تابلوی تاظهور

تا ظهور باید تعالیم اسلامی از حالت انفعالی و تدافعی خارج و با منطقی روشن ، محکم و قوی جامه ی قاطعیت بر تن نماید .

تا ظهور باید فرهنگ مسلمین با تکیه بر سنت نبوی که پیشرو و اسوه ی همه  انسانهاست ، از فرهنگی پیرو و مصرف کننده به فرهنگ پیشرو و مولد تغییر یابد.

 

تا ظهور باید عالمان اسلامی در علم و عمل ، حجتهای حقیقی و عینی اسلام و زمینه سازان "امرجدید" شوند .

 

تا ظهور باید نفی تاثیر معارف بشری بر معرفت اصیل دینی با ترویج " انس با قرآن " و تدبر و تعمق در آیات الهی به اثبات برسد .

 

تا ظهور باید معرفت اندوزی های دینی و غیر دینی بر اساس تعالیم الهی و در جهت تعالی انسان و جامعه قرار گیرد .

 

تا ظهور باید توبه ی فردی و اجتماعی مسلمین و بازگشت به زندگی انسانی و رو به خدا محقق گردد . 

 


تبلیغات

khamenei-ir
vasiyyat
riyasat

Aviny
Logo-Navideshahed
 auh387
منوی اصلی
صفحه اصلی
متن سخنرانی ها
سیاست ما
تیغ زبان
دلنوشته ها
انجمن گفتگوی تاظهور
زندگی نامه
تألیفات
دانلود
معجزه آب و عسل
ضمیمه ها
لینکستان اسلامی
پایگاه های دینی
همراز با ستارگان
لینک RSS سایت
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 
صفحه اصلی arrow تألیفات arrow کتابها arrow آشنایی با فلسفه اسلامی

Notice: Trying to get property of non-object in /home/tazohoor/public_html/fa/includes/core.classes.php on line 1573

Notice: Trying to get property of non-object in /home/tazohoor/public_html/fa/includes/core.classes.php on line 1575

Notice: Trying to get property of non-object in /home/tazohoor/public_html/fa/includes/core.classes.php on line 1575
آشنایی با فلسفه اسلامی
نویسنده سید مهدی طباطبایی   
۰۶ بهمن ۱۳۸۵
فهرست صفحات
آشنایی با فلسفه اسلامی
صفحه 2

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آنچه در پی می آید خلاصه یی از کتاب آشنایی با فلسفه اسلامی است

 

نفس انسان از سه قدرت ذهنی به نامهای حسی ، خیالی و عقلی در جهت شناخت خود و اطرافش بهره مند است و البته آن معلوماتی که ارزشمند است ، ادراکات عقلی است .
هنر فکر کردن به وجود خود و موجودات اطراف ، برای یافتن دلایل وجودی آنها و اثبات مقوله « وجود » برای هر یک ، « فلسفه » نامیده می شود و بطور خلاصه « فلسفه یعنی حقیقت جویی » .

حقیقت ، سرمنشأ تمامی بحث های فلسفه و عقل است . یعنی اولین عقیده در فلسفه و سنگ بنای این بنیان مستحکم و عقلایی ، درک و اعتقاد به حقیقت است . لذا کسانی که معتقد به وجود حقایق در عالم هستند ، خود را به فکر واداشته و «فیلسوف» نامیده می شوند و آنها که این اصل بدیهی عقلی انسانی را منکرمی شوند ، اصطلاحا «سوفسطایی» نامیده می شوند .

فلسفه  غرب
رواج این علم از یونان باستان آغاز گشته و بزرگانی چون سقراط ، افلاطون و ارسطو از فلاسفه مشهور آن ایام بوده اند که نسل های بعدی نیز عموما پیرو و سالک این اندیشمندان بوده اند . پس از رواج مسیحیت در قرون وسطی تا حدی که منجر به تعطیلی دانشگاه ها و مدارس گشت (حدود هزار سال) ، کلیسا ( کاتولیک ) کاملا بر مراکز علمی و برنامه مدارس و دانشگاه ها مسلط شد . برخی از شخصیت های علمی در این زمان کوشیدند معتقدات مسیحیت را با مبانی فلسفه بخصوص آراء افلاطون و نوافلاطونیان تبیین کنند . از جمله مهمترین و فعالترین این شخصیتها  سن آگوستین بود. در قرون وسطی در غرب به خاطر مخالفت کلیسا ، فلسفه پیشرفتی نداشت . ولی در جهان اسلام پیوسته رو به ترقی و تعالی بود . در قرون وسطی فقط رشته خاصی از فلسفه به نام اسکولاستیک تدریس می شد . از قرن چهاردهم میلادی انقلاب فکری و فرهنگی شروع شد . در قرن شانزدهم با ظهور دانشمندان علوم تجربی مثل  کپرنیک ، کپلر و گالیله موجی در جهت گرایش به علوم طبیعی و تجربی ایجاد گشت که آراء و نظریات طبیعی ارسطو و فلکیات و هیأت بطلمیوس را متزلزل ساخت .
در انگلستان و فرانسه نومینالیسم ( اصالت تسمیه و انکار کلیات ) رواج پیدا کرد . این حرکت فکری باعث شد تا میان فلسفه و عقاید مسیحیت فاصله ایجاد شود . و مسائلی از قبیل اختلاف ارباب کلیسا و فرمانروایان،  ناسازگاری عقل و دین ، پیدایش پروتستانیسم ( انکار ادعای طرف مقابل ) ، پیدایش اومانیسم ( نوعی مادیگرائی و بی توجهی به مسائل ماوراء طبیعت و الهی ) و... بوجود آمد.
در قرن هفدهم  وپس از قطع وابستگیهای دینی با عقل و علم ، و تقویت عقاید مذهبی از راه دل و ایمان توسط کلیسا ، فلاسفه افکار جدیدی را در جهت احیای دوباره فلسفه بنا نهادند. رنه دکارت فرانسوی پدر فلسفه جدید و ارائه دهنده  اصلی خلل ناپذیر در جهت مقابله با شک گرائی بود . که
« اگر در وجود هر چیزی شک راه یابد ، هیچگاه در وجود خود ِ شک ، تردیدی راه نخواهد یافت .» پس : « شک می کنم ، پس هستم » . دانشمندان دیگری که او را در تدوین این اصل یاری نمودند ، لایب نیتز ، اسپینوزاو مالبرانش بودند. همزمان با این حرکت فلسفی ، گرایش دیگری در انگلستان مبتنی بر اصالت حس و تجربه به نام  فلسفه آمپریسم  شکل گرفت . آغازگر این گرایش  ویلیام اکامی  بود که قائل به اصالت تسمیه و منکر اصالت تعقل بود و در اواخر قرون وسطی می  زیست. پیروان او در قرون شانزده و هفده  فرانسیس بیکن  و هابز  انگلیسی بودند . معروفین این سبک عبارتند از جان لاک ، جرج بارکلی و دیوید هیوم . بطور کلی میتوان مکاتب فسفه غرب را به چند دسته تقسیم کرد:

عقل گرایی (ایده آلیسم ) که هگل و شلینگ از جمله معتقدانش بودند.که فلاسفه الهی را نیز شامل می شد. (هگل مسیر سه مرحله ای تز- آنتی تز – سنتز را قانونی کلی برای پیدایش همه پدیده های ذهنی و عینی می دانست و آنرا "دیالکتیک " می نامید.)  از مخالفين آن که باعث براندازي اين مکتب شد کارل مارکس یهودی زاده  آلماني موسس ماترياليسم ديالکتيک مي باشد.
 حس گرایی ( پوزیتیویسم ) ( اوایل قرن 19 میلادی) که کنت ( پدر جامعه شناسی ) ، ویتگنشتاین ، کارناپ و راسل از نظریه پردازانش بودند.فلاسفه ملحد مانند مک تاگارت انگلیسی نیز جزو این گروه بودند. این مکتب از یک نظر مقابل ایده آلیسم می باشد . چرا که معتقد است اساس داده های بی واسطه حواس می باشد . بنابراین مکتب ، قضایای متافیزیکی الفاظی پوچ و بی معنی هستند .

 ماتریالیسم دیالکتیک  توسط کارل مارکس و انگلس پی ریزی شد که مراحل تکامل تاریخ انسان را در کمونهای مختلف بیان می کند.

  پراگماتیسم ( اصالت عمل) مؤسس آن ویلیام جیمزآمریکایی (بنا بر نظر او، حقیقت عبارت است از معنایی که ذهن می سازد تا بو.سیله آن به نتایج عملی بیشتر و بهتری دست یابد . قضیه ای حقیقت است که فایده عملی داشته باشد ). از دیگر نظریات او این بود که قائل بود تکامل برای خدا هم هست و عدم تکامل مساوی است با سکون که نقص است .

 پلورالیسم  برتراندراسل ( فیلسوف ، ریاضیدان و منطق دان ) که از فلاسفه پوزیتویسم لوژیک  یا منطقی بود ،  معتقد به  اصالت چند جوهری و یگانه نوعی بود. او می گوید این واژه که جهان یکان است ، یعنی دارای وحدت است ، واژه ای است مهمل . چرا که گیتی پر است از الفتها و گسستها و بدون یگانگی و استمرار و نظم .

 فلسفه اسلامی

با ظهور اسلام که مقارن با قرون وسطی و زمان انحطاط غرب بود ، فلسفه از غرب و یونان به جزیره العرب و دیگر بلاد اسلامی شیوع پیدا کرد و دستخوش تحولات و تکاملات قابل ملاحظه گشت .افرادی مانند خواجه نصیر الدین طوسی ،  ابن یونس نبطی عاملی و افضل الدین کاشانی از بزرگان آن بودند. و از دیگر دانشمندان در این زمینه عبارتند از: شهاب الدین سهروردی ( اولین فیلسوف اشراقی ایرانی در سده هفتم هجری قمری) ، میرابوالقاسم میرفندرسکی ، محمد باقر استر آبادی (معروف به میر داماد)، ملاصدرا ( که بزرگترین شاگرد میرداماد بود و با تدوین حکمت متعالیه ، تحول فلسفی سودمندی را بنا نهاد) ، ملاهادی سبزواری ملقب به افلاطون زمان ، مروج و شارع نظرات ملا صدرای شیرازی بود و صاحب نظرات و تالیفات ذی قیمتی در علوم مختلفه از جمله فلسفه بود .(ازجمله منظومه و اسرار الحکم و ...)

همچنین برخی فیلسوفان معاصر که عمدتا به برکت انقلاب اسلامی شناخته شده می باشند ، عبارتند از حضرت امام خمینی ، علامه سید محمد حسین طباطبایی ، شهید مرتضی مطهری ، علامه حسن زاده آملی ، آیت الله مصباح زاده ، استاد جلال الدین آشتیانی ، آیت الله جوادی آملی ، استاد جلال الدین مجتبوی ، آیت الله محمد تقی مصباح ، علامه جعفری و ...
  فلسفه شامل چند موضوع و تشکیل دهنده اصلی است که عبارتند از :
منطق - شناخت شناسی - هستی شناسی (وجود روح و ماده ) – خداشناسی-  روانشناسی نظری-

زیبایی شناسی - اخلاق - سیاست - جامعه شناسی

زیربنا و اساس فلسفه و یا عمدتا تفکر، شناخت(معرفت) است . لذا برای ورود به فلسفه لازم است مقوله شناخت را بررسی نمود . این بحث ( شناخت شناسی ) تحت عنوان اپیستومولوژی مطرح است .

 

انواع شناخت : فلسفی( که شامل سوفسطاییان ، شکاکان،افلاطونیان،حسیون،مادیون و الهیون می شوند) ، عرفانی (معتقد به شناخت از راه دل هستند و نه حس وعقل) ، مذهبی (شامل  اشاعری و عدلیه می شود)
 اولین و با ارزشترین شناخت , شناخت خداوند تعالی است . به فرموده ی حضرت امیر علیه السلام :
  « اعلی المعارف معرفه الله »

البته از آنجا که انسان در ضمن کسب معرفت الهی به تحصیل علوم دیگر نیز می پردازد ، تا زمانی که این علم و ادراک او به شناخت خدا ختم نشود و وسیله ی برای معرفت حق نباشد ، فاقد ارزش است و البته باید توجه داشت اگر علم مفید باشد ، فایده اش فقط شناخت خداوند متعال است .

و اما ابزار و منابع شناخت عبارتند از :
1- قلب ( فطرت ) 
ß دل (جهاد با نفس )   ßارتباط  با ماوراء طبیعت
2- حس  
ß طبیعت  ß ارتباط
3- استدلال
ß عقل (بطور مثال اثبات واجب الوجود ( منجمله برهانهای ارسطوئی، سینوی و صدرایی) و یا اثبات ممنوعیت چند خدایی ( منجمله برهان تمانع ) از این طریق انجام می گیرد.)

 مفاهیم بدیهی التصور و بسیط در فلسفه عبارتند از: وجود- عدم - وحدت - کثرت - علیت - معلولیت - ضرورت - امکان  . و مفاهیم دیگر فلسفی که جزئی از ابزارهای تفکر فلسفی هستند ، مفاهیمی مرکب می باشند.

  وجود و عدم

واجب الوجود : موجودی که عدم بر او محال است .عدم لاحق و یا سابق فقط ذات اقدس الهی است .
ممتنع الوجود : مفهومی که برای آن عدم ثابت است مثل شریک الباری
ممکن الوجود : موجودی است که ذاتاً اقتضای وجود و عدم ندارد بلکه وجود و عدمش از طرف غیر است .

موجودات تصو.ری در یک تقسیم بندی به خیر محض ، شر محض ، غالب الخیر علی الشر ، غالب الشر علی الخیر تقسیم می شوند که مصادیق خارجی این موجودات ذهنی عبارتند از :
1)خیر محض : واجب الوجود ( موجودی که وجودش ضروری است )
2)شر محض : شریک باری ( موجودی که شریک و همسان موجودی ضروری بالذات یا همان واجب الوجود باشد) که البته وجود چنین وجودی ممتنع است ( وجود خارجی ندارد) .

3)غالب الخیر علی الشر : آنها که بعد وجودشان غالب بر بعد عدمشان است و یا به عبارتی خیر در آنها غالب بر شر است ( انبیا - مومنین و ... )
4)غالب الشر علی الخیر :آنها که بعدعدمشان بر بعد وجودشان غالب است و یا بعبارتی در آنها غالب برخیر است

 


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۱۳۸۶-۰۶-۲۰ ۲۱:۳۸:۴۴
خیلی استفاده کردم 
متشکرم 
موفق باشید

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۱۳۸۶-۰۷-۲۲ ۱۳:۰۴:۲۴

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۱۳۸۶-۰۷-۲۹ ۰۶:۱۶:۴۹
بسيار بسيار عالي بود

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۸-۳۰ ۱۷:۴۸:۵۸
حقيقت بالاترين است وانديشه هاومذاهب درصورت انتصاب به حقيقت حقانيت دارند. 

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۷-۲۷ ۱۱:۳۴:۵۹
با سلام دوست عزير  
فلسفه محصول افكار مريض افرادي بوده است كه تاريخ ويل دورانت آنان را كامل بت پرست و منحرف معرفي كرده است از اين فلسفه چه حاصل مي شود

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۷-۲۷ ۱۱:۳۵:۴۲
با سلام 
و الذي خبث لا يخرج منه الا نكدا

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۸-۰۵ ۰۸:۲۳:۰۵
با سلام و تشکر فراوان لطفا بحث ها را ادامه دهید و در پاسخ به دوست عزیز که فلسفه را بیهوده می داند سوال میکنم اگر در دورانی از زنگی خود به دنبال حقیقت رفتی یا می روی ناخوداگاه از فلسفه استفاده می کنی ولو اینکه خود ندانی لا اقل برای من که یک دانشجوی مهندسی هستم این طور است

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۸-۲۲ ۰۲:۳۱:۰۴
تاریخچه فلسفه را بیان فرمودید ولی راجع به استادان معاصر یا کم لطفی کردید یا جیره خور دستگاه هستید که ادمی مثل املی و مصباح را استاد خطاب میکنید البته من با شناختی که از خود سرکاردارم اجبار است چاره ائی نیست اقا مهدی . 
سایت شما اشکال فنی دارد که بدون عضویت دسترسی امکانپذیر نیست همین انسان را بری میکند موفق باشید .قدری هم راجع به خلقت بدون درگیری با مذهب فکر کنید شاید مفید باشد.یک همشهری از فرنگ

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۱۱-۲۷ ۱۶:۵۹:۵۳
خدا خيرتان دهد التماس دعا

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۴-۳۰ ۰۷:۵۳:۱۴
لطفا مسائل را کمی باز تر وآسانتر و روانتر بیان کنید که برای همه اقشار قابل درک باشد



آخرین بروز رسانی ( ۲۴ تير ۱۳۸۷ )
 
 
 
 

Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.
Developed By Mambolearn Group