خلاصه سخنرانی شب هشتم محرم 95/07/18

1- یکی از آثار زیان‌بار دنیادوستی سخت شدن انجام اطاعت و عبادت خداست. کسی که دنبال دنیا باشد، اسیر دنیا باشد، در نتیجه انجام دستورات خدا برایش سخت است، پیدا کردن حال معنوی سخت می‌شود، ما اگر بخواهیم، همه دستورات دینی را خلاصه کنیم و مهم‌ترین را مدنظر قرار دهیم، به دو تا دستور می‌رسیم، که در دل این‌ها مابقی دستورات هم هست، در حیطه عمل، یکی نماز و دوم خدمت به مردم، و هرکس در این دو تا موفق باشد، دین‌دار واقعی بوده و واقعاً در اطاعت و عبادت خدا موفق است.

2- در آیه 38 سوره توبه، آمده، ای اهل ایمان، چرا وقتی خدا شما را امر می‌کند به دینش کمک کنید، می‌چسبید به زمین و از جای‌تان تکان نمی‌خورید. یک موقع انسان از این دنیا استفاده می‌کند، زندگی می‌کند، تا به یک زندگی برتر، بهتر و مداوم‌تر در دنیای بعد درست کند، یکی هم زندگی می‌کند که فقط زندگی کند، دنبال چیزی نیست، دومی مشکل است.

3- خیلی‌ها هستند وقتی می‌خواهند کاری را انجام دهند، چه کارهای معمولی و کوچک و چه تصمیمات بزرگ، به این فکر می‌کنند که بعدش چه می‌شود، اثرش چه می‌شود، هدف از انجام این کار چه می‌باشد، بعضی‌ها هم هستند اصلاً به این کارها کاری ندارند، جنبه معنوی این کارهایی که انجام می‌دهیم چه می‌شود، یک نفر فکر می‌کند و جنبه معنوی آن را پیدا می‌کند، به عنوان مثال خوردن یک خوراکی، می‌گوید، وقتی جسم سالم باشد، بهتر اطاعت خدا را انجام می‌دهد، پس وقتی من یک خوراکی می‌خورم، تفریح می‌روم، کوچک یا بزرگ، هدف اصلی این است که در اطاعت و عبادت موفق شوم‌‌. بدنم سالم بماند که بتوانم حرف خدا را هم گوش کنم، کار همان کار است، تغییری نمی‌کند، فقط در ذهن آدم، نیت، نیت کاملی می‌شود، و آن موقع آثار و برکاتش شروع می‌شود، کسانی که فقط نیت می‌کنند جسم‌مان، دنیای‌شان، لذت‌شان، فراهم شود، به این‌ها می‌گویند دنیادوست، در روایات و آیات قرآن این‌ها نهی شده است، گفته این کار را انجام ندهید، هم دنیا را از دست می‌دهید، هم زندگی اصلی که بعد از مرگ، البته سفارش شده هر کاری می‌خواهی انجام دهید، به جنبه معنوی‌اش توجه کنی، بدانید بعد از این دنیا، یک زندگی طولانی و مفصل و حقیقی هم است، آنجا دیگر مثل اینجا، نیست، شل و سفت کن ندارد، تمام شدنی نیست.

4- کسانی که نمی‌توانند این‌طوری نیت کنند، و ذهنیت‌شان، تصمیم‌شان، فقط در یک زندگی دنیایی است، در دو تا چیز این‌ها سست می‌شوند، و موفق نیستند، یکی در اطاعت خدا، یعنی حرف گوش دادن، یکی هم عبادت خداست که سرآمد همه عبادت‌ها، نماز است، در نماز همه عبادت‌ها وجود دارد، همه واجبات وجود دارد، همه مستحبات وجود دارد، اگر نماز، نماز باشد.

5- امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در خطبه 199 نهج‌البلاغه، از جنبه‌های مختلفی کلام زیبایی که حضرت در این بیان کوتاه بارها به قرآن و سخن پیامبر(ص) استناد می‌کند، بخش اول آن در مورد نماز است، خیلی عبارت‌های جالبی است، که به بحث ما ارتباط مستقیم دارد. می‌فرمایند: نماز را به پا دارید، عهدی که در مورد نماز بیان شده، پایش بایستید، و مراقب نمازتان باشید. زیاد نماز بخوانید و با نماز به خدا نزدیک شوید. اولین آیه‌ای که استناد می‌کند، این است که اگر مؤمن حقیقی هستی، با نماز شناخته می‌شوی، خدا نشانه مؤمن را در نماز قرار داده است، ببینیم نمازمان چطوری است، ایمان‌مان هم همان جور است.

6- آیا این آیه قرآن(سوره مبارکه مدثر) را نشیده‌اید، درباره اهل جهنم، که از آنها سؤال می‌شود، چه باعث شد که کارتان به جهنم کشید، جواب می‌دهند، ما اهل نماز نبودیم. کسی که اهل نماز نباشد، عاقبتش جهنم، نماز گناه‌ها را می‌‌ریزد، همانند پاییز که برگ‌های درخت می‌ریزد. هر چقدر هم که گناه داشته باشید، گناه، مثل برگ پاییزی می‌ریزد. غل و زنجیر اگر بر گردنت باشد، نماز باز می‌کند، گناه باشد، غفلت باشد، دنیا باشد، نماز بازش می‌کند، حالا فرمایش پیامبر(ص) اشاره دارد، می‌فرماید: پیامبر نماز پنج‌گانه را به چشمه‌ای تشبیه کرده که از درب خانه رد می‌شود، و می‌توانی توی آن بروی و خودت را شستشو دهی، آب مایه پاکی است، نماز را به نهر جاری تشبیه کرده است، پنج نوبت خودت را در آن شستشو دهید، هر چقدر هم که گناه ها و مشکلاتی باشد، وقتی نماز می‌خوانی این‌ها پاک می‌شود، وقتی یک نفر پنج بار در روز، خودش را شستشو دهد، مگر ممکن است آلوده بماند.

7- ما اگر سنگین هستیم، چشم‌مان کار نمی‌کند، گوش‌مان کار نمی‌کند، بخاطر نمازمان است، که درست نیست، بالاخره ما باید نمازمان را درست کنیم، به فردا نیاندازیم.

8- نماز یک موجود زنده است، ما تصورمان این است که یک کاری است که ما آن را انجام می‌دهیم، ولی این طوری نیست، نماز مثل یک رفیق، یک انسان، چه جوری، وقتی با او حرف می‌زنی، با تو حرف می‌زند، اگر دوستش داشته باشی، دوستت دارد، اگر همراهش باشی، تو را همراهی می‌کند. کمکش کنی، تو را کمک می‌کند، یک موجود هوشمند است یک موجود زنده است، می‌فهمد، می‌تواند، انتخاب می‌کند، نماز را یک موجود زنده بدانیم. آن موقع نگاه به نماز تغییر می‌کند، خواندن نماز یک معنای جدیدی پیدا می‌کند. اگر به او احترام بگذاری، به تو احترام می‌گذارد.

9- اگر نماز را کمک کنی، نماز به تو کمک می‌کند، به شرط این که آن را موجود زنده حساب کنید، نه این که یک کاری که هر وقت دلت بخواهد، هر جوری دلت بخواهد، انجامش دهید، نه یک موجود زنده، که سر یک ساعتی می‌آید، در خانه را می‌زند، می‌گوید بیا بریم پیش خدا، آن تو را با خودش می‌برد. اگر دلت را به او بدهی، نماز، نماز می‌شود، اگر هم نه، که دیگر نمی‌‌شود. یک مشت بار مستحبات هم هست که شده بار سنگین‌تر، نماز اول وقت خیلی خوب، خیلی هم سفارش شده، ولی خواندن نماز اول وقت مستحب، و خود نماز واجب است، ما معمولاً مستحبات را مهم‌تر از واجبات می‌دانیم، کسی که اهل نماز اول وقت، وقتی نماز می‌خواند، اشتیاق به نماز خواندن دارد، با نماز حرف می‌زند، ما توجه به نماز نداریم، وقتی وضو می‌گیرد، توجه‌ای می‌کند، یک بار که توجه کنی، آن موقع زندگی‌ مادی ومعنوی انسان آباد می‌شود.

10- حالا چه نمازی بخوانیم، یکی بحث نیت نماز، خود نیت هم دو تا شاخه است، یکی نیت اصلی، که اصلاً چرا نماز را بخوانیم، یکی می‌گوید چون خدا واجب کرده نیت خوبی است، یکی هم می‌گوید چون خدا هوای ما را دارد، ما هم برای تشکر، برویم نماز بخوانیم، این هم نیت خوبی است، اما نیت بهتر و کامل‌تر این است که بگوییم، انسان بالاخره باید در مقابل بزرگ‌تر از خودش سر خم کند، من بزرگ‌تر از خدا پیدا نمی‌کنم، که جلوی آن سر خم ‌کنم، نیت کنیم به خدا راستش را بگوییم، دوست داشتن ملاک است، خوب است آدم نمازش را کم‌کم به این سمت ببرد. هر کسی بر اساس معرفتش یکی از این نیت‌ها را برمی‌دارد.

11- یک نیت هم نیت نماز، نماز وقتی درست می‌شود که نیت درست داشته باشد، ما چون عادت کردیم، و می‌دانیم نماز ظهر، دیگر نیت نمی‌کنیم، این کار را خراب می‌کند، بزرگان همه سفارش کرده‌اند که همه کارهایتان را با نیت انجام دهید، خیلی اثر دارد، زندگی آدم الهی می‌‌شود. حالا نمازی که واجب است و این همه مقام دارد، نمی‌شود بدون نیت، باید یک فکر رویش بکنیم، باید بدانید این نماز واجب، این نماز کامل، این نماز اداست و در وقت خودش خوانده می‌شود، و جنس نماز را هم مشخص کنید، ظهر یا عصر، این‌ها را لازم هر دفعه توی ذهنش مرور کند، لازم نیست حتماً به زبان بیاوری، وجه شرعی ندارد. ولی توی ذهن‌مان باید باشد، چون خیلی موقع‌ها ما تازه وسط رکعت دوم یادمان می‌آید که نماز ظهر است، باید قبلش باشد.

12- بعد از نیت، طهارت مهم است، اگر وضو نباشد، اصلاً اجازه ورود به نماز نمی‌دهند، مثل حرم ائمه اگر با وضو وارد نشوید، اصلاً به شما اجازه ورود از لحاظ معنوی نمی‌دهند، اجازه نمی‌دهند با آن کانون نورانی ارتباط برقرار کنی، پس ارتباط برقرار نمی‌شود، بخاطر همین نه تنها وضو، بلکه غسل مستحب هم دارد، و تازه باید چشمت، گوشت را مراقب باشی، چون امام(علیه‌السلام) پاک است، ادب اقتضا می‌کند که وقتی می‌خواهیم پیش امام برویم، هم از لحاظ ظاهری(لباس، بوی خوش و ...) خوب باشیم، هم از لحاظ باطنی هم یک مقدار پاک‌تر، وقتی می‌‌خواهی بروی حرم، به این نیت، چشم، زبان و گوشت را کنترل کن، این پیام سریع به ولی خدا می‌رسد، آدم را به حرم خودشان راه می‌دهند، وقتی وارد شدی، یک حس معنوی پیدا می‌کنی، دعایت مستجاب می‌شود، نماز هم همینطور است، وقتی وضویت درست باشد، طهارتت درست باشد، اجازه می‌دهند وارد نماز ‌شوید، وگرنه یکسری کارهایی می‌کنی که معنایی ندارد، تو را به عنوان نمازگزار نمی‌شناسند. و آن نماز هیچ چیزی جزء خستگی جسمانی برای ما، اثری ندارد.

13- ما نماز می‌خوانیم که چیزی گیرمان بیاید، هرکس که نماز درست و حسابی نمی‌خواند، مشکل در وضو است. وضو یک ظاهر دارد، یک باطن، ظاهرش همان که در رساله آمده است، و همه بلدند و انجام می‌دهند، ولی باطنش، مهم است، چون تنها با شستن دست که آدم پاک نمی‌شود، ولی این وضو این کار را می‌کند، شستن که طهارت نمی‌آورد، باطن وضو مهم است، که طهارت می‌آورد، هنگام وضو باید بگویی من فقط ظاهر را می‌توانم بشویم، ولی باطن، را نمی‌توانم، ذهن من آلوده است، چشم من آلوده است، ولی تو می‌توانی پاک کنی. همین که این حرف‌ها به ذهنت بیاید، آن موقع، می‌شود همان وضویی که طهارت می‌آورد. ما همین‌طور نماز می‌خوانیم، اجازه نمی‌دهند چون پاک نیستیم، هرکسی را که راه نمی‌دهند، خدا گلچین می‌کند، خصوصاً برای نماز، آن هم برای نماز واجب، به طهارت آدم‌ها نگاه می‌کند، یکسری مانند اولیاءخدا که پاک هستند، یکسری هم مثل ما که پاک نیستیم، در وضو باید توجه کنیم، باید به خدا بگویند که من ظاهر را می‌شویم تو باطن را بشوی، همین که می‌گویی، اثر می‌گذارد، آن موقع در نماز، ذکر می‌توانی بگویی، در نماز یادت نمی‌رود چه کار می‌کنی، قبلاً یادت می‌رفت، چون طهارت نبود.

14- حالا خود نماز، تکبیره‌الاحرام، چرا می‌گوییم الله اکبر، شعار اسلام، هر چیزی که در مقابلت وجود داشت، دوست یا دشمن، خدا از همه بزرگ‌تر است، باید این به ذهنت بیاید، آن موقع آدم زورش به افکارش می‌رسد که نمازش را بتواند بخواند، حاجات وفکرهایمان سراغ‌مان نمی‌آید. به آدم قدرت واقعی می‌دهد.

15- نماز سه رکن اصلی و واجب دارد، یکی قیام، یکی رکوع، یکی سجده. پس ایستادن در نماز خودش مهم است، کج نایست، راست بایست، وگرنه اجازه نمی‌دهند سوره حمد را بخوانید، ایستادن خیلی مهم است، اگر قرار است حمد و سوره را بخوانیم و بفهمیم، ایستادن خیلی مهم است، آن قدر که نمی‌گویند خواندن نماز، می‌گویند اقامه نماز. بعد از آن رکوع و بعد از آن هم سجده است. قرآن خواندن‌مان را درست کنیم، که سوره حمد را درست بخوانیم، چند تا حروف است که باید یاد بگیری، بقیه‌اش که مانند فارسی است، رکوع باید جوری باشد که اگر یک روغن مایع روی کمرت ریخت، حرکت نکند، دقیق به صورت نود درجه، آن موقع اجازه می‌دهند، ذکر رکوع را بگویی، بعدش هم سجده، حتی‌الامکان از مهر بزرگ استفاده کنیم، به اندازه یک وجب، و از تربت کربلا استفاده کنیم، خیلی اثر دارد، خیلی از کارها را انجام می‌‌دهد، موانع را برمی‌دارد، اگر مهر بزرگ نداریم از دو تا مهر کوچک استفاده کنیم، کف دست باید روی زمین باشد، نوک انگشتان باید روی زمین باشد، پیشانی را روی مهر نباید تکان دهید، زانو را نباید تکان دهید، ذکر را هم باید صحیح بگویید، خیلی سخت نیست. اگر نمازمان این طوری شد، جزو مؤمنین هستیم،وگرنه درستش کنیم، تا دیرتر نشده است، اگر سن بالاتر برود، درست کردنش سخت‌تر می‌‌شود، تا جوان هستیم، فکری به حالش بکنیم.

‌16- در روند زندگی نماز را عقب و جلو نکنیم، تا آن هم به ما کمک کند، آثارش در زندگی پیدا می‌‌شود، اگر پدر و مادر نماز بخوانند، بچه هم نمازخوان می‌شود. البته باید در تربیت هم مراقب باشد که هر جایی نرود، با هرکسی دوست نشود.

17- ادامه فرمایش امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، حق نماز را چه کسانی می‌شناسند، کسانی که از مؤمنان حقیقی هستند، و نشانه‌اش این است که زرق و برق دنیا آنها را به خودش مشغول نکرده است. هرکسی که نمازش مشکل دارد، چون دنیا نمی‌گذارد، دنیا یک جوری است که ذهن به خودش مشغول کرده است و هرکس را با یک چیزی، مؤمن حقیقی که فریب دنیا را نمی‌خورد نمازش، نماز خوب و درستی است، نماز هم بالاترین عبادت است، یکسری در این گروه‌ها می‌گویند که خدمت به خلق و کمک به فقیر بالاترین است، آنها خیلی بالاست، ولی از نماز هیچ چیزی بالاترنیست، یک موقع فریب نخورید، یکسری هستند همه‌اش دنبال کار خیر است ولی نماز نمی‌خوانند، این دین نیست، این کار خوبی است ولی اسمش دین نیست، دین خدا، ستون و محورش نماز است. هیچ چیز دیگری نیست، آن هم نماز واجب، نماز مستحب نمی‌خواهد بخوانی، آن موقعی بخوان که نماز واجبت درست شده است.

18- نور چشمان‌شان، کسانی که به نماز معرفت دارند و نمازشان درست و حسابی است، بچه و پول‌شان نیست، همه بچه‌هایشان را دوست دارند، ولی زیاده‌روی نباید بکنی، فردا مشکلاتی پیدا می‌کند، استقلال و شخصیتش از بین می‌رود، محبت زیاد مثل آب زیاد که گل و درخت را خراب می‌کند، باعث می‌شود، بگندد، باید منطقی باشد. اگر کسی بچه‌اش نور چشمش است، مؤمن نیست، نماز باید نور چشمش باشد، اگر اموالت نور چشمت است، مؤمن نیستی، باید نماز نور چشمت باشد، همین زن و بچه و زندگی نمی‌گذارد، آدم درست نماز بخواند، حتماً یک گوشه‌ای از خانه‌ات را برای نماز خواندنت مشخص کن و آن را تغییر ندهید، جایی باشد که در آنجا رفت و آمد نباشد، سروصدا نباشد، چیز زینتی نباشد، بعد از استناد به آیه دیگری از قرآن، می‌فرماید: پیامبر(ص) نماز نور چشمش بود، امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) مرتب سند می‌آورد از آیات قرآن و فرمایشات پیامبر(ص)، خودش ولی خداست، انسان کامل، ولی آن قدر مسئله مهم است که مرتب آیه می‌آورد، فرمایش پیغمبر را می‌آورد که ما مطمئن شویم نماز خیلی مهم است. پیامبر(ص) نماز را نور چشم خود قرار داد‌، چون بعد از این که خدا بشارت داد هر کسی که نمازخوان باشد، اهل جنت و بهشت است، بعد از آن خیلی توجه کرد. اینجا یک بحث تربیتی دارد که فقط اشاره می‌کنیم، باید به بچه بگویید، ولی به اندازه، اول باید عمل کنید، بعد بگویید، ده درصد گفتن، نود درصد عمل کردن، گفتن باید کم باشد، اگر می‌خواهی امر به معروف کنی، باید نود درصد انجام دهید، ده درصد بگویید، آن موقع اثر دارد. اگر نگویید که نمی‌‌داند، وظیفه‌ات است که بگویید.

19- یکی از کارهایی که دنیا می‌کند، انسان را از اطاعت و عبادت خدا باز می‌دارد، آن را سخت می‌کند، سرآمد عبادت نماز است، و سرآمد اطاعت، کمک به خلق خداست. دیگر نمی‌گذارد خدمت کنی، توجیه می‌کنی، اگر پول به تو ندهند، سر کار می‌روی، دروغ می‌گویی، خدمت آن است که در مقابلش مزد نگیری، بگویی وظیفه‌ام، هر کاری ممکن است که خدمت باشد، از قرآن یاد دادن بگیر تا چیزهای دیگر، چه مادی، چه معنوی، کاری نداشته باش با این که طرف مقابلت چه کسی است، فقیر را دیدی، کمکش کن، یا برو، دیگر دخالت نکن، که این واقعاً فقیر هست یا نه، بعضی‌ها که خودشان کار خیر نمی‌کنند، نمی‌گذارند که دیگران هم انجام دهند، بیشتر دنبال منافع خودشان هستند، خدمت مشخص است، اگر آدم بخواهد خدمت کند، مشخص است، منت نگذار، هم حقوق بگیر و هم بگو من دارم خدمت می‌کنم، هر کاری از دستت برمی‌آید، بدون دستمزد، انجام بده، این خدمت است، الان ماه محرم است، توی خیابان‌ها پر از ظرف‌های یک‌بار مصرف می‌‌باشد، خدمت این است که بروی و چهار تا از این ظرف‌ها را از روی زمین برداری، حالا هر فردی به اندازه خودش، یکی علم و توانایی بیشتری دارد، نفوذ بیشتری دارد، خدمت بیشتری می‌کند، به یک خانواده یا یک خاندان خدمت می‌کند.

20- اگر در نماز و خدمت به خلق خدا سست هستیم، نشانه این است که دنیا فریب‌مان داده است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group