌، عزت و شرافت‌شان زیر سؤال است، از آن خارج می‌شوند، این جور زندگی را نمی‌خواهند، زندگی باید با شرافت باشد، عزیز باشد، نه هر جور زندگی و زنده بودنی، بلکه می‌روند و مرگ در راه خدا، را انتخاب می‌کند، و کسانی که دشمن اولیاء خدا هستند، دقیقاً برعکس، به هر نکبتی هست، می‌خواهند زنده بمانند، با هر پولی، هر جوری، به هر نحوی، در هر جایی، در هر زمانی، فقط برایشان این مهم است که زنده بمانند. راز این دو تا چیست؟ یک عده از مرگ نمی‌ترسند، و به خاطر خدا به استقبال مرگ می‌روند، و یک عده هم حاضرند شرافت، کرامت، انسانیت و همه چیز را فدا کنند، ولی به هر قیمتی زنده بمانند.

3- در آیه 38 سوره توبه، می‌گوید ای اهل ایمان چرا وقتی خدا می‌گوید در راه من قیام کنید، جهاد کنید، شما سنگین هستید، چسبیدید به دنیا، تکان نمی‌توانید بخورید، کند هستید، زمان از دست می‌رود، یک عده اصلاً حرکت نمی‌کنند، یک عده دیر حرکت می‌کنند، باید به موقع کار را انجام دهید، بگذرد، دیگر فایده‌ای ندارد، مثل توابین، بعد از عاشورا خیلی‌ها توبه کردند، ولی دیگر فایده ندارد، امام حسین(علیه‌السلام) زنده نمی‌شود، بنی امیه را نمی‌شود شکست داد. چون آن موقع که باید کار انجام می‌دادند، انجام ندادند، دیگر فایده ندارد، امام(علیه‌السلام) کشته شد، کربلا دیگر تکرار نمی‌شود، این یک اصل است هر کار درست و حقی را باید به موقع خودش انجام دهید. آیه می‌گوید چرا هر وقت از شما کمک می‌خواهند، چسبیدید به زمین، فکر کردید فقط همین دنیاست و آخرت را بی‌خیال شده‌اید و کاری انجام نمی‌دهید.

4- راز این که یک عده از مرگ می‌ترسند، و یک عده نمی‌ترسند، دوست داشتن دنیاست. کسی که از مرگ می‌ترسد، زیر بار ذلت می‌رود، دیگر هرجوری می‌خواهد زنده بماند، فقط این نیست که بگوید من می‌ترسم، ولی، ولی چه، آن موقع اگر مرزت تهدید شود، دیگر عکس‌العملی نشان نمی‌دهی، خانواده‌ات تهدید شود، عکس‌العملی نشان نمی‌دهی، دینت تهدید شود، عزت, کرامت و شرافتی که خدا داده، اگر تهدید شود، هیچ عکس‌العمل نمی‌توانی نشان ‌دهی، چون از مرگ می‌ترسی، و با این‌ها کنار می‌آیی، یعنی بلافاصله بعد از ترس از مرگ، این‌ مشکلات بوجود می‌آید.

5- یکی از مهم‌ترین آثار بد و زیان‌بار دوست داشتن دنیا، این است که از مرگ می‌ترسید، مؤمن نباید از مرگ بترسد، چون مرگ را زندگی می‌داند، آن را تمام شدن نمی‌داند، آن کسی که ایمان به خدا دارد، مؤمن حقیقی، مرگ را تازه شروع زندگی می‌داند، مطمئن است وقتی از دنیا می‌رود تازه وارد زندگی اصلی می‌شود، آنجا مثل اینجا زمان و مکانش محدود نیست، مشکلات اینجا را ندارد، چون مطمئن است این مرگ شروع زندگی است، ترسی از آن ندارد، اگر ترسی هم دارد از خود مرگ نیست، از اعمال خودش است، می‌گوید چیزهایی که در این دنیا انجام داده‌ام و فرستادم، شاید کم باشد، ناقص باشد، امکاناتی که برای آن طرف لازم است، فراهم نکرده باشم، از این است که می‌ترسد، ولی از اصل مرگ نمی‌ترسد، به خاطر همین شهادت در راه خدا را انتخاب می‌کند. به خاطر همین همیشه آماده است، و به خاطر همین آمادگی است که هروقت، هر جوری بمیرد، شهید حساب می‌شود، مرگ مؤمن، شهادت، در هر صورتی، چون آمادگی را دارد، ترس ندارد، بلکه ترس از اعمال خودش است، این هم جزء صفات مؤمنین، به خاطر همین در روایات، می‌بینیم معصومین(علیهماالسلام) که از مرگ اعلام ترس می‌کنند، به این معنا نه به معنای ذلت و خواری، به این معنا که ما دست‌مان خالی است، اعمال صالح کم یا نداریم، و کم توانستیم از این دنیا بهره معنوی ببریم، این مزرعه را در اختیار ما گذاشتند، هر چقدر می‌توانید بکارید و برداشت کنید، هر چه هست آن طرف برایتان نگهداری می‌شود، هر کسی بیشتر توشه جمع می‌کند از این زمین، آن طرف راحت‌تر، وسیع‌تر، قوی‌تر، هر کسی هم کمتر استفاده می‌کند، اولین اثرش این است که شک می‌کند اصلاً آن طرفی هست، به همین خاطر به همین زمین می‌چسبد، به این می‌گویند ترس از مرگ، ترس بد، که دنیا این را ایجاد می‌کند.

6- هنگامی که غذا خوردن از حد خارج می‌شود، و از قاعده‌اش خارج می‌شود، حالا یا حلال و حرام آن رعایت نمی‌شود،‌ یا کیفیت آن یا نحوه انجامش، کسی که آرام غذا می‌خورد، خیلی متفاوت است با کسی که تند غذا می‌خورد، کسی که درست از جلوی بشقابش می‌خورد خیلی متفاوت با کسی که رعایت نمی‌کند، این‌ها وقتی کنار هم جمع می‌شوند، دلبستگی به دنیا را ایجاد می‌کنند، وقتی شما چند تا غذا را با هم می‌خوری، این بدن عادت می‌کند به زیاده‌خواهی، زیاده‌خواهی هم یعنی چسبیدن به دنیا،  کسی که همه چیز را می‌خورد، بی‌نظم می‌خورد، بدن این را می‌فهمد، سنگین می‌شود، دیگر نمی‌تواند، تکان بخورد، چرا در سربازی، غذای ساده می‌دهند، چون باید همیشه آماده باشند، وگرنه بحث پولش که نیست، آنجا باید غذای ساده بخوری، لب مرز ایمان هم همین طور است اگر بخواهید، بیدار باشید، وقتی شیطان حمله کرد، بفهمید، باید این بدن سبک باشد، باید ساده بخورد، کم بخورد، صحیح بخورد، ما همه‌مان بد غذا می‌خوریم، ما بلد نیستیم، صحیح غذا بخوریم، آیه قرآن، خدا وقتی می‌خواهد بدترین آدم را مثال بزند، به نحوه غذا خوردن آن مثال می‌زند.

7- خیلی‌ها بلد نیستیم، غذا را نباید بلعید، بلکه باید غذا را جوید، بعد از یک مدت اثر روانی می‌گذارد، بعدش هم اثر اعتقادی می‌گذارد، از یک جایی  شروع می‌شود، مهم‌ترینش غذا است، اول خود غذا مهم، بعد ماده‌اش، بعد هم نحوه خوردنش، ما باید نحوه غذا خوردن را یاد بگیریم، صدها روایت در این زمینه داریم، چون خیلی مهم است، الان خیلی از مریضی‌های ما از اینجا درست می‌شود، درآمدش خوب، غذا هم خوب، ولی چون بلد نیست غذا بخورد، هر روز یک جایش درد می‌کند، خوب یاد بگیر درست غذا بخور. اولین قدم، این است که کم بخوری، وقتی زیاد باشد دیگر همین جور تند می‌خورید، ما بدن‌هایمان خیلی تنبل شده و به دنیا چسبیده‌ایم، اگر شرایط یک ذره خاص‌تر به ما تحمیل می‌شد، برایمان این حرف‌ها بهتر پذیرفته‌تر بود.

8- وقتی که غذا آلوده باشد، پولی هم که با آن غذا را تهیه کرده، آلوده باشد، معلوم این آدم به زمین می‌چسبد، و از مرگ می‌ترسد، به هیچ وجه نمی‌خواهد زیر بارش برود، دیگر شهادت یعنی چه؟ آدمی که به دنیا نچسبیده، از این که دشمن حمله کند، نمی‌ترسد، خوب دفاع می‌کند، مگر ائمه ما اگر به آنه حمله می‌شد حالا هر نوع حمله‌ای، چه کار می‌کردند، دفاع می‌کردند، اگر زنده می‌ماندند بهتر، اگر هم نماندند، در راه زندگی، عزت، شرف، کرامت، وطن، دین، اخلاق شهید شده، بهترین مرگ، ترسی ندارد. اما این‌ها که می‌ترسند، این‌ها که منحرف هستند، چون آلوده به دنیای حرام هستند، درآمد حرام، خوراک حرام، نحوه خوردن هم خراب، نمی‌شود مال درست باشد، نحوه تهیه‌اش درست باشد، ولی درست نخوری، این‌ها به هم ربط دارد، یک رگه‌ای بین این‌ها است که این‌ها را مثل یک نخ تسبیح به هم وصل می‌کند. حالا دیگر کسی نیست تا این حرف‌ها را به شما بگوید، ولی قبلاً می‌گفتند، اما اگر همه می‌گفتند این حرف‌ها برای ما معنا پیدا می‌کرد.

9- تا چند سال پیش وقتی کوچکترین مشکلی پیش می‌آمد، می‌گفتند بنشین فکر کن چه خوردید که این طوری شد، اگر اموال خودت باشد، حق الهی که به تو داده، روزی الهی باشد، مگر می‌شود توی آن مرض باشد، مگر می‌شود توی آن انحراف باشد، مگر می‌شود توی آن غفلت باشد، ما دستکاری کردیم که این‌ها بهش اضافه شده است. وگرنه اگر خدا روزی را از آسمان به دست تو بفرستد، بعد تویش کلک می‌زند، از خدا که به دور، خدا خیر محض، هیچ موقع این کارها را نمی‌کند، ما روزی را یک کاری کردیم، رفتید کمش کردید، وام گرفتید، از بیت‌المال استفاده کردیم، فکر کردید این‌ها اثر نمی‌گذارد، چرا اثر می‌گذارد.

10- اگر هیأت می‌آیید، چرت می‌زنید، سرت روی موبایل می‌رود، دیگر نمی‌فهمید چه شد، ما باید فکر کنیم، باید مشکل را پیدا کنیم، عمده‌اش حرام است، حرام همه را گرفتار می‌کند، اصلاً به خاطر همین الان آمدیم اینجا نشسته‌ایم، چون آدم‌های طرف امام حسین(علیه‌السلام) آدم‌های الکی نبودند، آدم‌های گردن کلفتی در تشیع بودند، آنها در آن زمان علی‌الظاهر آدم‌های مطرحی بودند، شمر یکی از آنهاست، شانزده مرتبه فقط پیاده رفته مکه، بارها جانباز شده بوده، نماز شب ترک نمی‌شده، حافظ قرآن، تمام روایات، از اصحاب امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و امام حسن(علیه‌السلام) بوده، اما دنیا این طور است، از راه حرام یک جوری وارد می‌شود، سر امام حسین(علیه‌السلام) را می‌برد و دنبال جایزه هم است، کم هم نمی‌آورد که بیاید توبه کند،اصلاً، بدترین آدم‌هاست. بالاخره ما هم مشکل داریم، هیأت درست شده که ما مشکل‌مان را حل کنیم.

11- حرام وقتی وارد شود، کار آدم به جایی می‌رسد که شمر شد، حالا اگر در آن حد هم نشود، زیارت عاشورا را که هر شب می‌خوانید، یک عده فقط ممهد بودند، زمینه‌ساز بودند با سکوت کردن، با رضایت‌شان، با بی‌خیالی‌شان، اصلاً کربلا را ندیدند، لشکری نکشیدند، شمشیری نداشتند، ولی رضایت قلبی داشتند، با کارشان، وگرنه اگر شهرهای متعدد مسلمین نه قیام کنند، اگر فقط اعلام برائت می‌کردند، مگر لشگری جمع می‌شد، که امام حسین(علیه‌السلام) را بکشد، همه راضی بودند به کار خودشان، مشغول دنیای خودشان بودند، حالا دنیای یکی ممکن مسجد باشد، فرقی نمی‌کند، مسجدی که از توی آن امام زمان(علیه‌السلام) درنیاید، آن مسجد از همه جا بدتر است.

12- فکر نکنید، مقابل امام(علیه‌السلام) قرار گرفتن و از حق خارج شدن و این ارثیه پربهایی که به دست تو رسیده، همین طوری بوده، پدران تو، مادران تو، این‌ها همه پاک بودند، تا تو شیعه شدی، تو فکر کردی، از  دست تو نمی‌گیرند، از دستت می‌گیرند، دشمن گردن کلفتی داری به نام شیطان و همه ایادی‌اش در جهان، این‌ها از هر روزنه‌ای وارد می‌شوند که این عقیده و ایمان را از تو بگیرند. می‌توانید کشورهای دیگر را نگاه کنید، شاید از ما پول‌دارتر باشند، جمعیت‌شان از ما بیشتر باشد، ولی چون این ایمان را ندارند، خوار و خفیف هستند. اما اینجا این طوری نیست، چرا، به خاطر همین ایمان است، شیعه امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بودن است، می‌خواهند همین چیزها را از شما بگیرند، از هر راهی وارد می‌شوند، که ما تصورش را نمی‌کنیم، از راه هیأت می‌آید، از راه منبر می‌آید، از راه امام حسین(علیه‌السلام) می‌آید، ظاهراًٌ اما قلابی است، آنها حقیقی نیست، امام حسین(علیه‌السلام) حقیقی یعنی انقلابی، یعنی حلال، یعنی دقیق بودن در درآمد، در خریدن مواد خوراکی، باید دقیق باشید، دشمن از آنجا وارد می‌شود، شیطان از آنجا وارد می‌شود، وقتی هم که وارد شد مهم‌ترین نشانه‌اش این است که دیگر از مرگ می‌ترسید، هر جوری می‌خواهد زنده بماند، کوچکترین دردی که بشود، سریع دکتر می‌روید، آنقدر این بدن را تنبل کردید، که بدن هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد، آدم اگر بمیرد بهتر از آن است که اصل و همه چیز را زیر پا بگذارد.

13- آدم باید مراقب باشد، هر درآمدی، هر خوراکی، هر نگاهی، هر شنیدنی، هر رفت و آمدی، هر رابطه‌ای، کم‌کم از جایی شروع می‌شود، یک‌دفعه که نمی‌گوید تو بیا برو توی لشگر یزید، مثل موریانه، آرام، بی‌سروصدا، حالا هم که امکانات‌شان خیلی زیاد شده، این گوشی همراه که دست‌مان است، ظاهرش را ما می‌‌‌بینیم، اما اصلش شیطان، اگر می‌توانی با شیطان مبارزه کنید، بگیر دستت، اگر نمی‌توانید، کنار بگذارید، هیچ استثنایی هم وجود ندارد، هیچی توی آن پیدا نمی‌شود، به جز ضرر. این‌ها همه راه نفوذ شیطان است، یک موقع رادیو، تلویزیون، بود، بعدش ویدیو آمد، بعدش ماهواره آمد، حالا رسیده به اینجا، دیگر فرد به فرد، آن موقع یک جماعتی را مدنظرشان بود، الان یک نفر، یک نفر را کنترل می‌کنند، فرد را از طریق همین موبایل‌ها کنترل می‌کنند، نه این که شما آدم مهمی هستید، به این معنا که الان شما بنده آنها هستید، می‌دانند که تو چه چیزی می‌خوری، چه کار می‌کنی، به خاطر همین به راحتی سلایق ما را سالانه عوض می‌کنند، یک چیزهایی را مد می‌کنند، از کجا می‌فهمند، چون همه جا حضور دارند، تمام ذائقه‌ها را دقیقاً می‌شناسند، آیه قرآن، شیاطین با خودشان ارتباط غیرلمسی، غیرحضوری و وحی‌مانند دارند، همین موبایل است، لااقل یکی از مصادیقش این است، همه را به هم وصل می‌کنند، صدها بار شده، می‌‌گویند جواب این سؤال چه است، می‌گویم این شبهه است دین تو را از بین می‌برد، تو که نمی‌توانی به این جواب بدهی، جواب به کی می‌خواهی بدهی، صاحب  این حرف‌ها، یکسری وهابی و صهیونیست توی اتاق فکرشان دارند این حرف‌ها را درست می‌کنند و بین این مردم غفلت زده پخش می‌کنند، تو از توی این گروه‌ها بیا بیرون، اگر تو می‌خواهی کسی را هدایت کنی، الان خیلی سخت است، مگر ما توانش را داریم، الان یک جنگ تمام عیار در تمام زمینه‌هاست، آن کسی که متوجه نمی‌شود، کاری نمی‌شود کرد.

14- شما فکر نکنید که امام(علیه‌السلام) یک‌دفعه این چند روز محرم آمد کربلا و گرفتار شد و شهیدش کردند، این نبود، سال‌ها همین جوری مردم را کم‌کم گرفتار کردند، مثل الان، یک‌دفعه اگر امام خودمان صبح قیام کند، دیگر نمی‌توانید بروید کمکش، گرفتار این دنیایی، گرفتار این خوراکی، ما چندین سال است می‌گوییم خوراکت را درست کن، بهانه در نیاور، از اینجا شروع می‌شود، آدم می‌چسبد، به دنیا، دیگر حق را تشخیص نمی‌دهد، دیگر به حالش فرقی نمی‌کند چه کسی نماینده شود، کار به شرط ایمان ارزش دارد، به شرط حق‌الناس، به شرطی که دین خدا پیاده شود. چرا دیگر مردم تشخیص نمی‌دهند، چون از راه خوراکی، دیدنی، شنیدنی، زبان، شیطان وارد شده، تشخیص حق را گرفته است، امام حسین(علیه‌السلام) را یک‌دفعه نبردند کربلا که سرش را ببرند، سال‌ها این بلاها را سر مردم آوردند، مردم دیگر تشخیص نمی‌دادند، در آخر به این نتیجه رسیدند که چه فرقی می‌کند، که حالا یزید حاکم باشد یا حسین، تازه یزید قوی‌تر هم است، به همین سادگی اتفاق افتاد و امام(علیه‌السلام) را هم کشتند، هیچ کس هم نفهمید، ده‌ها سال بعد از آن هم نفهمیدند، نمی‌فهمند، اولئک الانعام بل هم اضل، اگر چه حیوانات فهمیدند، جمادات هم فهمیدند، سنگ‌ها عکس‌العمل نشان دادند، ولی آن علی‌الظاهر آدم‌ها اصلاً نفهمیدند، ما استثناء نیستیم، همه انسان‌ها همین طوری هستند، اگر حق را تشخیص ندهید، همین اتفاقات می‌افتد، خدا به ما منت گذاشته، ما باید از این‌ ایمان دفاع کنیم. آنقدر این شبهات را مطرح کردند، برای‌مان عادی شده است، آخر کار می‌گوییم، آقا ما را ول کن، این حرف‌ها برای آخوندهاست، بگذار زندگی‌مان را بکنیم، نمی‌توانید، دست تو نیست که انتخاب بکنی، این امانت به دست توست، تو نمی‌توانی، آن را از دست بدهی، البته هرکسی کوتاهی کند، منعی سر راه ایجاد کند، بدجور او را می‌زنند، هم خودش، هم بچه‌اش، برو به بعد، نگویی پس عدالت چه شد، چرا بچه را، بله بچه را می‌زنند، چون تو خواب بودی، چون بچه مانند جگر آدم است، می‌زنند توی جگرت که بفهمی، به این دلیل که آیا می‌دانید، انبیاء الهی چه کسانی بودند، ائمه چه کسانی بودند، این‌ها همه جان‌شان را دادند، اولیاء خدا در طول دوران غیبت، می‌دانی چه انسان‌هایی بودند، آن موقع تو می‌خواهی هر طور که دلت می‌خواهد زندگی کنی، معلوم است که می‌زنند، به این سادگی مگر می‌گذارند بروی با تشیع خودت بازی کنی، مجبورند یک خشونت به خرج دهند، تا ما بیشتر از این افتضاح به بار نیاوریم. دنیا اصلاً جای این‌ کارها نیست، چه رسد به ما که در دوران ظهور امام زمان(علیه‌السلام) قرار داریم، اصلاً جای این‌ کارها نیست.

15- ما همه‌مان با این مسائل درگیریم، ما نباید فریب بخوریم، اگر طرف دزدی می‌کند، بکند، به ایمان تو ضربه نخورد، نگویید چون آنها می‌خورند، ما هم هر کاری می‌توانیم، بکنیم. نگذارید به ایمان تو لطمه بزنند، رئیس ما این کار را کرده، پس ما هم این کار را بکنیم، به تو چه ربطی دارد. او می‌خواهد با سر برود توی جهنم، چرا تو می‌روی، روز عاشورا امام حسین(علیه‌السلام) بارها اعلام کرد من هیچ حرامی را حلال نکردم، هیچ حلالی را حرام نکردم، یعنی اینکه شما این کار را کردید، آنها خیلی چیزها حرام بود، ولی خوردند، بالاخره باید فکر کنیم، چون اگر قرار بود از همه شیعه‌تر کسی باشد، اهل کوفه بودند، چون حضرت علی(علیه‌السلام) آنجا حکومت می‌کرد، اما بدتر از همه هم همان آنها بودند، باید فکر کنیم، چرا، به خاطر حرام، وارد می‌شود، آرام، آرام، بی‌سروصدا، اولین بار می‌گوید مجبور بودم، دومین بار برای چه این کار را می‌کنی، چرا دفاع می‌کنی، توجیه نکنید، این که آدم از مرگ می‌ترسد، ولی اگر زندگی پاک باشد، درآمد حلال باشد، چرا باید از مرگ بترسد. اگر آدم سالم زندگی کند، چه چیزی بهتر از مرگ، آن هم مرگ در راه خدا، شهادت هم که واقعاً یک فوز عظیم است.

‌16- اگر می‌ترسیم از مرگ، یک حسابی بکنیم، ببینیم حرام از کجا وارد زندگی‌مان شده، دنیا چطوری خودش را جلوه داده، ببین آیا موبایل را می‌توانی کنار بگذاری، ماشینت را می‌توانی کنار بگذاری، بی دردسر نه اینکه به هزار نفر لطمه بزنی، چون جایت را عوض کردند، این‌ها دلبستگی است، فرقی نمی‌کند، از همین چیزهای کوچک شروع می‌شود، عادی می‌شود و یک‌دفعه می‌‌بینی از یک جایی سر درمی‌آوری که دیگر هیچ کاری نمی‌توان کرد. نباید بگذاریم به آنجا برسد.

17- شما یک مرجع تقلید لازم دارید که با وجود ولی فقیه، نوبت به کسی دیگر نمی‌رسد، مرجع تقلیدت هم که الحمدالله بهترین عالم در طول تاریخ اسلام، هرگز نداشتیم، همچنین انسانی، انصافاً، خدایی، اصلاً بحث سیاسی نیست، علم و تقوا را می‌گویم، انسان بی‌نظیر، هیچ دشمنی نشده علیه ایشان حرفی بزند مگر برای دشمنی‌اش، واقعاً باسواد، با تقوا، واقعاً سالم، واقعاً می‌فهمد، همان حرف او را گوش کنید، راه را نشان می‌دهد.

18- ما که استثناء نیستیم، که انگار امام حسین(علیه‌السلام) با ما پسرخاله بوده با آنها نبوده، این طوری نیست، باید حلال و حرام را رعایت کنید، حواست باشد، دنیا فریبت ندهد، وگرنه می‌روی که رفتی، مگر ما کم سردار و آیت‌الله داشتیم، ولی آن طرفی حرکت می‌کنند، حالا هر چه امام(علیه‌السلام) هم بگوید، آنها کار خودشان را می‌کنند. شرف انسانی، عزت انسانی، اجازه نمی‌دهد هر چیزی را بخوری، هر جایی بروی، هر پولی را دربیاوری، وقتی بی‌توجهی می‌کنی، کم‌کم امام حسین(علیه‌السلام) را از چنگت درمی‌آورند، یک آهن(علم) به دستت می‌دهند، می‌گویند برو مشغول باش، باید ببینید حرام و حلالی که امام حسین(علیه‌السلام) گفته در زندگی‌ات هست یا نه، اگر نباشد، فرقی نمی‌کند، هیأت بیایی، مشکی بپوشی، سینه بزنی، یا نه، اثری ندارد، وقتی اثر دارد که آن اصل حفظ شود، اصل حرف این است که امام حسین(علیه‌السلام) حلال و حرام خدا را نگه داشت، اگر این طوری هستیم، امام حسینی هستیم. اما اگر دنیا ما را فریب داده، برای هرکسی هم از راهی وارد می‌‌شود، برای آقایان یک جور، برای خانم‌ها یک جور دیگر، اگر دنیا فریب‌مان داده و مشغول آن هستیم، حالا در کنارش هم امام حسین(علیه‌السلام) را داریم، این امام حسین (علیه‌السلام) حقیقی نیست.

19- وقتی امام(علیه‌السلام) قیام کردند، شش ماه طول کشید، ولی مردم از خواب بیدار نشدند، از رجب شروع می‌شود تا محرم، قیام امام زمان(علیه‌السلام) هم همین طور است، ولی حالا چه کسی از خواب بیدار شود، ما تلاش می‌کنیم که جزء آنهایی باشیم که یا خواب نرویم یا از خواب بیدار شویم، وگرنه چه فایده‌ای دارد برای امامی که شهید شده توی سر خودت بزنی، وقتی فایده دارد که به امام زنده‌ وصلش کنیم، اگر آن بلا را بر سر آن امام(علیه‌السلام) آوردند من نمی‌گذارم تا زمانی که زنده‌ام، آن بلا را برسر این امام(علیه‌السلام) بیاورند، من شاید جزء یارهای اصلی و درجه یک و جزء آن 313 نفر نباشم، اما آنقدری که نگذارم حلال خدا، حرام شود، می‌توانم انجام بدهم، خودم را که می‌توانم حفظ کنم، معلوم است چه چیزی حلال، چه چیزی حرام، نمی‌دانم، می‌پرسم، یار امام زمان(علیه‌السلام) یعنی این، امام(علیه‌السلام) به خود تو نیاز دارد، به دل تو، به ایمان تو، به سلامتی تو، به طهارت تو، نیاز دارد، این‌ها را حفظ کن، هرجوری که می‌توانی، شروعش هم با خوراک است، خانم‌ها توی این قضیه خیلی مؤثرتر هستند، نگویید برو آقا ارزان‌تر را بخر، این مارکی که تلویزیون می‌گوید بخر، بگو برو حلال بخر، مسئولیت خانم‌ها خیلی سنگین‌تر است، و اثر کارشان هم خیلی بیشتر است، و مقام‌شان هم خیلی بالاتر است، به سروصدا نیست، این شیطان که می‌خواهد زن‌ها را بیاورد وسط خیابان، بگوید این زن‌ها مثلاً مهم‌اند، نیازی نیست، توی همان خانه می‌تواند کل جهان را روی انگشتش بچرخاند، امام خمینی(ره) را چه کسی درست کرده، مادرش، همه ائمه را، مادرشان، مادر خیلی مهم است، مراقب باشید هیچ جور حرامی وارد خانه‌تان نشود، مهم‌تر خوراکی بعد از آن هرچیز دیگری، اجازه ندهید ماهواره توی خانه‌ات بیاید، نگذارید هر فیلمی وارد خانه‌ات شود.

20- باید مراقب باشیم، وگرنه دنیا از راه‌هایی که بلد وارد می‌شود و نشانه‌اش این است که از مرگ می‌ترسی. فکر کنیم ببینیم، از مرگ می‌ترسیم، یا نه، باید همیشه آماده مرگ باشیم، این نشان می‌دهد که پاک هستیم.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group