|
نویسنده سید مهدی طباطبایی
|
|
۲۳ مهر ۱۳۸۸ |
رونق بازار
آخرین رونق بازار فدای تو شدن اولین رونق بازار گدای تو شدن گرچه این زندگی ام سرد ولی میگذرد میشود گرم به امید برای تو شدن خوش شبانی که همه هستی اش افتاد ز چشم آنزمان بود که در هی هی و های تو شدن نبود دست توانا نه بزی نی جاروب جانِ بر لب زجهان خسته بپای تو شدن این همه صوت و غزلها و همه حنجره ها لاجرم قول تو باشد ز نوای تو شدن من وامانده به چشمان تو کی آمده ام هم درین دشت خوشا صید صدای تو شدن چونکه از چله تو تیر وفا گشت رها خوش دلی را هدف تیر رسای تو شدن میرود از کفم این دل به خدا رحمی کن نشوم چون پدرم در پی جای تو شدن
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۷-۲۳ ۱۴:۲۷:۲۰ سلام بزرگوار بسیار زیبا بود ....بسیار لطیف و نغز | نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۷-۲۴ ۱۱:۵۰:۴۵ بووووووووووووووووووس نفس | نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۸-۰۴ ۰۳:۳۲:۴۷ زیباست ولی چرا انقدر ناامید | نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۹-۱۹ ۱۵:۲۱:۵۷ خدا شما را حفظ کند باشد که آن امید مظلومان عالم زودتر بیاید ما را از غریبی در بیاورد | |
|
آخرین بروز رسانی ( ۲۳ مهر ۱۳۸۸ )
|