|
دلتنگ ز تو هستم و از غیر ننالم من طایر خو کرده ام و خوش پر و بالم گاهی که دلم طوف حریم تو بر آید انگار تو صیادی و من همچو غزالم من جای بجایی روم از شورش و مستی آغوش گشودی چو کمانی به وصالم انگار نه انگار که صیادی و دلسنگ بر قاف تو سیمرغ و بپای تو چو زالم آنگاه که در گرمی عشقت شدم آرام یکبار در این عمر رسیدم به خیالم صد حیف که جز خواب و خیالم ز تو دورم صدشکر که من بسته و دلداده خالم آن خال که افلاک به گردش همه در سیر سیری که رساند به شمایم ز زوالم دل باز شد اما به قفس باز برآیم دلتنگ ز تو هستم و از غیر ننالم
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۸-۱۰ ۲۳:۱۴:۴۵ محمداسماعیل یامی: جانم زفراق؛رنج بسیارکشید بارفتن تو همیشه آزار کشید ما همسفر راه درازی بودیم بین من وتو زمانه دیوار کشید | |