|
زبانحال حضرت علی اصغر علیه السلام
من از قفس پریده ام به شوق کویش
در آسمان رها مکن عاشق رویش بال و پرم خسته شد از بس که پریدم
راه نشان من بده پرم به سویش دانه و آب و لانه ام تار دلم شد
رها شدم بسته شوم به تار مویش عقل زسر دل ز کفم رود شتابان
شاه نشین خاطرم شود چو بویش شهد لبش میکده من خمار مانم
خشکی لب تر نکنم گر از سبویش کاش نگاه و ناله ام اثر گذارد
کبوتری تشنه رسد به آرزویش بند به پا و دل رها در آستانش
راز عطش "سهم" 1 من و دگر مجویش زود رها نما دگر تیر تو صیاد
سر ببُر از من که منم سرّ مگویش
1- تیر
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۶-۱۱-۰۶ ۰۰:۵۵:۲۴ احسنت | |